|
جواد صبوحي
اشاره :
از جمله مهمترين کارکردهاي دانشگاه ها و مراکز علمي- پژوهشي، توليد علم و دانش و تبديل دانش نظري به دانش کاربردي در جهت

تقويت نقاط مثبت سازمانها و کاهش نقاط ضعف آنها و تبديل سازمان ها به نهادهايي دانش محور است؛ نهادهايي که بتوانند با درک نيازهاي اساسي جامعه، تمامي توان خود را براي توليد دانشهاي تخصصي و کارآمد به کار گيرند. اين مسأله، مهمترين هدفي است که در تدوين برنامه ها و سياستهاي پژوهشي کشور مغفول مانده است. اينکه تعيين هفته اي به نام «هفته پژوهش» چقدر توانسته است به ايجاد چنين بستري کمک کند، موضوعي است که دکتر آريا الستي، رئيس مرکز تحقيقات سياست علمي کشور و عضو کميسيون تلفيق نقشه جامع علمي، در گفتگو با ما به آن پاسخ داده است. حاصل اين گفتگو را تقديم حضورتان مي کنيم:
* آقاي دکتر، تعيين هفته اي با عنوان «هفته پژوهش» در کشور چقدر توانسته در تغيير نگاه مديران پژوهشي نسبت به تحقيقات مؤثر باشد؟
** هفته پژوهش به دليل آنکه فعاليتي نمادين است، توانسته تأثيرخوبي را در مديران پژوهشي ايجاد کند؛ براي آنکه در اين هفته جنب و جوش قابل توجهي در تمام نهادهاي کشور ايجاد مي شود و نوعي جمع بندي ازفعاليتهاي انجام گرفته در يک سال گذشته به عمل خواهد آمد. در همايشها، مسؤولان پژوهشي و پژوهشگران نهادها و سازمانهاي مختلف گرد هم مي آيند و از نظرهاي يکديگر مطلع مي شوند.

علاوه بر اين، زمينه اي براي رايزني و تبادل افکار ميان آنها فراهم مي شود و در نهايت همين هفته خود يکي از ابزارهاي ترويجي براي انجام پژوهش در کشور خواهد بود. بنابراين وجود چنين هفته اي قطعا لازم است، اما قطعاً محدود کردن آن به يک هفته کافي نيست.
* آيا اين اتفاق پس از چند سال از اعلام اين هفته شکل گرفته است ؟ مفاهيمي را که شما به آن اشاره مي کنيد، مي توان در قالب اهداف برنامه ريزان اين هفته ذکر کرد، اما اينکه چقدر به اين هدفها رسيده ايم، مقوله قابل ملاحظه اي است.
** شايد در نگاه پژوهشگران تغيير نگرش زيادي را نتوان شاهد بود. ما همراه با اين هفته چند جشنواره مربوط به تقدير از پژوهشگران جوان و دانشگاه ها، مؤسسات و نهادهاي مختلف برگزار مي کنيم و نوعي انتظار و نگاه نسبت به اين هفته در بين پژوهشگران وجود دارد. اين جنبه بيش از همه جنبه تشويقي دارد، اما از مديران پژوهشي نهادهاي مختلف خواسته مي شود تا عملکرد کاري خود را طي يک سال ارائه دهند؛ از همين رو، مي توان اين مديران را با يکديگر مقايسه کرد.
اگر مقوله پژوهش به عنوان امري حياتي در سطوح مختلف کشور نهادينه شود، اثرگذاري اين هفته نيز کاملتر خواهد شد. ما هنوز به نتايج صد درصدي در زمينه نهادينه کردن پژوهش در کشور نرسيده ايم، به همين دليل نمي توانيم توقع زيادي از هفته پژوهش داشته باشيم. در واقع، همان طور که اشاره شد، هفته پژوهش براي ترويج فرهنگ پژوهش اقدام لازمي است اما کافي نيست.
