تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
تاريخ
شهرستانها
خراسان امروز
پرونده
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 28آذر ماه 1388

[ پرونده ]
 * فاجعه اي به بزرگي يک جنگ
 * مصائب يک اختراع
 * هر روز 48 ايراني کشته مي شوند ؛ «سفر» در جاده «مرگ»
 * 290 ميليارد تومان جريمه بي اثر؟
 * چه كسي مسوول است ؛ حراج جان در پرتيراژترين خودروي ايران
 * ارمغان نبرد انسان، آهن وجاده ؛ 890/000/000/000 خسارت
 * عضو کميسيون عمران مجلس: چرا بدون حساب و کتاب گواهينامه صادر مي کنيم؟
 * انتقاد يک مربي از شيوه آموزش ؛ با 10 جلسه تمرين مي توان راننده ساخت؟
 * عشق آنها فقط موتور است؛ مرگ در کمين سلطان خيابانها
 * فاجعه ملي!
 * آمار پزشکي قانوني
 * در گفتگو با صاحب نظران بررسي شد؛
3 دليل براي موفق نبودن اعمال قانون از طريق جريمه
 * ضعف ايمني خودروهاي ايراني؛ جان را فداي سود نکنيد!
 * تخلفات عابران پياده ؛ قانون داريم، اما اجرا نمي شود!
 * روايت سردار مومني از يک لايحه جديد: متخلفان رفوزه مي شوند
 * در گفتگوي با رئيس پليس راه کشور تأکيد شد ؛
بسيج همه امکانات براي جلوگيري از مرگ 23000 ايراني
 * قصه پرغصه تصادفات از زبان فرمانده
 * غفلت از زواياي پنهان تصادفات
 * انضباط اجتماعي راهي براي کاهش تصادفات
 * چه بايد کرد؟؛ جنون سرعت در جاده مرگ!
 * کاهش تصادفها نيازمند عزم ملي
 * لطفاً اين موضوع را جدي بگيريد؛ نمايش فاجعه در رسانه
 * نيروهاي امدادي دير مي رسند؛ نوشدارو پس از مرگ سهراب
 * حکايت راننده آژانسي که سنگ صبور مردم است؟!
 * مدير کل نگهداري راه : جاده عامل تصادف است اما فقط 10 درصد!
 * ماشين مشتي ممدلي ارزون و بي معطلي
 * تصادفات و ضرورتي به نام ناوگان حمل و نقل عمومي؛ وقتي قطار روي ريل نباشد
 * کاهش تصادفها نيازمند عزم ملي
 * رانندگي کن تا به تو بگويم که هستي !!
 * مرکبي که «ويلچر» مي شود...

فاجعه اي به بزرگي يک جنگ



* مهران فرجي
هر 25 دقيقه يک نفر جان خود را در تصادفات جاده اي کشور از دست مي دهد و بر اساس برآورد اتحاديه اروپا هر تصادف فوتي بيش از 20 ميليارد ريال خسارت اقتصادي وارد مي کند؛ از سويي پليس راه نيز تصميم بر آن گرفته تا ديگر به طور روزانه آمار کشته شدگان و زخمي هاي حوادث رانندگي را اعلام نکند تا از مغايرت در آمار پليس و پزشکي قانوني و همچنين تشويش اذهان عمومي جلوگيري کند.






