تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اقتصادي
اجتماعي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
گزارش
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-11-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 1آذر ماه 1388


چهار نسل از يک خاندان در کنار هم ؛ روزي براي صله رحم



* گروه بانوان - خانواده
من رشته محبت خود «تازه» مي کنم






«چون تازه گشت» به تو نزديکتر شوم...
... و گاهي تنها يک پيشنهاد، يا يک اقدام بسيار ساده، از سوي فردي، به کاري بزرگ و گسترده مي انجامد که پيامدها دارد، تازه به تازه نو به نو... آنچه که در زير مي آيد نمونه روشن و گويايي است از اين واقعيت اجتماعي. با هم بخوانيم و بشنويم؛ شايد شيفته پيام نو و راه کار تازه اش شديم و ما هم همت به خرج داده، محتواي آن را متناس با شرايط و امکانات خانواده هاي خود پياده کرديم:

چهار نسل از يک خاندان مشهدي در کنار هم

در خانداني که پدران و مادران آنها نسل اندر نسل در شهر مقدس مشهد زندگي کرده و مي کنند يک نوه عمه، مي خواهد به افتخار مادر کهنسال خود، تعدادي از خويشان نزديک را به ميهماني دعوت کند. موضوع را از براي مشورت، با سه چهار تن از نوع دايي ها در ميان مي گذارد. اينان، او را تأييد و تشويق مي کنند و کار را درست مي دانند. يکي از آنها مي گويد «من به شرطي در اين ميهماني شرکت مي کنم که سهم خود را بپردازم...» همين جمله ساده و بي پيرايه (که البته بار معنوي ويژه اي داشته) ديگران را هم به دنبال خود مي کشاند و باعث مي شود تا موضوع از يک ميهماني فردي و خصوصي، بسيار بسيار فراتر رفته و به يک همايش گسترده فاميلي تبديل شود و بيش از 350 نفر شرکت کنند.
زن و مرد، پير و جوان، دختر و پسر و خردسالان ( 4 نسل پياپي) همگي قوم و خويش منتها قوم و خويشهايي که اکثريت آنها يکديگر را نمي شناخته اند؛ چون در اين چند دهه اخير، همديگر را نديده بوده اند... چهار نفر از سالمندان را در اين همايش با ويلچر آورده بوده اند... دو نوزاد را هم روي دستهاي پدر و مادر...

شايد با يک اقدام بجا، به هم نزديکتر شويم

گر بخواهي که بجويي دل من، اکنون جوي
ورنه بسيار بجويي و نيابي بازم! (سعدي)
باري! جمع اين نوه دايي ها به حدود 10 نفر مي رسد. پولهايشان را روي هم مي گذارند حتي برخي از آنها دوبار پول مي دهند. با خود مي گويند: حال که مي خواهيم صله رحم دسته جمعي انجام دهيم و اين سنت اسلامي انساني غبار گرفته را از نو، زنده کنيم، شايسته آن است که آن را هر چه بهتر، گسترده تر و با شکوه تر برگزار نماييم تا خاطره آن هر چه بيشتر تا سالهاي سال در دلها و يادها باقي بماند...
اين است که در پي اين مصمم مي شوند فهرستي از نام و تلفن همه خويشان دور و نزديک خود را تهيه کنند- از اين بپرس از آن بپرس؛ به اين تلفن کن به آن تلفن کن؛ تا سرانجام همه را پيدا مي کنند. در حدود 400 نفر، کمتر يا بيشتر (حدود 60 خانواده شايد هم بيشتر).
همه اين کارها در ماه هاي نخستين سال 1383 انجام مي پذيرد. محل همايش در مجتمع فرهنگي ورزشي شهيد هاشمي نژاد تعيين مي شود. روز همايش جمعه نهم مرداد، از صبح تا غروب اعلام مي شود. به قوم و خويشهايي که در تهران و برخي شهرها (حتي آنها که در خارج از کشور) ساکن بوده اند پيشاپيش اطلاع مي دهند و نخستين همايش همگاني خانواده هاي خود را به افتخار 12 نفر از بزرگان خاندان ( 6 نفر زن 6 نفر مرد) نامگذاري مي کنند آن ميهماني فردي خصوصي، که در آغاز پيشنهاد شده بود و بنا بود به افتخار «يک زن» بوده باشد؛ اينک به افتخار 12 نفر برپا مي گردد... نتيجه اتحاد و اتفاق و کارگروهي، ثمره يکدلي و يگانگي...

