تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
سوسه
عشقستان
ويژه اربعين شهداي وحدت
شهرستانها
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-11-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 5آذر ماه 1388


نايب رئيس کميسيون امنيت ملي مجلس در گفتگو با قدس:
برخورد با عناصر تروريستي شرق کشور اولويت اصلي است



چهل روز مي گذرد...! . چهل روز از خواندن آن پيامک کوتاه که «تنفس صبحگاهي» مان را مختل نمود، مي گذرد! پيامکي که با خوانش آن ناخودآگاه ياد «حيرت» مرحوم قيصر امين پور افتاديم که:






از رفتنت دهان همه باز.../ انگار گفته بودند: پرواز! پرواز!
آري! هرچه که بود؛ شهداي وحدت پرواز کردند و تنها از رفتنشان دهان هايي باز ماند با يک دنيا اختلال در تنفس صبحگاهيشان!
روزهاي پس از پرواز شهداي وحدت، سيل محکوميتهاي اين حادثه تلخ تروريستي آغاز شد. رئيس جمهور خطاب به مقامهاي پاکستاني در جلسه هيأت دولت چنين گفت: «پاکستان در دستگيري عوامل حادثه تروريستي تعلل نورزد».
رئيس قوه قضاييه جهت خشکاندن ريشه تروريست دستور مي دهد. فرمانده نيروي زميني سپاه پاسخ به گروهکهاي معاند را بسيار