* بسياري از پژوهشگران مي گويند هنوز پژوهش و پژوهشگري در کشور ما يک حرفه و شغل نيست. چقدر اين نظر را قبول داريد؟
** متأسفانه اين مساله حقيقت دارد. پژوهشگري را بايد در دو مرحله تعريف کرد؛ نخست در سطح عام؛ يعني ابتدا بايد تلاش کرد تا پژوهش ترويج شود و هر فرد در هر رده و در هر زمينه کاري و در زندگي روزمره اش براي انجام هر کاري طبق شعار معروف هفته پژوهش - بدون پژوهش تصميم نگيريم - به پژوهش مبادرت کند.
براي مثال، وقتي قرار است من خودرويي تهيه و يا فرزندم را در آموزشگاهي نامنويسي کنم و يا شغلي را انتخاب کنم، بدانم که از پژوهش و تحقيق بي نياز نخواهم بود. متأسفانه در بسياري از تصميمات فردي عامه مردم و همچنين مديران، تصميمات به صورت آني و بدون پژوهش کافي گرفته مي شود.
سطح ديگر پژوهش که پژوهشگري حرفه اي است، سطحي از پژوهش است که توسط عامه مردم و حتي مديران قابل انجام نيست، به دليل اينکه اين گونه پژوهش نيازمند دسترسي به اطلاعاتي فني و تخصصي است و بسياري ازمديران نيز در آن زمينه متخصص نيستند و بايد به متخصصان آن رشته مراجعه کرد و از آنها خواست تا در آن زمينه پژوهشي را انجام و يا برنامه و تصميماتي را پيشنهاد دهند. اين تصميم گيري بر مبناي پژوهش انجام شده توسط متخصصان و با بهره گيري از روشهاي حرفه اي انجام گرفته است.
اينجاست که بايد پژوهشگري را يک حرفه بدانيم، يعني بايد در جامعه افرادي را يافت که در زمينه هاي خاص تخصصي به صورت حرفه اي کار پژوهشگري انجام دهند و نتايج آن در اختيار کساني که مي خواهند تصميم بگيرند - خواه مردم و خواه سياستگذاران حوزه هاي مختلف - قرار بگيرد. اين اتفاق به صورت اسمي در برخي از پژوهشگاه ها رخ مي دهد و ما پژوهشگاه هايي را داريم که اعضاي هيأت علمي آنها رسماً پژوهشگر هستند و غير از پژوهش کار ديگري را ندارند اما تعريف پژوهش در همين پژوهشگاه ها نيز با چالش همراه است و اين باور هنوز براي مردم ما قدري دشوار است که فردي از طريق پژوهش بتواند زندگي خود را تأمين کند.
در پاسخ به اينکه آيا پژوهشگري در جامعه ما يک شغل محسوب مي شود يا نه، مي توانم بگويم حدود 15 درصد پژوهشگري به عنوان يک حرفه و شغل مطرح است.
* پژوهش در کشور ما مثل خيلي از امور ديگر دولتي است و بودجه هايي که در اين بخش متمرکز مي شود هم به اين بخش مي رسد. چگونه مي توان سهم بخش خصوصي را زياد کرد؟
** متاسفانه اين مساله هم حقيقت دارد و بودجه اساسي براي فعاليتهاي پژوهشي از طريق دولت تامين مي گردد و اين بودجه نيز از طريق پول نفت تهيه مي شود. بنابراين، مي توان گفت پژوهش در کشور ما وابستگي عمده اي با بودجه عمومي کشور دارد و همين مساله نشان دهنده اين است که جامعه به گسترش و توسعه علم و فناوري و تصميم گيري بر مبناي پژوهش در برنامه ريزيهاي مختلف علاقه مند است، اما بستر لازم براي کاربردي کردنش را ندارد.
زماني بخش خصوصي براي پژوهش بودجه صرف خواهد کرد که از برگشت آن در آينده اطمينان حاصل کند. تا زماني که بخش خصوصي اطمينان نداشته باشد اين پژوهش مشکلي را براي او حل خواهد کرد، براي آن سرمايه گذاري نخواهد کرد. اين نياز زماني احساس مي شود که در معادلات اقتصادي و اجتماعي کشور بازيگر قابل توجه محسوب شود. متأسفانه در حال حاضر در ساختار اقتصادي کشور ما بخش خصوصي بازيگر عمده اي نيست و حوزه هاي فعال اين بخش نيز براي رفع حوايج ابتدايي هستند که نيازي براي پژوهش در آن زمينه احساس نمي کنند.