يک ميهماني بزرگ و گسترده

ما براي «وصل کردن» آمديم
ني براي «فصل کردن»...
مولانا
آنچه در اقدام مذهبي انسان اين گروه اندک، اما پرشور و سرزنده شايان توجه است اين است که بهنگام دعوت از افراد، اعلام مي کنند که همه عروسها و دامادهاي خانواده ها - که در اين چند ده اخير، به جمع آنها پيوند خورده اند و جزو درخت اصلي شده اند نيز «عضو خاندان» هستند ] نزديک کردن دلها و دستها به هم: خواسته مذهبي، اخلاقي، انساني و اجتماعي [ و بر اين پايه، همگي آنان را به همايش دعوت مي کنند. از اين بيشتر و بالاتر: حتي پدر و مادر اينان را نيز به شرکت در همايش فرا مي خوانند؛ چون مي دانسته اند که احترام به پدر و مادر، سفارش خداوند آفريدگارست در قرآن مجيد.

يک روز استراحت و تفريح براي همه

يک وقت خوش، که دست دهد، مغتنم شمار
کس را وقوف نيست که پايان کار، چيست؟
حافظ
و بدين گونه بوده است که يک روز استراحت و تفريح براي همگان فراهم مي گردد. بسياري از قوم و خويشها که سالهاي سال همديگر را نديده بوده اند، يا اصلاً يکديگر را نمي شناخته اند فرصتي مي يابند (دست نايافتني) که همديگر را «سير ببينند» ... برخي براي نخستين بار به برخي ديگر معرفي شده با هم آشنا مي شوند... در اين ميان، جوانان بويژه بسيار شاد بوده اند چون ضمن آشنايي با هم سن و سالان خود، از امکانات ورزشي مجتمع هم به خوبي استفاده کرده، در جشني که بخصوص به خاطر آنها در بعد از ظهر، در حضور تمام پدر و مادرها برپا مي شود، جوايز ارزنده اي به قيد قرعه نصيب شان مي شود. مخصوصاً جوايزي که به تازه عروسها و تازه دامادها (جمعاً 12 زوج تازه نفس) تقديم مي گردد و کودکان خردسال هم جوايز ويژه خود را دريافت مي کنند.
«ايام خوش» آن بود که با «دوست» به سر شد
باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود! حافظ

«گروه پيوند»

حسنت، به اتفاق ملاحت، جهان گرفت
آري! به اتفاق، جهان مي توان گرفت!
حافظ
اين جمع ده نفره که به خود نام «گروه پيوند» داده بوده است، مي خواسته است که مانند اين همايش، همه ساله برگزار شود... اما موانعي پيش مي آيد... پنج سال در کار وقفه مي افتد... تا اينکه امسال، باز خدا ياري کرده به آنها توفيق دوباره عطا مي کند و آنان، بار ديگر پولهايشان را روي هم گذاشته و مانند همان همايش سال 83 همزمان با ولادت حضرت مهدي(عج)، در مجتمع شهيد هاشمي نژاد، گردهم جمع مي شوند. اين بار هم تعداد شرکت کنندگان، همان 350 نفر مي شود. اين گروه اميدوار است که اين دفعه، وقفه اي در کار پيش نيايد و براي اين منظور، تدابيري انديشيده است تا از برخي نواقص احتمالي يا پيش بيني نشده هم رخ ندهد.

تجديد ديداري مجدد با خاطرات بزرگان

ياد آر ز شمع مرده، يادآر
علامه دهخدا (در سوگ ميرزا جهانگيرخان صور اسرافيل)
اينها همه را براي خوانندگان خوب و کنجکاو خود تعريف کرديم؛ اما هنوز يک چيز بسيار خوب ديگر را نگفته ايم: در همايش امسال گروه از همه خانواده ها مي خواهد چنانچه عکسي از عزيز يا عزيزان درگذشته خود (چه زن چه مرد) در دسترس دارند به محل همايش بياورند تا در معرض ديد همگان قرار گرفته بهنگام اداي نماز جماعت در مسجد مجتمع از همه آنها، يکجا تجليل به عمل آيد و براي شادي ارواح پاک آنان، فاتحه اي دسته جمعي خوانده شود...اينک گروه قصد دارد همه عکسهاي جمع آوري شده را در مجموعه اي گردآورده در اختيار خانواده ها قرار دهد.
بر لب جوي نشين و گذر عمر ببين
کاين اشارت، زجان گذران، ما را بس! حافظ
اين همه، رفتند و ما اي شوخ چشم
هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار... سعدي

