تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-11-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 2آذر ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاه به عکسي از آندرياس گورسکي ؛ برزخ تکنولوژي
 * بهرام بيضايي: آرزو داشتم نمايشنامه «از پشت شيشه ها» را در زمان حيات «رادي» اجرا کنم
 * خوانش شعري از حسن فرازمند؛ زندگي تازه واژه ها
 * محسن پرويز: کناره گيري نامزدهاي جايزه جلال مسأله مهمي نيست
 * «مازيار ميري» توقيف «گاو صندوق» را تکذيب کرد
 * استاد آواز ايران، نامزد عنوان بهترين خواننده جهان
 * «شواليه تاريکي» پرفروش ترين فيلم دهه اخير سينما
 * خالد حسيني مدال نيکولز چنسلر 2010 را دريافت مي کند
 * بررسي شعر و زندگي علي باباچاهي به چاپ مي رسد
 * «رضا شفيعي جم» در «پلي آف» سرمربي شد

نگاه به عکسي از آندرياس گورسکي ؛ برزخ تکنولوژي



کيارنگ علايي
چيستند اين خطوط در هم، اين نقطه هاي رنگي بي شمار، اين ذرات پراکنده که تمام فضاي عکس را پر مي کنند؟






آيا اين تجسم فضايي ماورايي و خارج از ذهن ماست، يا که صحنه اي عاري از خيال از زندگي پيرامون؟
با تصويري مستند در سبک آندرياس گورسکي مواجه هستيم که تماشاي آن لذت بصري را در ما ايجاد نمي کند و چه بسا بخشي از روح ما را آزار دهد!
عکس نمايي دور از فضاي سالن يک کارخانه را نمايش مي دهد که در آن کارگران(! ) مشغول باز و بست کردن و ترکيب ابزارهاي الکترونيکي هستند. عکس از زاويه اي عکاسي شده که نظم و آرايش چراغ ها و وسايل گوناگون اين کارگاه الکترونيکي به طور چشم نوازي ديده مي شود و دورنماي يک کارگاه کاملاً مدرن و تکنولوژيک را تصوير مي کند. اما آنچه در اين فضا مستتر شده حضور پر تعداد کارگراني است که در هجمه اي از ابزارها و وسايل الکترونيکي مشغول به کارند و ما در نگاه اول آنها را نمي بينيم.
آندرياس گورسکي متولد سال 1955 در آلمان است و به يک عکاس Large Scale معروف است. او استاد مسلم عکاسي از نماهاي بسيار دور از جزييات پنهان و متعدد يک موضوع است. عکس او از لانگ شاتي از يک کارگاه بسته بندي مواد غذايي که در آن کارگران در لباس متحد الشکل صورتي به کار مشغولند به همان اندازه تلخ است که اين عکس از يک کارگاه باز و بست وسايل الکترونيکي!
اين عکس که در سال 1990 در شهر لايپزيک ثبت شده، بعدها نيز در کارنامه گورسکي در وارياسيون هاي مختلف تکرار مي شود. در مجموعه اي که او در سال 1999 تکميل مي کند و با عنوان « 99 سنت» ارائه مي کند، نگاه عکاسانه خود را به بازار مصرفي امروز ترويج مي دهد. گورسکي از آن دسته عکاسان صاحب سبکي است که حتي در مواجهه با معماري نيز بر روش شخصي خويش پا فشاري مي کند؛ عکس هاي گورسکي از شانگهاي چين بي نظيرند، او همچنين قادر است يک کشور را به مجموعه منظمي از چراغ هاي درخشان بر سطحي آبي تصوير کند. (عکس هاي عکاس از کشور دوبي، سال 2000 )
اگر روزي به ديدن عکس هاي او در نمايشگاهي رفتيد يادتان باشد که کارهاي گورسکي را بايد از فاصله دور تماشا کرد!
گورسکي درست به همين دلايل عکاس ويژه اي است؛ دوستداران گورسکي معتقدند او در زندگي اش، سه بار عکاسي را آموخته است! او تنها جوان موفق در تکنيک هاي عکاسي بود که پيش از اتمام دوره دبيرستان در دوسلدورف به خوبي بر ابزار مسلط بود.
در آخرين سال هاي دهه 1970 او در مؤسسه اي که به تربيت فتو ژورناليست ها مي پردازد به گسترش آموخته هاي خود مي پردازد، و اين دومين تولد اوست. در نهايت در سال هاي دهه 1980 دانش آموخته آکادمي هنر دوسلدورف مي شود، جايي که بزرگاني چون Joseph Beuys ، Sigmar Polke ، Gerhard Richter دانش خود را در آن جا اعتلا بخشيده اند، و اين درست زماني است که دوستداران گورسکي از آن به عنوان سومين تولد او نام مي برند.

