تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
گزارش
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 19آذر ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني «در چشم باد»؛ ريتم کند پاشنه آشيل سريال هاي تاريخي
 * به بهانه برگزاري پيش همايش مکتب هنر قاجار در مشهد؛ ميان ماندن و رفتن
 * استاد «فرامرز پايور» آهنگ وداع با زندگي را نواخت
 * در نشست روحانيان مجلس با ضرغامي مطرح شد؛ لزوم رعايت حريم اخلاق اسلامي در تلويزيون
 * «درباره الي» نامزد بهترين فيلم خارجي جوايز گلدن گلوب شد
 * «فرشتگان معاصر» مجيد نظافت نقد مي شود
 * پس از سه سال انتظار؛ «شبانه» اکران مي شود
 * محمود اکرامي فر در گفتگو با قدس: ان شاءا... شنبه يا يکشنبه از بيمارستان مرخص مي شوم

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «در چشم باد»؛ ريتم کند پاشنه آشيل سريال هاي تاريخي



* مازيار شيباني فر
يکي از انواع مجموعه هاي بزرگ و تأثيرگذاري که در تلويزيون ما ساخته مي شود، مجموعه سريال هاي تاريخي است. تبديل تاريخ به





قصه اي تصويري کار دشواري است. سخت بودن اين کار بيشتر به خود تاريخ برمي گردد که با وجود برخورداري از روند مشخص روايتي، از جزيياتي برخوردار است که اگر يک فيلمساز يا کارگردان تلويزيوني گرفتار آن شود و اصل قصه پردازي جذاب را فراموش کند، با همان مشکلي مواجه مي شود که دست اندرکاران توليد مجموعه تلويزيوني «در چشم باد» با تمام جذابيتهاي بصري و تاريخي اش به آن برخوردند.
حقيقت اين است که تلويزيون ما طي سالهاي اخير گامهاي بسيار خوب و قابل توجهي در زمينه توليد آثار تاريخي برداشته است. روايت برگهاي مختلفي از تاريخ کشورمان ضمن اينکه مخاطب را از گذشته هاي تاريخي آگاه مي کند، شرايط خودشناسي يک ملت را نيز فراهم مي آورد و آنها را از بينش و فهمي فراتر از آدمهاي عامي برخوردار مي نمايد.
با آنکه توليد آثار فاخر تاريخي در تلويزيون کاري بسيار دشوار، هزينه بر، وقت گير و پر دردسر است، اما به طور متوسط هر سال شبکه هاي مختلف تلويزيون اقدام به توليد و پخش آثاري در اين ژانر کرده اند که نشان از همت و توجه مديران ارشد صدا و سيما در بالا بردن سطح فکر و انديشه مخاطب دارد، اما نکته بسيار قابل توجه و مهم اين است که گاه در زمينه ساخت آثار تاريخي دقت نظر مناسبي در خصوص «جذاب سازي» صورت گرفته و گاه از اين ويژگي غفلت شده است.
بايد به ياد داشته باشيم، بيان عين به عين تاريخ هيچ لذتي براي مخاطب ندارد؛ زيرا جدا از اينکه مخاطبان تلويزيون اگر قرار باشد فقط در جريان اتفاقات تاريخي قرار بگيرند، هيچ نيازي به تلويزيون ندارند و مي توانند اين مقوله را در کتابهاي مختلفي که تاکنون چاپ شده است، مورد توجه و مطالعه قرار بدهند. در بيان تاريخ به مسايل و موضوعهايي اشاره شده است که بيشتر براي يک محقق مي تواند جذابيت داشته باشد. جزيياتي که هر ذهني را به دانستن تحريک نمي کند.
تاريخ، بيشتر به عنوان يک داستان واقعي از گذشته مورد توجه عموم مردم قرار مي گيرد. در اصل بسياري از مردم، تاريخ را قصه اي مي دانند که تمام شخصيتهاي آن زماني زنده بوده اند و اکنون ما در حال بررسي زندگي اين افراد هستيم. در صورتي که تاريخ براي اهل انديشه بسيار فراتر از اين است و مي تواند دربرگيرنده مسايل و موضوع هاي مختلفي باشد که گاه هويت يک ملت را مشخص مي کند و مي تواند چراغ راه آيندگان باشد.
حال در اين ميان وظيفه يک فيلمنامه نويس چيست که بايد به قصه و جذابيت به اندازه واقعيت و خارج نشدن از مسايل حقيقي توجه نشان دهد. مسأله اصلي در اين است که قصه پردازي و تخيل در مورد شخصيتهاي تاريخي به هيچ وجه بد نيست، اگر واقعيت اصلي به نوعي قلب نشود.به عبارت بهتر، اگر قرار است براي نمونه واکنش به حاکم نسبت به يک زير دست وي بيان شود و در کتابهاي تاريخي فقط اشاره هاي کلي به اتفاقات مهم روابط اينها افتاده است، يک قصه پرداز و فيلمنامه نويس بخوبي مي تواند اتفاقات مياني، شخصيتها و حتي مسايل کوچک و بزرگي را ارايه کند که هيچ منبع تاريخي ندارد.