با اتخاذ سياستهاي غلط اقتصادي مي توان به سادگي بخش خصوصي را از انجام هرگونه پژوهشي بي نياز کرد، اما اگر بخش خصوصي به مشارکت در حوزه هاي مختلف اقتصادي و خدماتي نياز داشته باشد و از آنها کيفيت بالا خواسته شود و امکان حضورشان در جوامع بين المللي نيز فراهم گردد و دولت نيز حمايتهايي براي سطح بازارهاي جهاني داشته باشد، آنها نيز مي توانند در عرصه رقابت حضور يابند و اين رقابت نيز بدون پژوهش امکان پذير نيست.
در چنين شرايطي است که بخش خصوصي حاضر است در انجام کارها از پژوهش به عنوان يک «بايد» استفاده و خود را ملزم کند در تصميم گيريهاي خود پژوهش کند و به صورت خودکار بخشي از بودجه پژوهش در کشور توسط بخش خصوصي تأمين مي شود.
امروز که تنها دولت خود را ملزم به تامين منابع بودجه اي پژوهش مي داند، نشان دهنده اين است که ما در انتهاي اين زنجيره کاربردي کردن نتايج علم و فناوري دچار ضعفي جدي هستيم و از آنجا که نمي توانيم از نتايج علم و فناوري به صورت گسترده استفاده کنيم و يا نيازي براي استفاده از آن احساس نمي کنيم، بخش خصوصي نيز انگيزه اي براي سرمايه گذاري ندارد. خلاصه اينکه، بالا بودن بودجه پژوهش در کشور به تنهايي نشانه توسعه آن جامعه از حيث علم و فناوري نيست؛ مهم آن است که کدام بخش بودجه اي را که براي پژوهش صرف مي شود، تأمين مي کند. کشوري که در آن بخش خصوصي سهم بيشتري را در تأمين اين بودجه داشته باشد، در مرحله پيشرفته تري از علم و فناوري قرار گرفته است.
* عده اي ترجيح مي دهند فاصله توسعه يافتگي و ميزان رغبت پژوهش در کشورهاي مختلف را با آمار و ارقام نشان دهند. شما هم مي توانيد اين وضعيت را با آمار اين چنيني بررسي کنيد؟
** اين فاصله زماني را مي توان از دو وجه تبيين کرد؛ نخست مربوط به آن چيزي است که امروز از علم و فناوري در اختيارماست و کشورهاي توسعه يافته سالها پيش آن را در اختيار داشتند. براي مثال، اگر ما امروزه به فناوري خاصي در زمينه ماهواره دست مي يابيم، چند سال قبل کشورهاي توسعه يافته اين فناوري را در اختيار داشته اند.
شايد اين اختلاف در برخي از حوزه هاي علمي و فناوري وجود داشته باشد و ما امروز به موضوعاتي دست مي يابيم که بعضي از کشورها که تعدادشان از تعداد انگشتان يک دست هم بيشتر نشود، پنجاه سال قبل به اين نتايج رسيده باشند. جنبه ديگر اين مساله اين است که ما براي آنکه در برخي از حوزه هاي فناوري به کشورهاي توسعه يافته برسيم، چقدربايد زمان صرف کنيم. مثلا اگر کشورهاي توسعه يافته در زمينه فناوريهاي فضايي از امکانات خاصي برخوردارند و ما نيز بخواهيم به آن سطح از فناوري دست يابيم، چقدر زمان نياز داريم.
اين مساله کاملا به نوع برنامه ريزي کشور بستگي دارد و نمي توان در اين خصوص زمان مشخص کرد و اين گونه نيست که بگوييم پنجاه سال زمان نياز است تا به اين سطح برسيم. من چنين فاصله بندي زماني را نمي توانم بپذيرم. همانگونه که مي دانيم، همه کشورهاي دنيا در تمامي حوزه هاي فناوري رتبه هاي اول را ندارند و خيلي از آنها برخي از فناوريها را انتخاب کرده و در آن زمينه جزو کشورهاي برتر هستند و در ساير زمينه هاي علمي پيرو و تابع پيشرفتهاي ديگر کشورها هستند.