و اما راجع به خود قوم و خويشهاي حي و حاضر

قدر مسلم آنچه که اين گروه کوچک، اما نوآور و آينده نگر تاکنون کرده يا در آينده انجام خواهد داد تنها به دليل وجود قوم و خويشهايي است که هم اکنون، هستند و دارند زندگي مي کنند... چرا که خواسته از سويي، ميان اينان و عزيزان درگذشته شان پيوندي ماندني و خاطره انگيز ايجاد کند و به همين منظور هم شجره نامه اي خانوادگي در دست تهيه دارد و از سوي ديگر، کوشيده و مي کوشد تا در ميان خود اين قوم و خويشهاي دور از هم پيوند استواري را برقرار کند و «دوري هاي آنان را از يکديگر» به «نزديکيها ميان آنان» مبدل سازد.گرچه اين کار آساني نيست و يک شبه به انجام نمي رسد... ولي تا اندازه اي شدني است و البته زمان مي خواهد و صبر و حوصله.

  


وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي خواستارشد ؛
آماده باش مراکز درماني براي مقابله با موج دوم آنفلوانزا



وزير بهداشت، درمان و آموزش و پزشکي نسبت به آغاز شيوع موج دوم آنفلو انزاي نوع A در دو ماه آينده هشدار داد و آمادگي تمام مراکز درماني در اين زمينه را خواستار شد.مرضيه وحيد دستجردي همچنين با تأکيد به اين نکته که همدلي ايجاد شده ميان دولت، مجلس و ساير قوا در دولتهاي قبل سابقه نداشته است، افزود: ما بايد از اين فرصت ايجاد شده به نحو مطلوب براي خدمت رساني به مردم عزيزمان استفاده کنيم.

* راه اندازي مراکز توزيع شربت ترياک
وزير بهداشت گفت: شربت ترياک که ما آن را شربت اپيوم نامگذاري کرده ايم مي تواند برخي از معتادان سنتي را درمان کند به همين علت تا پايان سال مراکز درمان مجاز با اين شربت با نظارت وزارت بهداشت در شهرهاي مختلف داير مي شوند.مرضيه وحيد دستجردي در گفتگو با فارس، افزود: کار جديدي که وزارت بهداشت براي درمان معتادان دارد و طرح پايلوت آن نيز انجام شده است، مسأله، شربت اپيوم(شربت ترياک) است، اين شربت مي تواند برخي موارد اعتياد سنتي را درمان کند اما اجراي کامل اين طرح نياز به کارهاي فراواني دارد، از جمله اينکه مراکز عرضه کننده اين شربت حتماً بايد مورد تأييد وزارت بهداشت باشد. وزير بهداشت ادامه داد: درمان با اين شربت نيز دراز مدت و طولاني مدت است و حتماً افراد تحت درمان با اين شربت بايد تحت حمايتهاي رواني و آموزشهاي لازم قرار گيرند.وحيد دستجردي گفت: اگر ما بخواهيم اين شربت اپيوم را به معتادان سنتي براي درمان بدهيم بدون اينکه کارهاي ديگر حمايتي و آموزشهاي لازم انجام شود، قطعاً اين طرح موفق نخواهد بود.وي ادامه داد: حدود يکسال است که وزارت بهداشت روي اين شربت کار کرده است و نتايج پايلوت(دوره آزمايشي) آن مثبت بوده است، به طوري که 70 درصد کساني که روي درمان با اين شربت رفته اند و تحت حمايتهاي رواني قرار گرفته اند، ديگر به مصرف مواد مخدر باز نگشته اند به همين علت برنامه ما اين است که تا پايان سال مراکز مجاز و مورد تأييد عرضه شربت اپيوم را در سراسر کشور ايجاد کنيم. به گفته فرهاد اقطار، مديرکل دفتر پيشگيري و درمان اعتياد سازمان بهزيستي، پايلوت اوليه آن توسط دکتر آذرخش مکري، مجري اين طرح طي يکسال گذشته براي هزار معتاد اجرا شد و نتايج آن موفقيت آميز بود بنابراين اکنون زمان آن رسيده که درمان معتادان با شربت ترياک در مراکز درمان اعتياد و به صورت واقعي آزمايش شود.

