تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 12آذر ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * روشهاي تربيتي از ديدگاه امام هادي(ع)؛ « تربيت » در محضر پيشواي هدايت
 * آداب افضل الاعياد در گفتگو با حجة الاسلام سيد مهدي طباطبايي ؛
عيد غدير؛ موسم گره گشايي از مردم
 * ولايت؛ راز بندگي
 * نگاهي به فضايل اخلاقي پيشواي دهم؛ هادي امت
 * صحنه غدير پايان نيافته است
 * با افتتاح چاپخانه آستان قدس رضوي صورت مي پذيرد؛
چاپ بيش از 5 ميليون نسخه قرآن در سال
 * روزي حکايتي ؛ غلبه بر نفس
 * ميهمان ؛ کشيش بلژيکي: تمام اخبار علمي اسلامي از علي(ع) سرچشمه مي گيرد
 * فرهنگ واژه ؛ پادکست
 * آيةا... دکتر مهدي هادوي تهراني تأکيد کرد؛ تجلي حق در رفتار امام علي(ع)
 * همدردي با مردم

روشهاي تربيتي از ديدگاه امام هادي(ع)؛ « تربيت » در محضر پيشواي هدايت



*غلامرضا صالحي

بي ترديد اگر بخواهيم شاهد يک تربيت صحيح وايده آل و پربازده در جامعه اسلامي باشيم، مي بايد از شيوه ها و روش هاي تربيتي





مناسب که مطابق با موازين و راهکار هاي عقلي و شرعي است، بهره جويي کنيم. بهترين و کليدي ترين شيوه هاي تربيتي را مي توان در اقوال و افعال شايسته حضرات پيشوايان معصوم(ع) پي جويي کرد؛ زيرا آنان به عنوان بالاترين و برترين مربيان تربيتي بشر به شمار مي آيند و تمامي مکاتب تربيتي عالم، از مکتب انسان گرايي اگوست کنت و مکتب تجربه گرايي جان ديوئي تا ساير مکاتب پوزيتيويستي و ...، چاره اي جز تسليم و رهجويي از مکتب تربيتي اسلام و اهل بيت(ع) ندارند؛ چنان که قرآن کريم، همه را به پيروي کامل از آن بزرگواران فراخوانده است: از خدا و رسول و صاحبان امر خود پيروي کنيد.
در اين نوشتار سعي شده است تا شيوه هاي زيباي تربيت از منظر دهمين امام معصوم(ع) با توجه به سخنان و رفتار آن بزرگوار، تبيين شود.

تربيت

تربيت در اصطلاح، همان رشد طبيعي و تدريجي و هماهنگ همه نيرو ها و استعدادهاي آدمي است و يا تربيت، ارائه نوعي زندگي است که با ساخت شخصيت انسان مطابق و مبتني بر ارزش هاي معنوي باشد. شهيد مطهري تربيت را اين گونه تعريف مي کند: «تربيت عبارت است از به فعليت در آوردن استعداد هاي دروني که در شيء موجود است».

روش هاي تربيت

خواجه نصير الدين طوسي در روش تعليم و تربيت چنين مي گويد:
«اولاً، بايد به طبيعت کودک پي برد و استعداد هاي او را کشف کرد و ثانياً، از راه تکرار و تذکار متواتر، درس را ملکه او ساخت تا از آفت نسيان محفوظ بماند. هر گاه کودک از انجام وظايف ديني امتناع کرد و افعال قبيحه از او ديده شد و به ديگران زيان رساند، بايد او را مؤاخذه کرد و بالاخره بايد کودک را عادت به سختي داد».

شيوه هاي تربيتي امام هادي(ع)