ما نيز نمي توانيم در تمامي زمينه هاي علم و فناوري درسطح برترين کشورها باشيم و بايد برخي از حوزه ها را براي خود انتخاب و برنامه هايي را تدوين کنيم تا بتوانيم اين شکاف را در کمترين زمان با روشهاي ميان بر ولي مطالعه شده و با برنامه ريزي اصولي و هوشمندانه پر کنيم. اگر در برخي از زمينه ها حرکت کندي را در اين خصوص ملاحظه مي کنيم به دليل آن است که آنگونه که لازم است در آن زمينه ها کار نکرده و ظرفيت و استعداد واقعي خود را در آن زمينه بروز نداده ايم، در حالي که ايران استعداد آن را دارد که در بسياري از زمينه هاي مورد نياز خود در فاصله زماني اندک به سطح کشورهاي پيشرفته جهان برسد.
* يکي از مشکلاتي که همواره در موضوعات پژوهشي وجود دارد، بلاتکليفي طرحهاي پژوهشي و غير کاربردي بودن آنهاست. تعيين اين اولويتهاي پژوهشي در حوزه هاي مختلف بر عهده چه نهادي است؟
* *تعيين اين اولويتها طبق قانون بر عهده شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري و مسؤول پيگيري و برنامه ريزي و اجرايي کردن آن هم وزارت علوم، تحقيقات و فناوري است. اينکه اين اولويتها بر چه مبنايي انجام مي شود، به اولويتهاي آينده نگرانه مربوط است.
نوع ديگر اولويت دهي به رفع نيازهاي امروز مربوط است که به روش هاي نيازسنجي و مطالعات ميداني در سطح ملي تدوين مي شود. اينکه چرا پژوهشها در برخي موارد به غيرکاربردي و عملياتي نشدن متهم مي شوند، به اين دليل است که بيشتر آنها در دانشگاه ها انجام مي شود و دانشگاه ها براي آنکه بتوانند در جبهه هاي علم و فناوري پيشتاز بوده و حضور بين المللي داشته باشند و در مقايسه با ديگر کشورها دانش آموختگان خوبي پرورش دهند، چاره اي جز اين ندارند که کار پژوهشي و تحقيقاتي انجام دهند.
اگربراي حل مشکل به دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مراجعه شود، دانشگاه ها نيز پژوهشهاي خود را به سوي حل مشکلات جامعه سوق خواهند داد در غير اين صورت آنها زمينه هاي خاصي را براي خود تعريف مي کنند و پژوهشهايي را در آن زمينه انجام مي دهند. مهمترين اشکال در زمينه غير کاربردي بودن پژوهشها در اين است که در جامعه بستر و شرايط مناسب براي کاربردي کردن نتايج آن را آماده نکرده ايم.
البته، امروزه موضوعات ديگري نيز همچون تجاري سازي نتايج پژوهش، توليد ثروت و قدرت از نتايج فعاليتهاي پژوهشي و. . . گفتمان مسلطي در جامعه علمي شده است، اما بايد به عنوان يک واقعيت اين مساله را بپذيريم که هنوز عملي نشده است. تنها راه حل آن نيز اين است که دولت به طور جدي در کنار حمايت از فعاليتهاي پژوهشي، نظامهاي اقتصادي و اجتماعي را به نحوي در کشور تصحيح کند که انجام هرگونه فعاليت در جامعه نيازمند دانش و انجام پژوهش باشد. اگر اين نياز به طور طبيعي- و نه به صورت تبليغي- ايجاد شد، شاهد توسعه دايم در حوزه فناوري خواهيم بود، در غير اين صورت بايد دايماً با تزريق بودجه مصنوعي تلاش کنيم پژوهش از حالت احتضار خارج شود و زنده بماند. |