  


عضو کميسيون فرهنگي مجلس: زياده خواهي جوانان از عوامل گسترش طلاق است



عضو کميسيون فرهنگي مجلس گفت: زياده خواهي جوانان از جمله عوامل گسترش طلاق است و اگر فرهنگ قناعت و ساده زيستي گسترش پيدا کند، آسيبهاي اجتماعي از جمله طلاق به حداقل مي رسد.حميد رسايي در گفتگو با فارس افزود: طلاق از منفورترين حلال ها در نزد خداوند است. خداوند طلاق را قرار داده تا در مواقعي که چاره اي جز جدايي نخواهد بود، صورت گيرد.وي گفت: طبيعتاً طلاق از منفورترين حلال ها در نزد خداوند است، در نزد بندگان خدا و کساني که حاکمان يک جامعه اسلامي هستند نيز بايد از منفورترين کارها باشد.اين عضو کميسيون فرهنگي مجلس اضافه کرد: متوليان جامعه ديني بايد تلاش خود را انجام دهند که آمار طلاق را در جامعه کاهش پيدا کند. رسايي گفت: شايد يکي از علل مهمي که در طلاق نقش اساسي را ايفا مي کند، ازدواج و شکل ازدواج دختران و پسران باشد و هر چقدر سرمايه گذاري در امر آگاهي به موضوع ازدواج بيشتر و فرهنگ ازدواج غني تر شود، آمار طلاق به همان نسبت کاهش خواهد يافت.وي افزود: دولت و مجلس وظيفه دارند با تسهيل در امر ازدواج و فرهنگ سازي در خصوص آن به شکلي که ازدواج از يک بنيان محکم برخوردار شود، تأثيرگذار باشد. رسايي گفت: مشکلات اقتصادي مي تواند يکي از عوامل طلاق در ميان جوانان باشد و اگر موضوع اشتغال در جامعه برطرف شود و فرهنگ قناعت و ساده زيستي گسترش پيدا کند، آسيب اجتماعي طلاق به حداقل مي رسد.عضو کميسيون فرهنگي مجلس افزود: قناعت و ساده زيستي در شروع زندگي باعث استحکام بنيان خانواده ها است و اگر جوانان قبل از ازدواج توقعات بالا داشته باشند و بعد از ازدواج به آمال و آرزوهاي گذشته خود نرسند، باعث آزردگي و جدايي مي شود.رسايي گفت: فرزنداني که پدر و مادر آنها از يکديگر جدا شده اند و طعم تلخ جدايي را چشيده اند، با سراشيبي هاي مختلف رو به رو هستند و به دليل نبود پدر و مادر احتمال سقوط بيشتر مي شود. هر چقدر پدر و مادر نسبت به موضوع طلاق زود تصميم نگيرند، آسيبها کاهش پيدا مي کند.

  


قدس بررسي مي کند ؛ دلنوازي هاي رسانه ملي براي نهاد خانواده



* سلمان يزدي
تأثير تلويزيون به عنوان رسانه اي گسترده و فراگير، بر بنيان خانواده بر کسي پوشيده نيست تا آنجا که حتي قادر است ارزشهاي حاکم بر خانواده ها را نيز دستخوش تغيير کند.