سخت و کوبنده مي داند. جانشين فرمانده کل سپاه نيز مي گويد:« پاسخ قاطع به تروريستها در دستور کار دايمي ماست» و...!
به موازات اين واکنشها، موج انتقادها از پاکستان شروع شد و همگان بر اساس مستندات موجود اعلام کردند که پاکستان بايد نظارت بيشتري بر مرزهاي مشترک داشته باشد و اجازه تردد آزادانه تروريستها را در اين کشور ندهد. اينک در آستانه اربعين شهداي وحدت، افکار عمومي به دنبال پاسخي قانع کننده براي اين سؤال است که اقدامهاي دستگاه ديپلماسي کشور پس از اين اقدام تروريستي چه بوده و آيا سرنوشتي چون ساير شهداي حوادث تروريستي منطقه که به فراموشي سپرده شد در انتظار شهداي وحدت است؟.
در همين راستا گفتگويي انجام داديم با حجةالاسلام دکتر حسين سبحاني نيا، عضو هيأت رئيسه مجلس شوراي اسلامي و نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس که توجه شما را بدان جلب مي کنيم.
* پس از حادثه تروريستي سيستان و بلوچستان که منجر به شهادت سرداران و فرماندهان سپاه و جمعي از مردم گرديد؛ مجلس و به ويژه کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي چه اقدامهايي را براي تأمين منافع ملي و جلوگيري از تکرار چنين حوادث تلخي انجام داده است؟
** کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس بلافاصله پس از حادثه در مرحله اول هيأتي به منطقه پيشين سرباز سيستان و بلوچستان اعزام تا از نزديک ضمن بررسي همه جانبه موضوع، گزارشي نيز به کميسيون ارايه نمايد. در ادامه نيز بلافاصله بعد از بازگشت، رئيس کميته امور داخلي کميسيون امنيت ملي؛
سردار سروري همراه با آقاي مصطفي محمد نجار، وزير کشور عازم کشور پاکستان شدند تا از نزديک با مقامهاي سياسي- امنيتي پاکستان در زمينه تحرکات گروهک عبدالمالک ريگي و منافقين و ساير گروههاي تروريست در مناطق مرزي مشترک بحث و گفتگو نمايند. خواسته جمهوري اسلامي ايران به صورت رو در رو، مستقيم و جدي به مقامهاي پاکستاني انتقال داده شد و طي آن اين هيأت عاليرتبه ديدارهاي مختلفي با رئيس جمهور، نخست وزير، وزير کشور و ساير مسؤولان اطلاعاتي- امنيتي پاکستان داشتند.
در اين ديدارها تصريح شد که براي اولين بار نيست که از مرز پاکستان با چنين آسيبها و ناامني هايي مواجه شده که هر بار نيز نيروهاي ارزشمند و انسانهاي توانمندي توسط عناصر آشوب طلب مستقر در پاکستان از دست مي روند اما مقامهاي پاکستاني از کنار قضيه عبور کرده و شرايط قومي- قبيله اي حاکم بر منطقه و ناتواني در کنترل و نظارتشان را بر مناطق، بهانه مي کنند.
تأکيد نيز نموديم که اگر پاکستاني ها اين اقتدار و توان را نداشته تا با گروههاي معاند جمهوري اسلامي ايران و به ويژه گروهک تروريستي ريگي که سر در آخور سازمانهاي اطلاعاتي- امنيتي پاکستان، عربستان، آمريکا و... داشته و از داخل مرزهاي پاکستان نفوذ و آشوب و بلوا ايجاد نموده؛ مبارزه نمايند، اين آمادگي و توانايي را داريم که حتي در خاک پاکستان آنها را مجازات نماييم. بحثهاي خوب و جدي صورت پذيرفت و مقامهاي پاکستاني هم قول جدي دادند تا عبدالمالک ريگي را دستگير و تحويل جمهوري اسلامي ايران نمايند.
* هفته گذشته هم وزير کشور به کميسيون فراخوانده شد؟!
** طي هفته گذشته در کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي از وزير کشور سؤال کرديم و همان گونه که در مطبوعات نيز اشاره شد آقاي نجار خبر از عزم جدي پاکستاني ها بر تعهدات خود دادند و تأکيد داشتند که پاکستاني ها پيامهايي داده اند که به دنبال دستگيري عوامل گروهک ريگي بوده و منطقه بشدت براي اين گروه تروريستي ناامن شده به گونه اي که جرأت بيتوته کردن در يک منطقه را نداشته و با توجه به شرايط جغرافيايي مناطق غربي اين کشور، هميشه در حال گريز مي باشد.
ما در اين گونه حوادث تروريستي شخصيتهايي مانند شهداي وحدت به ويژه سردار شوشتري و سردار محمدزاده و... که عمري براي انقلاب و نظام خدمت کرده و در عرصه مبارزه با اشرار، منافقان و گروههاي معاند کارنامه درخشاني داشته را از دست داديم. شهداي وحدت سرمايه هاي اين کشور و نظام بودند، بنابراين پيگيري در جهت احقاق حق و تضييع نشدن خون اين شهيدان بزرگوار در تمامي عرصه هاي ديپلماتيک چه از ناحيه دستگاه ديپلماسي کشور، مسؤولان وزارت خارجه و کميسيون امنيت ملي را بر خود واجب مي دانيم.
