تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-11-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 2آذر ماه 1388


خوردن ، هرچه سريعتر چاقتر



پژوهشگران ژاپني مي گويند، کساني که غذاي خود را به سرعت مي بلعند و تا زماني که احساس سيري کنند، به غذا خوردن ادامه مي دهند سه برابر کساني که به آرامي غذا مي خورند؛ چاق مي شوند.






محققان ژاپني با انجام يک تحقيق دريافتند، تغيير الگوهاي رفتاري که بر اثر عرضه غذاهاي ارزان و آماده (فست فود) به وجود آمده است، نقش زيادي در همه گيري چاقي در جهان داشته است.
«هيروياسو ايسو» و همکارانش از دانشگاه اوزاکا ژاپن، در يک مطالعه، شاخص جرم بدن و عادات غذايي هزار و 122 مرد و 2 هزار و 165 زن 30 تا 69 ساله را بررسي کردند.
حدود نيمي از اين مردان و کمي بيش از نيمي از اين زنان گفتند؛ تا زماني که احساس سيري کنند به خوردن ادامه مي دهند.
اين محققان همچنين دريافتند، کمتر از نيمي از مردان و بيش از يک سوم از اين زنان تند و با شتاب غذا مي خورند.
نتايج اين مطالعه نشان داد، مردان و زناني که تا سيري کامل به غذا خوردن ادامه مي دادند، دو برابر همسالان خود که پيش از سير شدن دست از غذا مي کشيدند، احتمال دارد دچار اضافه وزن شوند.
آنان همچنين دريافتند، کساني که هم تند و هم تا سيري کامل به غذا خوردن ادامه مي دهند، سه برابر همسالان خود احتمال دارد مشکل اضافه وزن پيدا کنند.
شايان ذکر است، ترکيب اين دو رفتار غذايي تأثير مضاعفي بر افزايش وزن دارد.
تند غذا خوردن، بر فاصله زماني ميان ورود غذا به دستگاه گوارش تا فعال شدن مکانيسمهايي که در ايجاد احساس سيري در مراکز اصلي مغز نقش دارند، تأثير مي گذارد و باعث مي شود فرد ديرتر احساس سيري کند. در نتيجه زمان کافي براي ايجاد احساس سيري فراهم نمي شود و فرد غذاي بيشتري مصرف مي کند.
ايجاد فاصله زماني بين لقمه هاي غذا مکانيزم ايجاد احساس سيري را فعال مي کند.
غذاها در مدت زمان کوتاه ،مقدار زيادي انرژي وارد بدن مي کنند که کالري زيادي دارند و توان سوختن آنها در بدن نيست.
نتايج يک تحقيق نشان مي داد، زناني که در محيط کار خود با همکارانشان غذا مي خورند، غذاي کمتري مصرف مي کنند.

صرف غذا در جمع اعضاي خانواده

در محيط امن و آرام خانواده که افراد فرصت زيادي براي غذا خوردن دارند و با آسايش بيشتري غذا مي خورند، مشکل تند غذا خوردن بروز نمي کند.
اضافه وزن و چاقي يک مسأله جهاني است و بيشترين تکيه ما بايد انتقال الگوي غذايي صحيح شامل عادات سنتي به نوجوان و کودکان باشد.
غذاهاي آماده و غربي در کنار زندگي ماشيني و کم تحرکي به شيوع چاقي دامن مي زند.
اليزابت دني ويلسون و کارن کمپبل، متخصصان تغذيه استراليا نيز تند خوري را يک سازوکار ژنتيکي بقا مي دانند.
آنها معتقدند، زياد خوردن در شرايطي که غذا فراوان است در انسانها نهادينه شده است.
اين سازوکار در شرايطي که غذا ارزان و در دسترس است، براي انسانها مشکل ساز شده است.
به گفته ويلسون و کمپبل، تغيير جامعه شناسي مصرف غذا که طي آن خانواده ها کمتر کنار هم سر سفره غذا مي خورند، غذا خوردن هنگام تماشاي تلويزيون و مصرف غذاهاي آماده، تند غذا خوردن را ترغيب مي کند.
اين دو کارشناس مي گويند: افزايش دسترسي به غذاهاي نسبتاً ارزان که پرانرژي ترند و در وعده هاي بزرگتري عرضه مي شوند باعث مي شود افراد تا زمان اشباع کامل همچنان به خوردن ادامه دهند.

