|
* مجيد سليمي بروجني
با گذشت بيش از 40 سال از آغاز فعاليت، صنعت خودرو ايران مي خواهد به کدام راه برود؛ آيا اين صنعت مونتاژکار است، آيا تنها مي خواهد پايگاه توليد بوده يا اينکه سرانجام مي خواهيم به خودروسازاني واقعي تبديل شويم؟ به نظر مي رسد اکنون صنعت خودرو ايران به دليل نداشتن راهبرد مشخص دچار روزمرگي شده و بزرگترين ضعف صنعت خودرو، نداشتن يک راهبرد مشخص است و اين صنعت توليد به يک برنامه دراز مدت 20 ساله نياز دارد.
در مقطعي قيمت خودرو هدف خودروسازان است و در ادامه آنها به دنبال افزايش توليد مي روند. يک روز به فکر طراحي خودرو مي افتند و روز ديگر برنامه خدمات پس از فروش تدوين مي کنند، اما اين پراکنده کاريها بدون داشتن يک برنامه مدون هماهنگ 20 ساله نتيجه مطلوبي ندارد.
کارشناسان عقيده دارند يا بايد خودروسازان ما در برنامه مشخصي با خودروسازان خارجي ادغام شوند يا بايد سهام به صورتي بين شرکتهاي خودروساز ايران و طرفهاي خارجي مبادله شود. در اين صورت مي توانيم زيرمجموعه يک خودروسازي بزرگ شويم و مي توانيم هويت مستقل طراحي و نشان خود را نيز حفظ کنيم و طراحي بومي خود را داشته باشيم که اين اتفاق در مورد فولکس واگن و رنو نيسان افتاده است.
از طرف ديگر مي توانيم تمام توان خودروسازان داخلي را به سمت طراحي نشان مستقل خود سوق دهيم و براي ايجاد بستر رقابتي، خودروسازان خارجي را به سمتي حرکت دهيم که در ايران کارخانه توليد خودرو به صورت مستقيم تأسيس کنند. به هر حال بايد تصميم بگيريم که در صنعت خودرو چه جايگاهي داريم.
به نظر مي رسد طرح ال - 90 براي کوتاه مدت و اتصال قطعه سازان ايراني به زنجيره جهاني مفيد بود که البته همين طرح نيز به دليل نداشتن راهبرد مشخص به اهداف خود نرسيد. اکنون بسياري از کارشناسان صنعت خودرو اعتقاد دارند ادغام قطعه سازان، خصوصي سازي، اتصال قطعه سازان به زنجيره جهاني قطعه سازي تقويت واحدهاي مهندسي، تقويت مديريت سيستم در جهت افزايش کيفيت توليدات در کنار کاهش قيمت مي تواند از پايه هاي راهبرد صنعت خودرو باشد.
عده اي معتقدند ايران خودرو و سايپا بايد با هم ادغام شوند و خودروسازان خارجي نيز در ايران کارخانه مستقل توليد خودرو بسازند، اما تمام اين موارد به يک راهبرد بلند مدت نياز دارد. کاهش وابستگي تدريجي به دولت مي تواند از گامهاي اين راهبرد باشد. کاهش حمايت تدريجي دولت از صنعت خودرو در جنبه هاي مختلف مي تواند کيفيت را افزايش و هزينه توليد را کاهش دهد.
البته در کنار کاهش حمايت بايد بسترهاي مناسب براي رشد هم فراهم شود. افزايش رقابت در بازار خودرو ايران نيز از ديگر راهکارهاي اين کار مي تواند باشد. هم اکنون بخش کمي از درآمد صنعت خودرو به تحقيق و توسعه پرداخته مي شود. بايد به گونه اي سياستگذاري شود که بخشي از درآمد خودروسازان به بخش تحقيق و توسعه اختصاص يابد.موضوعي که بايد هم در صنعت خودرو و هم صنايع قطعه سازي به طور جدي پيگيري شود. همه اين موارد ضرورت داشتن راهبردي مناسب در صنعت خودرو را گوشزد مي کند ؛ راهبردي که در وهله نخست، بنگاه هاي توليدي نقش اساسي در نوشتن آن داشته و از سوي ديگر در اين راهبرد نيز دولت تنها عامل نظارتي باشد . |