* در رفتارهاي مقامهاي پاکستان نوعي تضاد مشاهده مي شود زيرا تردد چنين گروههايي با سلاحهاي سنگين بي اذن سرويسهاي امنيتي- اطلاعاتي پاکستان امري غيرممکن بوده و قابل قبول نيست که پاکستان قادر به شناسايي آنها نباشد! پاکستاني ها چه پاسخي براي اين دوگانگي دارند؟
** در مذاکرات به اين بحث نيز اشاره شد و گفتيم که مطابق اسناد و مدارک، حمايت و همکاري سرويسهاي اطلاعاتي پاکستان با گروه ريگي به اثبات رسيده؛ اينکه از زير بار مسؤوليت شانه خالي نموده و بهانه هاي غير منطقي چون حوادث تروريستي داخل کشور پاکستان، مبارزه با گروههاي افراطي طالبان و القاعده و يا موقعيت جغرافيايي و ژئوپلتيکي منطقه آورده و بگويند قادر به کنترل و نظارت و اشراف کامل اطلاعاتي و امنيتي به اين دلايل نمي باشند؛ براي ما قابل قبول نمي باشد.به هر حال از اين فضا و مکان در داخل پاکستان بر عليه کشور ما توسط گروههاي تروريستي و اشرار استفاده مي شود که بر خلاف معاهدات بين المللي است.
وزير کشور نيز اذعان داشتند که پاکستاني ها پس از درک عزم جدي مسؤولان ايراني در آخرين نشستها، قول جدي دادند که در دستگيري عبدالمالک ريگي محکم و پابرجا هستند و اگر تا امروز در برخورد با آنان تساهلي بوده، از اين پس بر اساس موافقتهاي في ما بين و همچنين تعهدات مرزي دو جانبه مبارزه قاطعي صورت مي پذيرد. ما نيز تأکيد نموده ايم که از اقدامهاي سياسي خسته و خواهان تغيير نگرش مقامهاي پاکستاني در عرصه مبارزه با گروههاي فتنه گر و شرور مي باشيم.
* فرصت سوزي پاکستانيها اخيراً مورد توجه افکار عمومي قرار گرفته و عده اي معتقدند که سياست سرويسهاي اطلاعاتي منطقه به گونه اي است تا با ايجاد فرصت اين گروه بتواند از پاکستان متواري و در کشورهايي مانند امارات و يا عربستان پناه گيرد. ارزيابي شما چگونه است؟
** بحث جلوگيري از اتلاف وقت و فرصت سوزي پاکستاني ها هم از دغدغه هاي اصلي مردم و خانواده شهداي وحدت به جهت پيگيري مسايل مربوط مي باشد. از جانب مسؤولان امنيتي- اطلاعاتي کشور و دستگاه ديپلماسي به مقامهاي پاکستاني اين مطلب تفهيم شده که اميدواريم سياستهاي آنها منجر به پناه گيري اشرار و عناصر ضد انقلاب به ساير کشورها نشود. مجلس شوراي اسلامي نيز اين حساسيت را دارد و در همين راستا موضوع را پيوسته در حال پيگيري دارد.
* به عنوان رئيس مجمع نمايندگان استان خراسان رضوي و با توجه به محبوبيت و جايگاه والاي سردار شهيد شوشتري و محمدزاده اقدامهاي مجمع و تحرکات نمايندگان را در خصوص اين حادثه دلخراش تروريستي چگونه مي بينيد؟
** بحث امنيت براي ما يک اصل ثابت است. حکومت موظف به تأمين امنيت و حفظ آرامش و آسودگي خيال هموطنان است و مردم نيز ضمن برائت از چنين اقدامهاي کور و ددمنشانه تروريستي خواهان بازگشت آرامش مي باشند بنابراين نسبت به تحرکات برون مرزي حساس بوده و خواهان پيگيري جدي مي باشند زيرا خدمت رساني در مناطق مختلف تنها در سايه امنيت و آرامش شکل مطلوب تري مي گيرد.
از طرفي اين يک وظيفه هم سازماني و هم اخلاقي براي وزارت امور خارجه کشور ما مي باشد. در همين راستا از ساليان قبل بحث انسداد مرزها مطرح شد و بودجه خوبي نيز توسط مجلس هر ساله براي اين امر در نظر گرفته مي شود و توسط نهادهاي نظامي و انتظامي و امنيتي نيز کنترل خوبي صورت مي گيرد تا جلوي انتقال ناامني ها و شرارت و همچنين مواد مخدر گرفته شود.
به هر حال پاکستان منطقه اي ناامن است و از اين رهگذر متأسفانه حياط خلوت و گروههاي تروريستي شده و در عرصه ديپلماسي بايد آنان را متقاعد نمود که روابط حسنه دو کشور در گرو تأمين امنيت مناطق مرزي مي باشد. چندين نفر از اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي از نمايندگان خراسان ها مي باشند.
برخورد با عناصر آشوب طلب و انتقام گيري از خون شهداي وحدت و سرداران و فرماندهان شهيد خراساني را جزو وظايف، دغدغه ها و اولويت اصلي خود مي دانيم. اميدواريم که روند پيگيريها و حساسيتهاي مجلس روند مطلوبي داشته باشد و بزودي شاهد خبرهاي خوشي در اين زمينه باشيم و براي هميشه آن مناطق را از لوث وجود ريگي و ريگي ها پاک نماييم.
احمد فياض