1. ايجاد زمينه مساعد تربيتي
تربيت فرايندي است که شامل مراحل قبل و بعد از تولد کودک مي شود و از ديدگاه امام هادي(ع)، چنانچه زمينه تربيتي مناسب فراهم شود، کودک سالمي متولد مي شود که توان و استعداد هاي فراوان و مطلوبي خواهد داشت و ريشه آن در خانواده و پدر و مادر است. امام دهم(ع)، در خانه و محيطي چشم به جهان گشود که فضاي آن آکنده از عطر دل انگيز دانش، معنويت، تقوا، اخلاص و بندگي خدا بود و هر لحظه و روزي که از زندگي او در دامان مادر پاکدامن و مهربان و مکتب سازنده و تربيتي پدر بزرگوارش، امام جواد(ع)، مي گذشت، دريچه اي از دانش و معرفت و کمالات نفساني بر رويش باز مي شد و فضاي خانه اش هميشه پر از نور و معنويت بود.
امام هادي(ع)، نقش مادر را در تربيت صحيح فرزند، بسيار مهم مي دانند و يکي از زمينه هاي تربيت صحيح را، خانواده شايسته معرفي مي کنند؛ چنان که از علي بن مهزيار روايت شده است که آن حضرت در وصف مادر بزرگوارشان، چنين مي فرمايند:
« مادرم، به حق من عارف و اهل بهشت بود، شيطان سرکش به او نزديک نمي شد و مکر ستمگر لجوج به او نمي رسيد، در پناه چشم هميشه بيدار خدا بوده و در رديف مادران انسان هاي صديق و صالح قرار داشت».
2. داشتن الگو و سرمشق مناسب
از منظر امام هادي(ع)، وقتي کودک متولد مي شود، استعداد فطري و آمادگي ذاتي براي يادگيري و تربيت را دارد و مي بايد يک الگوي تربيتي صحيح را براي او ايجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، بويژه از والدين، الگو گيرد و از آنان تبعيت کند و اگر چنين الگويي فرا روي فرزند نباشد، مسلماً تربيت او دچار انحراف خواهد شد. امام هادي(ع) در مرحله اول، قرآن و اهل بيت(ع) را به عنوان بالاترين الگوي تربيتي معرفي مي کند. امام هادي(ع) در زيارت جامعه کبيره، ائمه معصوم را به عنوان بهترين سرمشق هاي انسان هاي هدايت جو مي داند و چنين مي فرمايد: سلام بر پيشوايان هدايت و چراغ هاي ظلمت و نشانه هاي پرهيزکاري و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان انبيا و نمونه و سرمشق برتر و دعوت کنندگان نيکو و محبتهاي خدا بر اهل دنيا و آخرت و سراي نخستين».
امام هادي(ع) سرپيچي از الگوهاي هدايت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاکت و نابودي انسان معرفي مي کند و چنين مي فرمايد:« هر کس به سوي شما اهل بيت(ع) بيايد، نجات مي يابد، هر کس از شما دوري کند، هلاک مي شود...، و هر کس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر کس به شيوه و راه شما تمسک جويد، به فلاح و رستگاري مي رسد».
3. روش تمرين، تکرار و عادت دادن عملي
از شيوه هاي ديگر تربيتي امام هادي(ع) اين بود که آن حضرت سعي مي کرد افراد را به رفتار پسنديده، ايجاد نظم و انضباط در زندگي تسلط بر نفس عادت دهد و با اجراي برنامه هاي مستمر همراه با تمرين و تکرار، رفتار هاي شايسته را به صورت ملکه در راه و رسم زندگي فردي و اجتماعي افراد به منصه ظهور درآورد. به تعبير ديگر، امام هادي(ع)، با تکرار کارهاي شايسته قصد داشت چنين کردارهايي را جزو لاينفک زندگي افراد جامعه، قرار دهد.
امام هادي(ع)، براي تربيت صحيح، افراد را به تکرار و مداومت بر اعمال خوب تشويق مي کردند؛ چنان که در روايتي چنين آمده است که: « محمد بن ريان مي گويد: به امام هادي(ع) نامه نوشتم و از او خواستم که براي سختي ها و حوادث و حوايج مهم و برآوردن حاجات دنيا و آخرت، دعايي به من بياموزد؛ همان گونه که پدران بزرگوار او به شيعيان خود مي آموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت کن».
4. روش موعظه و نصيحت
از آنجا که انسان فراموشکار است و گاهي از نتيجه و حاصل کار ها غافل مي شود، بايد با موعظه و نصيحت و امر به معروف و نهي از منکر، او را متذکر وظايف خود کرد و و به او هشدار داد که نتيجه عمل او چه خواهد شد و اين يکي از شيوه هاي تربيتي امام هادي(ع) براي تربيت افراد بود. آن حضرت هميشه افراد جامعه را با بيان نوراني و الهي خويش موعظه و نصيحت مي فرمود و آنان را متحول و متذکر مي ساخت؛ چنان که در روايت آمده است:
«بريحه عباسي، پيشنماز دستگاه خلافت در مکه و مدينه، در حضور متوکل عباسي، از شخصيت امام هادي(ع) و خطر او در ميان شيعيان بشدت انتقاد کرد و از خليفه خواست که او را از مدينه تبعيد سازند و همين گونه هم شد. هنگامي که امام هادي(ع) را از مدينه به سمت سامرا مي بردند، بريحه با امام همراه بود و به حضرت چنين گفت: تو خود مي داني که عامل تبعيد تو (به سامرا) من بودم. با سوگند هاي محکم و استوار قسم مي خورم که اگر شکايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يکي از درباريان و فرزندان او ببري، تمامي درختانت را (در مدينه) آتش مي زنم و بردگان و خدمتکارانت را مي کشم و چشمه هاي مزرعه هاي تو را کور خواهم کرد و بدان که اين کار ها را مي کنم. امام هادي(ع) متوجه او شد و در مقام موعظه و نصيحت به او چنين فرمود: نزديک ترين راه براي شکايت از تو اين بود که ديشب شکايت تو را نزد خدا بردم و من شکايت تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد. بريحه چون اين سخنان حکيمانه و موعظه آميز امام را شنيد، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضاي بخشودن کرد. امام نيز در جواب فرمود تو را بخشيدم».
منابع:
1 - مربيان بزرگ، ترجمه غلامحسين شکوهي.
2 - تعليم و تربيت اسلامي، شهيد مطهري.
3 - اصول و روش هاي تربيت در اسلام، سيد احمد احمدي.
4 - تاريخ فرهنگ ايران، عيسي صديق، به نقل از راسخون
5 - بحار الانوار.

  


آداب افضل الاعياد در گفتگو با حجة الاسلام سيد مهدي طباطبايي ؛
عيد غدير؛ موسم گره گشايي از مردم



* مليحه پژمان
عيد سعيد غدير، به واسطه انتساب به اهل بيت (ع) و مذهب تشيع از حساسيت خاصي برخوردار است. در اين روز مي توان برتري





هاي مذهب اهل بيت(ع) را در مقام عمل به جهانيان معرفي کرد. بنابراين بايد سعي کرد که برتري اين عيد نسبت به ديگر اعياد اسلامي محسوس باشد و علاوه بر اين بايد توجه داشت که جشن هاي غدير کاملاً جلوه شيعي داشته باشد. از اين رو نگاهي داريم به سنتهاي حسنه اي که از امامان شيعه به دست ما رسيده است.
حجة الاسلام سيد مهدي طباطبايي در مورد اين سنتها مي گويد: يکي از نشانه هاي عظمت عيد سعيد غدير، اعمال و آداب و سنتهايي است که براي شب و روز عيد بيان شده است، نماز شب عيد غدير، از جمله نمازهايي است که فضيلت بسياري دارد. اين نماز دوازده رکعت و پيوسته با يک سلام آخر است. در هر رکعت دوازده مرتبه سوره حمد و هفت مرتبه سوره توحيد خوانده مي شود. در قنوت نماز (لا اله الا ا...، وحده لاشريک له، له الملک و له الحمد يحيي و يميت و يحيي و هو حي لايموت) ده بار قرائت مي شود. پس از آن (بيده الخير و هو علي کل شي قدير) خوانده ميشود و... که اگر مؤمنين گرامي به مفاتيح الجنان مراجعه نمايند، در آن تمام آداب و شرايط نماز شرح داده شده است.