وقتي يک فيلمنامه نويس وارد يک واقعه تاريخي مي شود، بايد جزييات زيادي را در نظر بگيرد تا از بيان صادقانه و بدون دخل و تصرف وقايع مستند تاريخي خارج نشود، اما اين موضوع به آن مفهوم نيست که داستان از دست برود و مخاطب حاضر به تماشاي چنين اثري نباشد.
مجموعه هاي تلويزيوني «سربداران»، «هزار دستان»، «کيف انگليسي»، «ميرزا کوچک خان» و بسياري ديگر از آثار تاريخي که در تلويزيون ساخته و پخش شده اند و مورد توجه مخاطب نيز قرار گرفته اند، از همين عنصر يعني قصه پردازي مناسب و درست برخوردار بوده اند و به همان نسبت توانسته اند جذابيت لازم را در قصه پردازي اثر حفظ کنند و بينندگان تلويزيون را تا پايان به دنبال خود بکشند.
در اين آثار فيلمنامه نويس توجه به جزييات کم اهميت را فداي قصه پردازي پر تحرک و ايجاد اتفاقات مختلف نکرده است. بلکه برعکس در داستان اقدام به گنجاندن مسايل عاشقانه، درگيري و مسايل مختلف نموده است تا بيننده به انگيزه پيگيري اتفاقات ريز و درشتي که مي افتد، به خط اصلي داستان و روايت يک واقعه مهم تاريخي نيز توجه کافي نشان بدهد.
در مجموعه تلويزيوني «در چشم باد» به بسياري از جزييات توجه شده است. انتخاب بازيگران توانا و چهره، توجه ويژه به طراحي صحنه و لباس و چهره پردازي، استفاده از لوکيشن هاي متعدد داخلي و خارجي، نورپردازي و فيلمبرداري بسيار خوب و حرفه اي و ساير عوامل توليد توانا و با سابقه که توانسته اند سريالي مثال زدني و زيبا ارايه کنند، اما اين مجموعه حرفه اي يک عنصر کم دارد و آن جذابيت کافي براي جذب مخاطب عام است.
اين سريال به روايت قصه اي از دوران مبارزه مردم عليه استبداد مي پردازد و بخشي از تاريخ پر فراز و نشيب ايران در جنگ با مستبدان کاخ نشين را به تصوير مي کشد. در اين اثر مخاطب مي تواند مقايسه اي ذهني ميان دوران بسيار قديم و پيش از تمايل ايران به غربي گرايي و سالهاي پس از آن را نيز انجام دهد. همچنين در اين مجموعه تلويزيوني به بيان مناسب مسايل سياسي و آميختگي آن با مسايل اجتماعي نيز اقدام قابل قبولي صورت گرفته است.
نکته اي که به نظر مي رسد از چشم کارگردان اثر دور مانده، توجه بيش از اندازه به جزييات وقايع و طولاني شدن بيان آن در هر قسمت است. به عبارت ديگر، هر چند اين سريال از قصه اي واحد برخوردار است، در هر قسمت بخشي از قصه بيان مي شود که گاه هويت مستقل دارد و بيانگر يک اتفاق است. براي نمونه دوره کودکي و جواني شخصيتها در قسمتهاي متفاوت به تصوير کشيده مي شود.
اين موضوع بخشي از ماهيت چنين آثاري محسوب مي شود، ولي نکته آزار دهنده اينکه مخاطب مجبور است تمامي زندگي شخصيتهاي داستان را ببيند و از اين رو سريال دچار روزمرگي مي شود که تماشاي آن هيچ لذتي براي مخاطب ندارد.
نکته ديگر اينکه اين ايراد کلي به بسياري از سريالهاي ايراني وارد است که «ديالوگ» رکن اصلي اثر را تشکيل مي دهد؛ يعني بيش از آنکه به کنش دروني قصه و اتفاقات مختلف توجه شود، ملودرام هاي ايراني از چنان پرگويي برخوردارند که در بسياري از موارد خارج از حوصله تنگ مخاطبان است که جلوي تلويزيون مي نشينند تا اندکي از خستگي روزانه خود بکاهند، اما وقتي در عمل مجبور به تماشاي بخشي از همان روزمرگي هاي دايمي زندگي خود هستند، تماشاي يک اثر براي آنها هيچ لذتي در بر نخواهد داشت.سريال «در چشم باد» اگر از زمان کوتاه تر، قطع هاي سريع تر، پلان- سکانس هاي کوتاه، قصه پردازي پر تحرک تر، فضاسازي صميمي تر و تأثيرگذارتر، دوري از بازيگر محوري و تکيه بر فيلمنامه اي قوي تر و توجه به ايجاد ارتباط بيشتر مخاطب با سريال برخوردار مي بود، بدون ترديد مي توانست به عنوان يکي از آثار شاخص در حوزه سريالهاي تاريخي تلويزيون طي چند سال اخير به شمار آيد.

