تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-11-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 9آذر ماه 1388


دستگيري راه حل معضل اوباش نيست ؛ طرح هاي پليس مسکني براي معضلات اجتماعي



* سعيد کوشافر
صداي زنگ تلفن مرا به خود آورد، هنوز درست و حسابي با خانمي که پشت خط تلفن بود سلام و احوالپرسي نکرده بودم که سفره





دلش را باز کرد. «آقا ما امنيت نداريم، آرامش نداريم، 3 تا دختر دارم که دوتاشون دم بخت هستند، حتي يک بار نشده با اعصاب راحت از کوچه مان عبور کنيم، هميشه چند تا لات بي سر و پا تو اين کوچه هستند که مزاحم مي شن، آقا به خدا جرأت نمي کنم دخترها رو تنها بفرستم جايي، حتي خودم هم که همراهشون هستم، از تير نگاه هاي هرزه اونها در امان نيستيم، چند بار به شوهرم گفتم خانه رو بفروشيم و از اين کوچه برويم، اما بازارها راکد شده، هر کس هم شرايط کوچه رو مي بينه از خريد خونه پشيمون مي شه. به پليس زنگ زديم، آمدن يک بار اينارو بردن، اما فردا باز سر کوچه پيداشون شد، بدتر از قبل، نمي دونم اينارو به کي بگم. گفتم شايد شما تو روزنامه چاپ کنين يکي بخونه به داد ما برسه، حالا ديگه حتي تو خونه مون هم امنيت نداريم، تهديدمون کردن، مي ترسم يک بار از ديوار خونه بيان بالا... و بعد هم صداي زن با گريه توأم شد و از اينکه چند تا از خواستگارهاي دخترش به دليل همين وضع ديگر مراجعه نکرده اند، حرف زد.





تمام مسأله و مشکل اين زن تعدادي جوان بودند که در اصطلاح انتظامي، به آنها اراذل و اوباش گفته مي شود.
اينها افرادي هستند که در خيابانها و کوچه ها براي نواميس مردم مزاحمت ايجاد مي کنند، عامل نزاعهاي فردي يا جمعي هستند يا در برخي موارد از کسبه و عابران باجگيري مي کنند.
شايد يک انحراف و شايد هم يک تقابل باعث شد تا چيزي به اسم اوباش پديد آيد. زماني که پهلوانان حافظ ناموس و شرافت مردم بودند، در مقابل آنها جاهلان بروز يافتند. ناجوانمردي جاهلان و مردانگي پهلوانان دستمايه بسياري از ماجراها و داستانهاي ايراني بود و حکايت تقريباً عمده فيلم فارسي هاي دوره گذشته در محور همين موضوع مي چرخيد.
اما اکنون دوره دگرگون شده و حاکميت قانون جايي براي اعمال سليقه و نظر شخصي براي مجازات يا تنبيه افراد نگذاشته است و شايد همين مسأله باعث شده مردم نسبت به مسأله اوباش بي تفاوت شوند و اجراي قانون در مقابل اين افراد را به مردان قانون بسپارند.
حال گاه ممکن است فعاليت يا تحرکات اين اوباش از ديد مأموران انتظامي هم مخفي بماند و آنگاه است که مسأله بسيار بغرنج مي شود و مشکلي اجتماعي پديد مي آورد.





