تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 23آذر ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي به فيلم سينمايي « کتاب قانون » ؛ خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است!
 * نگاه به عکسي از استفن دالتون؛ زندگي در اعماق
 * رفعممنوع الخروجي معتمدآريا
 * انيميشن جديد والت ديزني صدرنشين شد
 * «آميتا باچان» و جايزه يک عمر دستاورد سينمايي جشنواره دوبي
 * شمس لنگرودي: مشکلات شخصي مانع سفرم به قونيه است
 * نواي «مرغ سحر» در قونيه پيچيد ؛ بنياد مولانا از محمدرضا شجريان تقدير کرد
 * محمود دولت آبادي: ملتي که رابطه اش را با فهم مکتوب قطع کند زيان مي کند
 * سه جايزه از جوايز فيلم اروپا به «روبان سفيد» رسيد

نگاهي به فيلم سينمايي « کتاب قانون » ؛ خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است!



* مازيار شيباني فر
ايده اوليه در اصل مهمترين و نخستين گام براي نگارش يک فيلمنامه خوب و قابل اعتناست، اما در صورتي مي توان از اين ايده خوب





بهره گرفت که پرداخت موضوعي اثر، چه در نوشتن فيلمنامه نهايي و چه در به تصوير کشيدن متن، قابل قبول باشد. در غير اين صورت نمي توان اثري شاخص و ماندگار را انتظار داشت؛ اتفاقي که در فيلم سينمايي «کتاب قانون» افتاده است و در اصل بيننده را با نوعي افسوس از به هدر رفتن ايده اي ناب مواجه مي کند.
اين اثر جزو فيلمهايي است که جذابيت و بيان مفهومي قابل قبول را در کنار هم قرار داده است. درونمايه و قصه اي که در اين اثر ارائه شده، بسيار قابل توجه است. کارگردان به سراغ موضوعي اجتماعي - اعتقادي رفته است. وي در اصل اقدام به طرح يک پرسش اساسي و دادن جواب ضمني به آن مي کند. به عبارت ديگر، فيلمساز به دنبال شرح و بسط يک پديده اجتماعي نيست؛ هر چند مسأله رياکاري را به نقد مي کشد، اما اگر بخواهيم نگاهي دقيق به اين فيلم داشته باشيم، بايد حساب نگاه منتقدانه و پرسشگرانه فيلمساز را از يکديگر جدا کنيم.
فيلم به صورت موازي دو موضوع کاملاً و البته هم راستا را پيگيري مي کند؛ بدين ترتيب که در يک سو اين پرسش را به ذهن مخاطب خود القا مي کند که اصولاً مذهبي و متدين بودن نيازمند ظاهر يا انجام رفتارهاي خاصي است يا اينکه وقتي يک نفر انسان معتقد و با خدايي محسوب مي شود، سلوک وي هنگام توجه به خدا و خدمت و هدايت خلق خداست که وجه تمايز وي از ساير انسانها بخصوص افراد بي دين به حساب مي آيد. در ادامه، فيلمساز سعي کرده است به اين پرسش پاسخ مناسبي بدهد و به اين نتيجه برسد که اعتقاد در قلب افراد وجود دارد و کارهاي خداپسندانه و بدون رياي آنهاست که وجه تمايز نسبت به ساير افراد مي شود.
در خط ديگري که هم راستا با طرح پرسش نوع رفتار آدمها مطرح مي شود، فيلمساز به مسأله دروغگويي و رياکاري در جامعه مي پردازد؛ نکته اي که پديده اي شايع و ناپسند در جامعه ايراني محسوب مي شود و تاکنون مشکلات زيادي را به صورتهاي مختلف براي افراد اين جامعه به وجود آورده است. نکته اي که شايد باعث مي شود پرداختن به رياکاري براي برخي ناپسند جلوه کند، پرداختن به افرادي است که ظاهري دينمدار دارند، اما در عمل خلاف خواسته هاي دين رفتار مي کنند و شيوه رفتاري متحجرانه يا عاميانه آنها گاه باعث ايجاد ترديد در ميان افراد عامي مي شود.
مسأله اصلي اين است که مخاطب بتواند تفکيکي ميان اين دو وجه از فيلم قايل شود. درنگاه اول نمي توان اين دو خط موضوعي را از هم تفکيک کرد. بسياري از مخاطبان خود را با فيلمي طنزآميز مواجه مي بينند که قرار است در وهله نخست يک داستان عشقي را مطرح کند و در مرحله بعد به موضوع ريا و ظاهرسازي مي پردازد، اما نگاهي دقيق به لايه هاي زيرين اثر اين موضوع را به خوبي نشان مي دهد که کارگردان اين فيلم مسأله رفتارهاي گاه غيرطبيعي و عاميانه افراد را نشانه گرفته است و از ابتداي داستان که يک ايراني متدين به خواستگاري دختري مسيحي مي رود، موضوع رفتارهاي پرسش برانگيز افراد مطرح مي شود.
به طور کلي، مازيار ميري از طرح پرسش در ذهن مخاطب خود لذت مي برد. نگاهي به فيلم «به آهستگي» اين موضوع را بيشتر مشخص مي کند. در اين اثر هم مخاطب از ابتداي قصه با يک پرسش جدي مطرح است؛ اينکه همسر اين کارگر عاصي کجا رفته است و چرا هيچ نشاني از وي يافت نمي شود. وقتي هم که اين کارگر همسرش را پيدا مي کند، پرسش اساسي اين است که چه بايد بکند، يا اينکه چه کاري انجام مي دهد وبدين ترتيب اثر با پايان بندي مناسبي مواجه مي شود.
