|
مولاي جان ها! اگر بيايي،معنويت جاري تو ما را به هوش مي آورد و چشمهاي بي نورمان به ديدارت روحاني مي گردد. ما به معرفت تو تشنه ايم.
اي مقدس روحاني! اي عدل! بيا. بيا و دنيا را از زور و ظلم و اختناق خالي کن. بيا که در انتظار آمدن تو هزار هزار دل سوخته چشم براهند.
بيا و گامهايت را بگذار بر روي اين چشمهاي مشتاق که از آرزوي وصال تو سراسر اشک و شور است.
اي قائم بزرگ! تعبير نگاهمان را مي داني. اينکه به اميدواري قسط تو برپا هستيم و زندگي را ادامه مي دهيم.
مهدي جان! روح تشنه مان را سيراب مي کني. ما را تنها نگذار. ما تو را داريم و به تو چشم دوخته ايم. به تو که آمدنت وعده داده شده است. به تو که آفتاب را با خود خواهي آورد.
* توسلي |