طي هفته هاي گذشته شاهد پخش مجموعه تلويزيوني «دلنوازان» از شبکه سوم سيما بوديم که مضمون اصلي آن مرتبط با مشکلات و حوادثي بود که در حوزه خانواده اتفاق مي افتد. به نظر مي رسد اين حرکت و حرکتهايي شبيه به اين بتواند در ارتقاي فکري و نوع نگاه به مسايل خانوادگي تأثير مثبتي داشته باشد.
مجموعه تلويزيوني «دلنوازان» که موضوع اصلي آن پيدا کردن يک دختر گمشده بود، با موضوعهاي فرعي بسياري که در کنار اين موضوع رخ مي دهد از جذابيت زيادي برخوردار بود.
اين مجموعه جدا از مسايل هنري و فني که بايد در جاي خود مورد بحث قرار گيرد، از ديدگاه مسايل خانوادگي و اجتماعي نيز حاوي نکاتي بود که در اين جا به آن مي پردازيم.
1 - در رابطه با ازدواج بهزاد و يلدا، اولين نکته اي که به ذهن مي رسد، اين است که، در نظر خانواده هاي امروزي اين مسأله که فرزندانشان را همانند بهزاد و مهتاب از کودکي به نام يکديگر کنند، خوشايند نيست.
ضمن آن که ازدواج يلدا و بهزاد با اقدام عجولانه و بدون تأمل بهزاد همراه بود، که عواقب تلخي را براي او به همراه داشت. با اين همه با کمي تأمل مي توان درک کرد که اکنون شيوه انتخاب همسر در خانواده هاي ما در حال تغيير است و اگر زماني خانواده ها خود عروس يا داماد آينده شان را انتخاب مي کردند، حالا با ورود زنان و دختران به تمام سطوح جامعه، اين موضوع نيز دستخوش تغيير شده است، يعني دختر و پسر اين امکان را پيدا کرده اند که در جريان تعاملات اجتماعي، با همسر آينده خود آشنا شوند و در صورتي که او را مناسب خود بيابند، خانواده ها را در جريان اين انتخاب بگذارند، در نتيجه خانواده ها بايد ياد بگيرند در مقابل اين پديده موضع گيري نکنند و با نشان دادن هم فکري و احترام گذاشتن به نظر فرزندان شان با آن ها همراه شوند و بتوانند به خوبي اين آشنايي را مديريت کنند و راه را بر خطا ببندند.
2 - نکته دومي که در سريال «دلنوازان» پررنگ تر جلوه مي کرد، اين بود که تمام شخصيتهاي زن اين مجموعه تلويزيوني شاغل بودند، حتي چندين بار از زبان شخصيتها تکرار شد که جامعه عوض شده و زنان پابه پاي مردان کار مي کنند. البته به گونه اي که به مخاطب القا مي شد، تمام زنان بايد شاغل باشند، نکته اي که جاي بحث و گفتگوي بسيار دارد.
3 - در مورد علاقه روشنک و رامين که سرانجام هم ازدواج کردند، سؤالهاي زيادي به ذهن مي رسيد. اين که آيا دو نفر با وجود اين همه مشکل به چه دليلي با هم ازدواج کردند و خانواده ها چه نقشي در انتخاب فرزندانشان داشتند؟ و اين که آيا اين دو نفر به بلوغ عقلي براي ازدواج رسيده بودند، زيرا از حفظ حرمت ميان زن و شوهر که لازمه داشتن يک زندگي شاد و موفق است، در بين اين دو شخصيت خبري نبود؟
4 - نکته چهارم، اين که در زمان ازدواج بهزاد و يلدا، زماني که بحث مهريه به ميان آمد، مهريه بالايي پيشنهاد شد، اما اتفاقهاي بعد از آن به خوبي نشان داد که مهريه بالا ضامن خوشبختي زوجين نيست، پس به نظر مي رسد خانواده ها بايد در اين گونه تصميم گيريها هم دقت و تأمل بيشتري به خرج دهند.
البته نکات مثبت و منفي ديگري هم از ديدگاه مسايل خانوادگي و اجتماعي به طور حتم در اين مجموعه تلويزيوني وجود داشت، که اينها، تنها مشتي هستند نمونه خروار.

خانواده ها دور هم جمع مي شوند

به منظور روشن تر شدن هر چه بيشتر زواياي اجتماعي و خانوادگي اين سريال و آثاري که در خانواده ها بر جا مي گذارد، با يکي از کارشناسان مسائل خانوادگي گفتگويي داشتيم تا ديدگاه او را در اين باره جويا شويم.
جواد ابراهيمي، کارشناس ارشد مشاوره خانواده، در پاسخ به اين سؤال که؛ سريال دلنوازان و به طور کلي سريالهاي اجتماعي- خانوادگي رسانه ملي چه تأثيري مي توانند بر روابط اجتماعي و خانواده ها بگذارند، مي گويد: «البته من زياد اين سريال را نديدم، اما چند قسمتي را که ديدم فکر مي کنم، نکات مثبت اين سريال بيشتر از نکات منفي اش بود، اگر هم نکات منفي داشت زياد به چشم بيننده عادي نمي آمد و براي مردم بيشتر حالت سرگرمي داشت.
به نظر من از نکات مثبت اين سريال مي توان به ديدگاه منطقي مهتاب اشاره کرد و اين که کم صبري بهزاد هميشه برايش مشکل به وجود مي آورد. اين مي تواند براي مخاطب پيام آشکاري باشد که رفتار اين دو شخصيت را با رفتارهاي خودشان بسنجند و خود را در ترازوي نقد قرار دهند.
نکته ديگري که به نظر مي رسد اين است که درباره افراد خانواده نبايد زود قضاوت کرد و در همه موارد بايد تمام زواياي امور را سنجيد تا با تصميم شتاب زده کانون خانواده دستخوش تحولات منفي نشود.
ابراهيمي مي افزايد: از ديگر ويژگي هاي شخصيتهاي اين سريال برخورد منطقي شخصيتهاي مختلف آن با مشکلات است که مي تواند، آموزنده باشد.او ادامه مي دهد: به اعتقاد من تلويزيون به عنوان يک رسانه ملي با پخش سريالها و برنامه هايي از اين دست مي تواند خانواده ها را دور هم جمع کند و راه مقابله با مشکلاتي را که ممکن است، خانواده ها با آن درگير باشند به طور غيرمستقيم نشان دهد.»