در آنجا هم فيلمساز سعي مي کند در کنار طرح اين پرسشها مسأله قضاوت شتابزده را به عنوان يکي از پديده هاي نامناسب اجتماعي مورد بررسي قرار دهد. نکته اي که با توجه به رفتارهاي نامناسب ديگران، مي تواند به يک فاجعه تبديل شود. در آنجا هم افراد به ظاهر مذهبي وجود دارند که به جاي کاستن از فشارهاي روحي و رواني اين کارگر جوان، مشکلات ذهني بيشتري براي وي فراهم مي کنند و حتي شرايط يک قتل ناموسي را به وجود مي آورند.
بايد به خاطر داشته باشيم، آثاري که يک فيلمساز در مقاطع و سالهاي مختلف فعاليت حرفه اي خود مي سازد، از درونمايه هاي گوناگوني برخوردار است، اما وقتي يک کارگردان به دنبال القا يا بررسي موضوعي خاص باشد، به درستي مي توان با بررسي فيلمهايي که وي در مقاطع مختلف زماني توليد مي کند، به يک خط سير مشخص از وي رسيد؛ نکته اي که در نخستين و آخرين فيلم ميري به چشم مي خورد.
«کتاب قانون» در اصل متني نانوشته از قوانين اجتماعي است که گاه به سنت تبديل مي شود. در اين فيلم، جواني که زماني رزمنده بوده و در خانواده اي مذهبي بزرگ شده، در لبنان با زني جوان مواجه مي شود که به دنبال حافظ و اسلام است. وي اين دختر مسيحي را با صحبت و رفتار مناسبي که از خود نشان مي دهد به اسلام و ازدواج با خود جلب مي کند. مانع اصلي در راه رسيدن اين جوان به دختر مورد علاقه اش، همان قانون نانوشته اجتماعي يا به عبارت ديگر سنت است.
کارگردان اين فيلم باز هم به دنبال پرسشگري مي رود؛ اينکه به راستي قواعد دست و پاگيري که به عنوان سنت در برخي از خانواده هاي ايراني مورد توجه قرار مي گيرد و گاه باعث مي شود انسانها را از حق انتخاب و آزادي عمل محروم کند و ميان آنچه در دل احساس مي کنند و آنچه بايد پيش رو قرار بدهند، تضاد اساسي به وجود مي آورد، به چه دليل هنوز در جامعه وجود دارد.
به طور کلي، مسأله ارتباطهاي انسان، جزو دغدغه هايي است که دراين اثر مطرح مي شود. آدمها بر اساس آنچه فکر مي کنند و طرز تلقي خود از مسائل و موضوعهاي مختلف واکنش نشان مي دهند، بي آنکه توجهي به درست يا نادرست بودن افکارشان کنند و مهمتر اينکه چنين تلقي را در ارتباطهايشان نيز تعميم مي دهند و از ديگران انتظار قبول و يا حتي پيروي از آن را دارند.
شخصيت اصلي داستان نيز با همين مشکل مواجه است. افرادي در اطراف او هستند که از دين و اعتقادات مذهبي طرز تلقي خاصي دارند. آنها بدون اينکه بدانند و توجه کنند اين نگاه و رفتار آنها تا چه اندازه با حقيقت دين يا هنجارهاي اجتماعي هماهنگي دارد، سعي در القاي آن به ديگران مي کنند. بدين ترتيب، نه تنها ارتباط خود با ديگران را مخدوش مي کنند، بلکه شرايطي را فراهم مي آورند تا آدمهايي که نگاهي سطحي و ترديد آميز نسبت به دين دارند، با ديدن اين افراد که خود را متدين معرفي مي کنند، ديگران را نيز به اشتباه بيندازند.
همه آنچه گفته شد وجوه مفهومي و درونمايه اثر را در بر مي گيرد، ولي شيوه پرداخت کارگردان که بايد محور اصلي انتقال اين مفاهيم و اتصال دهنده نقاط جدا از هم يک قصه باشد، درعمل چندان کارآمد و مناسب نيست.
سازنده اين اثر براي اينکه بتواند تيپهاي مختلفي را که در اثر به اجرا در مي آيند شيرين و جذاب کند، از پرويز پرستويي در چندين نقش فرعي کنار هم استفاده کرده است. اين کار هر چند به جهت جذب مخاطب عام بسيار موفق است، اما به نوعي اثر را سطحي مي کند. يعني مخاطب به جاي اينکه با چندين شخصيت مختلف و متمايز مواجه باشد که هر کدام از آنها قرار است بخشي از بيان قصه را برعهده بگيرند، فقط با چند تيپ ظاهري و سطحي مواجه است که طنز مي آفرينند و از داستان اصلي کنار مي روند.
البته اين تمهيد کارگردان مي تواند اين مفهوم را داشته باشد که همه اين افراد يک نفر هستند و ما در اصل با وجوه مختلفي از شخصيت يک نفر مواجهيم. به عبارت ديگر، در جامعه هر چند افراد در شکل ها، قيافه ها، شغل ها و فعاليتهاي مختلفي زندگي و فعاليت مي کنند، اما همه آنها تشکيل دهنده يک جامعه واحد هستند که زندگي مشترکي را تجربه مي کنند.
نکته ديگري که در اين فيلم قابل توجه است، اينکه با وجود تصويري بودن متن، قصه، گنجانش يک فيلم 90 دقيقه اي را ندارد و اين اثر مي توانست در مدت زمان کوتاه تري ارائه شود. اصولاً شاخ و برگهايي که به قصه اصلي داده مي شود تا اين اثر بتواند عنوان يک اثر بلند سينمايي را به خود اختصاص بدهد، بيشتر جنبه خنداندن دارد تا اينکه حرکتي در راستاي تکميل خط داستاني محسوب شود.