  


به بهانه برگزاري پيش همايش مکتب هنر قاجار در مشهد؛ ميان ماندن و رفتن



* مرتضي دوستي ثاني
طي چند سال اخير همايشهايي، از سوي فرهنگستان هنر براي بازشناسي مکاتب هنري گذشته و کارکردي نمودن مفاهيم غني



وابسته به آنها در هنر معاصر، در سطح ملي و بين المللي برگزار شده است. از جمله اين همايشها مي توان به طبيعت در هنر شرق، مکتب اصفهان و مکتب شيراز اشاره کرد که در هر يک از اين گردهمايي ها محققان رشته هاي مختلف هنر، ادب و حکمت با نگاهي گسترده مؤلفه هاي اساسي خلق آثار و بينش هنري آن مکاتب را به نحو بايسته بررسي کرده اند.
بنابر اهميت گنجينه هاي نفيس هنري موجود در آستان قدس رضوي و به عنوان طليعه اي مبارک، تاکنون پيش همايشهاي اين مکاتب هنري در مشهد مقدس بنا نهاده شده است، و امروز نيز با همکاري مؤسسه آفرينشهاي هنري آستان قدس رضوي، پيش همايش مکتب هنر قاجار با نگاه ويژه به هنر آن دوره در حرم نورباران رضوي (و بررسي آثاري چون قرآن ارسنجاني، کتيبه هاي ثلث محمدحسين شهيد مشهدي، کاشيکاري هاي هفت رنگي در صحن آزادي، و رو انداز ضريح مطهر) در اين مکان مقدس در حال برگزاري است.
عصر قاجار ( 1339 1200 ه. ق) عرصه تحولات متعدد سياسي و اجتماعي، فکري و فرهنگي، ادبي و هنري محسوب مي شود که به دليل نزديکي تاريخي به روزگار ما تأثيرات مختلف آن قابل درک است.
در اين عهد از يک سو بارزترين چالشهاي سياسي و نظامي (با همسايگان) همراه با نفوذ بي سابقه دولتهاي اروپايي را در ايران شاهديم، و از سويي شاخص ترين دگرگوني هاي فکري و فرهنگي را با رنگ ملي و مذهبي، در نهضت مشروطيت مشاهده مي کنيم.
در اين بين، اگر کارکرد هنر را پيشتازي در عرصه کشف حقايق و جهت دهي باورها و ارزشها قلمداد کنيم، اين پرسش مطرح است که آيا هنرمندان آن دوره توانسته اند چنين رويکردي را تعقيب کنند؟ براي پاسخ به اين قبيل پرسشها بايد به تأثير مستقيم يا جانبي اين تحولات و ديگر حوزه هاي مختلف نظير اقتصاد و ارتباطات، توجه داشت. پيش از هر چيز بايد در نظر گرفت که توليد آثار هنري اين دوره همچنان و شايد با شدتي بيش از گذشته، سفارشي محسوب مي شود.
اين رويه که در طول تاريخ هنر ايران سابقه دارد، در صورت برخورداري متوليان و حاميان و زمامداران از درايت و ذوق مي تواند حسن تلقي شود (چنانکه در کارگاه هاي هنري دوره تيموريان و صفويان براي خلق آثار فاخر و بي بديل شاهديم) در برهه هايي از عهد قاجار نيز با توجه به اين مؤلفه، شاهد رونق کم سابقه و اوج گرفتن برخي هنرهاي سنتي هستيم.
