|
* سيد مصطفي حسيني راد
چند روز پيش حکم رهبر معظم انقلاب براي تمديد دوره رياست پنج ساله دوم مهندس عزت ا... ضرغامي بر سازمان صدا و سيما، ابلاغ شد.
در اين حکم ضمن اشاره به حساسيت و سنگيني مسؤوليت در اين سازمان و همچنين در کنار اشاره به برجستگي هاي کارهاي انجام شده در دوره مديريت مهندس ضرغامي، بر ضرورت همت بر روند نقص زدايي و مهمتر از آن نزديک کردن و رساندن اين رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانه اي که دين و اخلاق و اميد و آگاهي، بارزترين نمود آن باشد و رفتار اجتماعي مخاطبان و نيز نهاد حساس و مهمي چون خانواده بر اساس آن شکل گيرد و هنر و شيوه هاي گوناگون حرفه اي و آزموده شده يا نوپديد، يکسره در خدمت رشد اين شاخصها درآيد، تأکيد شده است.
نگاهي به روند توليد مجموعه هاي تلويزيوني به عنوان مهمترين بخش و آيتم که پر بيننده ترين بخش در بين برنامه هاي تلويزيون نيز هست، نشان دهنده اين واقعيت است که متأسفانه مديران رسانه ملي طي اين سالها موفق نشده اند يک استاندارد و تعريف حداقلي مشخص را براي توليد سريالها در سيما به وجود آورند.
شاهد اين مدعا نيز سطح کيفي ناهمگون و پرنوسان مجموعه هاي ضعيف، متوسط و قوي است که از شبکه هاي مختلف سيما پخش مي شود.
صرف نظر از اينکه هر کدام از اين مجموعه ها بينندگان خاص خود را دارند و البته اين دليل موفقيت تلويزيون نمي تواند باشد، بحثي که لازم است مديران رسانه ملي به آن توجه کنند، همان تأکيدهاي رهبر معظم انقلاب درباره آموزه هاي ديني، رفتار اجتماعي مخاطبان و جايگاه ويژه نهاد خانواده در اين سريال هاست. بدون شک، مي توان گفت مجموعه هاي تلويزيوني تاثير ويژه اي بر رفتارهاي خانوادگي و اجتماعي افراد دارند و اين رسانه در فرهنگ سازي اجتماعي نقشي انکارناپذير دارد.
حال و در اين ميان، اگر مجموعه هايي از قبيل «شمس العماره» با تمام قوتهاي تکنيکي و البته ضعفهاي آشکار خود، بيايند و از غفلت مديران تلويزيون استفاده کرده و براي افزودن بر جذابيت خود، از پاره اي جذابيتهاي خاص، کرشمه ها و تابو شکني هاي رفتاري بازيگران استفاده کنند، بي ترديد زنگ خطر براي انحراف حرکت تلويزيون از مسير مورد نظر رهبر معظم انقلاب و مسيري که دربردارنده باورهاي ديني و سنتي ماست، به صدا در آمده است.
در اين مجموعه، بازيگر نقش اصلي که تقريباً در هر قسمت چند بار لباس و پوشش او عوض مي شود، با ديالوگها و رفتارهايي در برابر انبوه خواستگاران خود قرار مي گيرد که در فرهنگ ديني و سنتي ما پسنديده نيست. او به راحتي و بدون اينکه هيچ قبحي در کار باشد، با يکايک خواستگارها مي گويد و مي خندد و مي رود و مي آيد و دلبري مي کند و خلاصه کارهايي که در عرف معمول خانواده هاي ايراني قابل پذيرش و پسنديده نيست.
البته همين مجموعه هم مي تواند به نوبه خود داراي پيامهاي اخلاقي و اجتماعي باشد، اما نکته مهم اين است که مخاطبان آن، بخصوص جوانان و باز بخصوص دختران جوان، در پايان اين داستان، چه چيزي را به خاطر خواهند سپرد؟
آيا يک مجموعه تلويزيوني مي تواند به راحتي فرهنگ تعريف شده اي به نام «خواستگاري» را که داراي حريمهاي مشخص شرعي و عرفي است، با جذابيتهاي پيدا و پنهان تصويري و تعريف تازه خود به خورد مخاطب بدهد؟ طبيعتاً تغيير فرهنگ و باورها يک امر بطئي و درازمدت است که از چنين جاهايي شروع مي شود.
اينجاست که نقش نظارتي مديران اهميت پيدا مي کند تا از خلاءهاي موجود، خواسته يا ناخواسته، استفاده يا سؤ استفاده نشود و آيين ها، آداب و رسومي که در جامعه، تعريف شرعي و عرفي دارند، دستخوش تعريفهاي جديد و بي پايه يک مجموعه تلويزيوني قرار نگيرند.
در فيلمها و مجموعه هاي غربي و شبه غربي، جذابيتهاي خاص، بخش مهم و تعريف شده اي از کشش اثر را به خود اختصاص مي دهد، اما در فيلمها و بخصوص مجموعه هاي ايراني که تحت نظارت صدا و سيما ساخته مي شوند، ارزشهاي ديگري اولويت دارد که نويسندگان و کارگردانهاي خوب ايراني ثابت کرده اند با تلاش بيشتر و نگاه حرفه اي تر مي توان آثاري ساخت که بدون بهره گيري غير منطقي از پاره اي جذابيتها، مخاطب پسند و اثرگذار نيز باشند. |