  


نگاه به عکسي از استفن دالتون؛ زندگي در اعماق



نام استفن دالتون Stephen Dalton )) در تاريخ عکاسي همواره يادآور عکسهايي با تکنيک عالي و کيفيت بصري خيره کننده از حيات وحش است و علاقه مندان آثار او، از او به عنوان عاشق طبيعت نام مي برند.






تخصص عکاس در قطعي کردن حرکتهاي سريع و تثبيت آن دسته از جريانهاي حيات وحش است که چشم عادي قادر به ديدن آنها نيست. عکاس با اين تکنيک در صدد نمايش رازهاي طبيعت و مقهور کردن بيننده است.
عکاسان بي شماري هستند که به موضوع حيات وحش مي پردازند، اما نام Dalton چيزي جدا از همه آنهاست، به اين دليل که او در عکسهايش جلوه تازه و نامتعارفي را به حشرات، حيوانات و پرندگان بخشيده است.
نام Dalton همچنين با تکنيک High shutter speed گره خورده است؛ استفاده از سرعتهاي بسيار بالاي شاتر به منظور هرچه بيشتر قطعي کردن لحظه گذرا و منجمد کردن موضوع.
علاقه مندان به عکاسي مي دانند که استفاده از اين تکنيک ساده (اما بسيار دشوار) چه مخاطراتي را در راه توليد عکس ايجاد مي کند. نوردهي بسيار کم به صفحه حساس توسط سرعت بالاي پرده شاتر، نياز به نور کافي موجود در صحنه و يا استفاده از ديافراگمهاي مناسب را بيش از پيش معنا مي کند.
دالتون که در شمال لندن زندگي مي کند، براي عکسهايش يک استوديوي بزرگ دارد، استوديوي او به هيچ عنوان شبيه تمام فضاهايي که عکاسان حرفه اي براي آثارشان در نظر مي گيرند، نيست، بلکه باغ بزرگي است در لندن که در گوشه اي از آن پرندگان اهلي، و در نقطه اي ديگر حيوانات چهارپا زندگي مي کنند. 85 گونه گياهي در اين باغ کاشته شده اند که کار فضاسازي عکسهاي دالتون را بر عهده دارند، اينها عوامل اصلي عکسهاي عکاسند !
همچنين Dalton عکاسي است که سالها به مطالعه حيوانات و گونه هاي گياهي پرداخته است. دالتون از دهه 1960 شروع به عکاسي از حرکتهاي ريز حشرات و پرندگان مي کند. عکاسي او تا اندازه زيادي پيچيده است، چرا که بسياري از عکسهايش با سرعت 1/25000 ثانيه ثبت شده است و براي تأمين نور چنين صحنه هايي از چراغهاي بسيار پرنور سينمايي در صحنه بهره گرفته است.
اولين آثار دالتون در کتابهايي که در سال هاي 1975 و 1988 با عنوان « Secret lives » منتشر شده، در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است. دالتون اکنون بيش از پانزده کتاب منتشر کرده و به اين شيوه هنر خود را گسترش داده است.
عکس، قورباغه پوزپلنگي را نشان مي دهد که براي امنيت خود در حال پريدن به اعماق آبهاست. بدون ترديد، مثل اغلب آثار عکاس و قهرمانان آثار او، اين قورباغه نيز بيمناک از زندگي انسانها و در حال گريز از آنهاست؛ گريز از کسي که مسؤول نابودي و آسيب رساندن به محل بکر زندگي اوست. تصاوير واقعي طبيعت، از سال 1940 اغلب در پي نمايش فضاهاي جادويي بودند، آنها در پرداخت نماهاي خود به شدت به نوعي سمبوليسم گرايش داشتند که تنهايي و بي پناهي طبيعت را در برابر انسان نمايش دهد.