وي در ادامه به روزه عيد غدير اشاره کرده و مي افزايد: امام علي(ع) مي فرمايد: روزه عيد غدير، از مستحباتي است که خداوند متعال به آن دعوت نموده است.
در کتب اهل سنت نيز رواياتي درباره استحباب روزه اين روز نقل شده است و اين مطلب نشانگر آن است که عيد گرفتن روز غدير، سنتي است که از رسول خدا به ما رسيده است. حجة الاسلام طباطبايي درباره پاداش روز غدير مي گويد: با توجه به فضيلت و برتري عيد سعيد غدير در ميان ديگر روزها و اعياد سال، فضيلتي هم که از طرف پروردگار عالم براي روزه گرفتن در اين روز در نظر گرفته شده، بسيار چشمگير است.
اميرالمؤمنين (ع) پيرامون عظمت روزه داري در عيد غدير ميفرمايد: خداوند پاداش بزرگي را براي روزه داشتن عيد غدير قرارداده است، به طوري که اگر بنده اي از ابتداي دنيا تا پايانش، روزها را روزه بگيرد و شبها را به عبادت خدا مشغول باشد، پاداش اين عبادتها کمتر از کسي است که در عيد غدير مخلصانه روزه گرفته باشد.
اما از ديگر سنتهاي موکد در عيد غدير طعام دادن به مؤمنين است، طباطبايي با تاکيد به اين سنت اسلام مي گويد: طعام دادن و پذيرايي کردن از مؤمنين در روز عيد غدير از سنتهاي مهم و سفارش شده است. حضرت رضا(ع) نيز در اين روز براي منزل شيعيان و دوستمداران اهل بيت (ع) غذا مي فرستاد و درباره فضيلت اطعام کردن مؤمنين مي فرمود: کسي که مؤمني را در عيد غدير اطعام نمايد، مثل کسي است که همه پيامبران و صديقين را طعام داده باشد.
طباطبايي ادامه مي دهد: حضرت رضا(ع) با تاکيد بر ديدار مؤمنين در اين روز مي فرمايد: پاداش کسي که در اين روز به ديدار مؤمني برود، هر روز هفتاد هزار فرشته، قبرش را زيارت مي کنند و او را به بهشت بشارت مي دهند.
وي اضافه مي کند: در هنگام ديدار با يکديگر مصافحه کنيم و عيد را تبريک بگوييم که دست دادن دو برادر ديني، سبب آمرزش گناهان است. سعي کنيم در اين روز ساير مؤمنان را شاد کنيم، زيرا هر کس شيعه واقعي مولاي متقيان و دوستدار ايشان است، بايد در رفتار و اخلاق به ايشان تأسي نمايد.
در روز عيد غدير گره گشاي مؤمنين باشيم و در حد توان به مشکلات ديگر مؤمنين رسيدگي نماييم که در اسلام به آن تاکيد بسيار شده است. آنچه در اين باب به آن اشاره داشتم، گوشه اي بود از درياي بي انتهاي پر معنويت غدير، اميدوارم گوشه اي از اين حقايق را دريافته و به آن عمل کنيم.

  


ولايت؛ راز بندگي



* آية ا... ناصر مکارم شيرازي




در ميان شعاير اسلام، از ولايت به عنوان «ستون اصلي دين» ياد شده است.
امام باقر(ع) مي فرمايند: «اسلام بر پنج محور بنيان نهاده شد: نماز، زکات، روزه، حج و ولايت. و بر هيچ يک از اينها چون ولايت توصيه نشده است. اما مردم چهار چيز را گرفتند و ولايت را رها ساختند.»
امام صادق (ع) هم فرمودند: «سنگهاي زيرين اسلام سه چيز است: نماز، زکات و ولايت که هيچ يک از اين موارد بدون ديگري صحيح نيست.
آن حضرت در روايت ديگري، از ولايت و محبت اهل بيت (ع) با عنوان اساس و بنياد اسلام ياد مي کند.
در جاي ديگري حضرت باقر(ع) مي فرمايند: «بلنداي قله هر چيز و کليد و در ورود به اشيا و خشنودي خداوند، در اطاعت امام، بعد از شناخت و معرفت اوست. خداي متعال مي فرمايد: آن کس که پيامبر را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است.اگر مردي شب را به قيام و روز را به صيام بگذراند و همه دارايي خود را انفاق کند و تمام عمر حج به جاي آورد، ولي ولايت ولي خدا را نشناسد و تسليم آن نباشد، از خداي بزرگ حق مطالبه پاداشي ندارد و اصولاً از اهل ايمان نيست.» بنابراين، هيچ يک از اعمال و فريضه ها، بدون ولايت، روح و مفهوم ندارد و در پيشگاه خدا پذيرفته نيست و انسانها را به کعبه مقصود نمي رساند. ولايت راز قبولي عبادت و بندگي است. پس هر عملي که فاقد اين ولايت و رهبري باشد، حرکتي کور و بي هدف و چه بسا گمراه کننده و انحرافي باشد.

  


نگاهي به فضايل اخلاقي پيشواي دهم؛ هادي امت



*عبدالرضا مومني
در حرکت نه چندان آرام زمان به گفته اکثر مورخان، چشم گيتي در سال 212 هجري قمري به جمال خورشيدي روشن مي شود که





چکيده فضيلت، جوهره وجود و فيض مطلق است. مولودي که يادش آرام بخش دلها و پيامش آخرين اميد و نهايت آرزوي دلدادگان به خدا مي گردد. آن مولود علي النقي امام هادي (ع)، امام هدايتي بود که روشني بخش محفل بشري گرديد وتشنگان حقيقت را از زلال هدايت که ريشه در وحي دارد سيراب کرد.
در اين نوشتار برآنيم تا جرعه نوش گوشه اي از جلوه پر فروغ آن امام هدايت باشيم.