تند غذا خوردن، از علل چاقي

اگر مي خواهيد به اضافه وزن دچار نشويد، از غذا خوردن با عجله پرهيز کنيد.
به گفته متخصصان، افرادي که وعده هاي غذايي خود را سريع مي خورند، بيش از ديگران به چاقي و اضافه وزن دچار مي شوند.
بر اساس شواهد، هنگام غذا خوردن، نوعي هورمون در روده ترشح مي شود که موجب احساس سيري در فرد مي شود.
از آنجا که ترشح اين هورمون آهسته است، افرادي که غذاي خود را سريع مي خورند تا پيش از تاثير اين هورمون و احساس سيري، مقدار زيادي غذا مصرف مي کنند که اين مسأله موجب افزايش وزن آنان مي شود.

پيامدهاي تند غذا خوردن

با عجله و تند غذا خوردن از جمله عادات نامطلوبي است که آثار سويي به دنبال دارد و از جنبه هاي مختلف قابل بررسي است. اغلب مردم تند غذا مي خورند و براي اين عمل توجيهاتي نيز مي آورند و البته بي توجه از اين موضوع رد مي شوند.
اما موارد نادري وجود دارد که افراد واقعاً عجله دارند و ناگزيرند که غذاي خود را به سرعت صرف کنند تا به موقع به کار خود برسند و اغلب توجيه قابل قبولي براي اين رويه غذا خوردن وجود ندارد، زيرا اين عده هيچگاه از خود نمي پرسند چرا با عجله غذا خوردن دايماً و همه روزه برايشان تکرار مي شود؟
به نظر مي رسد، مردم عمدتاً حوصله جويدن بيشتر لقمه غذا را ندارند و غذا خوردنشان حالت روزمرگي و رفع تکليف دارد.
اما از زاويه ديگري هم مي توان به مقوله غذا خوردن نگريست. خداوند در اين عالم لذايذ مباحي قرار داده است از جمله لذت غذا خوردن. بنابراين چه بهتر که به نحو مناسب از اين لذت و موهبت استفاده کنيم. اکنون بايد به اين پرسش پاسخ داد که آيا کسي که با سرعت تمام غذاي خود را مي بلعد، از غذايي که مي خورد لذت مي برد، يا کسي که ابتدا به ظرف غذاي خود مي نگرد و به آهستگي و در کمال آرامش غذاي خود را ميل مي کند؟
بدون ترديد حالت دوم لذت بخش است. ضمن آنکه آرام غذا خوردن موجب تحکيم و گرماي بيشتر محيط خانواده مي گردد. اما از اين جنبه احساسي که بگذريم، از نظر فيزيولوژي دستگاه گوارش و عمل بلع، مي توان به طور علمي پيامدهاي تند غذا خوردن را مورد تحليل قرار داد. براي اين منظور به اختصار، نگاهي به فيزيولوژي غذا خوردن مي اندازيم:

جويدن

در هنگام جويدن، غذا به قطعات کوچک مناسب براي بلعيدن تبديل مي شود. حرکات بالا و پايين فک موجب خرد شدن غذا توسط دندانهاي پيشين مي شود و حرکات مشابه سبب مي شود دندانهاي آسيا غذاي خورده شده را خرد کنند.
اندازه قطعات خرد شده غذا متغير بوده و به عوامل بيروني مثل تربيت اوليه، نوع غذا، مکالمه تلفني، تماشاي تلويزيون و عادت بستگي دارد. جويدن به طور رفلکسي موجب ترشح بزاق و شيره هاي گوارشي معده مي شود. انسان ممکن است روزانه تا يک ليتر بزاق توليد کند. بزاق حاوي آنزيم هاي آميلاز و ليپاز است و پلي ساکاريدهايي مثل نشاسته را هيدروليز مي کند و به اين ترتيب نقش مهمي در هضم کربوهيدرات ها دارد.
يکي از اعمال مهم بزاق توليد موکوس است که نه تنها در دهان و مري، بلکه در نواحي ديگر دستگاه گوارش نقش مهمي را ايفا مي کند. از جمله اينکه موکوس با داشتن خاصيت چسبندگي خود موجب به هم چسبيده شدن اجزاي غذايي کوچک و آماده شدن آنها براي بلع مي گردد. موکوس علاوه بر اين موجب ليز شدن دستگاه گوارش و در نتيجه عبور آسان مواد غذايي در طول آن مي گردد. زياد جويدن موجب تحريک اعصاب سمپاتيک شده و ترشح بزاق را تا 5 تا 6 برابر حد معمولي خود يعني 3 ميلي ليتر در دقيقه اضافه مي کند.