رمزگشايي تصوير

عکس هاي گورسکي از يک «هشدار» خبر مي دهند. اين هشدار معمولاً در سيطره زمان معنا پيدا مي کند. مقصود عکاس انسان و تکنولوژي است و مي کوشد معصوميت انسان را در برابر ابزار و پيشرفتهاي تکنولوژيک امروزي نمايش دهد.
به نظر مي رسد تفکر مجموعه نگر و دال بر جزييات گورسکي به همسان شدن ارزش انسان و کالا دلالت مي کند و پيام تلخ عکس نيز از همين جا آغاز مي شود.
آدم هايي که بي هيچ حسي در مقابل هم و دو سوي يک ميز کوچک نشسته اند، بي آنکه سخني بين آن ها رد و بدل شود. عکس چشم ما را به کاوش در اين محيط وا مي دارد.

رنگ

در عکس هاي گورسکي رنگ، حضور چشمگيري دارد و به هيچ عنوان نمي توان از آن چشم پوشي کرد. گورسکي در تاريخ عکاسي به « big, bold, rich in color and detail » معروف است. يعني عکاسي که در همه عکس هايش به وجه اشباع و برجسته و متمايز رنگ و اجزا معتقد است. حضور رنگ در عکس هاي او بر واقعيت عريان موضوع و وجه مستند آن نيز دلالت مي کند.

سازمان دهي تصوير

اين، شايد مهم ترين عنصر عکس باشد که ساز و کار بنيادين آن را ترسيم مي کند.
در برخورد با چنين عکسي، با ترکيبي آگاهانه در سازمان دهي تصوير روبه رو هستيم که پلان عکس را تشکيل مي دهد و بر انديشه پيش از عکاسي صحه مي گذارد.
تلاش گورسکي در پرهيز از تقسيم بندي فضا در اين عکس ستودني است. او با اين انديشه، عملاً صحنه اي مستند را به ترکيبي ماليخوليايي بدل کرده که در نگاه اول شبيه بافتي مغشوش به چشم مي آيد، و هشدار عکس نيز از همين جا آغاز مي شود: همين نقطه که ما نيز ساکنان آنيم و زندگي روزمره ما نيز در عمق اين بافت مشوش مي گذرد.

هدف و موخره

در تاريخ عکاسي با نام « Bernard Becher » برخورد مي کنيم که گورسکي شاگرد و دنباله رو اوست و اتفاقا هر دوي اين هنرمندان در پي طرح سوالاتي مشترک هستند. اينکه براستي انسان در تکنولوژي هضم شده است و ذره اي است که به حساب نمي آيد يا عملاً اين خود اوست که زندگي را به اين برزخ رهنمون کرده است؟

  


بهرام بيضايي: آرزو داشتم نمايشنامه «از پشت شيشه ها» را در زمان حيات «رادي» اجرا کنم



بهرام بيضايي که ميهمان ويژه جلسه نمايشنامه خواني «از پشت شيشه ها» نوشته زنده ياد اکبر رادي و کار محمد يعقوبي بود