انس با معبود

پيشوايان معصوم در بالاترين درجه مقام شناخت حق تعالي قرار داشتند وهمين درک وبينش عميق، آنان را به ارتباط وانس هميشگي با خدا واداشته وشعله هاي آتش عشق به معبود ووصال به حق بر جانشان شرر مي افکند وآرامش را از انان سلب مي کرد. امام هادي (ع) شب هنگام به پروردگارش روي مي آورد شب را با حالت خشوع به رکوع وسجده سپري مي کرد وبين پيشاني نورانيش وزمين جز سنگريزه وخاک حائلي وجود نداشت. (سيرَ الامام العاشرعلي الهادي /ص 55 )
پارسايي وانس با پروردگار آنچنان نمودي در زندگي امام نقي عليه السلام داشت که برخي از شرح حال نويسان در مقام بيان برجستگي ها وصفات والاي آن گرامي به ذکر اين ويژگي پرداخته اند، « ابن کثير» مي نويسد: او عابدي واراسته وزاهد بود.(البداية والنهاية ج 11 ص 15 )
يافعي مي گويد: او کمر همت به عبادت بسته، فقيه وپيشوا بود.(تاريخ اجمالي پيشوايان (ع)).

سخاوت

امامان معصوم (ع) براي مظاهر دنيوي از جمله مال وثروت ارزش ذاتي قائل نبودند وسعي مي کردند وبه حداقل آن که زندگي معمولي روزانه آنان را تامين کرده اکتفا کنند وآن بزرگواران را در راه انجام وظايف مردمي واجتماعي ياري رساند بسنده کنند وما زاد آن را در راه هايي که موجب خشنودي خداوند بود صرف کنند.
يکي از اين راهها انفاق به افراد تهيدست ونيازمند ميباشد. اين سياست خدا پسندانه مالي«که در زندگي همه معصومين (ع) در سطح گسترده اي به چشم مي خورد» علاوه بر جنبه هاي معنوي وآثار اخروي، عامل مهمي در کاهش فقر وفاصله طبقاتي جامعه اسلامي وتاليف قلوب افراد وحفظ شخصيت وعلاقه مند ساختن آنان به مکتب اهل بيت وجلوگيري از ارتباط گرفتن ونزديک شدن آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود. در پرتو برخورداري ائمه (ع) از اين خلق نيکو، وجود آن بزرگواران پيوسته مايه اميد، و خانه شان نه تنها مرکز نشر دانش، بلکه پناهگاه افراد نيازمند و در مانده بود.
امام هادي (ع) همچون پدر بزرگوارش کانون سخاوت وکرم بود و گاهي مقدار انفاق به حدي از فزوني مي رسيد. ابن شهر آشوب در مناقب مي نويسد: ابو عمر وعثمان بن سعيد واحمد بن اسحاق اشعري وعلي بن جعفر همداني به نزد علي بن حسن عسکري رفتند. احمد ابن اسحاق از وامي که برگردنش بود نزد حضرت شکايت کرد، آنگاه امام به عمرو که وکيلش بود، فرمود: به او سي هزار دينار وبه علي بن جعفر نيز سي هزار دينار بپرداز وخود نيز سي هزار دينار برگير. دانشمندي مانند ابن شهر آشوب پس از نقل آن مي گويد: «اين مقدار انفاق، معجزه اي است که جز پادشاهان از عهده کسي ساخته نيست وتا کنون اين مقدار انفاق را از کسي نشنيده ام».(مناقب ج 4 ص 409 )

حلم و بردباري

حلم و بردباري از ويژگهاي مهمي است که مردان بزرگ بويژه رهبران الهي که بيشترين برخورد واصطکاک را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو اين خلق نيکو افراد بسياري را به سوي خود جذب کردند.
امام هادي (ع) همچون نياکان خود در برابر نا ملايمات بردبار بود و تا جائي که مصلحت اسلام ايجاب مي کرد با دشمنان حق و ناسزاگويان و اهانت کنندگان بساحت مقدس آن حضرت، با بردباري برخورد مي کرد.

هيبت وشکوه

امامان (ع) مظاهر قدرت و عظمت خداوند و معادن کلمات و حکمت ذات مقدس حق و منبع تجليات و انوار خاصه او هستند. بر اين اساس از يک قدرت معنوي فوق العاده و نفوذ و هيبت خاصي برخوردارند. اين هيبت و عظمت خدادادي را در زيارت جامعه از زبان امام هادي(ع) چنين مي خوانيم: هر بزرگ و شريفي در برابر بزرگواري وشرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بيني به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگويي در برابر فضل و برتري شما فروتني کرده و همه چيز براي شما خوار و ذليل گشته است .
طبرسي در اعلام الوري به سند خود از امام محمد بن اشتر علوي نقل کرده است که گفت: به همراه پدرم بر درسراي متوکل بوديم. من در آن هنگام کودکي بودم و درميان گروهي از مردم از طالبين و عباسيان و جعفرين ايستاده بودم که ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگي از مرکبهاي خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت.يکي از حاضران از ديگري پرسيد! به خاطر چه کسي بيرون آمديم؟ به خاطر اين بچه، حال آنکه او از نظر سال از ما بزرگتر و شريفتر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مرکب خويش پايين نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفري گفت: به خدا قسم کودکان چون او را مي بينند به احترام او پياده مي شوند هنوز ديري نگذشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را ديدند باز به احترام وي پياده شدند، ابوهاشم خطاب به حاضران گفت:مگر نمي گفتيد ديگربه احترام او پياده نمي شويد؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست داديم و از مرکبهاي خود پياده شديم .

