|
* محمود فاضلي
يکي از رسوم ناپسند دوره قاجاريه به مزايده گذاشتن مقامات و مشاغل حساس از سوي سلاطين بود و از کساني که داوطلب

وزارت، استانداري و غيره بودند مبلغي به عنوان «پيشکش» مطالبه و وصول مي کردند. وزرا و حکام جديدالانتصاب موظف بودند با تقديم يک هديه گرانبها که آن را «دم جا» مي گفتند رضايت خاطر او را فراهم کنند.آصف الدوله که نام اصلي اش غلامرضا شاهسون است علاوه بر مبلغ معتنابهي که علي الرسم به عنوان پيشکش به ناصرالدين شاه تقديم کرد باغ قيطريه تجريش يکي از مستغلات خود را نيز به ميرزا اهدا نمود و روانه خراسان شد! وي پس از مدت کوتاهي از خراسان احضار و در سال 1315 براي بار ديگر به حکمراني کرمان و بلوچستان انتخاب گرديد و به او مأموريت داده شد تا با عده اي سرباز و مهمات به منظور سرکوب اشرار روانه بلوچستان شود.دومين مأموريت آصف الدوله در کرمان مجدداً به مانند بار اول مصادف با خشکسالي و قحطي مي شود و مردم بم و سيرجان شروع به تعرض مي کنند و دولت ناچاراً او را به مرکز احضار مي نمايد.
وي در مأموريت دومش در خراسان، با استفاده از تجربيات گذشته رعاياي خراسان و مؤديان مالياتي را تحت فشار قرار داد تا بتواند مطالبات دولت را وصول و حقوق و وظيفه مستمري خواران را تأديه کند که البته با نارضايتي مردم رو به رو شد.شيخ محمد ناظم الاسلام کرماني درباره شخصيت وي مي گويد: «آصف الدوله اظهار تقدس مي کرد و نوشابه الکلي نمي نوشيد اما از ارتکاب پاره اي از اعمال منافي عفت ابا نداشت. در هر کجا که به حکومت مي رفت گندم و ارزاق مورد احتياج مردم را احتکار مي کرد.»در زمان حکومت وي در مشهد انقلابي برپا شد و جمعي در صحن حضرت رضا(ع) بست نشستند. مظالم آصف الدوله در اين مأموريت چنان توسعه پيدا کرد که آزاديخواهان تهران را به هيجان آورد.
تعديات والي خراسان و اعمال جابرانه و نارواي او در همه محافل پايتخت نقل مجلس شد. مي گويند رعاياي قوچان در اثر فشار و سختگيري مأمورين آصف الدوله چنان به ستوه آمدند که ناچار دخترهاي خردسال خود را به مبلغ ناچيزي به ترکمانان فروختند تا بتوانند مطامع والي خراسان را تأمين و مالياتهاي مورد مطالبه را تأديه کنند. تقي زاده معتقد بود که تعديات آصف الدوله حاکم خراسان و موضوع فروش دختران قوچاني به ترکمانان بود که مردم را به مبارزه و ضديت با استبداد تحريک کرد و سبب انفجار انقلاب شد.در جلسه اي از سوي چند تن از نمايندگان از جمله تقي زاده، موضوع آصف الدوله و تخلفات و تعديات او مطرح شده و لزوم عزل وي مورد تأکيد قرار مي گيرد.وي نيز طي تلگرافي به مجلس شوراي ملي نسبت هايي که به وي داده شده بود را تکذيب مي کند. وکلاي مجلس مجدداً موضوع فروش دختران قوچاني را مطرح مي کنند و خواستار خريداري مجدد آنان و برکناري از سمتش و مجازات وي مي شوند.
آصف الدوله معزول شده و سپس وي را به تهران آورده و به عدليه سپردند. ديري نگذشت که وي در زمره رجالي ديده شد که در مجلس شوراي ملي سوگند ياد مي کرد !
در ميان ناباوري در کابينه ناصرالملک وزير داخله شد. وکلاي مجلس که از انتخاب وي خشمگين شده بودند به احترام ناصرالملک هيچ نگفتند.در کابينه ابوالقاسم خان ناصرالملک، حسين قلي خان نظام السلطنه از طرف شاه مأمور تشکيل کابينه شد و آصف الدوله مجدداً وزارت داخله را به عهده گرفت.پس از استيضاح وي در مجلس و عدم رأي اعتماد نمايندگان به وي ناچار شد که به صورت ظاهري با درباريان قطع رابطه کند و به مشروطه خواهان بپيوندد.پس از روي کار آمدن کابينه احمدخان مشيرالسلطنه، آصف الدوله به استانداري فارس انتخاب شد. استاني که البته با هرج و مرج بسياري رو به رو بود. آصف الدوله پس از مشاهده اين وضع اسفناک، به فکر چاره جويي افتاده و چون احساس کرد سرانجام پيروزي با مشروطه طلبان خواهد بود با آزاديخواهان فارس سازش کرد و خاطرنشان کرد که قبلاً هميشه متمايل به مشروطه و طرفدار حکومات پارلماني بوده است.در حالي که گروهي از همعصران وي معتقد بودند «آصف الدوله مردي سفاک و عامي بود. وقتي به حکومت فارس رسيد، مشروطه خواهان را تار و مار کرد و زير فشار گذاشت.» |