  


کارهاي سينمايي و تلويزيوني را با اشاره امام(ره) آغاز کردم؛
شهيد گودرزي؛ آرشيو تصاوير و خاطرات دفاع مقدس!



شهيد عباس گودرزي بچه شهر ري بود، پدرش پيرغلام اهل بيت بود و برادراني و خواهراني تربيت شده مکتب اهل بيت و امام





حسين(ع). عباس از همان کودکي علاقه شديد به عکاسي و فيلمبرداري داشت. خودش مي گفت: آن موقعها به قدري اين عشق و علاقه شديد بود که با اصرار من و موافقت حاج آقا غيوري در گوشه اي از مسجد آتليه و تاريک خانه اي کوچک دست و پا شد که من فقط بتوانم ياد بگيرم و تجربه کنم و با دوربين هاي لوبيتل نيز اين کار آغاز شد، اين تجربيات ادامه داشت تا آنجا که رسيد به دوران انقلاب اسلامي! . روزهاي اثبات جواني و مذهب براي اصلاح جامعه و دفاع از ماهيت مذهب و دين و البته قرار گرفتن پشت سر روحانيت و البته ادامه دادن کار عکاسي از صحنه هاي انقلاب و عباس جوان کارهاي بزرگ خود را از همين جا شروع مي کند، آرزوهاي بزرگ دست يافتني! او با همان دوربين لوبيتل عکس مي اندازد و نمايشگاهي از عکس مي گذارد و صحنه هاي انقلاب را به معرض ديد همگان مي گذارد.
او که روزهاي پيروزي را ديده براي روزهاي بعد از پيروزي نيز نقشه هاي فرهنگي دارد. خود يکي از بزرگترين آرزوهايش را اين گونه بيان مي کند: «با صحبتهاي حضرت امام(ره) راجع به فيلم و فيلمسازي و تفکيک بين هنر فاسد و هنر سالم! ما با بچه ها قرار گذاشتيم يک فيلم تاريخي و مذهبي بسازيم و اين کار با عشق و علاقه و سخت کوشي و پشتکار فراوان شروع شد. متن فيلم را از يکي از کتابهاي آقاي محمود حکيمي انتخاب کرديم و فيلم داستاني «بسوي ساحل» را ساختيم. خيلي مشکلات داشتيم، مشکلات تهيه لباس و نور و دوربين بماند! . خوب کار ما کار يک عده جوان نوانديش مذهبي بود، از طرفي ما با «ان قلت» هايي رو به رو بوديم و از طرفي شور و علاقه خاصي نسبت به اين کار وجود داشت، ولي ما نترسيديم و زماني که فيلم آماده شد براي نمايش اين فيلم خيلي تلاش کرديم، نخستين نمايش ما هم براي حضرت امام(ره) بود. وقتي به محضر ايشان رفتيم و ايشان فيلم را با دقت کامل ديدند، تاييد ايشان به منزله ادامه راه ما بود ولي من طاقت نياوردم و از ايشان پرسيدم که اگر اين کار خلاف شرع است آن را ادامه ندهيم که ايشان گفتند حتما ادامه دهيد چون سينما يکي از ابزارهاي فرهنگي است که مي تواند در خدمت نظام و اسلام باشد.»
دلگرمي اي که شهيد گودرزي از جانب امام گرفت، سبب شد که اين راه را ادامه دهد و ادامه اين راه را البته با اصول صحيح آن و فراگيري تکنيک هاي سينما نزد استادان بزرگ از جمله پير سينما اکبر عالمي بود که شهيد، هميشه خود را مديون وي مي دانست.