از نگاه مخاطبان

از قديم گفته اند: هميشه بهترين داوران مردم هستند، مردم که با دقت تمام اتفاقهاي پيرامونشان را مي بينند و قضاوت مي کنند و در مورد سريالهايي هم که از صدا و سيما پخش مي شود، همين گونه عمل مي کنند.آرميتا محمودي، دانشجوي حسابداري درباره تأثير سريال دلنوازان بر روابط دروني خانواده ها به گزارشگر ما مي گويد: «من هر شب اين سريال را مي ديدم. اما جدا از جذابيتهايي که داشت، احساس مي کنم تا حدودي بعضي از مسائل آن غيرواقعي و تصنعي بود، مثلاً صبر و دانايي مهتاب تا حدودي غيرواقعي به نظر مي رسيد، فکر مي کنم اگر اين روابط کمي واقعي تر بود، مي توانست تأثير بهتري روي مخاطبان بگذارد، اما به طور کلي آثار مثبت اين سريال بيشتر از آثار منفي آن است.
ابوذر ملکي، دانشجوي رشته حقوق، نيز درباره پيامهاي خانوادگي سريال دلنوازان معتقد است: «به نظر من سريال در جريان پخش زياد قابل پيش بيني نبود و اين که به مشکلات بين خانواده ها مي پرداخت آن را جالب تر کرده بود. شايد حرفهاي ما به نوعي از زبان شخصيتها بيان مي شد. البته بعضي از نکاتش سبب مي شد تا در جامعه و خانواده توقعها بالا برود. به عنوان مثال در اين سريال همه افراد از وضعيت مالي خوبي برخوردار بودند، در حالي که در سطح جامعه وضعيت زندگي بسياري از مردم اين چنين نيست. پس اين مسأله را مي توان به عنوان ضعف سريال محسوب کرد. مثلا زماني که يلدا و بهزاد در ابتداي زندگي به دنبال مسکن هستند، خانه اي را که زياد هم کوچک نيست، نشان مي دهد، اما از زبان يلدا بيان مي شود که خانه نقلي خوبي است و يا اين که مثلاً بهزاد وقتي بيکار مي شود و ماشينش را براي پرداخت بدهي هاي زنش مي فروشد اما مکرراً تاکسي دربست مي گيرد، همين نکات سبب مي شود تا به طور ناخودآگاه براي گروهي از جوانها و خانواده شان فرهنگ سازي شود و زماني که با سختي رو به رو مي شوند، حاضر به قبول آن نباشند.
رمضاني، خانه دار نيز در مورد سريال دلنوازان مي گويد: «به نظر من اين سريال از جمله کارهاي خوبي بود که اخيراً از تلويزيون پخش شد و پيامهاي خوبي را به بيننده ها داد، مثلاً زماني که بهزاد براي ازدواج پافشاري کرد و بعد از آن با مشکلات زيادي روبه رو شد، با تمام مشکلاتي که با خانواده اش داشت، باز هم اين خانواده اش بودند که به او کمک کردند و اين نشانگر آن است که فرزندان بايد به خانواده ها و نظراتشان احترام بگذارند و اين نکته را هم درک کنند که تنها خانواده ها هستند که مي توانند در مقاطع حساس و مشکلات مختلف کمکشان کنند.
رمضاني مي افزايد: حتي اگر اين سريال تنها پيامش اين باشد که نبايد از کانون خانواده دور شد، زيرا بهترين محل براي حل مشکلات خانواده است، به نظر من کلافي است.

نگاهي تازه به موضوع ازدواج

اما تهيه کننده مجموعه تلويزيوني «دلنوازان» ويژگي اين مجموعه را نگاه متفاوت و تازه به مسأله ازدواج مي داند. مهران مهام در اين باره طي گفتگويي با خبرگزاري مهر گفته است: براي تهيه اين مجموعه کارگروهي انجام شده و با کارشناسان و روان شناسان و... صحبت شد تا کار شسته و رفته شود. هدف ما از تهيه مجموعه «دلنوازان» پرداختن به مسائل ازدواج از زاويه اي نو و متفاوت بود.
مهام يادآور شده است: شما هم در اطرافيانتان ممکن است با خانواده هايي روبه رو شده باشيد که فرزندانشان را از کودکي به نام هم مي کنند. اين مسأله درست نيست زيرا وقتي بچه ها بزرگ مي شوند شرايط تغيير مي کند. در واقع مجموعه «دلنوازان» هشداري به اين نوع خانواده داده است و تلاش کرده اين نوع مسائل را براي مردم باز کند.