اوباش از کجا سبز مي شوند؟

اين اوباش قطعاً بايد محصول يک کارکرد غلط در مهندسي اجتماعي باشند. نتيجه اين کارکرد غلط اگرچه در مرحله اول اوباش هستند، اما در مراحل بعدي به مجرماني تبديل مي شوند که امنيت اجتماعي را به مخاطره مي اندازند.
بسياري از کساني که در جريان خرده فروشي موادمخدر، توزيع مشروبات الکلي، تجاوز به عنف و يا تشکيل باندهاي فساد و فحشا، زورگيري و سرقتهاي مسلحانه دستگير مي شوند، در ابتدا يکي از همين اوباش محلي بودند که پس از طرد از اجتماع و دستگيري توسط مأموران انتظامي يا اقامت در زندان، به جرايم بزرگتري روي آورده اند.
يک وکيل دادگستري در اين خصوص مي گويد: برخورد نيروي انتظامي و دستگاه قضايي با اراذل و اوباش، کاهش 75 درصدي جرايم اجتماعي را به دنبال داشته است.
هوشنگ سرباز وطن مي افزايد: دستگاه قضايي با بهره گيري از نيروهاي مردمي، توانسته در شناسايي و دستگيري اوباش عملکرد مناسبي داشته باشد و کاهش پرونده هاي جرايم در مجتمعهاي قضايي و وضع موجود جامعه، مؤيد اين امر است.
وي تصريح مي کند: اگرچه دستگاه قضايي در برخورد با اراذل و اوباش تاکنون برخورد قاطعانه اي داشته، اما متأسفانه مراکز مراقبت پس از خروج چندان فعال نيستند و کنترل دقيقي بر اين افراد اعمال نمي شود.
وي مي افزايد: به طور حتم با رها شدن مزاحمان و اراذل و اوباش در جامعه، بدون اينکه کنترلي بر آنان باشد، شاهد ارتکاب جرايم مجدد خواهيم بود، بنابراين دستگاه قضايي و نيروي انتظامي بايد در اين زمينه جدي تر وارد عمل شوند.
شايد براي برخي از شهروندان مهم نباشد که اين اراذل و اوباش چگونه پديد آمده اند، اما کارشناسان اجتماعي براي حل هر معضل دنبال ريشه هاي آن مي گردند.
قطعاً بد سرپرستي يا بي سرپرستي، تربيت ناسالم، نبود نظارت خانوادگي و هدايت نشدن صحيح فرزند در سنين نوجواني، از جمله دلايلي است که کارشناسان اجتماعي بر آن تأکيد دارند.
بروز اين معضل در مناطق متوسط به پايين شهر نيز مؤيد اين نکته است که بعضي عقده هاي ناشي از فشارهاي اقتصادي و حق برتري طلبي، در اين معضل بي تأثير نيست.

برخورد با مردان خشن

اگرچه اغلب اراذل و اوباش غيرحرفه اي جواناني با کمتر از 20 سال هستند، اگر با همين جوانان برخورد جدي نشود، جري تر شده و در سنين بالاتر دست به خلافکاري هايي مي زنند که مهار آن، وقت و انرژي زيادي از دستگاه قضايي و نيروي انتظامي خواهد گرفت.
فرمانده ناجا در سخنرانيها و همايشهاي مختلف، فرماندهي انتظامي را به برخورد با اوباش مکلف کرد. از جمله نمودهاي عيني اين عزم قاطع، اجراي طرحهاي افزايش امنيت اجتماعي ابتدا در تهران و سپس در ساير کلانشهرها و حتي شهرستانهاست.
اگرچه در عمل اجراي اين طرحها با مشکلاتي رو به رو شد، اما به طور کل توانست برخي از نازيبايي هاي شهر را کاهش دهد و همين مسأله باعث ابراز رضايت مردم شد.
اين ابراز رضايت، البته خيلي دوام نداشت، زيرا نمي توان کسي را به جرم اوباشگري خيلي در زندان نگه داشت و مراقبت پس از خروج نيز هنوز نتوانسته به طور کامل و جامع اجرا شود.