حساسيت اوضاع آن زمان انقلاب، عباس را خود به خود به سمت سپاه مي کشاند. و از آنجا که سپاه براي پاسداري از انقلاب وارد ميدان شده بود، براي حراست از انقلاب در هر جا که لازم مي دانست وارد مي شد. انقلاب سوار بر موج تعهد خويش نسبت به انسانها بود و دشمن هم نقشه هاي بسيار براي مقابله با اين انقلاب ديني و آزاديخواهانه داشت واين نقشه ها براي عده اي جوان پرشور و پيرو امام امت(ره) بهترين ميدان براي ساخته شدن و کسب تجربيات بسيار بود. يکي از آن ميدانهايي که عباس را درون خود پروريد، دفاع مقدس بود. درواقع دفاع مقدس راه عباس را بسوي شهادت هموار کرد، عباس را شيفته شهادت کرد، به طوري که او بعد از پايان دوران دفاع مقدس تمام عشق و زندگي خويش را متمرکز بر حفظ ميراث گرانقدر شهيدان و تداوم بخشيدن به راه آنان کرد.
شهيد گودرزي از جمله کساني بود که در ايام دفاع مقدس زحمات زيادي متحمل شد و با حضور دائمي در عمليات ها به تهيه برنامه هاي مستند، گزارش و فيلم برداري از لحظات حساس و ناب دفاع مقدس روي آورد و اين کار را براي خود افتخاري بسيار بزرگ مي دانست.
براي همين در دوران بعد از دفاع مقدس، کارهاي بسيار ارزشمندي از جمله تهيه برنامه تلويزيوني سپاه و پرداختن به عملياتهاي مختلف و تهيه مجموعه برنامه هاي «پلاک سرخ» که شرح تبيين عملياتهاي مختلف و باشکوه رزمندگان اسلام بود را با همکاري گروه تلويزيوني سپاه تهيه کرد. وي يکي از فعالترين برنامه سازان صداوسيما و يکي از مدافعان فرهنگ اهل بيت و ترويج آن در شبکه هاي مختلف بود که حاصل کار او ساخت بيش از پانصد برنامه در طي اين دوران تا زمان شهادتش بود. علاوه بر برنامه هاي دفاع مقدس، نشر فرهنگ اهل بيت را در دستور کار خويش داشت و اين دو را از هم جدا ناشدني مي دانست از جمله تهيه برنامه هايي راجع به حماسه حسيني با همکاري شبکه فرانسه، انگليس و عربي جام جم که از جمله ماندگارترين کارهاي وي مي باشد.
به ضرس قاطع مي توان گفت، وي از طرفداران نظريه شهيد آويني راجع به سينما بود. وي سينماي متعهد و اسلامي و دفاع مقدس را خيلي دوست داشت و مي خواست حتماً در اين زمينه وارد شود، چون هم تجربه اش را داشت و هم اين اطمينان را داشت که مي تواند در اين زمينه با گردآوري هنرمندان متعهد و دل سوخته وارد عمل شود. ولي شرايط سخت اقتصادي سينما اين کار را با تأخير مواجه ساخت. شهيد گودرزي طي سالياني که درمورد شهداي دفاع مقدس و فرهنگ اهل بيت کارهاي ارزشمندي انجام مي داد، علاوه بر تهيه برنامه هاي ارزشي، آرشيو گرانبهايي از تصاوير دفاع مقدس و رزمندگان دفاع مقدس و شهيداني که در طي دوران بعد از دفاع مقدس به شهادت رسيده اند در اختيار داشت که هم اکنون به يادگاري در اختيار خانواده اش قرار دارد. يکي از دوستانش مي گفت، او در اين اواخر خيلي مشکل مالي داشت و باوجود اينکه از وي خواسته بودند تا آرشيو ارزشمند خود را در قبال يک مبلغ مالي کلان در اختيار آنان قرار دهد ولي وي نپذيرفته بود و گفته بود که ما اينها را براي ادامه برنامه از آسمان لازم داريم! .
سرانجام در 1388/7/25 در سري جديد برنامه هايي که تحت عنوان از آسمان حدوداً يکسال پيش با همکاري جمعي از برادران دوران دفاع مقدس آغاز کرده بود، در سيستان وبلوچستان سرزمين بزرگ شرق کشور به همراه سردار نورا... شوشتري و يارانش و همچنين يار ديرين اش از دوران جبهه ها يعني محمد فراهاني به آسمانها پيوست تا خود ملکوتي شود و نزد خدا ماوا و آرام گيرد.