امام ومشکلات مردم

ائمه (ع) نه تنها در زمينه عبادي و بندگي خدا پيشگام بودند وهيچ کس در اين ميدان گوي سبقت را از آنان نربود بلکه در زمينه هاي اجتماعي و رسيدگي به کمبودها و مشکلات مردم و برطرف کردن گرفتاريهاي آنان نيز پيشگام بودند. به گونه اي که کسي از در خانه آنان نااميد باز نمي گشت.
تاريخ، نام افراد زيادي را که براي حل مشکل و رفع گرفتاري خود به پيشواي دهم(ع) مراجعه کرده و از محضر آن حضرت با خشنودي بازگشته اند، ثبت کرده است.
محمد بن طلحه نقل مي کند: امام هادي (ع) روزي براي کار مهمي سامرا را به مقصد دهکده اي در اطراف ترک کرد در اين فاصله، عربي سراغ آن حضرت را گرفت به او گفته شد: امام (ع) به فلان روستا رفته است. مرد عرب به سمت دهکده حرکت کرد وقتي به محضر امام (ع) رسيد، گفت: من اهل کوفه و از متمسکان به ولايت جدت امير مؤمنان(ع) هستم ولي بدهي سنگيني مرا احاطه کرده است چندان که قدرت تحمل آنرا ندارم. وکسي را جز شما نمي شناسم که حاجتم را برآورد.امام (ع) پرسيد: بدهکاريت چقدر است؟
عرض کرد: حدود ده هزار درهم.امام (ع) او را دلداري داد و فرمود ناراحت نباش مشکلت حل خواهد شد. دستوري به تو مي دهم عمل کن. اين دستخط را بگير، هنگامي که به سامرا آمدي مبلغ نوشته شده در اين ورقه را از من مطالبه کن هر چند در حضور مردم باشد.
مبادا در اين باره کوتاهي کني. پس از بازگشت امام (ع) به سامرا مرد عرب، در حالي که عده اي از اطرافيان خليفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند وارد شد و ضمن ارائه نوشته امام (ع) به آن حضرت با اصرار دين خود را مطالبه کرد. امام (ع) با نرمي و ملايمت و عذرخواهي از تاخير آن، از وي مهلت خواست تا در وقت مناسب آنرا پرداخت کند، ولي مرد عرب همچنان اصرار مي کرد که هم اکنون بايد بپردازي .
جريان به متوکل رسيد. دستور داد سي هزار دينار به امام (ع) بدهند. امام (ع) پولها را گرفت و همه را به آن مردعرب داد.او پولها را گرفت وگفت خدا بهتر مي داند که رسالتش رادرچه خانداني قراردهد. (بحارالانوار ج 50 ص 175 الفصول المهمة ص 278 )

  


صحنه غدير پايان نيافته است



* جواد محدثي

سطح نگري و کوچک انديشي است، اگر «غدير» و «ولايت» را نزاعي در ميان دوگروه در گذشته بدانيم و دور از «متن مکتب» است اگر ايستادن بر کرانه جوشان «غدير» را تنها حساسيتي فرقه اي و جدالي مذهبي به شمار آوريم.

«غدير»، همواره برپاست

صحنه تعيين «مولا»، و آن بيعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشده است. بيعت گران نيز صحنه را ترک نکرده اند. به رغم آنان که سعي کرده اند غباري از«نسيان» و پرده اي از «کتمان» بر سيماي غدير بنشانند و بيفکنند، دلها و جانهاي بي شماري هنوز هم توجه به آن دستهاي بلندي دارد که دست «علي» را گرفت و فراز آورد تا آن خورشيد را همه ببينند، همه بشناسند، به يکديگر و به غايبان از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفي کنند.

صحنه غدير، پايان نيافته است

هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره هاي دوردست، در جنوبي ترين کشورآفريقا، در شرقي ترين منطقه خاور دور، در مرکزي ترين بخش اروپا و آمريکا، در پي آشنايي با «خورشيد»ي هستند که اگر بتابد، خانه ها را، دلها را، شهرها را، انديشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده ها و باورها را «روشن» مي کند. و از «نور»، چه انتظاري است، جز درخشيدن و فروغ گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستي که فرا رفت، دست خدا بود، زباني که «علي مولا» را سرود، زبان خدا بود، دستي هم که به عنوان «مولا» بالا رفت و همگان ديدند، دست خدا بود، «علي»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسير بود، «غدير»، راهي بود که روندگان را به «علي» مي رساند.
و ... «علي» هم، صراطي بود که رهپويان را به «خدا» مي رساند.
«غدير»، چشمه اي زلال بود که در طول چهارده قرن، هزاران هزار کام تشنه را از کوثر معارف ناب، سيراب کرد. و اين چشمه، هنوز هم ساري و جاري است.
«غدير»، چراغي بر اوج بود، که در قرنهاي متمادي تاريخ بشري، گمگشتگان بسياري را از وادي هاي خوف و خطر و بيراهه هاي تاريکي و ضلالت، به «مقصد» راهنمايي کرد. و اين چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.
«غدير»، تکيه گاهي بود که شيعه را در عصر محکوميت و مظلوميت ديرپاي خويش، پناه بود و حجت و برهان. و اين تکيه گاه، هنوز هم به استواري گذشته، پابرجاست و محکم ترين حجت ها را دارد.
«غدير»، متني بود روشن و بي ابهام، گويا و صريح، که خيلي ها کوشيدند حواشي تأويل و تفسيرهاي دور از واقعيت براي آن ترسيم کنند. و اين متن، هنوز هم براي آنان که حاشيه به آن بنگرند، صريح و گوياست.
«غدير»، ميوه اي شيرين در بوستان رسالت بود که تداوم «خط نبوت» را در شکل«امامت»، به شيرين ترين صورت ترسيم مي کرد. و هنوز هم اين ميوه شيرين، زينت بخش بوستان محمدي است و بدون آن، «باغ رسالت» بي ثمر است «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ...».
«غدير»، ميثاقي بود ميان صاحبان باور و عقيده به خدا و رسول که وفاداري به آن، شاهد صدق ايمان بوده است. و اين عهد و پيمان، هنوز هم «وفا» مي طلبد و دستان بيعت گر را به «صدق» فرا مي خواند، و همه ساله، اين عيد فرخنده موعدي براي تجديد آن عهد و تحکيم آن ميثاق با خدا و رسول است.
«غدير»، اگر چه برکه اي در بيابان بود، ولي هفت دريا به وسعت تاريخ و زمان بود که موجش «ازل» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاکيان، برخي چشم ديدن آن موج ابدي را نداشتند، افلاکيان به تکريم آن به يکديگر تهنيت مي گفتند.
«غدير»، سفينه نجاتي بود که گرفتاران موج جهالت و حيرت ضلالت را به ساحل امن ايمان مي رساند. اين سفينه، هنوز هم سرنشين مي طلبد و امواج فتنه و فريب، هنوز هم در پي دور کردن انديشه ها از اين ساحل هستند.
«غدير»، روشن ترين چراغ بود، بر بالاترين بام خانه هاي تاريخ، تا ... مردم«اهل بيت» را بشناسند و به «خانه »اي رهنمون شوند که افراد آن در دامان«وحي» بزرگ شدند و «آيات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئيل امين، مأنوس آن بيت و اهل بيت بود.
اگر انسانيت امروز، مي خواهد به آن «خانه» راه يابد، خانه اي که همه چيز درآنجاست، و همه کليدهاي گشاينده همه قفلها و درهاي بسته در دست صاحبان و ساکنان آن خانه است.
بايد به اين چراغ نگاه کند، تا راه را بشناسد.