حادثه آفرينان

هر روز در صفحه حوادث روزنامه ها تعدادي اخبار درباره جنايتهايي که از سوي اراذل و اوباش اتفاق مي افتد، چاپ مي شود. تعداد بيشتري از اين اخبار روي تلکس خبرگزاريها مخابره مي شود و پرونده هاي تشکيل شده در کلانتريها و دادگاه ها سر به آسمان مي کشد. اين در حالي است که بسياري از افراد از ترس همين اوباش، جرأت شکايت هم به خود نمي دهند.در ميان خبرهاي ريز و درشت حاکي از جرايم اوباش، گاهي برخي اخبار به جامعه شوک وارد مي کند، از جمله اخباري که طي روزهاي گذشته مخابره شده، «دزديدن يک دختر 15 ساله در خيابان محل سکونتش»، «آزار و اذيت دختري که کنار خيابان ايستاده بود» «قتل پسر جواني در نزاع جمعي» و... اين اخبار هم هر روز مخابره مي شود ولي حداقل در محدوده بروز جرم يک ناامني شديد اجتماعي پديد مي آورد.برخي اوقات اوباش حتي براي نيروهاي انتظامي هم ناامني ايجاد مي کنند و با آنها درگير مي شوند. مواردي از اين دست هم بسيار شنيده ايم که در بعضي موارد به شهادت مأمور انتظامي منجر شده است.

آنها کم نشده اند

شايد اظهارات يک شهروند که مي گفت هر روز به تعداد آنها افزوده مي شود چندان دور از واقع نباشد، زيرا هر فرد شروري براي اينکه به تنهايي نمي تواند خلاف کند چند نفري را دور خويش جمع مي کند و کافي است طرحهاي برخورد با اين افراد هم از جديت بيفتد، آن وقت است که احساس مي کنند بهتر مي توانند جولان دهند.
فرمانده انتظامي استان تهران با بيان آماري که حکايت از رشد اوباش يا حداقل دستگيري آنها دارد، مي گويد: دستگيري هاي مربوط به اراذل و اوباش با رشد 800 درصدي به بيش از 7 هزار نفر رسيد که 3500 تن با حکم قضايي روانه زندان شدند و بقيه يا تحت قرار بودن يا با اخذ تعهد آزاد شدند.
البته، در بسياري از شهرها کاهش فعاليت اراذل و اوباش در ملاء عام به چشم مي خورد، اما شايد نتوان به طور قطع حکم بر کم شدن آنها کرد، زيرا هنوز حجم اخبار گزارش شده از خلافکاريهاي اين عده کاهش نيافته است.

چرا مي ترسيد؟

برخي از مردم هنوز معتقدند برخورد جدي با اوباش انجام نمي شود و آنها چند روز پس از دستگيري دوباره سر از کوچه ها و خيابانها در مي آورند. البته، اين ذهنيت گاهي اوقات با حضور اوباشي که چندي قبل دستگير شدند در محل قبلي تقويت مي شود، که گاه ممکن است فرد حتي با قرار آزاد شده باشد.
در عين حال، آزادي و حضور فرد و تکرار خلافهاي قبلي، اين ناامني ذهني را در شهروندان به وجود مي آورد که حق انتقام در وي پديد آمده و کينه خود را نسبت به کسي که به پليس خبرداده يا تماس گرفته، با اعمال مجرمانه اي بروز دهد.
همين مسأله اندک اندک سبب مي شود تا مردم يا با معضل اوباش کنار بيايند يا خود را از آنها دور کنند و همکاري با پليس به هيچ وجه در دستور کار قرار نگيرد.
از طرفي، برخي اوقات پليس نمي تواند دلايل مستند و مستدلي براي دستگيري اين افراد يا ارائه به دادگاه بيابد و چون شاکي وجود ندارد و مردم حاضر نيستند از اين افراد شکايت کنند، در مقابل آنها کوتاه مي آيد.
اين برخورد دو طرفه يعني بي اعتمادي مردم به برخورد پليس با اوباش و بي اعتمادي پليس به مردم در خصوص شکايت از افراد دستگير شده، باعث مي شود فقط اوباش فضا را براي خلافهاي خود بازتر و مطلوب تر بيابند و بر وسعت اعمال مجرمانه بيفزايند.
اما حل اين مسأله در گرو حضور به موقع پليس در منطقه براي برخورد با اشرار و اوباش و اطلاع رساني مناسب در اين خصوص است تا اعتماد مردم جلب شود، اگر چنين شود، به طور قطع مردم براي شکايت از عاملان آزار و اذيت ساکنان يک محل در کلانتري حاضر شده و پليس را براي مجازات اوباش ياري مي رسانند. اين مسأله قطعاً نيازمند فرهنگ سازي مداوم از جانب پليس است که به نظر مي رسد اکنون تا حدود زيادي مغفول واقع شده است.

