|
گروه سياسي- آرش خليل خانه: طرح پيشنهادي مدير كل آژانس براي تأمين سوخت نيروگاه تحقيقاتي تهران بر مبناي ايده ايران به مرحله اجرايي خود نزديكتر شده است.

روز جمعه مقامات آژانس از ارايه پاسخ شفاهي ايران درباره برنامه مبادله سوخت هسته اي خبر دادند اما يادآور شدند كه تهران خواهان ايجاد تغييراتي فني و اقتصادي در اين توافقنامه است. همزمان رسانه هاي غربي گفته اند تهران براي اطمينان از دريافت ما به ازاي سوخت تحويلي به كشورهاي ثالت خواهان انجام مرحله بندي شده سوخت و يا مبادله همزمان آن است.با اين حال در داخل كشور هنوز ديدگاههايي در نقد معامله پاياپاي سوخت با اعضاي 1+5 وجود دارد.
نخستين پرسش درباره ضرورت انجام معامله پاياپاي و خروج ذخيره اورانيوم غني شده كشور است. برخي ديگر از منتقدان هم بر اين باورند كه تأمين سوخت نيروگاه تهران در اشكال ديگر نيز ممكن بود.
اين دو پرسش نقادانه، محور گفتگوي خبرنگار سياسي قدس با سيامك باقري، تحليلگر ديپلماسي هسته اي است.

* آقاي باقري! اجازه دهيد بحث را از نقدي كه به دولت درباره گره زدن تأمين و خريد سوخت نيروگاه تهران با مذاكرات هسته اي ما و گروه 1+5 شروع كنيم. اين كار يك الزام فني و ناشي از شرايط بود يا محاسبات ديگري نيز در آن دخالت داشت؟
** اين موضوع از چند زاويه قابل توضيح است. مورد اول اينكه جمهوري اسلامي ايران از سال 82 به بعد كه درگير مناقشه هسته اي با غرب بوده با تحريم ها مواجه بوده و بويژه در زمينه مواد و فناوريهاي هسته اي موانع زيادي براي ما ايجاد شده است.
از آنجا كه سوخت نيروگاه تهران نيز شايد سال آينده به پايان برسد ما ناگزير به تأمين اين سوخت بوديم. از سوي ديگر بايد توجه داشت كه در مسير مذاكرات هسته اي ما در دور جديد با گروه 1+5 اين پيشنهاد خريد خود به گشايش در پيشبرد مسير سياسي مذاكرات هم تبديل شد.
از يك سو فضاي گفتماني جديد را براي ايران ايجاد كرد بدين معنا كه اگر تروئيكاي غربي و آمريكا مي خواستند مسير سياسي را به سمت تشديد فشارها بر ايران ببرند با اين معامله فضا شكسته شد و فرآيندي ايجاد شد كه گزينه هاي تعاملي تر با ايران به صدر بيايد.
جداي از اين مسأله در موضوع تأمين سوخت، اجماعي كه آمريكا در پي شكل دادن آن بود و مي كوشيد دنباله تحولات داخلي ايران را هم در خود داشته باشد با اين برنامه مختل شد و پس از نشست گروه 1+5 در نيويورك نوع نگاهها و ادبيات آنها تغيير كرد و بدنبال آن اجلاس ژنو شكل گرفت و ميسر تعامل جديد رسميت يافت.موضوع ديگري هم در اين پرونده قابل توجه است، اينكه سياست ما در اين فرآيند به گرفتن امتيازي بسيار مهم از غرب منجر شد برخلاف آنچه كه گروهي از منتقدان دادن امتياز به آنها تلقي كرده اند.
اين امتياز مستتر در معامله سوخت با گروه 1+5 به رسميت شناخته شدن غني سازي در خاك ايران و تأييد موقعيت ما به عنوان يك كشور صاحب فناوري هسته اي بود.