  


با افتتاح چاپخانه آستان قدس رضوي صورت مي پذيرد؛
چاپ بيش از 5 ميليون نسخه قرآن در سال



مرکز چاپ و نشر آستان قدس رضوي در آستانه عيد سعيد غدير با حضور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و برخي از نمايندگان مردم در خانه ملت افتتاح خواهد شد.
مدير کل روابط عمومي آستان قدس رضوي با اعلام اين خبر گفت: افتتاح اين چاپخانه که بزعم مديران آستان قدس رضوي در راستاي تحقق چشم انداز بيست ساله اين مجموعه است، ظرفيت چاپ بيش از 5 ميليون نسخه کلام ا... را در هر سال با استفاده از تجهيزات روز دنيا خواهد داشت.به گزارش پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي، وي افزود: 85 هزار از نفايس قرآني و نسخ خطي در مجموعه آستان قدس رضوي موجود است که در اين چاپخانه در بسته بنديهاي خاص به چاپ خواهند رسيد.
وي تصريح کرد: در حال حاضر چاپخانه قرآن کريم در عربستان سالانه 6 تا 8 ميليون جلد قرآن چاپ مي کند که در آن به بحث نفايس پرداخته نمي شود.به گفته ضرابي در اين چاپخانه سالانه سه ميليون کتاب و ادعيه به چاپ مي رسد که در اختيار زائران حرم رضوي قرار مي گيرد.
عضو هيأت رئيسه مجلس شوراي اسلامي نيز در همين رابطه گفت: آستان قدس رضوي توانايي و صلاحيت پرداختن به چاپ و نشر قرآن را دارد. دکتر حسن غفوري فرد افزود: بايد به چاپ و نشر قرآن با ديد تحت پوشش قرار دادن جهان نگريسته شود تا بتوانيم جايگاهي را که در دنيا تا کنون به دليل کيفيت پايين چاپ از دست داده ايم، تقويت کنيم.
با افتتاح اين چاپخانه مي توان بهترين قرآنها را به دنيا عرضه کرد. مدير عامل انتشارات بين المللي الهدي با بيان اين مطلب گفت: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي مي تواند جايگاه چاپ و نشر کشور را در منطقه ارتقا بخشد. هوشنگ علي مددي اضافه کرد: اميد مي رود آستان قدس با انتشار قرآن به زبانهاي زنده دنيا، پيشگام در نشر معارف اسلامي به دنيا باشد.
نماينده مردم تربت حيدريه نيز با بيان اينکه در زمينه چاپ نفيس قرآن غفلت شده است، گفت: با ورود آستان قدس به حوزه چاپ نفيس قرآن مي توانيم يک گام جلوتر از عربستان سعودي برداريم.
حجة الاسلام محمد علي رضايي افزود: با توجه به عملکرد موفق آستان قدس در عرصه هاي فرهنگي اميد مي رود در اين عرصه نيز موفق حاضر شود.
گفتني است؛ نخستين مرکز نمايشگاهها و همايشهاي آستان قدس رضوي با حضور آية ا... هاشمي رفسنجاني در همين ايام به بهره برداري خواهد رسيد.

  


روزي حکايتي ؛ غلبه بر نفس



روزي حضرت علي (ع ) از مقابل دکان قصابي مي گذشت .
قصاب به آن حضرت عرض کرد:
يا اميرالمؤ منين! گوشتهاي بسيار خوبي آورده ام. اگر مي خواهيد ببريد.
فرمود: الا ن پول ندارم که بخرم .
عرض کرد من صبر مي کنم پولش را بعداً بدهيد.
فرمود: من به شکم خود مي گويم که صبر کند. اگر نمي توانستم به شکم خود بگويم از تو مي خواستم که صبر کني ولي حالا که مي توانم، به شکم خود مي گويم که صبر کند.
* گفتارهاي معنوي، ص 262

  


ميهمان ؛ کشيش بلژيکي: تمام اخبار علمي اسلامي از علي(ع) سرچشمه مي گيرد



«لامنس» يک کشيش بلژيکي است که در زبان عربي و تاريخ عرب مهارت داشت. او درباره علي(ع) مي گويد: براي عظمت علي اين بس که تمام اخبار و تواريخ علمي اسلامي از او سرچشمه مي گيرد. او حافظه و قوه شگفت انگيزي داشت. علماي اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علي مستند دارند زيرا گفتار او حجيت قطعي داشت، او باب مدينه علم بود و با روح کلي پيوستگي تام داشت.

  


