|
روزي علي (ع) گردنبندي در گردن دخترش زينب مشاهده کرد. فهميد که گردنبند مال خود او نيست.
پرسيد: اين را از کجا آورده اي؟
دختر جواب داد: آن را از بيت المال عاريه مضمونه گرفته ام (يعني عاريه کردم و ضمانت دادم که آن را پس بدهم).
علي (ع) فوراً مسؤول بيت المال را حاضر کرد و فرمود: تو چه حقي داشتي اين را به دختر من بدهي؟
عرض کرد: يا اميرالمؤمنين! اين را به عنوان عاريه از من گرفته که برگرداند.
حضرت فرمود: به خدا قسم، اگر غير از اين بود، دست دخترم را مي بريدم.
* پيرامون انقلاب اسلامي ، ص 106. |