|
*شيدا اميني
«آزادانديشي و تواضع فکري علامه طباطبايي اگر نه بي نظير که کم نظير بود و ما هم اکنون به اين تواضع و آزادانديشي بسيار نياز داريم.»

دکتر سيد محمد ثقفي استاد جامعه شناسي دين، پژوهشگر حوزه و دانش آموخته دانشگاه تمپل آمريکا، در گفتگو با خبرنگار قدس، در پاسخ به «نسبت نظر و عمل در آراي علامه طباطبايي» گفت: علامه طباطبايي يک متفکر و يک اسلام شناس مطرح بود، اما اين تخصص در ساحت نظر باعث نمي شود که وي از عمل به دور باشد و ما شاهد تأثير شگرف اين اطلاعات و بصيرتها و داده هاي نظري بر عمل مرحوم علامه هم هستيم.
اين استاد جامعه شناسي دين افزود: آزادانديشي علامه طباطبايي در بحثهايي که وي با هانري کربن دارد، کاملاً مشهود است. يقيناً هانري کربن هم مجذوب اين آزادانديشي و تواضع علامه طباطبايي بوده است. ما با استادي روبرو هستيم که هرچند يک اسلام شناس و دين شناس برجسته است، اما خود را بي نياز از بصيرتها و چشم اندازهاي ديگر نمي داند. بسياري از شاگردان علامه ما را به اهميتي که وي به رويکردها و روشهاي ديگر مي داد، توجه داده اند.

وي با ذکر خاطره اي از مشي آزادانديشانه علامه طباطبايي گفت: فردي را مي شناسم که مجموعه مقاله هايي در مورد نسبت ايران و اسلام در نشريه مکتب اسلام مي نوشت و در جايي نسبتي به دين زرتشت داده بود. علامه طباطبايي بدين فرد گوشزد کرد که هنگام نگاشتن مطلب در مورد دين زرتشت، جانب انصاف را رعايت نکرده و پيشداوريهاي خود را در فهم و سنجش اين دين دخالت داده است. علامه مسؤوليتهاي زياد يک دين شناس و دين پژوه را به وي يادآوري کرده بود.

ثقفي همچنين به زندگي بسيار ساده و به دور از تشريفات علامه اشاره کرد و گفت: علامه عموماً به صورت بسيار ساده اي به زيارت حرم حضرت معصومه (س) مي رفتند. در چند مورد هم که کتابي براي ايشان برده بودم، خود در منزل را بر من گشودند و اينها نشان از نسبت عميق نظر و عمل در زندگي ايشان مي دهند.
اين جنبه از شخصيت بزرگمرداني چون علامه را بايد به جوانان اين مرز و بوم گفت تا اين شيوه، روشنگر زندگي فکري و عملي آنها باشد. به نظر مرحوم علامه علم، فکر اصغر است و فکر اکبر که عرفان عملي است، اهميت و ارج بيشتري نسبت به فکر اصغر دارد.
رسانه هاي ما بايد اين وجوه از شخصيت مرحوم علامه را برجسته تر از پيش مطرح کنند و به همه نمايان سازند، چون ما در زمانه اي زندگي مي کنيم که نسبت ميان نظر و عمل تا حدود زيادي گسسته شده است.
اين استاد دانشگاه نقش عرفان عملي را در اين شيوه زندگي برجسته دانست و برادر بزرگتر و پسر عموي مرحوم علامه را استادان عرفان عملي ايشان به حساب آورد.

ثقفي با اشاره به زندگي فکري علامه پس از بازگشت از نجف گفت: علامه دو خلاء را در حوزه هاي علميه برجسته مي ديدند که اين دو يکي تفسير قرآن بود و ديگري فلسفه اسلامي. ايشان عمر خود را در اين راه صرف کردند که اين دو موضوع را در حوزه پربار کنند.
الحق هم در اين مسير موفق بودند. ايشان شاگرداني را پرورش دادند که هريک از آنها هم اکنون خود استادان برجسته فلسفه و تفسير هستند. افرادي چون: آية ا... حسن زاده آملي، و آية ا... جوادي آملي و آية ا... سبحاني. شاگرد بزرگ ديگر ايشان استاد مطهري، بي نياز از تعريف و تمجيد هستند.
اين متخصص جامعه شناسي دين در مورد جايگاه بحثهاي جامعه شناسي در انديشه علامه هم گفت: مرحوم علامه البته متخصص جامعه شناسي و يا جامعه شناسي دين نبودند، اما بحثهايي را مطرح کرده اند که مي توان آنها را ذيل عنوان جامعه شناسي معرفت گنجانيد، مانند آنچه در مورد ادراکهاي اعتباري گفته اند که اين بحث به نظر بسياري، از ابتکارهاي جالب توجهي برخوردار است.
علاوه بر اين، ايشان در جاي جاي تفسير و آثار خود بحثهاي جامعه شناسي جالبي را برجسته کرده اند؛ مانند آنچه در تفسير آيه هاي پاياني سوره آل عمران گفته اند که در آنجا ضوابط اجتماعي اسلام را بسط داده اند. کتاب جامعه و تاريخ استاد مطهري از اين بحثها بسيار استفاده کرده است.

بحثهايي هم در زمينه ليبراليسم، فلسفه تاريخ و جامعه شناسي دارند که اين بحثها مي توانند موضوع تأمل و تفکر پژوهشگران ديگر براي توجه بيشتر باشند. اين رويکردها، رويکردهايي جدي هستند اما بايد گسترش يابند، زيرا مرحوم علامه متخصص اين شاخه نبوده و به صورت اجمالي به اين بحثها پرداخته اند. |