بلعيدن

بلعيدن شامل دو مرحله ارادي و حلقي است. در مرحله ارادي لقمه به داخل حلق رانده شده و در مرحله حلقي لقمه طي يک فرايند غيرارادي وارد مري مي گردد. عمل بلعيدن توسط تحريک گيرنده هاي موجود در دهان و حلق شروع شده و منجر به فرستادن امواج عصبي از طريق اعصاب زباني حلقي و عصب واگ به مرکز بلعيدن در بصل النخاع مي شود. دهان توسط لب هاي به هم فشرده شده بسته مي گردد. نوک زبان به طرف بالا و سقف دهان حرکت کرده و مانع برگشت غذا به طرف عقب مي شود. لقمه نيز در انحناي دهان قرار مي گيرد. البته مکانيزم بلع پيچيدگي هاي بيشتري دارد که از حوصله اين مطلب خارج است و به همين مقدار بسنده مي کنيم.
اکنون که مختصرا فيزيولوژي جويدن و بلع را دانستيم، مي توانيم بهتر پيامدهاي با عجله و تند غذا خوردن را بررسي کنيم:
- فردي که به سرعت لقمه هاي غذا را برمي دارد و در دهان مي گذارد، با هر لقمه مقداري هوا نيز مي بلعد که اين هواي اضافي در معده توليد گاز کرده و نهايتاً يکي از ناراحتي هاي گوارشي، يعني نفخ را که مي تواند مزمن هم باشد به وجود مي آورد.
- تند غذا خوردن موجب تحريک بيشتر اسيد معده مي شود؛ زيرا اولاً قطعات غذاي خورده شده درشت بوده و موجب انقباضات قوي و بعضاً دردناک مري مي گردد و به همين دليل مدت زماني که غذا به منظورعمل هضم توسط آنزيمهاي معده و شيره هاي گوارشي در معده مي ماند نيز افزايش پيدا مي کند و ثانياً بر اثر ترشح بيشتر اسيد و آنزيمهاي گوارشي در طولاني مدت مخاط داخلي معده دچار آسيب مي شود. درشتي قطعات غذاي بلعيده شده حتي مي تواند موجب ديسفاژي شود.
- افرادي که تند غذا مي خورند، اغلب پرخور هم هستند، به عبارت ديگر با عجله غذا خوردن مي تواند منجر به اضافه وزن و حتي چاقي شود؛ زيرا در اين حالت فرد پيش از ترشح هورمون انسولين و در نهايت ارسال پيام سيري به مرکز سيري در هيپوتالاموس، غذاي خود را تمام کرده است.
- در شرايطي که لقمه غذا بخوبي جويده نشده است، هضم اوليه اي که بايد توسط آنزيم هاي آميلاز و ليپاز بزاق انجام شود، صورت نمي گيرد. به اين ترتيب روند هضم به کندي انجام شده و علاوه بر آن جذب مواد مغذي نيز بخوبي انجام نمي شود.

  


چاقي، عامل اصلي سرطان



مرکز مطالعات سرطان آمريکا اعلام کرد، ساليانه بيش از يکصد هزار نفر در اين کشور به علت چاقي مفرط به گونه هاي مختلف بيماري سرطان مبتلا مي شوند.