گفت: اگر روزي بخواهم نمايشنامه «از پشت شيشه ها» را اجرا کنم، نسخه اوليه آن را اجرا مي کنم.
به گزارش ايسنا، بيضايي که روز 30 آبان ماه در فرهنگسراي ارسباران (هنر) سخن مي گفت با بيان اين مطلب ادامه داد: آرزو داشتم که اين نمايشنامه در حضور رادي خوانده مي شد، چرا که هيچ کس به جز خود او داور خوبي براي اجراي اين اثر و گفته هاي من نيست. تنها رادي است که مي داند اين اجرا چه قدر به متن او نزديک بوده است.
وي ادامه داد:اي کاش اين گفتگو در حضور رادي انجام مي شد، جايش همواره نزد ما و در تئاتر ما خالي است و اميدوارم نمايشنامه هايش هميشه روي صحنه تئاتر ما اجرا بشود.
کارگردان «شب هزار و يکم» در ادامه با يادآوري تفکرات روشنفکري دهه 40 در ايران يادآور شد: نمايشنامه «از پشت شيشه ها» تحت تأثير اگزيستانسياليسم نيست، بلکه تحت تأثير تئاتر متعهد و مسوول شکل گرفته که البته اين نگرش هم با تفکرات «سارتر» در ارتباط است اما بزرگ ترين لطمه از همين نگرش به متن وارد شده است.
بيضايي ادامه داد:و اين چنين است که نسخه اوليه نمايشنامه را که سال 46 نوشته شده بسيار دوست دارم، زيرا اين متن از درون اکبر رادي تراوش کرده، اما مشکل من با تجديدنظري است که سال بعد رادي بر اين متن داشته است.
نويسنده نمايشنامه «مرگ يزدگرد» مطرح کرد: سال 45 که اين نمايشنامه نوشته شد من و رادي قراري براي اجراي آن گذاشتيم، البته آن زمان من هنوز کارگردان نبودم بلکه يکي از متنهاي عروسکي ام را تمرين مي کردم، بنابراين کارگردان تازه کاري بودم و صحبت اجراي اين متن توسط من از سوي هر دوي ما بسيار جسورانه بود، اما با تغيير متن و اتفاقهايي که در زندگي هردوي ما افتاد اين نمايشنامه اجرا نشد.
بيضايي متذکر شد: زماني که رادي براي نخستين بار اين نمايشنامه را نوشت به شدت مورد حمله روشنفکري آن زمان و به ويژه زنده ياد آل احمد قرار گرفت. در فضاي تئاتر متعهد يک چيز مفقود بود، موجود يا شخص وسط و متأسفانه اين تفکر هنري با جمله مشهور «يا با مايي يا ضدمايي» در ارتباط بود. معيار خوبي نمايشنامه، تعهد و مسؤوليت آن بود؛ نه زبان، کارکرد و ديگر عناصرش و متأسفانه اکبر رادي تحت تأثير همين تفکرات بود که بار ديگر نمايشنامه را بازنويسي کرد و لطمه هايي را بر آن وارد ساخت.
به اعتقاد بيضايي مشکل بزرگ «از پشت شيشه ها» شخصيت پردازي نويسنده است که يکي از ضعيف ترين شخصيتهاي رادي است.بيضايي گفت: عنوان مي شود که شخصيت «بامداد» شبيه خود رادي است که در يک معنا چنين است، اما در معناي ديگر ضد اوست چون «بامداد» برخلاف رادي و خانواده اش که خلاق و زاينده اند، نازاست. خيلي طول مي کشد تا ما در آخرين کلمات بفهميم او چيزي خلق کرده است.
بيضايي يکي ديگر از ايرادات اين متن را وجود صداها دانست و اضافه کرد: اگر رادي بود از او مي خواستم صداها را بردارد. چون صداها فاصله ما را با نويسنده زياد مي کند اگر نويسنده با خود سخن مي گويد بايد در خالص ترين شکل صورت بگيرد.
بهرام بيضايي که سالها پيش در دانشگاه تهران نمايشنامه نويسي تدريس مي کرده با اشاره به آن سالها يادآور شد: زماني که نمايشنامه نويسي معاصر را درس مي دادم، آثار بسياري از نويسندگان مانند عباس نعلبنديان، اسماعيل خلج، اکبر رادي و ... را تحليل مي کرديم، آن زمان پايان نامه هايي هم درباره آثار رادي نوشتند، اما هيچ يک از اين پايان نامه ها يا شناخت نامه ها به اين پرسش که لحظه شروع نمايشنامه نويسي رادي را مشخص کند پاسخ نداد ه اند. ما مي دانيم که او در 11 سالگي با خواندن نمايشنامه «آنتيگون» به نمايشنامه نويسي علاقه مند شده، اما نمي دانيم چه چيزي او را نسبت به مسايل اجتماعي علاقه مند کرده است. آيا اين علاقه مندي به دليل ورشکستگي خانواده او بوده، پرسشهاي بسياري در اين زمينه وجود دارد که هنوز پاسخي براي آن پيدا نکرده ايم.
در پايان اين مراسم که به همت بنياد اکبر رادي برگزار شد، حميده بانو عنقا همسر زنده ياد اکبر رادي و بهرام بيضايي با اهداي لوح تقدير به يکديگر مورد تقدير قرار گرفتند.

