|
* مهران فرجي
هر 25 دقيقه يک نفر جان خود را در تصادفات جاده اي کشور از دست مي دهد و بر اساس برآورد اتحاديه اروپا هر تصادف فوتي بيش از 20 ميليارد ريال خسارت اقتصادي وارد مي کند؛ از سويي پليس راه نيز تصميم بر آن گرفته تا ديگر به طور روزانه آمار کشته شدگان و زخمي هاي حوادث رانندگي را اعلام نکند تا از مغايرت در آمار پليس و پزشکي قانوني و همچنين تشويش اذهان عمومي جلوگيري کند.

هرچند که پزشکي قانوني آماري ماهيانه يا هر چند ماه يک بار، اعلام مي کند و آخرين آمار نيز مربوط به مهرماه امسال بود که حکايت از کشته شدن دو هزار و 319 نفر در تصادفات رانندگي اين ماه داشت، اما اعلام روزانه تعداد کشته ها و مجروحان به همراه توصيه و هشدار، شايد در کاهش تعداد تصادفات مؤثر واقع مي شد.
در زبان آسان مي چرخد و به راحتي مي گوييم دو هزار و 319 ، اما وقتي به عمق فاجعه پي مي بريم که مي بينيم، در خيلي از جنگهاي منطقه تعداد کشته ها کمتر از اين رقم بوده است و اين يعني اينکه ما در ايران با چيزي فراتر از يک جنگ تمام عيار رو به رو هستيم.
اما نگاهي به تعداد کشته شدگان در برخي جنگها نکات جالب توجه تري را هم بيان مي کند، به طوري که چندي پيش سازمان ملل متحد، آمار تلفات غير نظاميان افغان در سال 2008 را بيش از دو هزار و 118 نفر اعلام کرد. به اين ترتيب تعداد کشته شدگان يک ساله افراد غيرنظامي در يک کشور جنگ زده مثل افغانستان باز هم کمتر از تعداد کشتگان مهرماه ايران در تصادفات رانندگي است.تلخي اين ماجرا همين جا پايان نمي يابد! زيرا بايد بگوييم، در گزارشي که وزارتخانههاي بهداشت، دفاع و کشور عراق منتشر کرده اند، تعداد تلفات غير نظاميان عراقي در سپتامبر گذشته 884 نفر بوده است و در ماه اوت 2009 هم که يکي از خونين ترين ماه ها در چند سال گذشته اعلام شده است، تعداد تلفات غير نظاميان 1559 نفر گزارش شده است.
اما چرا کسي چيزي نمي گويد و اگر مي گويد تنها تذکر و هشداري نه چندان مهم است؟ آيا مرگ ساليانه بيش از 22 هزار نفر در جاده هاي کشور اين قدر کم ارزش است؟! همان طوري که فرمانده پليس راه مي گويد، ساليانه حدود 450 هزار ميليارد ريال خسارات ناشي از تصادفات در بخشهاي سخت افزاري، زمان و... به جز هزينه هاي اجتماعي به کشور تحميل مي شود.و جدا از اين، وضعيت خانواده هايي که بستگانشان بر اثر تصادفات جاده اي جان خود را از دست داده اند نيز بحث ديگري است، زيرا مشکلات روحي ناشي از مرگ دلخراش و ناگهاني يک عضو خانواده در تصادف رانندگي هم تاکنون بررسي نشده است.نقش عامل انساني و ايمني جاده ها هميشه موضوعي بوده که در مورد آن بحث مي شده است. چه کسي مي تواند بگويد راننده مقصر بوده يا جاده؟
اما آن گونه که فرمانده راهنمايي و رانندگي مي گويد، 30 درصد جاده ها، 52 درصد انسان و 13 درصد خودرو در تصادفات رانندگي نقش دارند. البته شهريار افندي زاده، معاون وقت وزير راه و رئيس سازمان راهداري و حمل و نقل جاده اي کشور نيز براي خودش آمار ديگري دارد، به طوري که شهريورماه امسال گفته است: بررسيها نشان مي دهد، 70 درصد سوانح به عامل انساني و 30 درصد بقيه به شرايط آب و هوايي، جاده و وسيله نقليه بستگي دارد.چيزي که در اين بين کمتر به آن توجه مي شود، اين موضوع است که سعي مي شود ارتباط عامل انساني با ايمني جاده ها ناديده انگاشته شود.
نيروي انتظامي نيز در اعلام حوادث همواره عامل انساني را عامل اصلي مي داند، اما اگر يک جاده دو طرفه و پهن و کم خطر باشد، امکان تصادفات رانندگي با پذيرش مقصر بودن راننده چند درصد کاهش مي يابد؟
اين همان پرسشي است که هيچ وقت پاسخي به آن داده نشد، زيرا شايد تغيير شرايط جاده ها هزينه بر است و از سويي انداختن تقصيرها به گردن راننده و عامل انساني، بسي آسان تر از انداختن تقصير به گردن مسؤولان و وزارت راه است.اما در حال حاضر هزار نقطه حادثه خيز در کشور وجود دارد که جان خيلي از مسافران جاده اي را گرفته است و در برخي جاده ها نخستين خطاي يک راننده حادثه اي غم انگيز را رقم مي زند که در نهايت هم راننده به عنوان مقصر معرفي مي شود.
وقتي افتتاح بزرگراه تهران - شمال پس از 13 سال هنوز هم آرزويي است که در هاله اي از ابهام قرار دارد، چه کسي به گفته رئيس کل بيمه مرکزي توجه مي کند که «سوانح رانندگي کشور در سال، معادل بازماندگان يک جنگ کشته و مصدوم به جا مي گذارند و خسارتهاي مالي زيادي را به کشور وارد مي کنند» و «سياستگذاران و مسؤولان بايد با هر روشي که مي توانند از اين خسارتها بکاهند»؟
آيا خسارتهاي اقتصادي و اجتماعي ناشي از سوانح رانندگي، کمتر از هزينه تغيير در وضعيت جاده ها هستند؟! |