* دغدغه ديگري كه در اين باره مطرح بود تخليه ذخيره اورانيوم غني شده كشور در معامله پاياپاي تأمين سوخت نيروگاه تهران بود. آيا به نظر شما فروش نزديك به 80 درصد اورانيوم توليدي نطنز در موقعيت استراتژيك ما براي پيشبرد موضوع توسعه هسته اي كشور تأثيرگذار است؟ آيا ممكن نبود ما به ازاي انصراف از توليد سوخت 20 درصد غرب را قانع به فروش سوخت كنيم؟
** در اينجا دو موضوع مطرح است. نخست آنكه مبادله پاياپاي تمايل كشورهاي غربي هم بود و پيشنهاد البرادعي از اين مبنا شكل گرفت.ايران فقط نياز خود را براي تأمين سوخت نيروگاه تهران و توليد راديو داروها براساس مقررات به آژانس اعلام كرد و آژانس را در موقعيت يك تصميم گيري جدي قرار داد. در صورتي كه آژانس اين درخواست را رد مي كرد دست ما براي ايجاد تأسيساتي كه غناي مورد نياز ما را تأمين كند باز بود اگرچه ما شايد چنين هدفي را هم نداشتيم.اعلام نياز ايران به آژانس به ايده سوخت در برابر سوخت منتهي شد كه پذيرش آن از سوي تهران با شروطي همراه بود كه در اجلاس وين درباره آن بحث و به پيش نويس منجر شد.ايران به نظر مي رسد پاسخ اوليه خود را به پيش نويس ياد شده ارايه كرده كه اطلاعي از محتواي آن در دست نيست و نمي دانيم تغييرات مورد نظر ما چيست.
نكته ديگر درباره دغدغه خروج اورانيوم غني شده كشور واقعيتها و مشخصات فني آن است. اطلاعات ذخيره اورانيوم خام و منابع و معادن آن در كشور اطلاعاتي محرمانه است و ما نمي دانيم ذخاير ما در چه سطح و ميزاني است.
در صورتي كه ما منابع كافي اورانيوم در كشور داشته باشيم از آنجا كه تسلط به فناوري غني سازي در كشور ايجاد شده بويژه با بهره برداري از سانتريفيوژهاي نسل دوم و سوم در كشور كه طراحي و ابداع داخلي دارند ما با سرعت بالا و در زمان بسيار كوتاه تري از گذشته مي توانيم ذخيره «اورانيو هگزافلورايد» كشور را جايگزين كنيم و از اين بابت نگراني جدي وجود ندارد.
* از نظر شما دغدغه هاي ديگر چه مي تواند باشد. مقامات آژانس گفته اند تهران نگاههاي اقتصادي و فني به اصلاح قرارداد دارد؟
** شايد يكي از نگرانيها ما با توجه به سابقه رفتاري كشورهاي غربي تلاش آنها براي تحميل تأخير به برنامه هاي هسته اي ما باشد. در توافقنامه سعدآباد با توسل به توافق اوليه، خواسته هاي خود را باز آفريني كردند و مسير توافقنامه را به بن بست كشاندند. همين روند در توافقنامه پاريس هم تكرار شد و احتمال مي رفت پروژه سوخت در برابر سوخت هم به گونه اي تدوين شود كه راه گسترش آن را به ساير موضوعات باز كند و با مقررات برساخته از اين قرارداد الزامات ديگري را از ما مطالبه كنند.
* و پرسش آخر، انتقاد غرب اين بود كه ايران در حالي غني سازي مي كند كه هيچ مورد و محل مصرفي براي آن در داخل ندارد. آيا معامله ما با غرب در طرح سوخت در برابر سوخت اولين پاسخ عملي به اين سفسطه غرب در مقابل برنامه هسته اي ايران نيست؟
** بي ترديد اينگونه است. در مقابل سفسطه غرب دغدغه ديگر دانشمندان و مسؤولان كشور از ابتداي مناقشه هسته اي اين بود كه دست كشور در چالش با غرب بايد پر باشد تا امكان چانه زني ما را بالا ببرد. امروز شاهديم كه 1500 كيلوگرم اورانيوم غني شده در كشور به عنوان نقطه قوت ما ظاهر شد و معامله هسته اي را به طرفهاي ما تحميل كرد كه تحميل اراده ايران به گروه غربي 1+5 بود.
از سوي ديگر اكنون ايران به استفاده از اورانيوم خود نياز ضروري نداشت ضمن اينكه تأسيسات ما هنوز در مرحله نيمه صنعتي است و با توسعه برنامه هسته اي كشور به سطح صنعتي كشور شرايط متفاوت و بيش از حال به نفع ما ميشود. |