  


شهادت، بزرگترين وصيت سردار شوشتري است



* حسن احمدي فرد
گفتگوي من با «فرج ا... شوشتري» مفصل تر از آن چيزي شد که پيش بيني مي کردم. او متولد 1356 و پسر ارشد سردار شهيد





شوشتري است. فرج ا... شوشتري سالهاي جنگ را کم و بيش به خاطر دارد و نبودن هاي پدرش را. مي گويد ياد گرفته بوديم هر بار که بدرقه اش مي کنيم، از او دل بکنيم و هر بار که ملاقاتش مي کنيم خدا را شکر بگوييم که او را دوباره به ما بر گردانده است.
آنچه در ادامه مي خوانيد برشهايي کوتاه از اين گفتگوي مفصل است.
اين را مکرر تعريف کرده بود، مي گفت همان اوايل انقلاب بود که يک شب حضرت امام(ره) را خواب ديدم. ديدم ايشان مقابل منزل پدري ما در همان «ينگجه» است. امام(ره) به من گفتند: برو به بچه ها بپيوند.
من از خواب بيدار شدم نفهميدم منظور حضرت امام چيست. اين، همان ايامي بود که سپاه پاسداران در حال شکل گيري بود و چند نفري هم از اطرافيان، به سپاه پيوسته بودند. باز چند شب بعد دوباره امام(ره) را در خواب ديدم که گفتند: چرا به بچه ها نمي پيوندي؟
من باز متوجه منظور حضرت امام(ره) نشدم. هر چند حدسهايي مي زدم. يکي دو شب بعد دوباره امام به خوابم آمدند و اين بار با تحکم گفتند: مگر نگفتم به بچه ها ملحق بشوي؟ من در همان عالم خواب از ايشان پرسيدم: منظور شما بچه هاي پاسدار است؟ ايشان بدون اينکه صريحاً اشاره کنند، باز تأکيد کردند: برويد آقا! برويد به اين بچه ها بپيونديد.
*
سردار شوشتري بيست و هشتمين شهيد روستاي «ينگجه» است که به نسبت جمعيت کم آن شاخص قابل توجهي است.
*
پدر حاجي و پدر بزرگ حاجي و پدران شان همه روحاني بوده اند و با آنکه در کسوت لباس دين بوده اند، نقش بزرگتر و کدخداي روستا را بر عهده داشته اند.
*
عمليات مرصاد را، ما، در کرمانشاه مستقر بوديم، در شهرکي در اطراف باختران به همراه شماري ديگر از خانواده پاسداران. تابستانها را آنجا بوديم.يادم مي آيد يک روز که قرار بود شماري از پاسداران از خط مقدم برگردند، پيش خانواده هايشان، ما بچه هاي شهرک، همه لباس سبز پوشيده بوديم و منتظر که پدرهايمان برسند. پاسدارها با بالگرد آمدند. لحظه اي که بالگرد داشت مي نشست ما در پادگان بوديم و به خاطر شور و شوق همه داشتيم مي دويديم به سمت بالگرد.
در همان لحظه يک هواپيماي عراقي هم سر و کله اش پيدا شد که ظاهراً مي خواست بالگرد را بزند. ما البته متوجه شليکهاي ريز هواپيما نشديم اما تصوير پاسداراني که مي کوشيدند مانع ما بشوند، همچنان در ذهنم مانده است.
*
مادرم تعريف مي کنند، بعد از قطعنامه، يک بار به حاجي گفتم: خب! جنگ هم که تمام شد و ما مي توانيم روي آسايش را ببينيم. شهيد شوشتري لبخندي زد و گفت: آسايش را نمي دانم، اما جنگ تمام نشده است.
*
يک بار که مقام معظم رهبري مشهد بودند و بسيجيان هم با ايشان ديدار کردند، ما هم به عنوان بسيجي، در لشکر پنج نصر بوديم و فضا را آماده مي کرديم. يکي دو روز آنجا بوديم. بعد از ديدار يادم مي آيد خيلي خسته بودم. رفتم دفتر پدر که چند دقيقه اي استراحت کنم. حاجي چند لحظه بعد رسيد پرسيد مگر شما کار نداري؟ گفتم: نه ديگر همه کارها تمام شده. ايشان گفت: پس شما اين جا چکار مي کني؟ گفتم: آمدم چند دقيقه اي استراحت کنم. ايشان گفتند: برو در اتاق رئيس دفتر بشين.