پژوهشگران اين مرکز براساس يافته هاي خود معتقدند، 49 درصد از موارد ابتلا به سرطان رحم، 35 درصد از موارد ابتلا به سرطان مري، 28 درصد از موارد ابتلا به سرطان لوزالمعده، 24 درصد از موارد ابتلا به سرطان سينه و 21 درصد از موارد ابتلا به سرطان کيسه صفرا بر اثرعوارض ناشي از چاقي مفرط است.
دکتر «لورنس کلنل» از پژوهشگران مرکز مطالعات سرطان آمريکا گفت: براساس يافته هاي جديد ما مي دانيم که اضافه وزن نقش اساسي در ابتلا به بسياري از انواع سرطان ايفا مي کند.
همچنين يک بررسي جديد در اروپا که نتايج آن در نشريه معتبر لانست منتشر شده است، بيانگر آن است که چاقي ممکن است خطر ابتلا به بسياري از سرطانها از جمله سرطان مري، تيروئيد، کليه، رحم و کيسه صفرا افزايش دهد.
با اينکه اين بررسي بيانگر رابطه اي ميان چاقي و سرطان است، دليلي قطعي بر اين نيست که چاق بودن به خودي خود باعث سرطان مي شود.
دکتر آندرو رنهان، سرپرست اين تحقيق و مدرس دانشکده مطالعات سرطان در دانشگاه منچستر در انگليس در اين باره گفت: براي اينکه رابطه اي علت و معلولي ميان چاقي و سرطان برقرار کنيم، بايد چندين قدم ديگر برداشته شود. اين بررسي تنها اولين قدم در مسير اثبات رابطه سببي اين دو است.
پژوهشگران داده هاي به دست آمده از 141 تحقيق را جمع آوري کردند و انواع بيشتري از سرطان و جمعيتي متنوع تر را نسبت به تحقيقات قبلي مورد بررسي قرار دادند.
اين آزمودني ها که شامل افراد با وزن طبيعي و هم افراد داراي اضافه وزن بودند، براي 9 تا 15 سال با اندازه گيري «شاخص توده بدني» ( BMI ) - به عنوان معيار چاقي- مورد پيگيري قرار گرفتند و رابطه ميزان اين شاخص را با موارد بروز سرطان مورد بررسي قرار گرفت.
اين پژوهش نشان داد، در مردان اضافه وزن در حد 15 کيلوگرم باعث افزايش خطر سرطان مري تا 52 درصد، سرطان تيروئيد تا 33 درصد، سرطانهاي کليه و روده بزرگ تا 24 درصد مي شود.
در زنان افزايش وزني در حد 13 کيلوگرم خطر سرطان رحم و کيسه صفرا در حد 60 درصد، مري در حد 51 درصد و کليه در حد 34 درصد شده بود.
اين رابطه در مورد سرطانهاي خون و استخوان هم براي مردان و هم براي زنان ضعيف تر بود.
دکتر ديويد رابينز، متخصص طب سالمندان در مرکز پزشکي بث ايزرائل در نيويورک که در اين تحقيق شرکت نداشت، درباره آن گفت: اين بررسي شواهدي ضمني در مورد خطرات چاقي فراهم مي آورد. اين بررسي نشان دهنده بحران سرطاني است که با وجود شيوع چاقي در سراسر دنيا با آن روبه رو خواهيم شد.
دانشمندان دقيقاً نمي دانند، اضافه وزن از چه راهي افراد را در معرض خطر سرطان قرار مي دهند.
رنهان در اين باره گفت: يکي از فرضيه ها اين است که وجود سلولهاي چربي بيش از حد به نحوي بر ميزان هورمونهاي بدنتان اثر مي گذارد. در سطح سلولي اين امر ممکن ايجاد تومور در انسان ها را تسهيل کند.
کارشناسان با توجه به بررسي هاي زيادي که بيانگر احتمال بيشتر ابتلا افراد چاق تر به سرطان است، اغلب کم کردن وزن براي کاهش خطر ابتلا به سرطان را توصيه مي کنند.
«اد يانگ» از مؤسسه پژوهش سرطان در انگليس مي گويد: پيام ساده اين است که اگر وزنتان در حد طبيعي نگه داريد، با خطر کمتر ابتلا به سرطان روبه رو خواهيد شد.
محققان هنوز رابطه علت و معمولي بين چاقي و افزايش ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات را کاملاً تأييد نمي کنند و اين نکته مشخص نيست که آيا کاهش وزن بيماران مبتلا پس از تشخيص سرطان به آنها در روند بهبود بيماري کمک مي کند يا خير؟ به گفته دکتر ماتيو آراسميت، اونکولوژيست بيمارستان عمومي ماساچوست در بوستون مي گويد، اگر شما به فهرستي از عوامل خطرساز بيماران مبتلا به سرطان بنگريد، افزايش وزن و چاقي را در رأس همه عوامل مي يابيد.
