|
* فرهاد کاس نژاد:فصل جاري ليگ برتر فوتبال ايران يک فصل منحصر به فرد در تاريخ 9 ساله ليگ حرفه اي در کشور است؛ فصلي اعجاب انگيز با اعداد و ارقامي باورنکردني در جدول بازي ها که مشخص مي کند طي 19 هفته گذشته نتايج دور از انتظار رقم خورده است. فراز و فرودهاي اين فصل از مسابقات از يک سو گواه آن است که کار باشگاه هاي ليگ برتري چندان متکي بر ضابطه نيست، که اگر بود تيمهاي مثل مس کرمان و صباي قم به ناگهان از اوج به حضيض نمي افتادند؛ و از سوي ديگر اين نکته را نشان مي دهد که اگر باشگاهي در کار خود مداومت داشته و البته از منابع مالي مکفي بهره مند باشد، مي تواند همه معادلات را به هم بريزد و به ناگهان به قدرتي در فوتبال کشور بدل شود، همچنان که سپاهان و ذوب آهن شدند.
در فصل جاري ليگ برتر اعجاب از آنجا آغاز شد که سپاهان در هفته اول دور برگشت در يک چشم بر هم زدن از تيمهايي مثل استقلال و پرسپوليس دست کم 10 امتياز فاصله گرفت و حتي رقيب همشهري خود را با فاصله امتيازي قابل ملاحظه اي جا گذاشت که اين خود به نوعي قهرماني زودهنگام اين تيم را به فوتبال دوستان اصفهاني نويد مي دهد؛ اما نکته بسيار مهم بعدي آن است که در جدول بازي ها تيم سوم جدول با تيم دهم فقط 3 امتياز فاصله دارد و به واقع يک گروه هشت تيمي به دنبال دو تيم اصفهاني، دوشادوش يکديگر اين شانس را دارند که در پايان فصل يکي از رتبه هاي سوم يا چهارم جدول را کسب کنند و سهميه ورود به مسابقات ليگ قهرمانان آسيا در فصل 2011 را به دست آورند.
شايد در يک تحليل سردستي در اين باره گفته شود که طي هفته هاي آينده از جمع اين هشت تيم سرانجام دو يا سه تيم از بقيه فاصله مي گيرند و دسته بندي جديدي را در جدول بازي ها خواهيد ديد، اما وقتي به سير نتايج و روند عملکرد اين گروه از تيمها نگاه مي کنيم، اين نکته روشن تر مي شود که مشابهت وضعيت اين تيمها طي هفته هاي گذشته، نشانه توان تقريباً برابر آنان است و احتمالاً اين مبارزه به هفته هاي پاياني و حتي دقايق پاياني آخرين مسابقه فصل خواهد کشيد.
به عبارت ديگر در فصل جاري ليگ برتر، علاوه بر مبارزه براي قهرماني- که به نظر پايان يافته مي آيد- مبارزه ديگري براي کسب سهميه آسيايي هم در کار است که خيلي هم جدي است و انگيزه دستيابي به آن، زير پوست ليگ برتر رقابت را گرم تر و پربرخوردتر از فصول پيش کرده است.
اما در گرماگرم اين رقابت نبايد چيزي را فراموش کرد؛ اينکه تنها کسب سهميه آسيايي مهم نيست، بلکه حفظ تعادل تيمها در روند رو به رشد است که بيشترين اهميت را دارد و گرنه تيم مس که فصل پيش سوم شد و اکنون در خطر سقوط قرار گرفته، در حالي پا به مسابقات آسيايي خواهد گذاشت که هيچ اميدي حتي به کسب نتيجه آبرومندانه در مسابقات قاره اي ندارد.
بايد ديد چنانچه تيمهايي مثل مقاومت، پيکان، استيل آذين يا حتي استقلال اهواز و تراکتورسازي به هر ترتيب صاحب سهميه آسيايي شوند، فصل آينده صاحب چه قدرت و شرايطي خواهند بود و چقدر مي توانند براي فوتبال ايران اعتبار کسب کنند.
... و سرانجام اينکه از اين نکته بايد هراس داشت که بعضي باشگاه ها براي دستيابي به اين سهميه در مسابقات ليگ برتر از هر ابزاري براي دستيابي به هدف استفاده کنند! |