عکس با ظرافتهاي خاصي در تکنيک و قالب همراه است. انتخاب قاب عمودي و نسبت 4 به 1 براي فضاي خالي و آب، به خوبي نمايشگر حرکت شتاب ناک قورباغه به اعماق آب است. نورپردازي صحيح به گونه اي که تمامي اجزاي پوست قورباغه- حالات پاها، خيسي پوست، چشم ها- به خوبي ثبت شده است، و تلاش عکاس در پنهان ساختن وجه تصنعي نور به گونه اي که اين نور، گويي به طبيعت صحنه متعلق است، از موفقيتهاي اين اثر به شمار مي رود. به اين نکات بايد انتخاب عمق ميدان مناسب، برجسته سازي موضوع، و در نهايت استفاده از بافت گياهي براي طراحي صحنه را نيز اضافه کرد.
کارکرد پس زمينه ( background ) در اين عکس مثال زدني است. عکس با روشنايي مناسبي در قسمت جلو آغاز و به سياهي بي انتهايي در پس زمينه ختم مي شود. کارکرد اين سياهي در پس زمينه نه فقط يک کارکرد بصري، که بيشتر کارکردي مفهومي است، چرا که حذف کننده و تقليل دهنده تمامي اطلاعات صحنه است، گويي جهان به جز نقطه شيرجه قورباغه در آب، نقطه روشن ديگري ندارد، و روشنايي يک پناه است! پس زمينه اشاره نماديني به تنهايي قورباغه در دنياي بيرون از آب و افق ناپيداي آن دارد و برهاني مي شود براي گريز او به اعماق. Dalton با عکسهاي بي شمارش از طبيعت باعث شده ما دنياي ساده پيرامون را جذاب تر ببينيم و از زيبايي آن لذت ببريم. وجه مستند گونه و دست نخورده موضوع در عکسهاي او، از جمله ديگر عواملي است که آثار او را متمايز، قابل باور، ملموس و تأثيرگذار مي کند.عکسهاي او از ماهي تيرانداز، موش زمستاني در حال پريدن از شاخه اي به شاخه ديگر، جهش گربه با ترکيب multi flash سه فريم، و بالاخره اثر معروف او از شليک گلوله از تفنگ که در 4/3 ميلي ثانيه (هر ميلي ثانيه =يک هزارم ثانيه) پس از خروج گلوله از دهانه تفنگ ثبت شده، بر تسلط او برتکنيک و پافشاري او در استفاده از اين تکنيک صحه مي گذارد.
*کيارنگ علايي

  


رفعممنوع الخروجي معتمدآريا



دادستان تهران درباره ممنوع الخروج شدن برخي هنرمندان گفت: در مورد فاطمه معتمد آريا رفع ممنوعيت اعلام شده است و در مورد جعفر پناهي و مجتبي ميرطهماسب نيز با توجه به اعتراض آنان به منع خروج از کشور، پرونده به دادگاه ارسال و طبق تصميم دادگاه عمل خواهد شد.
به گزارش ايرنا، دادستان عمومي و انقلاب تهران اعلام کرد: منع خروج افراد بايد با دستور قضايي باشد و در مورد دو تن از هنرمندان نيز با توجه به اعتراض آنان به منع خروجشان از کشور، پرونده آنها به دادگاه ارسال خواهد شد.