طي اين دوره، برترين نوع نقاشي يا هنر لاکي ايران با ظهور هنرمنداني چون: محمدعلي شيرازي، لطفعلي خان شيرازي، علي اشرف، و محمدعلي مذهب باشي شکل مي گيرد. همچنين، نقاشي گل و مرغ (در مکتب شيراز سه)، در کنار تذهيبهاي شاخص و پرکار با رنگ آميزيهاي بديع (مانند سبز سيلو) به شکوفايي مي رسد.
شاهد ساخت جلدهاي لاکي مذهب که پس زمينه مشکي و نقوش تماماً حل کاري طلا دارند همسو با رونق مرمت و بازسازي کتابهاي عهد تيموري و صفوي هستيم. (در جاي خود قابل ذکر است که بيشترين اسناد دولتي و شخصي، با تنوع زياد در مضمون و متن، نيز مربوط به اين دوره است) برخي از شاخه هاي هنرهاي سنتي، مانند خاتم کاري، قلمکاري، و فرش بافي با رجوع به سنتهاي اصيل و البته گاه به دليل نياز و تقاضاي روزافزون اروپاييان احيا و تعدادي نيز مانند ميناکاري و آينه کاري، ابداع مي شوند يا به رشد و شکوفايي قابل ملاحظه اي مي رسند.در تزيينات وابسته به معماري ساخت کاشي هفت رنگي اوج مي گيرد و در معماري شاهد ساخت متعدد مساجد، کاروانسراها، و خانه هاي اصيل ايراني هستيم. همچنين، در دوره مورد اشاره تعدادي از باغهاي ايراني، نظير باغ دلگشا در شيراز، باغ شاهزاده در ماهان، و باغ ظل السلطان در اصفهان به وجود مي آيند. شايان ذکر است، مکاتب شعر کهن در عهد قاجاريه با ظهور قاآني، پروين اعتصامي، و ملک الشعراي بهار احيا مي شود و فلسفه نيز با تلاش ملاهادي سبزواري رونقي دوباره مي يابد.
از اواسط دوره قاجار به بعد، و به نحو محسوس با شروع سلطنت ناصرالدين شاه ( 1313 1264 )،-که ارتباطات نزديکتر و گسترده تري با اروپا شکل مي گيرد- تأثير جاذبه هاي فرنگ که بخشي از آن نتيجه ابداعات و اختراعات مختلف (پست نوين، تلگراف، تلفن، ضبط صفحات موسيقي، سينما، و ...) است، در فرهنگ و هنر اين دوره آشکار مي شود.بدين گونه، در معماري (و در بناهايي نظير شمس العماره) جذب و تلفيق آلمان هاي غربي را شاهديم. ورود و رونق صنعت چاپ، هنر خوشنويسي را متحول مي کند. برخي خوشنويسان همچنان شيوه هاي قديمي را ادامه مي دهند (نظير فتحعلي حجاب) و برخي با توجه به فن چاپ، که بخشي از خطوط را ناخوانا مي کرد، ابداعاتي به وجود مي آورند؛ چنانکه کلهر (نگارنده سفرنامه ناصرالدين شاه)، و تقريباً همزمان با او عمادالکتاب، حروف را نسبت به شيوه ميرعماد، ضخيم تر مي نويسند.