سخن آخر

با توجه به بازخورد خوب اين مجموعه تلويزيوني و علاقه خانواده به تماشاي اين گونه سريالها، به نظر مي رسد که تلويزيون به عنوان يک رسانه ملي مي تواند از اين فرصتها براي شکل دادن به ارتباط با افراد خانواده و بهبود مسايل و مشکلات اجتماعي و بيان کردن ارزشهاي متناسب با جامعه به خوبي استفاده کند و ما بايد اميدوار باشيم که رويکرد تلويزيون به پخش اين گونه برنامه ها رويکردي رو به اوج باشد و همچنين سريالهاي بعدي بانگاهي جدي تر و عميق تر به مسايل خانوادگي و کالبد شکافي مشکلات اين مهمترين واحد اجتماعي بپردازد.

  


رئيس پژوهشکده غدد درون ريز و متابوليسم:
کمبود هورمون تيروئيد در مادر به سلول هاي مغزي جنين آسيب مي زند



رئيس پژوهشکده غدد درون ريز و متابوليسم دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي گفت: بعد از ديابت و گواتر، سه بيماري مربوط به غده تيروئيد، شامل گره هاي غده تيروئيد، کم کاري تيروئيد و پرکاري تيروئيد برخي از بيماريهاي مهم غيرواگير در کشور هستند.
دکتر فريدون عزيزي در گفتگو با ايسنا گفت: گره هاي غده تيروئيد در 95 درصد موارد خوش خيم است که با روشها و ابزارهاي مختلف مانند بيوپسي سوزني، سونوگرافي، اسکن و تست هاي تيروئيد تشخيص داده مي شوند.
وي ادامه داد: بيشتر افرادي که گواتر منتشر دارند، گواتر آنها از نوع ساده است که معمولاً همراه با کم کاري يا پرکاري تيروئيد نيست و قابل کنترل هستند.
* درمان کم کاري و پرکاري تيروئيد، نيازمند مراقبت مناسب است
اين استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي گفت: کم کاري و پرکاري تيروئيد بيماريهاي مهمي هستند که قابل درمان هستند اما درمان آنها نيازمند مراقبت مناسب است به خصوص پرکاري تيروئيد که هم درمان دارويي، هم جراحي و هم درمان با يد راديواکتيو در مورد آن وجود دارد.
دکتر عزيزي با بيان اينکه کم کاري تيروئيد شايع تر از پرکاري آن است، گفت: از هر 1000 نفر يک يا دو نفر به پرکاري تيروئيد مبتلا مي شوند اما شيوع کم کاري تيروئيد بين يک تا دو درصد است که البته شيوع آن در افراد بالاي 60 سال به بيش از شش درصد مي رسد.
وي گفت: هورمون تيروئيد اگرچه در حالت طبيعي به ميزان بسيار اندکي (حدود 80 تا 100 ميکروگرم در روز) ترشح مي شود اما همين ميزان کم پس از ورود به خون به تمام سلول هاي بدن مي رسد و سوخت و ساز تمام بدن را تنظيم مي کند.
* کمبود هورمون تيروئيد در زن باردار به سلول هاي مغزي جنين آسيب مي رساند
وي ادامه داد: اگر ميزان اين هورمون کم باشد فرد دچار خواب آلودگي و مشکلات قلبي مي شود و اگر فرد، زني باردار باشد به سلول هاي مغزي جنين آسيب مي رسد و رشد ذهني و جسمي نوزاد را دچار مشکل مي کند و ممکن است کودک با ضريب هوشي پايين و قدرت يادگيري کم رشد کند.
رئيس پژوهشکده غدد درون ريز و متابوليسم دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي در ادامه، طرح غربالگري تيروئيد نوزادان در بدو تولد را طرح بسيار مهمي عنوان کرد که بايد نقاط ضعف آن برطرف و کامل شود و افزود: البته با اجراي اين طرح که از چند سال پيش در کشور شروع شده مي توان با دادن قرص لووتيروکسين از عقب ماندگي ذهني کودک پيشگيري کرد.
* بي خوابي و بي قراري از جمله عوارض ترشح زياد تيروئيد است
دکتر عزيزي ادامه داد: از سوي ديگر ترشح زياد تيروئيد، سوخت و ساز متابوليسم سلولي را افزايش مي دهد و فرد لاغر و دچار لرزش دست مي شود، ضربان قلب وي بالا مي رود و فعاليت سلول هاي مغزي نيز بيشتر از حد طبيعي مي شود.
وي اضافه کرد: بي خوابي و بي قراري نيز از جمله عوارض اين بيماري است.