بر اساس نظر بنياد سرطان پروستات، اين بيماري يک نفر از هر 6 مرد آمريکايي را مبتلا ساخته و جزو شايع ترين سرطانهاي غيرپوستي در ايالات متحده آمريکا به شمار مي آيد. شانس ابتلا به سرطان پروستات با افزايش سن بالاتر رفته، به طوري که بيش از 65 درصد همه موارد شناخته شده مبتلا به سرطان پروستات سني بيشتر از 65 سال دارند. با وجود اين، سرطان پروستات در صورت تشخيص اوليه مي تواند به طور موفقيت آميزي تحت درمان و مداوا قرار گيرد.
در يک پژوهش جديد، دکتر اسميت و همکارانش به بررسي نتايج حاصله از دارو درماني مردان مبتلا به سرطان پيشرفته پروستات که بين سالهاي 1987 تا 1992 در اين پژوهش شرکت کرده بودند، پرداختند. در اين پژوهش 788 مرد حضور داشته و محققان در ابتداي آزمايش به منظور دستيابي به اين نکته که آيا افزايش وزن خطر ابتلا به مرگ و مير بيماران را افزايش مي دهد يا خير، اقدام به ثبت وزن بيماران ( BMI ، نسبت وزن به قد) کردند.
محققان دريافتند 6/5 درصد از مردان با وزن طبيعي يا پايين ( BMI کمتر از 25 ) در طول 5 سال در نتيجه سرطان پروستات جان خود را از دست دادند. اما ميزان مرگ و مير در مردان چاق ( 25 BMI تا 30 )، 13/1 درصد و براي مردان بسيار چاق ( BMI يا بالاتر از آن) 12/2 درصد بود.
ميزان بالاي مرگ و مير حتي در صورت تمرکز محققان بر روي عوامل خطرساز احتمالي ديگر هم چنان ثابت بود. اين نکته هنوز نا مشخص است که چرا بين چاقي و ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان پروستات ارتباط وجود دارد.
دکتر اسميت مي گويد: اين احتمال وجود دارد که سرعت متابوليسم در مردان چاق، سرطان را بسيار مهاجم کند.
او مي افزايد: چاقي ممکن است درمانهاي به کار رفته در سرطان پروستات را کم اثرتر کند.
دکتر مارتاتريس، پروفسور ارولوژي از دانشکده پزشکي جورجيا که به نتايج به دست آمده از اين پژوهش کاملاً واقف است، مي گويد: عدم تعادل هورمونها مي تواند يکي ديگر از دلايل مرگ و مير اين افراد باشد.
او ادامه مي دهد: چاقي سهم استروژن و تستوسترون خون را تغيير داده و اين تغييرات ممکن است روي رفتار سرطان نيز تأثير گذار باشد.او در ادامه مي افزايد: افراد چاق به طور معمول از غذاهاي پرچربي استفاده کرده و از خوردن ميوه ها و انواع سبزيها که حاوي ويتامينهاي کليدي در جلوگيري از ابتلا به سرطان هستند، غافل مي شود.
دکتر اسميت مي گويد: در حال حاضر گام بعدي در تحقيقات ما بر اين نکته تأکيد دارد که آيا تغيير شيوه زندگي پس از تشخيص سرطان پروستات مي تواند در درمان اين بيماران پيشرفتي را ايجاد کند يا خير؟
طبق نظر دکتر اسميت راه حل منطقي و عاقلانه آن است که پزشکان، بيماران خود را از ارتباط بين چاقي و ميزان مرگ و مير ناشي از اين بيماري آگاه کنند. در يک پژوهش وابسته و مرتبط با اين تحقيق که در ژورنال سرطان منتشر شده است محققان دانشگاه ميشيگان دريافتند، حضور خانواده ها در برنامه هاي حمايتي چگونگي رؤيارويي با سرطان، باعث پيشرفت و کيفيت زندگي آنها مي شود.
اين پژوهش که توسط دکتر لارل فورت هوس انجام شده، حاکي از آن است حضور بيماران مبتلا به سرطان پروستات و همسرانشان تنها در 5 جلسه برنامه هاي مشاوره خانگي پيشرفتهاي چشمگيري را در اداره و کنترل نشانه هاي سرطان پروستات، اميدواري بيماران، قاطعيت آنها و ارتباط زوجين فراهم کرده است.