مسأله را حل کنيد

تمام اين اقدامها از برخورد پليس و اجراي طرحهاي انتظامي تا برخورد جدي دستگاه قضايي و مراقبت بعد از خروج، هيچ کدام چاره کار نيست. زماني که در جامعه توليد اوباش وجود داشته باشد، با هزار طرح هم نمي توان مسأله را ريشه کن کرد، بلکه فقط آن هم تا حدودي در ظاهر شهرها از وجود اين افراد پاک مي شود و چه بسا آنها را به سمت جرايم سنگين تر بکشاند. بنابراين، بايد با بررسي ساختار اجتماعي، مشکلاتي را که به بروز اين ناهنجاري منجر مي شود شناخت و آنها را رفع کرد.
فقر اقتصادي، کاستيهاي اجتماعي و ضعف فرهنگي، سه عامل عمده بروز چنين پديده اي در جوانان است که البته دو عامل آخر هم تا حدودي از عامل اول نشأت مي گيرند.
عدالت و رفع تبعيض، بهترين داروي درمان دردهاي اجتماعي است و اين درد را هم مي توان به مدد توسعه عدالت در اقشار متوسط به پايين جامعه تا حدودي التيام بخشيد و زمينه را براي امنيت اجتماعي تا حدود زيادي مهيا کرد.

  


امان از اين وندالها...