  


داستان کوتاه ؛ تابلوي راهنما



* محبوبه بوري
شهر چاله و چوله زيادي داشت. حتي خيابانهاي آن نيازمند عريض شدن بود. بايد ميدانهاي جديد ساخته مي شد تا از راه بندانهاي





سنگين جلوگيري مي کرد و... اما با وجود آن تنها چيزي که در راستاي زيباسازي شهر تصميم گرفته شد، نصب تابلوهاي شکيل راهنما بود.
به همين دليل يک تابلوي بسيار شکيل را به يکي از چهارراه هاي شلوغ انتقال دادند. تابلوي شکيل که جنسش با جنس تابلوي قبل تفاوت داشت طوري با فيس و افاده به تابلو، گودال و... نگاه مي کرد، انگار يادش رفته بود پايه اش که يک بلوک سيماني نسبتاً بزرگ بود بايد توي زمين جا بگيرد. او به هيچ چيز توجهي نمي کرد، تا اينکه گودال به صدا آمد و گفت: «من خوشحالم از اينکه چاله اي شدم که پايه تو رو در خودم جا بدم! »
نگاهي به تابلوي چوبي که انتهايش کاملاً موريانه خورده بود کرد و گفت: «اين تابلو هم اينجا زحمات زيادي کشيد و خيلي هم مهربون بود، گر چه تو خيلي زيبايي، اما هيچ کدام از ما دلمون نمي خواست اون به انبار انتقال پيدا کنه! »
تابلوي جديد به تابلوي چوبي بلند کنار خيابان نگاهي انداخت و طوري که همه بشنوند، گفت: «مثل آل مي مونه! چقدر بلنده! هر کي مي خواسته از اون راهنمايي بگيره بايد سرش رو طوري به هوا بلند مي کرده که کلاهش مي افتاده! »
تابلوي چوبي با وجودي که دلش شکسته بود، اما به روي خودش نياورد و گفت: «عمر من سر اومده ديگه بايد دنيا رو به شما سپرد، عيبي نداره، من مي رم توي انبار، شايد روزي به درد کار ديگه اي بخورم! »
گودال رو به تابلو کرد و گفت: «هيچ مي دوني براي اينکه بتوني بايستي به من نياز داري و گر نه يک تابلوي افتاده در کنار خيابون هر چقدر هم که زيبا باشه، چون کارآيي نداره، معدوم مي شه! باور نداري! »
تابلوي شکيل گفت: اين محاله، آدما براي ساختن من پول زيادي خرج کردن، حتماً راهي پيدا مي کنن که من بدون وابستگي به تو هم بتونم اينجا سرپا بايستم و ادامه داد: «من حق انتخاب نداشتم و گرنه مطمئن باش براي اينکه پايه ام رو نگه داري انتخابت نمي کردم! »
گودال لبخند زد...
اما از آن روز به بعد هر چقدر کارگرهاي شهرداري تابلو را نصب مي کردند، چند ساعت بعد مي ديدند تابلو نقش بر زمين شده است. اين زمين خوردن ها به آن آسيب زيادي زده بود، طوري که ديگر زيبايي و جذابيت روز اول را نداشت.
... سرکارگر شهرداري براي بازديد آمد، خطاب به کارگر گفت: «انگار اين جنس تابلو به درد اين منطقه نمي خوره و بايد براي اين منطقه تابلو چوبي سفارش بديم! » کارگر به تابلو چوبي کنار چهارراه نگاهي انداخت و گفت: «آخه چرا از همون تابلو قبلي استفاده نمي کنين؟! »
سرکارگر با نشان دادن پايه تابلو پاسخ داد: «اين خطرناکه، ممکنه روي کسي بيفته، پايه اش کاملاً پوسيده! »
چشمهاي کارگر برقي زد و گفت: «حتي اگر از يک وجب بالاتر از پوسيدگي هم ببريم، باز هم قدش به اندازه قد تابلو جديد مي شه و با همين وضع، ساليان سال مي تونه کار کنه! »
کارگر همان طور که تابلو زيبا را براي انتقال به انبار توي وانت بار مي گذاشت ادامه داد: «اگه شما موافق باشين من تا چند ساعت ديگه، اين کار رو انجام مي دم! »
- «هر کاري مي خواي بکن، فقط اگه نتونستي بهم خبر بده تا يه تابلوي چوبي جديد درخواست بدم! »
حالا، گرچه تمام قسمتهاي آن شهر تابلوهاي شکيل و نويي دارد، اما ناسازگاري تابلوي شکيل سبب شد، تابلوي چوبي به تنها تابلوي جوبي راهنماي آن شهر تبديل بشود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com