  


انجام حرکات ساده ورزشي سلامت بارداري را تضمين مي کند



نتايج تحقيقات اخير نشان مي دهد، انجام حرکات ساده ورزشي اثرات مثبتي در روند بارداري به جا مي گذارد.






مطالعه حاضر با هدف تعيين تأثير انجام حرکات ورزشي مناسب و وضعيت بدني صحيح هنگام انجام فعاليتهاي روزانه بر پيامد بارداري از طريق آموزش طراحي و توسط خانمهاي باردار توسط سليمان زند، مربي باليني دانشکده پرستاري و مامايي و اشرف زماني، استاديار بيماريهاي زنان و زايمان گروه بيماريهاي زنان و زايمان دانشگاه علوم پزشکي اراک مورد بررسي قرار گرفت.
در اين مطالعه تجربي، 138 نفر از خانم هاي بارداري که سن بارداري آنان بين 8 تا 12 هفته بود و براي دريافت خدمات بهداشتي دوران بارداري به مراکز بهداشتي- درماني و متخصصان بيماريهاي زنان و زايمان مراجعه مي کردند، مورد بررسي قرار گرفتند.اين افراد، بر اساس معيارهاي ورود و خروج، انتخاب و همسان سازي شده و با روش نمونه گيري تخصيص بلوکي تصادفي به دو گروه مورد و شاهد تقسيم شدند.پس از گرفتن رضايت نامه آگاهانه از آنان در چهار مرحله انجام شد.يافته هاي اين پژوهش نشان مي دهد، 98/4 درصد از زنان باردار گروه مورد و 61/1 درصد از زنان باردار گروه شاهد، زايمان طبيعي داشتند. بين دو گروه، از نظر نوع زايمان، تفاوت معني دار آماري وجود داشت.مقدار نسبت شانس انجام زايمان طبيعي در گروه مورد، 5/36 به دست آمد. آزمون تي، تفاوت آماري معناداري را بين نوزادان دو گروه از نظر آپگار دقيقه اول و آپگار دقيقه پنجم نشان داد.تفاوت آماري معني داري بين ميانگين افزايش وزن دوران بارداري و وزن نوزادان حين تولد بين دو گروه وجود نداشت.
نتايج نهايي بررسي حاکي از اين است، در افراد مورد بررسي، ورزش در دوران بارداري نه تنها موجب صدمه به جنين و مادر نمي شود، بلکه در پيامد بارداري، اثر مثبت قابل ملاحظه اي نيز بر جا گذارد.

  


معجزه نوازش



دانشمندان مي گويند، قدرت اين تماس حتي مي تواند بيماري هاي گوناگون را درمان کند. اين لمس و نوازش مي تواند از يک دست