فرهنگ واژه ؛ پادکست



واژه پادکست از ترکيب واژه هاي iPod ( آي پاد) و broadcasting (پخش) پديد آمده است.
واژه نامه جديد آمريکايي آکسفورد واژه پادکست را برترين واژه سال ناميده است. اين لغتنامه تعريف لغوي اين واژه را نيز بدين شکل آورده:
«برنامه اي راديويي يا مشابه که ديجيتالي ضبط شده و جهت دانلود کردن براي دستگاههاي شخصي پخش صدا در اينترنت گذاشته مي شود.»
در واقع پادکست يا پادپخش انتشار مجموعه اي از پرونده هاي رسانه ديجيتال است که توزيع آن در اينترنت با استفاده از فيد صورت مي گيرد، و توسط کاربران معمولاً بر روي يک پخش کننده موسيقي ديجيتال قابل دريافت و پخش است. اين روش ارائه محتوا در سال 2004 محبوبيت و گسترش يافت.
بنگاههاي خبري مثل بي بي سي برنامه هاي راديويي با کمک پادکست راه اندازي کردند. و شرکت اپل امکان دريافت پادکست را به نرم افزار iTunes افزود و در سال 2005 نسل جديدي از آي پادها با قابليت پخش فيلم به بازار ارائه شد.
در سال 2004 گسترش و محبوبيت اين پديده به حدي بوده است که حتي کاخ سفيد هم تعدادي از سخنرانيهاي جرج بوش را به صورت پادکست آماده کرده و بر روي وب گاه رئيس جمهور آمريکا قرار داده است.
پادکست به دليل امکان انتقال سريع پيام، از ذهن برنامه ساز به مخاطب، از بقيه رسانه ها سرعت خيلي زيادتري دارد و پيامهاي بيشتري را مي تواند به شنونده و مخاطب منتقل کند. پادکست ابزاري است براي راه يافتن به دنياي رسانه هاي کوچک مثل موبايل، وبلاگ و شبيه آن.درعين حال پادکست امکان توليد و بيان خصوصي را در امر رسانه مي تواند بخوبي فراهم کند. از پادکست مي توان در زمينه هاي اقتصادي - مسائل بازرگاني، کنفرانسهاي علمي، دسترسي به خبرها و آگاهي از تحولات مختلف و گوناگون استفاده کرد. از شرايط و ويژگيهاي يک پادکست خوب و کارا مثل همه برنامه هاي راديويي و تلويزيوني مي توان به مواردي مانند صداي با کيفيت، مطالب ارزشمند با اطلاعات مختصر و مفيد، دقت در بيان، نوآوري و بيان صميمي و مسايلي نظير اين اشاره کرد.
از ديگر ويژگيهاي پادکست اين است که مطالب به وسيله کاربر انتخاب مي شود و او مجبور نيست بخشهايي را که به آن علاقه اي ندارد تحمل کند. فقط آن بخشي را خواهد شنيد و به اصطلاح دانلود مي کند که مورد نيازش است. از جمله مهمترين مزاياي پادکست ارزان، سادگي و در دسترس بودن است. البته از محدوديتهاي پادکست هم مي توان به زيرساختهاي فني، پهناي زياد باند، استمرار در توليد و گراني هزينه، تأمين زيرساخت اشاره کرد.
گروهي عقيده دارند پادکست بايد تشکيلاتي منظم داشته باشد تا بتواند در آينده درآمدزايي کند و کسي مجبور نباشد براي توليد پادکست هزينه هاي زيادي را خرج کند.
امروزه علاوه بر مردم عادي، روزنامه ها و نشرياتي که خبرها را گردآوري مي کنند هم از پادکست استفاده مي کنند.

  


آيةا... دکتر مهدي هادوي تهراني تأکيد کرد؛ تجلي حق در رفتار امام علي(ع)



حق از منظر حضرت علي(ع) عامل پيروزي و تعالي است.
آيةا... دکتر مهدي هادوي تهراني با بيان اين مطلب، اظهار داشت: علي ابن ابي طالب(ع) شخصيتي است که بنا بر روايات متعدد و به تعبيري در برخي از کتب چون بحارالانوار، رسول ا... در مورد وي فرمود که علي با حق است و حق با علي است و هرکجا حق باشد علي هم آنجا است و هرکجا که علي باشد حق همانجا است.

* تجلي حق در رفتار و گفتار امام علي(ع)
وي افزود: اين جمله نبي خاتم بيانگر اين معنا است که مسير، سخن، گفتار و رفتارش مطابق با حق است و حق همان چيزي است که در رفتار و گفتار امام علي(ع) تجلي مي يابد بنابراين اگر به دنبال معناي حق هستيم پيش از آنکه بخواهيم در کلمات و در جملات علي ابن ابي طالب به دنبال حق باشيم بايد در زندگي وي حق را جستجو کنيم که همه زندگي وي حق است و هرکس که با سنت و زندگي علي مخالف است، باطل است.
به گزارش مهر، هادوي تهراني همچنين گفت: علي ابن ابي طالب خود درباره حق اين تعبير را دارد که هرکسي که با حق درگير شود، حق او را زمين مي زند و در نهايت پيروزي با حق است و يا اينکه در تعبير ديگري مي فرمايد کسي که از حق رو بر گرداند هلاک مي شود. حق به تعبير امام علي عاملي است که اگر با آن مخالف شود نابود مي شود و اگر درگيري شود خود زمين گير مي شود.

* امام علي(ع) نمادي از حق طلبي
وي يادآور شد: زندگي فردي و اجتماعي علي ابن ابي طالب بيانگر حق و حق خواهي است. رفتار علي در زندگي فردي با فاطمه زهرا(س) به عنوان همسر با حسنين و يا زينبين به عنوان فرزندان الگوي رفتار حق در خانواده است. رفتار فاطمه زهرا با علي نيز چنين است. اين الگو در زندگي بايد به کار گرفته شود، حضرت علي با آنکه زندگي بسيار ساده و زاهدانه اي دارد تلاش مي کند امنيت عاطفي خانواده خود را فراهم کند. استاد خارج فقه و اصول حوزه علميه قم با اشاره به وجود سه مرحله در زندگي اجتماعي حضرت علي(ع) گفت: دوره نخست در دوران رسول خاتم است که آن حضرت را در همه صحنه ها حاضر مي بينيم، در دفاع از نبي خاتم، دفاع از اسلام و توسعه اسلام، در ليلة المبيت به جاي رسول در بستر مي خوابد و از جان پيامبر صيانت مي کند. اين نشان دهنده مسؤوليتي است که در مورد حاکم حق وجود دارد که اگر حاکم حق است وظيفه دارد از حق دفاع کند و اين امر مصداق حق تلقي مي شود.
وي دوران دوم زندگي اجتماعي امام علي را دوران پس از رحلت رسول خاتم تا زماني که علي به حکومت مي رسد دانست و در ادامه اظهار داشت: در اين دوران مشاهده مي کنيم که امام در عين حال که سعي ميکند معنا و نشانه هاي حق را بيان کند تا جويندگان مسير حق در زمان خود و در دوران پس از خود گمراه نشوند، سعي در صيانت از امت اسلامي داشته و در عين حال هم سعي مي کند از وحدت امت اسلامي حمايت کند و در واقع اين وظيفه را در دوران فتنه محقق مي کند که اين امر به معناي کتمان و غفلت از مباني و اصول نيست، چرا که وي دائماً در اين دوران مباني و اصول را تذکر مي دهد و آن را ابراز مي کند.