توي اتاق نشسته بودم که نهار آوردند. حاجي پرسيد شما هنوز نرفته اي؟ يکي از افسرها که آنجا بود گفت: نهار تهيه شده اجازه بدهيد نهار بخورد بعد برود. حاجي به چايي من که روي ميز بود اشاره کرد و گفت: سهم ايشان از سپاه خيلي باشد همين چايي است.
*
حاجي جايي که مي خواست برود، گاهي وقتها مي شد که من ايشان را مي رساندم. مثلاً هر بار که مي رفتيم استانداري، ايشان همان دم در پياده مي شدند و مي گفتند: شما حق نداري وارد بشوي. مي گفتم: چرا؟ مي گفتند: اينجا ديگر رابطه پدر و فرزندي نيست. من که آمده ام، فرمانده سپاهم و شما اينجا نقشي نداري.
*
يک روز ايشان را رساندم لشکر. بيرون ساختمان داخل ماشين منتظر ايشان بودم که بر گردند و ايشان را برگردانم. همان موقع يک سربازي که تقاضايي داشت، آمد پيش من و خواسته اش را مطرح کرد. من به آن سرباز گفتم: بيا توي ماشين برايم تعريف کن چي شده است.
سرباز که مشکلش را شرح داد از ماشين پياده شد و به خاطر عادتش، همين جور دم دستي پا کوباند و رفت. در همين لحظه حاجي هم از ساختمان بيرون آمد و ديد که يک سرباز براي من پا کوبانده است. چشمتان روز بد نبيند، تا چند روز حاجي هر چه توانست من را شماتت کرد که چرا جوري رفتار کرده ام که آن سرباز براي من پا کوبانده است.
*
هر جايي که سردار شوشتري بود، معيشت کارکنان براي شان اولويت داشت. حتي افزون بر معيشت پرسنل، وضعيت معيشتي و رفاهي منطقه هم برايشان مهم بود. سعي مي کرد حضورش منشأ آباداني و رونق مناطق باشد.
*
يک بار که در يک سفر کاري، همراه حاجي بودم. از قضا يکي از بستگان نزديک، در همان منطقه اي که مقصد سفر بود، ساکن بودند. حاجي از من خواست که من شب را آنجا بگذراندم. داشتم مي رفتم که گفت: راننده را هم که سرباز بود با خودت ببر که راحت باشد.
من راننده حاجي را هم با خودم بردم اما آن سرباز پسر ماخوذ به حيايي بود، حاضر نشد بيايد تو و شب را در منزل آشناي ما بگذراند. هر چي اصرار کردم قبول نکرد. گفت: من توي ماشين مي خوابم.
فردا صبح که حاجي از ماجرا مطلع شد، حسابي از من دلگير شد که چرا سربازي را که فرستاده ام تا راحت باشد، شب توي ماشين خوابانده اي.
*
يادم نمي آيد جايي خود شهيد شوشتري و خانواده اش از عنوان سردار براي معرفي او استفاده کرده باشد.
*
يکي از من پرسيد حاجي در وصيت نامه اش چي نوشته است؟ من گفتم حاجي همه چيز نوشته است جز توصيه. فکر مي کنم به عمد هم اين کار را کرده است. چون هيچ وصيتي بالاتر از شهادت ايشان نيست. کافي است ببينيم که ايشان در سن 61 سالگي بعد از سي سال خدمت در اوج مقامات دنيايي، درست وقتي که دارد آماده مي شود تا به آغوش خانواده بر گردد و باقيمانده عمرش را در آرامش بگذراند، مي رود در جايي که قدم زدن در آنجا، با قدم زدن در ميدان مين تفاتي ندارد و شهادت را در آغوش مي کشد.
*
اگر همه لحظاتي را که در اين سالها با حاجي بوده ام جمع کنم، روي هم احتمالاً بيشتر از يکي دو ماه نخواهد شد.