  


خوانش شعري از حسن فرازمند؛ زندگي تازه واژه ها



* حميدرضا شکارسري
ناخن اين بولدوزرها
مي خراشد کوه را
بعد از اين بايد کجا برد؟
اين همه اندوه را






نگارنده اين سطور کارمند وزارت راه و ترابري است و به همين دليل بارها در مأموريتهاي اداري شاهد کار بولدوزرها در مناطق کوهستاني بوده است. در آن هنگامه پر سر و صدا و پردود و پر گرد و خاک، تنها مي توان به ابعاد و مختصات فني اين منظره فکر کرد. حجم عمليات خاکبرداري، انطباق عمليات با مختصات نقشه هاي اجرايي، سرعت مطلوب عمليات و به طور کلي پيشرفت درست پروژه مد نظر قرار مي گيرد. يعني دقيقاً همان چه در محل کار عيناً ديده مي شود و يا انتظار مي رود.
اما همين نگارنده از دور و نزديک، دستي هم بر آتش شعر دارد و به همين دليل وقتي با «بولدوزر» شعر «حسن فرازمند» شاخ به شاخ مي شود، برخوردي کاملاً متفاوت با برخوردي دارد که در کسوت يک کارشناس راه وزارت راه و ترابري داشت. اما چرا؟
صحنه کار بولدوزر در کوه يک متن است. اين متن، همچون نثر عمل مي کند. مستند است و تک معنا. مستبد است و تک بعدي. زيرا واقعيتي ملموس و عيني است. البته گفتيم «همچون نثر»، زيرا «خود نثر» با واسطه زبان به واقعيت ملموس و عيني اشاره مي کند. پس زبان در نثر، تنها حمال معناست، آن هم معنايي يکه و منطبق با واقعيت موجود پس ارجاع مستقيم، کار نثر است. اما شعر، يا خود ارجاع است يا به فراواقعيتي ناملموس ارجاع مي دهد. شعر در عيني ترين و ابژکتيوترين حالت، باز هم درجه يا درجاتي از انتزاعي بودن سوبژکتيو را با خود دارد تا خواننده را به دخالت در خوانش ترغيب کند. خواننده با فرامتن خاص خود، متن شعري را تأويل مي کند و به اين ترتيب شعر، متکثر مي شود، داراي لايه هاي متعدد معنايي مي گردد و تا حد ممکن از استبداد روابط خشک حاکم بر کلمات مي گريزد.
ذهن نگارنده، اين بار در کسوت مخاطب يک شعر، با قرائت دو سطر اول شعر «فرازمند» به جاي پروژه هاي راهسازي، به سوي «فرهاد کوهکن» حرکت مي کند. زيرا در موقعيت خوانش شعر قرار گرفته و مي داند که اولاً بايد به ارجاعات ثانوي کلمات و تصاوير توجه کند و ثانياً بايد به سوابق کلمات در متنهاي ادبي قبلي هم نظر جدي بيندازد. در موقعيت جديد کلمات، حالا «دال ها» در نقش هاي تازه، روابطي جديد با هم برقرار مي کنند. «بولدوزر» در نقش تازه، رقيب «فرهاد» است و جاي او را تنگ مي کند. حالا «فرهاد» در برابر نماد فناوري مدرن، به غربتي مأيوس گرفتار شده است.
«حسن فرازمند» در اين شعر نه تنها از زبان بهره کشي معنايي صرف نکرده است بلکه با شگردها و تکنيکهاي خاص زباني، ابعاد تازه اي به واژه ها بخشيده است. در عين حال به جهان معاصر و مشکلاتش بي اعتنايي نکرده و نسبت به آن اعلام موضع نموده است، بي آنکه مقاله بنويسد.
راستي کل اين شعر، با وجود اينکه در چهار سطر زير هم نوشته شده، يک تک بيتي در وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات» است. «فرازمند» نتوانسته است در هياهوي بولدوزرهايش اين حقيقت را از ديد اين کارشناس وزارت راه و... ببخشيد، از ديد اين خواننده حرفه اي شعر پنهان کند! اگرچه قوافي کوه و اندوه در اين فاصله نزديک به هم، هر چند خوش نشسته باشند، جايي براي سنگر گرفتن شاعر نگذاشته اند!
( 1 ) کلوزآپ، نماي نزديک، حسن فرازمند- نشر روزگار- 1386