در کنار آشنايي با شيوه هاي جديد نقاشي اروپايي، ورود فن عکاسي هنر نگارگري را به حاشيه مي راند و به نحو بارز، نقاشي رنگ و روغن را در چهره نگاري متحول مي کند. بدين ترتيب، صرف نظر از بررسي تقويت برخي هنرهاي نوگرا نظير نمايش و جنبه هاي نوآوري در عرصه ادبيات، شايد بحث برانگيزترين هنر عهد قاجار را چه به لحاظ زيباشناختي و چه از نظر تنوع و تعدد آن، بتوان نقاشي قلمداد کرد که از لحاظ موضوع، روش اجرا، و حتي کادربندي، به فرنگي سازي تمايل دارد و حاصل تفکري ترکيبي، و البته به نسبت سطحي است.
ساختار نوآيين آثار نقاشاني چون ميرزا بابا، محمدصادق، ابوالقاسم، و مهرعلي، به رغم تکامل در شيوه رنگ و روغن، بر اساس مناظر عکاسي گونه و ترکيب بندي فرماليستي است. در آثار اين هنرمندان، واقع نمايي و شخصيت سازي اهميت مي يابد، حجم پردازي و فضاسازي ناسوتي بر تخيل معنوي غلبه مي کند، تحريف ناخواسته مباني عرفاني و اسطوره اي شکل مي گيرد، نقاشي جنبه کاربردي و آرايشي مي يابد، و در مجموع پهنه جلوه گري تمايلات نفساني مي شود.در اين ميان، بايد يادآور شد، به رغم بروز اين تمايزات که ناشي از تماس با تفکر بورژوازي غرب است، شيوه هاي نقاشي پشت شيشه، خيالي نگاري (مکتب قهوه خانه)، و ديوارنگاره هاي متعدد در بقاع متبرکه که با ادبيات عاميانه روايي، عناصر آييني، و مضامين سوگواره هاي تعزيه پيوندي نزديک دارند، از حياتي بالنده برخوردارند.با اين تفاصيل، هنرمند اين دوره که در طليعه برزخ سنت و مدرنيسم به سر مي برد، پايي در ماندن براي حفظ سنتها و باورهاي عميق بومي و پايي در رفتن براي کشف راز و رمز جلوه گري و جذب نوآوري هنر غرب- دارد. بنابراين، هنرمند هر چند مي کوشد پاسخگوي نيازهاي زمان خود باشد، با وجود دخالت حوزه هاي مختلف در خلوت و جلوت وي، آن گونه که مي خواهد قادر نيست از زبان هنر براي القاي مفاهيمي آرماني و فراتر از نيازهاي گذران استفاده کند.اگر هنر را انعکاس تحولات و تمايلات اجتماعي، يا آينه ضماير هنرمندان، تلقي کنيم قريب به اتفاق هنرمندان آن دوره، بويژه نوگرايان، به لحاظ تشتت ذهني حاکم بر جامعه به وادي منريسم (اداگرايي) غلتيده اند، و در مقايسه با ادوار گذشته، به رغم صداقت و امانتداري، کمتر به خلق آثار بي همتا و شاهکارهاي جاودان معنوي دست زده اند. با اين همه، با توجه به حضور محسوس مؤلفه هاي مختلف (مذهبي، آييني، حماسي، بزمي، همراه با وام جستن از عناصر غير بومي) هنر قاجار را مي توان به نوعي ترکيبي از هنرهاي ادواري ايران، و يا حداقل ترکيب چند مکتب قابل بحث دانست.