* تلاش براي احقاق آرمانهاي اسلامي
دکتر هادوي تهراني ادامه داد: دوران سوم زندگي اميرالمؤمنين دوران خلافت وي است. اين دوران زماني است که علي(ع) تمام تلاش خود را براي احقاق تمام آرمانهاي اسلامي در جامعه انجام مي دهد.
وي گفت: از يکسو زندگي بسيار زاهدانه علي در دوران خلافت که با پايين ترين سطح جامعه خود را تطبيق مي دهد تا آنهاي که توان بهره مندي از مواهب اقتصادي و مادي را ندارند احساس ناراحتي نکنند و زماني که زندگي ساده علي را مشاهده مي کنند احساس آرامش داشته باشند.

* تلاش حضرت علي براي حراست و صيانت از بيت المال
عضو هيأت علمي بعثه مقام معظم رهبري همچنين تصريح کرد: تلاش اميرالمؤمنين در حفظ بيت المال و صيانت از آن از دست اندازي افراد به اشکال مختلف را با نمونه هاي بسياري مشهود است. وي در اين دوران نشان مي دهد که چقدر عدالت را در جامعه توسعه مي دهد.

* حکم دادگاه اسلامي حضرت علي(ع) به نفع فرد يهودي
هادوي تهراني يادآور شد: در حکومت علي(ع) چنان امنيت قانوني، اجتماعي و حقوقي وجود دارد که يک غير مسلمان که جرمي را مرتکب شده وقتي با خليفه امت اسلامي به عنوان حاکم يک سرزمين بزرگ برخورد مي کند و دعواي حقوقي به وجود آمده را به قوه قضائيه اي ارجاع مي دهد که امام علي او را بر مصدر قضا گذاشته، يعني ساختار حکومت علي به قدري عادلانه است و به قدري امنيت قضايي، اجتماعي و حقوقي در اين جامعه وجود دارد که يک غيرمسلمان به راحتي احساس مي کند که اگر به محکمه عدل اسلامي مراجعه کند به او ظلم نخواهد شد.
وي تأکيد کرد: حضرت علي تعبيري در نهج البلاغه دارد که اگر حق حاکم نسبت به رعيت و اگر حق رعيت نسبت به حاکم لحاظ شود آن وقت است که نظام باقي مي ماند، آن وقت است که استحکام ساختار حکومت را مي توان توقع داشت و اگر خلاف آن شود و پايه هاي حکومت گرفتار بحران مي شود اين تعبير اميرالمؤمنين به تفصيل در خطبه 216 نهج البلاغه آمده است که طي آن حضرت علي(ع) مسؤوليتهاي حاکم نسبت به مردم و مردم نسبت به حاکم را بيان کرده است.

  


همدردي با مردم



اميرالمؤمنين(ع) در دوران خلافت به خانه شخصي در بصره به نام «علاء بن زياد حارثي» وارد شد. پس از يک سلسله گفتگوها آن مرد از برادرش «عصم بن زياد» شکايت کرد که زهدگرا شده است، زن و زندگي را رها کرده و جامه درشت پوشيده و فقط به عبادت و رياضت مي پردازد .
اميرالمؤمنين(ع) دستور داد او را احضار کردند.
همين که با آن قيافه زاهدانه ظاهر شد، به تندي به او فرمود: «اي ستمگر بر خود! اين چه کاري است که مي کني؟ چرا بر خود جفا مي کني؟ آيا گمان کردي خداوند که نعمتهاي پاکيزه دنيا را خلق کرده آنها را بر تو حرام کرده است و اگر از آنها استفاده کني مؤاخذه مي شوي؟
عصم که اين عتابها را شنيد، جواب بسيار روشني داشت. او خود علي (ع ) را که جلو چشمش بود مي ديد که دو تکه لباس بيشتر تنش نيست، يکي را روي دوش انداخته و يکي را به کمرش بسته است. غذاي علي را هم مي دانست که نان جو خشک است. تعجب کرد که از علي(ع) چنين سخناني را مي شنود. بنابراين گفت: يا اميرالمؤ منين! خودت هم که همين طوري! من به تو اقتدا کردم. لباس تو که از من ژنده تر و غذاي تو که از من بدتر است .
اميرالمؤمنين (ع) به او فرمود: اشتباه مي کني! آنچه تو در من مي بيني رهبانيت و تحريم حلال خدا نيست. من رهبرم. من امامم، من زعيم جامعه ام. رهبران و زعما تکليف جداگانه دارند. فرمود: خداوند براي کسي که مي خواهد مردم را رهبري کند، وظيفه خاصي قرار داده است. تو از افراد عادي هستي. من بايد به تمام افراد ملت خود و رعاياي خودم نگاه کنم و ببينم پايين ترين طبقات کدام است؟ آنکه دستش از همه کوتاهتر است کدام است؟ البته من هم مايلم که سطح زندگي آنها بالا برود؛ اما تا وقتي در مملکت من افرادي هستند که توانايي ندارند و نمي توانند لباس بهتري از آنچه من اکنون به تن دارم بپوشند، تا وقتي که در مملکت من نان جو خور به اضطرار هست، من به حکم آنکه رهبرم و مي خواهم مردم را هدايت و رهبري کنم، بايد با آنها همدل و همدرد باشم و خود را با فقيرترين مردم اجتماع تطبيق دهم. اگر غير از اين باشد آن فقير حق دارد به هيجان بيايد اعتراض کند و فريادش به آسمان بلند شود، زيرا خيال مي کند دروغ مي گويم که در فکر او هستم ولي حالا باور مي کند که راست مي گويم. اصول رهبري ايجاب مي کند که من چنين زندگي کنم .
* مجموعه آثار شهيد مطهري، ج 3 ، ص 325 و 623

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com