  


محسن پرويز: کناره گيري نامزدهاي جايزه جلال مسأله مهمي نيست



محسن پرويز کناره گيري سه نامزد نهايي بخش داستان جايزه ادبي جلال آل احمد را موضوع مهمي نمي داند.
معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتگو با ايسنا، در پاسخ به اين که جايزه جلال در حالي برگزار مي شود که سه نامزد نهايي اين جايزه از حضور در رقابت انصراف داده اند و آيا اين صورت ناخوشايندي ندارد، گفت: چرا صورت خوبي ندارد؟ در بين اين همه کتابي که ارزيابي شده است، کناره گيري سه نفر از جايزه مسأله مهمي نيست.
او در ادامه تصريح کرد: افراد و کانديداها هروقت خواستند و علاقه مند بودند، مي توانند از حضور در رقابت انصراف دهند.
تاکنون، مصطفي مستور، قباد آذرآيين و مجيد قيصري از نامزدي جايزه جلال انصراف داده اند.
رمانهاي «بيوتن» نوشته رضا اميرخاني و «صورتکهاي تسليم» نوشته محمد ايوبي و همچنين مجموعه داستان «آواي نهنگ» نوشته احمد بيگدلي ديگر نامزدهاي بخش داستان آن هستند.

  


«مازيار ميري» توقيف «گاو صندوق» را تکذيب کرد



کارگردان مجموعه تلويزيوني «گاو صندوق» و شبکه سه سيما توقيف و عدم پخش اين سريال را تکذيب کردند.






پس از اعلام خبري مبني بر توقيف مجموعه تلويزيوني «گاو صندوق»، مازيار ميري در گفتگو با فارس گفت: چنين مطلبي صحت ندارد و ديشب سريال طبق اعلام قبلي پخش شده است.
ميري اظهار داشت: تا به حال ما 6 الي 7 قسمت را آماده و به تلويزيون تحويل داده ايم و ساير قسمتها نيز به سرعت مراحل توليدشان در حال انجام است.

  


استاد آواز ايران، نامزد عنوان بهترين خواننده جهان



گروه هنر- بتازگي «راديوي عمومي ملي» مشهور به NPR که براي شنوندگان داخل آمريکا پخش مي شود، نظرسنجي اي را بر روي سايت اينترنتي خود قرار داده و از کاربران خواسته پنج خواننده برتر تاريخ موسيقي جهان را از ديد خود برگزينند. طبق گفته NPR نتايج اين نظرسنجي عمومي در ژانويه سال 2010 (دي ماه 88 ) اعلام مي شود.
در اوايل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را براي تشکيل فهرست اوليه بهترين خوانندگان دنيا به اين سايت بفرستند که بيش از 3000 کامنت، 3500 ايميل، 1200 پست فيس بوک و صدها تگ توييتر در همين ارتباط فرستاده شد و فهرست نهايي از ميان نظرات مردم شکل گرفت.
اما آنچه بر جذابيت اين نظرسنجي نزد ما ايرانيان مي افزايد، حضور محمدرضا شجريان، استاد آواز ايران در ميان نامزدهاي اين نظرسنجي ا ست. تا زمان نگارش اين مطلب، نام 126 خواننده در صفحه رأي گيري سايت NPR ديده مي شد که علاوه بر محمدرضا شجريان، نام هاي آشنايي چون باب ديلن، لئونارد کوهن، الويس پرسلي، فرانک سيناترا، ادي پياف، عاليم قاسم اف، نصرت فاتح علي خان و بسياري ديگر نيز به چشم مي خورد.