  


انيميشن جديد والت ديزني صدرنشين شد



«شاهزاده خانم و قورباغه» انيميشن جديد کمپاني والت ديزني که با حال و هواي کارتونهاي قديمي ساخته شده، در اولين روز نمايش خود 7 ميليون دلار فروش کرد و لقب موفق ترين فيلم سينمايي آمريکاي شمالي را در روز جمعه به خود اختصاص داد.
«شاهزاده خانم و قورباغه» از روز جمعه در 3 هزار و 434 سالن سينماي آمريکا و کانادا به روي پرده رفت و پيش بيني مي شود که صدرنشين جدول هفتگي گيشه نمايش اين هفته سينماهاي آمريکاي شمالي شود.
کمپاني والت ديزني گفته است در صورت موفقيت مالي شاهزاده خانم و قورباغه دوباره توليد انيميشنهاي سنتي خود را در سطح وسيعي دنبال مي کند.

  


«آميتا باچان» و جايزه يک عمر دستاورد سينمايي جشنواره دوبي



«آميتا باچان»، ستاره سينماي باليوود جايزه يک عمر دستاورد سينمايي را از جشنواره فيلم دوبي دريافت کرد.






به گزارش ايسنا، برگزارکنندگان ششمين جشنواره بين المللي فيلم دوبي در روز افتتاحيه، طي مراسمي از يک عمر دستاورد سينمايي «آميتا باچان»، بازيگر کهنه کار و نام دار سينماي هند تقدير کردند.
«آميتا باچان» با اظهار خوشحالي از دريافت اين جايزه، دوبي را خانه دوم خود اعلام کرد و گفت: سينما آن قدر قدرت دارد که مي تواند مردم را تحت تأثير قرار دهد و آنها را براي اهداف بزرگي چون صلح، وحدت و برادري گردهم بياورد.

  


شمس لنگرودي: مشکلات شخصي مانع سفرم به قونيه است



شمس لنگرودي به دليل مشکلات شخصي از همراهي شاعران ايراني در سفر به قونيه انصراف داد.شمس لنگرودي در گفتگو با مهر از انصراف خود براي حضور در اين سفر خبر داد و گفت: به سبب پاره اي از مشکلات شخصي نمي توانم دوستان را در سفر قونيه همراهي کنم.

  


نواي «مرغ سحر» در قونيه پيچيد ؛ بنياد مولانا از محمدرضا شجريان تقدير کرد



در مراسم تقدير از محمدرضا شجريان از طرف بنياد بين المللي مولانا؛ سکه طلا و سنجاق سينه طلا به استاد آواز ايران اهدا شد.به گزارش ايسنا، محمدرضا شجريان شامگاه 21 آذر ماه در اولين شب اجراي کنسرت اش در قونيه با اشاره به دعوت بنياد بين المللي مولانا براي اجراي اين برنامه، اظهار اميدواري کرد بتواند برنامه اي در خور شأن و علاقه مولانا اجرا کند.در ادامه محمدرضا شجريان نيز کلکسيوني از نوارها و خط هاي خود را از اشعار مولانا به بنياد جهاني مولانا استاندار و شهردار قونيه اهداکرد.

  


محمود دولت آبادي: ملتي که رابطه اش را با فهم مکتوب قطع کند زيان مي کند



محمود دولت آبادي گفت: ملتي که رابطه اش را با فهم مکتوب قطع کند، از گذشته خود بريده مي شود و زيان مي کند.اين داستان نويس پيشکسوت در گفتگو با ايسنا، عنوان کرد: جامعه شناسان ما بايد به مطالعات ميداني درباره کتاب و مطالعه بپردازند.
او در ادامه درباره جايگاه کتاب و سرانه مطالعه بين مردم گفت: متأسفانه اين سالها ميان مردم نيستم. يکي از مشکلات شخص من در اين سالها، انزوايم بوده است که بيش تر عادت کرده ام در خانه باشم و از اين طرف، مي توانم بگويم زنجير وار کار خود را کرده ام و کتاب نوشته ام.

  


سه جايزه از جوايز فيلم اروپا به «روبان سفيد» رسيد



ميشل هانکه براي فيلم «روبان سفيد» برنده سه جايزه از جمله بهترين فيلم از بيست و دومين مراسم سالانه جوايز فيلم اروپا شد.
به گزارش فارس، دو هزار عضو آکادمي فيلم اروپا، جوايز بهترين فيلم، بهترين کارگردان و بهترين فيلمنامه را در بيست و دومين دوره اين مراسم در منطقه صنعتي روهر در غرب آلمان به فيلم هانکه اهدا کردند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com