* امين رحيمي
ونداليسم يا تخريب اموال عمومي و سازه هاي شهري، سالانه ميلياردها دلار به تأسيسات خدماتي و رفاهي شهرهاي کوچک و بزرگ دنيا خسارت وارد مي کند و در کشور ما نيز با وجود ضعف آمارها در اين باره، مي توان ادعا کرد ميلياردها تومان خسارت مادي و چند برابر آنها خسارتهاي معنوي به همراه دارد.پيچيدگي ونداليسم، حوزه عمل آن و گستردگي دلايل به وجود آورنده اين پديده که در زمينه هاي علوم اجتماعي، روان شناسي، تربيتي، اقتصادي و... مطرح است، همواره مانعي براي پيش روي کارشناسان، مديران شهري و متوليان دولتي و اجتماعي براي مبارزه با نتايج شوم آن محسوب مي شود و متأسفانه در سالهاي اخير با وجود اطلاع رساني و تبليغات فراگير در حوزه شهرنشيني و فرهنگ شهروندي، اين پديده روندي رو به رشد دارد. اين مقاله به بررسي ماهيت ونداليسم و تحليل و شناسايي دلايل وقوع آن در جامعه شهري مي پردازد و مي کوشد راهکارهاي عملي و نظري براي مقابله با اين ناهنجاري رفتاري ارائه کند.
عليرضا محمد بيگي کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناس و قاضي دادگستري تهران، مفهوم حقوقي ونداليسم در جامعه ما را چنين تعريف مي کند: آسيب و لطمه عمدي به طور کلي يا جزئي به اموال اشخاص حقيقي و حقوقي که به نقصان يا از ميان رفتن مال منجر شود به ترتيبي که در قانون مشخص شده است، به گفته وي از کار انداختن، نهب، غارت و اتلاف اموال، اجناس و محصولات نيز در قانون از مصداقهاي تخريب اموال عمومي محسوب مي شود که مجازات و محکوميتهاي قانوني در پي دارد و گستره وسيعي از مفاهيم شناخته شده ونداليسم را در بر مي گيرد.
* علل وقوع ونداليسم
بررسي هاي روان شناسي و تربيتي نشان مي دهد ونداليسم اغلب ريشه اکتسابي دارد و از شرايط محيطي ناشي مي شود. نوجوانان و جوانان، متهمان اصلي اين نوع رفتارهاي خرابکارانه هستند و وضعيت اجتماعي شهرها نظير سطح درآمد، تسهيلات رفاهي و معيشتي، محروميتهاي طبقاتي، مهاجرنشيني و... وقوع آن را تشديد مي کند.
محمد بيگي، علل وقوع ونداليسم را مجموعه اي به هم تنيده از عوامل فرهنگي و اجتماعي مي داند که در جامعه ما معضل بيکاري، پر نشدن اوقات فراغت و تخليه شدن هيجانهاي روحي نوجوانان، مهمترين آنهاست. وي در اين باره بر نقش رسانه ها و مراکز فرهنگي و آموزشي نظير دانشگاه ها، مدارس و... تأکيد مي کند و مي افزايد: شرايط فرهنگي جامعه ما نشان مي دهد هر جا که رسانه ها دست به کار شده و براي فرهنگ سازي به صورت جدي برنامه ريزي و عمل کرده اند، نتايج مطلوبي حاصل شده است.
از ميان علل شايع ونداليسم که در جوامع بشري شناخته شده اند، برخي از آنها که در جامعه ما نقشي جدي و پررنگ دارند، به شرح زيرند.