  


«شواليه تاريکي» پرفروش ترين فيلم دهه اخير سينما



فيلم «شواليه تاريکي» پرفروش ترين فيلم سينماي جهان در دهه گذشته نام گرفت.
به گزارش ايسنا، نشريه سينمايي هاليوود ريپورتر فهرست پرفروش ترين فيلمهاي سينماي آمريکا در 10 سال گذشته منتشر کرد.
در رتبه اول، فيلم «شواليه تاريکي» به کارگرداني «کريستوفر نولان» قرار دارد که در سال 2008 ، فروش داخلي 533 ميليون دلار را به دست آورد.
«شواليه تاريکي» بعد از «تايتانيک» دومين فيلم پرفروش تاريخ سينما محسوب مي شود. «شرک 2 »، «دزدان دريايي کارائيب؛ صندوقچه مرد مرده»، «مرد عنکبوتي 3 »، «ترانسفورمرها؛ انتقام سقوط کرده ها»، «جنگ ستارگان 3 »، «ارباب حلقه ها؛ بازگشت پادشاه» ، «مرد عنکبوتي 2 » و «وسوسه مسيح» رتبه هاي بعدي فيلمهاي پرفروش هستند.

  


خالد حسيني مدال نيکولز چنسلر 2010 را دريافت مي کند



«خالد حسيني» نويسنده افغان و خالق رمانهاي پرفروشي چون «بادبادک باز» و «هزاران خورشيد تابان» مدال «چنسلر» دانشگاه «واندربيلت» را در ماه مي سال آينده دريافت خواهد کرد.
به گزارش فارس، اين مدال در روز برگزاري سميناري که با حضور «خالد حسيني» در محل برگزاري همايشهاي اين دانشگاه برگزار مي شود به وي اهدا خواهد شد.
اين جايزه سال 2010 به خاطر فعاليتهاي انسان دوستانه «خالد حسيني» براي رشد و ارتقاي مردم کشورش و بالابردن سطح دانش و رفاه براي مردم افغانستان در حضور فارغ التحصيلان دانشگاه وندربيلت به وي اهدا مي شود.

  


بررسي شعر و زندگي علي باباچاهي به چاپ مي رسد



کتاب «علي باباچاهي در وضعيت ديگر» در بررسي شعر و زندگي اين شاعر نوشته محمد لوطيج منتشر مي شود. به گزارش ايسنا، اين کتاب در پنج بخش نگاشته شده است.
به گفته لوطيج، بخش اول، زندگي به سبک علي باباچاهي است که سال شمار زندگي اين شاعر است. بخش ديگر در نگاهي گذرا، پرونده باباچاهي را از دهه 40 تا اواسط 60 بررسي مي کند که در اين بخش، از آرا و عقايد ديگران استفاده شده است.
همچنين بخش سوم، گزارشي از شعر دهه 70 است. در اين بخش، چهره هاي دهه 70 و آراي آنها مطرح شده است.

  


«رضا شفيعي جم» در «پلي آف» سرمربي شد



«رضا شفيعي جم» در فيلم تلويزيوني «پلي آف» به کارگرداني سيامک خواجه وند سرمربي شد.به گزارش فارس، فيلم تلويزيوني «پلي آف» به کارگرداني سيامک خواجه وند روز چهارشنبه در ورزشگاه راه آهن جلوي دوربين رفت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com