|
* مجيد سليمي بروجني
ابطال بزرگترين معامله واقعي خصوصي سازي ايران يعني بلوک 30 درصدي فولاد خوزستان فارغ از اينکه مقصر اصلي در اين ابطال فروشنده يا خريدار باشد، يک شکست بزرگ و جبران ناپذير براي اقتصاد ايران خواهد بود.
اين حادثه هر چند در گام نخست به گفته معاون سازمان خصوصي سازي بيش از هزار ميليارد تومان به دولت يا به عبارت بهتر به اموال عمومي زيان زده است، به باور کارشناسان زيان معنوي و رواني ناشي از آن براي اقتصاد کشور به مراتب بيشتر است؛ به گونه اي که شايد به آساني قابل جبران نباشد؛ اين معامله که در زمان انعقاد آن تبليغات گسترده اي روي آن انجام گرفت، برآيند يک عمر خصوصيسازي ايران بود که مي توانست تقويت کننده روند خصوصيسازي يا متوقف کننده آن باشد.
ماجرا از اين قرار است که محمد جابريان در تيرماه سال گذشته در يک رقابت فشرده پس از 9 روز موفق شد 30/5 درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان را به ارزش 1/5 ميليارد دلار خريداري کند که پس از پايان معامله، مشکلاتش آغاز شد و درگير شدن طيفهاي مختلف از لايه هاي سياسي و اقتصادي کشور در جايگاه بخش خصوصي، دولت و حتي نمايندگان مجلس، اين معامله را به يکي از سياسي ترين داد و ستدهاي بورس تهران تبديل کرد.
اگر از منظري خوشبينانه نگريسته شود، شايد ابطال مذکور يک فرصت جديد يا تلنگري به مجموعه سياستگذاري اقتصادي کشور باشد تا واقع بيانه تر و شفاف تر روند توسعه کشور را پي گيرند.
خصوصي سازي در شرايط کنوني با توجه به تجربه کشورهاي مختلف يک فرصت توسعه اي است که هدف واقعي آن توسعه اقتصادي، رونق کسب و کار و رفاه عمومي است اين راهبرد ساز و کارهاي اجرايي خاص و منطقي خود را مي طلبد. واقعيت آن است که گويا ماهيت و هدف واقعي خصوصي سازي در مجموعه کلان تصميم گيري اقتصادي کشور درست درک نشده است. عدم اعتقاد واقعي به خصوصي سازي، نگاه ابزاري و سياسي به بخش خصوصي و مهم تر از همه بي اعتمادي به اين سياست راهبردي توسعه، سبب شده روند خصوصي سازي در ايران پس از نزديک به 20 سال همچنان دستخوش چالشهاي جدي باشد.
اين ناکامي امروزه در شکل و ماهيت خصوصي سازي، شرايط اقتصادي کشور و وضعيت کسب و کار و سطح رقابت پذيري بنگاه هاي اقتصادي نمايان است. کشورهاي توسعه يافته از ديوار خصوصي سازي با موفقيت عبور کرده اند و هم اکنون در جستجوي سياستهاي اقتصادي براي توسعه هر چه بيشتر و حفظ جايگاه در اقتصاد جهاني هستند.
با وجود اين تفسير، خصوصي سازي در ايران هر چند زمان و فرصتهاي زيادي را از دست داده، اما همچنان تنها چاره خروج اقتصاد ايران از بن بست است. اين ضرورت البته نيازمند يک تجديد نظر کلي در مباني و ديدگاه هاي کلان خصوصي سازي و مقدم بر آن آزادسازي اقتصادي است، بنابراين نبايد بيش از اين فرصت خصوصي سازي را از دست داد و تنها در مدار زيانها و ناکامي هاي آن چرخيد. |