  


استاد «فرامرز پايور» آهنگ وداع با زندگي را نواخت



فرامرز پايور نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز روز گذشته در سن 77 سالگي از دنيا رفت.




به گزارش ايسنا، اين هنرمند موسيقي متولد 1311 در تهران است. از سال 1328 تحت تعليم ابوالحسن صبا قرار گرفت و پس از شش سال موفق به فراگيري دوره کامل رديف موسيقي ايراني (روي سنتور) و دريافت تقديرنامه اي از صبا شد. وي آموختن موسيقي را در محضر عبدا... دوامي، موسي معروفي و ... ادامه داد و مدتي هم نزد امانوئل مليک اصلانيان وحسين دهلوي آهنگسازي آموخت.فرامرز پايور همکاري خود را از سال 1334 با ارکستر شماره يک اداره هنرهاي زيبا آغاز نمود و از سال 1338 استاد هنرستان موسيقي ملي بود.
ضمن آن، کنسرتهاي بسياري را در سراسر دنيا به عنوان تکنواز سنتور و سرپرست گروهها به اجرا در آورد.
در سال 1342 براي تحصيل زبان به انگلستان رفت و پس از گذراندن دوره اي سه ساله موفق به دريافت درجه تخصصي زبان انگليسي از دانشگاه کمبريج ( cambridge ) شد. در اواخر همين دوره تحصيلي،چند برنامه تک نوازي سنتور را همراه با سخنرانيهاي براي معرفي موسيقي ايراني در دانشگاههاي لندن و کمبريح اجرا کرد و به قول خودش، تحصيل زبان انگليسي را در خدمت معرفي موسيقي ايراني گرفت.
پايور در سال 1345 گروه سازهاي ملي را با شرکت هنرمنداني برجسته درتالار رودکي تهران تشکيل داد که اين گروه همچنان بانام گروه فرامرز پايور به فعاليت خود ادامه مي دهد.گردآوري، تنظيم و ارائه آثار هنرمندان قديمي موسيقي ايران مانند: درويش خان، عارف قزويني، مرتضي ني داوود، عبدا... دوامي، علي اکبر شيدا و ... بخشي از فعاليت هاي گسترده اوست.
آثار اين هنرمند بزرگ موسيقي کشور عبارتند از:
چندين صفحه تک نوازي سنتور با تمبک حسين تهراني، گلهاي تازه 133 و 158 با آواز محمدرضا شجريان، آثاري با ويلن ابوالحسن صبا.
کاستهايي شامل تکنوازي و همنوازي با علي اصغر بهاري، جليل شهناز، محمد اسماعيلي ... و خوانندگاني چون علي رستميان، حميدرضا نوربخش و ...
آثار چاپ شده: ترانه و اتود دشتي، دستور سنتور (چاپ 1340 )، سي قطعه چهار مضراب براي سنتور (چاپ 1351 )، پرنيان (دو نوازي براي تار و سنتور - چاپ 1358 )، گفتگو (براي ويولن و سنتور - 1358 )، رديف چپ کوک براي سنتور ( 1359 )، تئوري موسيقي ( 1362 )، رديف ابتدايي براي سنتور ( 1367 )، رهگذر (براي فلوت و سنتور - چاپ 1368 )، رديف آوازي و تصنيف هاي قديمي به روايت عبدا... دوامي ( 1378 ).

  


در نشست روحانيان مجلس با ضرغامي مطرح شد؛ لزوم رعايت حريم اخلاق اسلامي در تلويزيون



رئيس مجمع نمايندگان روحاني مجلس شوراي اسلامي جزئيات ديدار 90 دقيقه اي ديروز اعضاي مجمع را با رئيس سازمان صدا و سيما تشريح کرد.
محمدتقي رهبر درباره ديدار نمايندگان روحاني مجلس با عزت ا... ضرغامي به مهر گفت: پيرو حکم مقام معظم رهبري مبني بر تمديد دوره رياست آقاي ضرغامي، نمايندگان روحاني مجلس ديروز ساعت 13 جلسه اي با رئيس سازمان صدا و سيما داشتند. اين جلسه يک ساعت و نيم طول کشيد و در آن ما پيرو نگاه رهبري نکاتي را به ايشان تأکيد کرديم.وي ادامه داد: همان طور که مقام معظم رهبري تاکيد بر انتقال فرهنگ اسلامي در قالب کارهاي نمايشي از جمله مجموعه تلويزيوني «يوسف پيامبر» داشتند، روحانيون هم از آقاي ضرغامي خواستند در اين باره تلاش بيشتري انجام و کارهاي نمايشي قوي با محوريت معارف اسلامي تهيه و پخش شود.حجة الاسلام رهبر افزود: در برخي مجموعه ها بيش از اندازه به کشمکش بين همسران پرداخته مي شود، در حالي که تلويزيون در اين باره بايد آموزش صحيح را ارائه دهد و موارد مثبت را تقويت کند. همچنين برخي ديالوگها در مجموعه ها به ويژه در آثار طنز خارج از ادبيات مناسب است و اين موارد مي تواند اصلاح شود.

  


«درباره الي» نامزد بهترين فيلم خارجي جوايز گلدن گلوب شد



فيلم سينمايي «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي» نامزد اوليه جايزه بهترين فيلم خارجي از جوايز گلدن گلوب آمريکا شد.






