|
* غلامرضا قلندريان
جهان غرب براي استمرار مبارزه عليه جهان اسلام پس از ناکاميهاي پي در پي در برخي کشورهاي اسلامي با اتخاذ راهبرد جنگ نرم، با بهره گيري از متدهاي رواني و رسانه اي تلاش مي کند غيرمسلح سازي و بسيج زدايي را از گروه هاي مقاومت که به عنوان مرکز ثقل بازدارندگي و مبارزه عليه زياده خواهي هاي غرب عمل مي نمايد، پيگيري کند.
جنگ نرم، فرايندي از خصومت غرب، بويژه آمريکا عليه جهان اسلام است که پس از ناکارآمدي و پر هزينه بودن جنگ گرم در دستور کار قرار گرفته است. براي وضوح بيشتر اين موضوع، بايد اذعان نمود که جنگ نرم هر گونه اقدام تبليغي، رواني و رسانه اي دشمن با هدف تسليم و يا انزواي جامعه هدف بدون شليک گلوله را شامل مي شود.
آمريکا با شناختي که از کشورهاي اسلامي و مقاومت جنبشهاي اسلامي عليه هدفهاي استکباري اش به دست آورده است، به اين نتيجه رسيده که مقاومت مدني و چريکي گروه هاي مخالف آمريکا را نمي توان با ابزارهاي سخت افزاري از صحنه خارج نمود و ماهيت نبرد اقتضاي به کارگيري شيوه هاي متناسب را دارد که جنگ نرم مي تواند با ويژگيها و مؤلفه هايي که دارد، اين مهم را براي هدفهاي جبهه استکبار عملياتي کند.
واشنگتن براي خارج کردن ظرفيت عنصر مقاومت از صحنه نبرد، با برچسب تروريست و بنيادگرا در صدد است هسته اصلي مقاومت را در انزوا قرار دهد تا از اين رهگذر مهمترين مانع را از سر راه بردارد. غربيها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان، برچسب تروريسم مي زنند و حمايت ايران از اين مبارزان را حمايت از تروريسم مي نامند و با تبليغات رسانه اي افکار عمومي را دستکاري مي کنند.
در پروژه دموکراسي خواهي، مقامهاي کاخ سفيد هنگامي که متوجه شدند در اين عرصه خواسته هاي آنها تأمين نگرديده است، با صراحت اعلام نمودند مراد از مشارکت همه مردم نيست، بلکه برخي گروه ها را شامل نمي شود، به نحوي که به قدرت رسيدن حماس در انتخابات فلسطين را مي توان به عنوان يک نمونه عيني مطرح کرد. مواضع مداخله جويانه وزير امور خارجه آمريکا و اوباما رئيس جمهور اين کشور در حوادث پس از انتخابات ايران نيز نمونه اي از همين مصداقها به شمار مي رود.
کاخ سفيد در اين حوزه جنگ نرم تلاش مي کند ابتدا با خلع سلاح نمودن جنبشهاي مقاومت و از بين بردن انگيزه دفاع در آنها، اين ظرفيت دفاعي را پس از بي انگيزگي به زندگي عادي برگرداند؛ اقدامي که در سالهاي اخير عليه گروه مقاومت لبنان امکان عملي نمودن آن را نيافتند. غرب تلاشهاي گسترده اي را براي انزواي حزب ا... از طريق محافل داخلي و بين المللي به کار گرفت تا گروه مؤثر و کارآمد و داراي محبوبيت در جامعه لبنان را منزوي و حاشيه نشين نمايد که نفوذ اين جنبش در جامعه لبنان مانع از اين اقدام آمريکا گرديد، اگر چه اين رفتار غرب با اقدامهاي حقوقي در مجامع بين المللي نيز ساپورت گرديده بود.