تضاد طبقات: وندال ها به طبقه خاص تعلق ندارند و تنها در محدوده هاي مشخص از شهرها به خرابکاري نمي پردازند. يک خرابکار اعمال ناهنجار خود را در همه جاي شهر به نمايش مي گذارد و محدوديتي قائل نمي شود. با اين حال، مي توان ادعا کرد وجود خرده فرهنگ ها و مهاجرنشيني در يک محدوده مشخص شهري، به افزايش وندال ها و ونداليسم در آن قسمت کمک مي کند. در حقيقت، طبقات مختلف اجتماعي و افزايش فاحش فاصله بين طبقات، خاستگاه عمده ونداليسم محسوب مي شود.در چنين حالتي، سازه هاي موجود در مناطقي که به سکونت طبقات مرفه اختصاص دارند، يا وسايلي که براي ارائه تسهيلات شهري بيشتر در اين قسمتها نصب مي شوند، بيش از پيش در معرض تخريب قرار مي گيرد و نقش عقده ها و تضادهاي طبقاتي پررنگ تر مي شود.
تربيت اجتماعي: نظام تربيتي جامعه از کارکردهاي فني، اخلاقي، تاريخي و قانوني آن نشأت مي گيرد و حاصل مي شود. ضعف اين نظام بزرگترين نارسايي يک جامعه محسوب مي شود که چهره حال و آينده آن را مخدوش مي کند و حيات اجتماعي اعضاي آن را به مخاطره مي افکند. توجه به اين نکته که تمدنهاي شهري بستري براي تجلي ماهيت متغير زندگي مدرن امروزي هستند و شهرهاي جامعه اي که ياد ندهد و ياد نگيرد، محکوم به نابودي اند، ضرورتهاي آموزشهاي محيطي و کارکردهاي تعليم اجتماعي را آشکار مي کند. بي ارزش دانستن اموال و منافع عمومي، مهمترين آسيب اين حوزه است که ريشه در ناپختگي فردي، ضعفهاي فرآيند اجتماعي شدن در مرحله عمل و نبود آموزش و اطلاع رساني درباره محيط دارد.
هيجانهاي روحي: دليل ونداليسم هر چه باشد، در شکل نهايي از يک هيجان روحي ناشي مي شود که به صورت عصبانيت، پرخاشگري، عصيان جمعي و خودنمايي، به تخريب مي انجامد. کاهش هيجانهاي نامطلوب و هدايت و تخليه بخشي از آن که به اقتضاي سن، موقعيت فردي و اجتماعي، فشارها و ناملايمات زندگي روزمره به وجود مي آيد، يکي از وظايف مهم دولتها و نهادهاي حکومتي است.
ماليات و خدمات: نظريه هاي کلاسيک ماليات که تا امروز نيز کاربرد دارند و اساس و پايه ارائه خدمات مطلوب و به روز به شهروندان محسوب مي شوند، بر ايجاد يک نوع توازن ملموس و ذهني ميان اخذ ماليات و ارائه خدمات تأکيد مي کنند و در حقيقت، بايد ميان اين 2 شاخصه رابطه اي معنادار وجود داشته باشد و يک راهکار اساسي اين است که ماليات شهروندان به طور مستقيم و غيرمستقيم براي ارائه خدمات صرف شود و برعکس آن، پولي غير از ماليات براي ارائه خدمات هزينه نشود.در چنين حالتي، شهروندان مي پذيرند و به عينه مشاهده مي کنند که خدمات شهري نتيجه مالياتي است که خودشان مي پردازند و بالطبع در مقابل حفظ و صيانت از سازه هاي ارائه کننده اين خدمات، مسؤوليتي دو چندان بر دوش خود احساس مي کنند.
ضعف در اعمال قانون: درباره تخريب اموال عمومي قوانين مفصلي وجود دارد. براي مثال، قانونگذار براي برخي انواع ونداليسم تا 10 سال مجازات حبس در نظر گرفته است. مشکل اينجاست که اين قوانين به گونه اي جامع و مانع و به صورت گسترده اعمال نمي شود.