به گزارش ايسنا، برگزار کنندگان شصت وهفتمين دوره جوايز فيلم گلدن گلوب روز گذشته فهرست اوليه نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي را اعلام کردند.دراين فهرست 69 فيلم از کشورهاي جهان انتخاب شده اند که فيلم «درباره الي» به کارگرداني «اصغر فرهادي» تنها نماينده سينماي ايران است؛ درحالي که برخي کشورها همچون اسپانيا و فرانسه چند نماينده دارند.«درباره الي» که نماينده سينماي ايران در هشتاد و دومين دوره جوايز اسکار است، برنده خرس نقره اي بهترين کارگرداني از جشنواره برلين، برنده جايز ه ويژه هيأت داوران و جايزه بهترين فيلمنامه از سومين دوره جوايز سينمايي آسياپاسيفيک، جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنوار ترايبکا آمريکا، جايزه ويژه هيأت داوران و جايزه منتخب تماشاگران از جشنواره «ايشياتيکا» ايتاليا و... شده است. جوايز گلدن گلوب هرساله يکي از شاخصهاي اصلي درخشش فيلمها در مراسم اسکار است.

  


«فرشتگان معاصر» مجيد نظافت نقد مي شود



گروه هنر- مجموعه شعر «فرشتگان معاصر» سروده مجيد نظافت يزدي شاعر خراساني، امروز در مشهد نقد مي شود.در اين نشست که با حضور حميدرضا شکارسري، حسين اسرافيلي، پرويز بيگي حبيب آبادي و همچنين شاعران خراساني برگزار مي شود، گزيده اشعار دفاع مقدسي نظافت با عنوان «فرشتگان معاصر» مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.اين نشست ادبي در محل نگارخانه ميرک پذيراي عموم علاقه مندان خواهد بود.

  


پس از سه سال انتظار؛ «شبانه» اکران مي شود



فيلم سينمايي«شبانه» به کارگرداني کيوان علي محمدي و اميد بنکدار سرانجام پس از سه سال از اواسط دي ماه در گروه سينمايي آفريقا به روي پرده مي رود.به گزارش فارس، اين فيلم پس از پايان نمايش فيلم «نيش و زنبور» در گروه سينمايي آفريقا توسط فيلميران روي پرده مي رود.
هديه تهراني، کوروش تهامي، کمند اميرسليماني، ستاره اسکندري، آتيلا پسياني، بهاره رهنما، حميدرضا پگاه، اميرحسين صديق، انوشيروان فاطمي از بازيگران فيلم هستند.

  


محمود اکرامي فر در گفتگو با قدس: ان شاءا... شنبه يا يکشنبه از بيمارستان مرخص مي شوم



گروه هنر- سلمان يزدي: به دنبال بستري شدن دکتر محمود اکرامي فر؛ شاعر سرشناس خراساني در بخش آي سي يو بيمارستان طالقاني، خبرنگار ما جوياي حال وي شد.اکرامي فر درباره حال عمومي اش به خبرنگار ما گفت: شکر خدا، بهترم و هم اکنون در حال انتقال به بخش عمومي هستم و ان شاءا... همين منتقل شدن نشانه بهبودي است.دکتر اکرامي فر درباره زمان مرخص شدنش از بيمارستان افزود: ان شاءا... چنان که پزشکان معالج گفته اند، در صورتي که روند بهبودي ام، ادامه پيدا کند، شنبه يا يکشنبه آينده از بيمارستان مرخص مي شوم.وي ادامه داد: در همين جا از زحمات و همراهي پرسنل محترم بيمارستان تشکر مي کنم و همچنين از همه دوستاني که احوال پرس بوده اند، سپاسگزارم.اکرامي فر از شاعران سرشناس امروز است،که در زمينه شعر و نثرهاي ادبي، آثار قابل توجهي آفريده است.شعر«يا علي گفتيم و عشق آغاز شد» از شناخته ترين اشعار اوست. وي در زمينه تحقيقات اجتماعي و مسايل جامعه شناختي نيز صاحب تأليفات متعددي است. وي در ماههاي اخير بيشتر فعاليتش را در حوزه روزنامه نگاري و همکاري با روزنامه جام جم معطوف کرده است. اکرامي فر، دبيري جشنواره شعر فجر را نيز در کارنامه خود دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com