پر واضح است، در بين بازيگران جهان اسلام جمهوري اسلامي ايران بيشتر از بقيه کشورهاي اسلامي مورد هجوم نرم واشنگتن واقع شده است. تلاشهاي نرم افزارانه غرب بويژه پس از پايان دهه اول انقلاب عليه آرمانهاي اين نظام، با بهره گيري از متدهاي گوناگون تشديد گرديده است، زيرا آنها دشمني با انقلاب اسلامي را خاتمه يافته تلقي نکرده اند، لذا براي استمرار خصومت عرصه متناسب با موقعيت زماني را گزينش نموده تا از اين طريق هدفهاي ناکام عرصه سخت افزاري را جبران کنند.
هدف قرار دادن روح و روان و فکر جامعه با توسل به انواع تاکتيکها و فنون روزآمد عمليات رواني در دو دهه اخير از فراواني گسترده اي برخوردار بوده است؛ همان گونه که مراکز علمي و فرهنگي توليد علم و انديشه را هدف قرار داده اند. رهبر معظم انقلاب مفهومي به نام «جنگ نرم» را مورد توجه قرار دادند و از ضرورت نقش آفريني «دانشجويان» به عنوان «افسران» و «اساتيد» به عنوان «فرماندهان» مقابله با جنگ نرم سخن گفتند. ايشان با لحني هشدارگونه فرمودند: «دانشگاه بايد بهوش باشد. دانشجوي مؤمن و مسلمان و دانشجويي که به کشورش علاقه مند است و دانشجويي که به آينده کشور و آينده نسل خودش دلبسته است، بايد هوشيار باشد. بدانيد اينها دارند طراحي مي کنند.»
گفتني است، گري سيک به عنوان مشاور امنيت ملي کارتر در حوادث پس از انتخابات در کنار راهبردهاي مارک پالمر مدير دپارتمان تحقيقاتي «مرکز سياست خارجي سابان» در مؤسسه بروکينگز و توصيه هاي جين شارپ پدر انقلابات مخملي، راهبرد خلع سلاح بسيج و سپاه را ارائه مي کند.
اين موضوع بيانگر اين دغدغه دشمنان است که آنها اين نيرو را به عنوان مرکز ثقل حمايت از دستاوردهاي نظام مي شناسند و با توجه به عملکرد قابل دفاع بسيج در رخدادهاي پس از انتخابات تلاش مي کنند اين عامل بازدارنده دخالتهاي بيگانگان و حامي انقلاب را با شيوه هاي گوناگون از صحنه خارج کنند.
آنچه آمريکا و همپيمانان وي تعقيب مي نمايند، بي تفاوت سازي و پيگيري بي حسي سياسي و فرهنگي در بين گروه هاي مقاومت در گستره جهان اسلام است. برخي صاحب نظران آمريکايي مداخلات اين کشور را در دولتهاي اسلامي و عدم دستيابي به هدفهاي تعيين شده را وجود گروه هاي مقاومت در اين کشورها دانسته و علت اين شکستها را در هويتهاي مبارز و مقاوم آنها ارزيابي کرده اند که اين موضوع ريشه در مباني ايدئولوژيک اين جنبشها دارد.
بنا براين، دولتهاي غربي با اتخاذ مشي جديد مبارزاتي و تدوين مکانيسمهاي علمي نوين، تلاش مي کنند عنصر مقاومت و مؤثر در جوامع اسلامي را که تاکنون مانع دستيابي آنها به هدفهايشان گرديده است، با بهره برداري از شيوه هاي گوناگون رواني، سياسي، فرهنگي و حتي امنيتي از صحنه خارج نمايند تا بتوانند با بهره گيري از ظرفيتهاي دروني سمپات خويش، مطامع نامشروعشان را تعقيب کنند.
ناگفته نماند، واقعيتهاي جهان اسلام بويژه بيداري جنبشهاي اسلامي، فرصت چنين اقدامي را از آنها سلب مي نمايد. از سوي ديگر، مبارزات چندين ساله کانونهاي مقاومت تحت تأثير جو و فضا شکل نگرفته است که با جوسازي کاذب و خلاف واقع، آنها را از انجام وظيفه و تکليف باز دارد، بلکه موتور محرکه اين مبارزان مباني فکري و اعتقادي است و اين عقبه معرفتي توانسته است گروه هاي اسلامي را در مواجهه با تهاجمهاي غرب مصمم در صحنه نگه دارد. |