  


شهيدان گلهاي زيباي باغ وحدت



* جواد نعيمي
ستاره ها هرگز قمرهاي مصنوعي را در خاطر خود زنده نگه نمي دارند، اما هيچ گاه نمي توانند ياد قمرهاي حقيقي؛ يعني گل گونه هاي بستان خدا؛ يعني شهيدان با صفا را فراموش کنند.






آسمان با همه بلندي اش در برابر عظمت انديشه و اعمال شهيدان، احساس شرمندگي دارد. خورشيد، همه نورانيت خود را نثار دل و چهره شهدا مي کند.
سکه عشق، هميشه به ياد شهيدان ضرب مي شود و فرياد حق طلبي و عدالت خواهي با ياد آنان ثبت مي شود.
دريا با همه عظمتش سر در پاي شهيدان مي سايد و درختان، سرسبزي و ثمربخشي خويش را در برابر ايستادگي و بالندگي شهيدان، ناچيز مي يابند!
در اين ميان، شهيدان راه وحدت درخششي ويژه دارند. چه آنکه وحدت، پيروزي آفرين است و اتحاد، رسيدن به مقصد را آسان مي کند. درست همان گونه که پراکندگي، زيان بار است و سبب انحطاط.
پيشرفتهاي هر جامعه مديون تلاشها، هماهنگي ها و اتحاد افراد آن جامعه است. هم از اين رو، يکي از ترفندهاي دشمنان ايجاد تفرقه و نفاق در ميان افراد جامعه و تلاش فراوان براي پيشگيري از وحدت و هم داستاني مردم به شمار مي رود.
دشمنان دين و ميهن ما، پيوسته کوشيده و مي کوشند تا با دامن زدن به اختلافهاي مذهبي و قومي، امت مسلمان ما را از رسيدن به قله هاي پيشرفت باز دارند و با انداختن سنگ جدايي ميان افراد، به خواسته هاي پليد خويش دست يابند.
بدين سبب است که شهيدان اين راه روشن، چلچراغ هاي فروزان و درخشنده اجتماع محسوب مي شوند و در ميان ديگر شهيدان- که همه والا و قابل احترام و مأجورند- از فروغي فزون تر برخوردارند. اين عزيزان چراغهاي راهنما و همواره يادآورنده اي هستند که پيوسته به ما هشدار مي دهند تا در دام دشمنان نيفتيم و همدلي و اتحاد را- که ضامن همه پيروزي هاست- از دست ننهيم!
هم از اين رو، آب و آفتاب و آدينه، هرگاه در يکديگر ضرب شوند، قادر نخواهند بود که روي ماه اين شهيدان را بازتاب دهند!
سبزه و چمن و گل، اگر دست به دست هم بدهند، نخواهند توانست سرسبزي و شکوفايي دل دريايي شهيدان راه وحدت را به تصوير بکشند.
آري! هيچ دامنه و کرانه و پهنه اي، هر چند عظيم و گسترده، توان آن را نخواهد داشت که گوشه اي از ساحت بلند انديشه شهيدان را به ما نشان بدهد.شهيدان را در آستانه خدا بايد ديد. شهيدان را با شهيدان بايد سنجيد. به شهيدان در عمل بايد رسيد و براي بوسه زدن بر تربت پاک و خاک پاي شهيدان، بايد به سر دويد!
شهيدان، با نفسهاي معطر خود، زندگي را عطر آگين کرده اند و به ما آگاهي و شناخت داده اند. به کاري دست نزنيم که عطر شهيد و رايحه شهادت، در جامعه کاستي پذيرد! اجازه ندهيم اجانب، تصاوير شهيدان را از ياد ما ببرند و پرچم وحدت و همدلي را از اهتزاز بيندازند! نگذاريم هيچ کس پاي بر روي خون و آرمان شهيدان بگذارد! مراقب باشيم فرهنگ شريف شهادت و آرمانهاي شهيدان بزرگوار، بر اثر غفلتهاي ما، يا تلاشهاي گوناگون دشمنان، از کتابخانه تاريخ، خارج نشود!
شهيدان عاشق و عاشقان شهيد را هماره بزرگ بداريم که بسيار شايسته اند و کرامند و بزرگوار. وسلام ما بر آن شير مردان پيوسته ماندگار، به صدها و هزاران بار

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com