در دست گرفتن ساده و بغل کردن تا ماساژهاي اختصاصي و حرفه اي باشد. با لمس مي توان تب، درد، اضطراب، افسردگي و رفتارهاي تهاجمي را مهار کرد، عملکرد سيستم ايمني را بهبود بخشيد و التيام را سرعت داد. فشار خون و سرعت ضربان قلب را کم و جريان هوا را در ريه بيماران آسمي، راحت و آسان نمود.روان شناسان انگليسي بر اين باورند، نوازش و لمس کردن پوست روند کاهش دماي بدن کودکان بيمار را سرعت مي بخشد.
بسياري از کودکان به دليل بروز برخي ناراحتي هاي روحي و نيازمند بودن به لمس محبت والدين، دچار بيماري و تب مي شوند.
روان شناسان انگليسي بر اين باورند، والدين بايد هرشب پيش از خواب براي کودکانشان لالايي بخوانند و آنها را چند دقيقه در آغوش بگيرند تا نه تنها سلامت روحي کودکانشان را حفظ کنند، بلکه تعداد دفعات بروز انواع بيماريها را در فرزند شان نيز کاهش دهند.دانشمندان اعلام کردند، تحقيقات نشان مي دهد، کودکاني که با محبت و مهرباني لمس مي شوند، کمتر از آناني که تماس محبت آميز با والدين شان ندارند، گريه مي کنند يا بيمار مي شوند.
همچنين بررسي هاي جديد نشان داده، هرچه والدين فرزندان را بيشتر نوازش کنند، حرکات تهاجمي در کودکان کمتر مي شود.
هرچه مهر و محبت اين نوازش ها بيشتر باشد در خلقيات کودکان تأثيرگذارتر است.همچنين ديده شده که نوازش باعث پايين آمدن سطح هورمون کورتيزول ( هورمون استرس توليد شده در غده آدرنال) مي شود.
وقتي دو نفر با هم دست مي دهند، فشار متوسطي که دو دست به هم وارد مي کنند، يکي از اعصاب دوازده گانه مغز را تحريک کرده و باعث کند شدن ضربان قلب و پايين آمدن هورمونهاي استرس از جمله کورتيزول مي شود.
نکته مهم ديگر اين است که با ارتباط جسمي ناشي از نوازش و تماس با کودک، در والدين نيز احساس آرامش و اطمينان ايجاد مي شود. ارتباط غيرکلامي که همواره در حين نوازش کودکتان برقرار مي شود، جرقه ارتباطي تعاملي و دو طرفه را روشن مي کند تا آنجا که اين ارتباط مي تواند در آينده نيز بين والدين و کودک برقرار و ادامه داشته باشد.

  


ضربه هاي روحي و استرس به حافظه آسيب مي رساند



پژوهشگران آلماني در بررسي هاي خود نشان دادند، ضربه هاي روحي و استرس در اولين سالهاي زندگي ژنها را تغيير مي دهند و مي توانند به حافظه آسيب برسانند.به گزارش نيچر نوروساينس، محققان مؤسسه ماکس پلانک با بررسي اثرات طولاني مدت استرس بر روي موشهاي تازه متولد شده نشان دادند، ضربه هاي روحي در نخستين سالهاي زندگي نه تنها موجب وارد آمدن آسيبهايي به حافظه مي شوند، بلکه مي توانند مشکلات رفتاري حادي نيز ايجاد کنند.نتايج اين تحقيقات نشان مي دهد، چگونه استرس و ضربه هاي روحي در اولين مرحله زندگي انسان نيز مي توانند در سنين جواني و بزرگسالي مشکلاتي را در فرد ايجاد کنند.بررسي جزئيات مولکولي بر روي موشها نشان داد، تجربياتي که در اولين سالهاي زندگي استرس توليد مي کنند مي توانند رفتار افراد را در درازمدت برنامه ريزي کنند.اين دانشمندان در اين آزمايشها براي وارد کردن استرس به موشهاي نوزاد به مدت 10 روز، روزي چند ساعت آنها را از مادر خود جدا مي کردند. سپس نتايج اين ضربه روحي را در طول زندگي اين موشها مورد مطالعه قرار دادند.
به گفته اين محققان، موشهايي که در کودکي تحت عوامل استرس زا قرار داشتند، در بزرگسالي توانايي رودررويي با موقعيتهاي استراس زا را از دست دادند و همچنين حافظه آنها کمتر توسعه يافت.زماني که موشها استرسي مي شدند، به ميزان بالايي هورمونهاي استرس توليد مي کردند. اين هورمونها تغييراتي را در DNA ژني که گونه خاصي از هورمون استرس به نام «وازوپرسين» را رمزگذاري مي کند، ايجاد کرد. تغييرات اين ژن تا پايان زندگي موش باقي ماند و موجب شد که اين هورمون براي تمام عمر به ميزان زيادي توليد شود.سطوح بالاي «وازوپرسين» سبب بروز مشکلات رفتاري و حافظه در سالهاي بعدي زندگي شد. همچنين اين دانشمندان با انجام بررسي هايي بر روي انسان دريافتند، چرا کودکان قرباني سؤ استفاده ها، کودکان رها شده و ناديده گرفته شده در بزرگسالي بيماريهاي حاد روحي رواني را توسعه مي دهند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com