  


بررسي علل بروز پديده اوباشگري؛ سرعت غيرمجاز مدرنيته



پليس پايتخت طي سال گذشته و امسال طرح ارتقاي امنيت اجتماعي برخورد با اراذل و اوباش را آغاز کرد و در همان روزهاي نخست، بسياري از افراد شرور و سابقه دار دستگير شدند.
سردار رادان، فرمانده نيروي انتظامي تهران نيز در مورد اين طرح گفته است: «بسياري از اراذل و اوباش رفتارهاي خطرناک و وحشيانه اي در محله هاي تهران داشته اند، تا حدي که مردم حتي جرأت شکايت از آنها را به مراجع انتظامي نداشتند. اما با اجراي اين طرح و دستگيري آنها، نمايش قدرتشان در محله ها شکسته شد.»اما در اين ميان، معمولاً يک سؤال مهم ناديده گرفته مي شود: ظهور اين اراذل و اوباش از کجا ريشه مي گيرد؟ در اين نوشته مي خواهيم از منظر سلامت روان، نگاهي به اين پديده بيندازيم.پيشگيري بهتر از درمان است. اين يکي از شعارهاي مهم در سلامت جسم و روان هر جامعه اي است و در واقع براي رسيدن به جامعه اي پويا و سالم، قبل از هر چيزي، بايد زمينه هاي مناسب براي پرورش انسانهاي سالم را فراهم آورد. به طور قطع، هيچ انساني در بدو تولد مخرب و خطرناک نيست؛ مگر اينکه جامعه، خانواده و مدرسه از او شخصيتي بدفکر و بدکردار بسازند. اگرچه انسانها بايد عواقب اعمال خود را به گردن بگيرند و عقوبت کارهاي زشت خود را بپردازند، اما هيچ از خودمان پرسيده ايم اين اراذل و اوباش، محصول کدام تربيت هستند و دست پرورده هاي کدام جامعه؟ شايد با پاسخ به اين سؤالها، در کنار مجازات آنها که البته لازم و ضروري است، کمي هم خودمان را مسؤول و گناهکار بدانيم. دکتر سيد هادي معتمدي، روان پزشک، در اين زمينه مي گويد: «در يک طبقه بندي کلي مي توان گفت که در بروز هر نوع آسيب اجتماعي، از جمله اوباشگري، بسياري از فاکتورهاي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي مؤثرند و از آن جمله مي توان به درهم ريختن سنتها و سرعت غيرمجاز مدرنيته اشاره کرد.در حال حاضر، ما با سرعتي غيرقابل قبول به سمت مدرنيته پيش مي رويم و غافليم که مدرن شدن فقط پوشيدن کت و شلوار و مجهز شدن به فناوري جديد نيست، بلکه گاهي بايد در کنار حرکت به سمت زندگي مدرن، برخي از سنتهاي مفيد خودمان را هم حفظ کنيم، زيرا اين سنتها مانند ترمزي در مقابل اثرات مخرب مدرنيته عمل خواهند کرد و جامعه را محفوظ و مصون نگه مي دارند؛ وگرنه جامعه کم کم به جامعه اي بي در و پيکر تبديل مي شود که ارزشهاي آن فراموش مي شود، احترام به بزرگترها رنگ مي بازد و...»
اين استاد دانشگاه با اشاره به بيکاري، فقر، نابساماني هاي خانوادگي و مشکلات هويتي جوانان، مي گويد: «اين مسائل به طور مستقيم، زمينه هاي اجتماعي را براي وجود انواع آسيبها از جمله اوباشگري در جامعه فراهم مي کند. ضمن اينکه زمينه هاي غيرمستقيم مانند طلاق والدين، اعتياد والدين و... نيز در بروز اين آسيبها مؤثرند.در واقع، عوامل مختلف به صورت زنجيره اي به هم پيوسته در اين روند نقش دارند.» در اينجا بد نيست اشاره کنيم بيشتر کساني که ما از آنها با عنوان اراذل و اوباش ياد مي کنيم، در واقع بيماراني هستند که به دلايل مختلف از بيماريهاي رواني خاصي رنج مي برند. اين گروه از بيماران معمولاً از لحاظ شخصيتي به اختلالهايي از قبيل اختلال شخصيتي ضد اجتماعي يا مرزي مبتلا هستند.
اين اختلال که با بي اعتنايي شديد و زير پا گذاشتن قانون همراه است، معمولاً از 15 سالگي شروع مي شود و مبتلايان به آن اغلب در سازگاري خود با موازين اجتماعي ناتوان هستند. آنها معمولاً به انجام کارهاي غيراخلاقي و غيرقانوني مانند دزدي دست مي زنند. فريبکاري که با دروغگويي هاي مکرر همراه است و استفاده از نامهاي غيرواقعي مانند غلام سياه يا حميد خطر و ابراز وجود با روشهاي مرضي (ديروز 5 نفر را کتک زدم) و آزار و تجاوز به حقوق ديگران، از ويژگيهاي بارز اين افراد است.مبتلايان به اختلال شخصيت ضد اجتماعي داراي رفتارهاي تکانشي (ناگهاني و انفجاري) هستند. آنها خيلي زودتر از سايرين عصباني مي شوند و واکنشهاي شديد مانند جار و جنجال و دعوا و مرافعه از خود بروز مي دهند. احساس مسؤوليت در اين افراد، بسيار کم است و اغلب در حفظ شغل خود و انجام تعهداتشان ناموفق هستند. در بسياري از آنها احساس ندامت و پشيماني کاملاً مختل است و در برابر کارهاي غير اخلاقي خود و آزار ديگران، بي تفاوت هستند يا با دليل تراشي هاي متعدد، کار خودشان را توجيه مي کنند.وقتي بحث به چاره جويي مي کشد، دکتر معتمدي مي گويد: «در بحث اراذل و اوباش، مهمترين اصل، آموزش خانواده ها، جامعه و آموزش مهارتهاي زندگي به خود اين افراد است. بسياري از کساني که تحت عنوان اراذل و اوباش مورد توجه هستند، مهارتهاي لازم براي ابراز وجود را اصلاً بلد نيستند و در نتيجه به کارهايي مانند ايجاد رعب و وحشت و خشونت روي مي آورند، در حالي که بايد با روشي صحيح به آنها آموخت که راه هاي بهتري مانند کسب علم و هنر و مهارت براي جلب توجه ديگران وجود دارد. بايد امکان تحصيل اين قبيل چيزها را نيز به آنها آموخت.»

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com