هرچند که پزشکي قانوني آماري ماهيانه يا هر چند ماه يک بار، اعلام مي کند و آخرين آمار نيز مربوط به مهرماه امسال بود که حکايت از کشته شدن دو هزار و 319 نفر در تصادفات رانندگي اين ماه داشت، اما اعلام روزانه تعداد کشته ها و مجروحان به همراه توصيه و هشدار، شايد در کاهش تعداد تصادفات مؤثر واقع مي شد.
در زبان آسان مي چرخد و به راحتي مي گوييم دو هزار و 319 ، اما وقتي به عمق فاجعه پي مي بريم که مي بينيم، در خيلي از جنگهاي منطقه تعداد کشته ها کمتر از اين رقم بوده است و اين يعني اينکه ما در ايران با چيزي فراتر از يک جنگ تمام عيار رو به رو هستيم.
اما نگاهي به تعداد کشته شدگان در برخي جنگها نکات جالب توجه تري را هم بيان مي کند، به طوري که چندي پيش سازمان ملل متحد، آمار تلفات غير نظاميان افغان در سال 2008 را بيش از دو هزار و 118 نفر اعلام کرد. به اين ترتيب تعداد کشته شدگان يک ساله افراد غيرنظامي در يک کشور جنگ زده مثل افغانستان باز هم کمتر از تعداد کشتگان مهرماه ايران در تصادفات رانندگي است.تلخي اين ماجرا همين جا پايان نمي يابد! زيرا بايد بگوييم، در گزارشي که وزارتخانههاي بهداشت، دفاع و کشور عراق منتشر کرده اند، تعداد تلفات غير نظاميان عراقي در سپتامبر گذشته 884 نفر بوده است و در ماه اوت 2009 هم که يکي از خونين ترين ماه ها در چند سال گذشته اعلام شده است، تعداد تلفات غير نظاميان 1559 نفر گزارش شده است.
اما چرا کسي چيزي نمي گويد و اگر مي گويد تنها تذکر و هشداري نه چندان مهم است؟ آيا مرگ ساليانه بيش از 22 هزار نفر در جاده هاي کشور اين قدر کم ارزش است؟! همان طوري که فرمانده پليس راه مي گويد، ساليانه حدود 450 هزار ميليارد ريال خسارات ناشي از تصادفات در بخشهاي سخت افزاري، زمان و... به جز هزينه هاي اجتماعي به کشور تحميل مي شود.و جدا از اين، وضعيت خانواده هايي که بستگانشان بر اثر تصادفات جاده اي جان خود را از دست داده اند نيز بحث ديگري است، زيرا مشکلات روحي ناشي از مرگ دلخراش و ناگهاني يک عضو خانواده در تصادف رانندگي هم تاکنون بررسي نشده است.نقش عامل انساني و ايمني جاده ها هميشه موضوعي بوده که در مورد آن بحث مي شده است. چه کسي مي تواند بگويد راننده مقصر بوده يا جاده؟
اما آن گونه که فرمانده راهنمايي و رانندگي مي گويد، 30 درصد جاده ها، 52 درصد انسان و 13 درصد خودرو در تصادفات رانندگي نقش دارند. البته شهريار افندي زاده، معاون وقت وزير راه و رئيس سازمان راهداري و حمل و نقل جاده اي کشور نيز براي خودش آمار ديگري دارد، به طوري که شهريورماه امسال گفته است: بررسيها نشان مي دهد، 70 درصد سوانح به عامل انساني و 30 درصد بقيه به شرايط آب و هوايي، جاده و وسيله نقليه بستگي دارد.چيزي که در اين بين کمتر به آن توجه مي شود، اين موضوع است که سعي مي شود ارتباط عامل انساني با ايمني جاده ها ناديده انگاشته شود.
نيروي انتظامي نيز در اعلام حوادث همواره عامل انساني را عامل اصلي مي داند، اما اگر يک جاده دو طرفه و پهن و کم خطر باشد، امکان تصادفات رانندگي با پذيرش مقصر بودن راننده چند درصد کاهش مي يابد؟
اين همان پرسشي است که هيچ وقت پاسخي به آن داده نشد، زيرا شايد تغيير شرايط جاده ها هزينه بر است و از سويي انداختن تقصيرها به گردن راننده و عامل انساني، بسي آسان تر از انداختن تقصير به گردن مسؤولان و وزارت راه است.اما در حال حاضر هزار نقطه حادثه خيز در کشور وجود دارد که جان خيلي از مسافران جاده اي را گرفته است و در برخي جاده ها نخستين خطاي يک راننده حادثه اي غم انگيز را رقم مي زند که در نهايت هم راننده به عنوان مقصر معرفي مي شود.
وقتي افتتاح بزرگراه تهران - شمال پس از 13 سال هنوز هم آرزويي است که در هاله اي از ابهام قرار دارد، چه کسي به گفته رئيس کل بيمه مرکزي توجه مي کند که «سوانح رانندگي کشور در سال، معادل بازماندگان يک جنگ کشته و مصدوم به جا مي گذارند و خسارتهاي مالي زيادي را به کشور وارد مي کنند» و «سياستگذاران و مسؤولان بايد با هر روشي که مي توانند از اين خسارتها بکاهند»؟
آيا خسارتهاي اقتصادي و اجتماعي ناشي از سوانح رانندگي، کمتر از هزينه تغيير در وضعيت جاده ها هستند؟!

  


مصائب يک اختراع



* غفار پارسا
از قرن 18 تاکنون، اکتشافات و اختراعات زيادي در حوزه هاي مختلف صورت گرفته که اکثر آنها با هدف ارتقاي سلامتي و رفاه انسان





بوده است. با گذشت زمان، برخي از اين اختراعات در دوره هاي مختلف زماني تغيير شکل، برخي نيز تغيير کارکرد و برخي ديگر نيز به خاطر نداشتن کارآيي خاص و زيان آور بودنشان، حذف شده اند.خودرو يا در اصطلاح عاميانه آن ماشين يا اتومبيل، شايد يکي از آن اختراعاتي باشد که هر سه مقوله را در کنار هم دارد. ولي هنوز هم که هنوزه، با داشتن زيانهاي مالي و جاني، توانسته در زندگي مردم نفوذ خود را داشته و حتي تکامل يافته تر و پيشرفته تر از گذشته باشد.هر چند در ابتداي اختراع اين وسيله يعني 1874 م، نگاه خوشبينانه اي به اين وسيله وجود داشت، ولي طولي نکشيد که با اولين تصادفات، سوانح و نمايان شدن آسيبهاي مربوط نگرشي منفي در مورد آن شکل گرفت.افزايش آلودگي هوا، تلف شدن وقت، افزايش ترافيک و آلودگي صوتي از مهمترين پيامدهايي بود که اين وسيله به همراه داشت. ولي مهمترين پيامد آن تصادفات بي شماري بود که انسان را به کام مرگ مي کشاند.هر چند در اين مسير و براي کاهش مسائل مرتبط با آن برساخت و سازجاده اي، بزرگراه ها و ايمني شدن خودرو بيشتر شد. ولي باز هم نتوانست از شدت اين تصادفات کم کند.بعدها اقدامهاي گوناگوني نيز در مسير کاهش عامل انساني همچون پليس راه و قانون پرچم قرمز که براي کاهش سرعت و تصادفات مورد استفاده قرار گرفته بود، راه اندازي شد، با اين حال باز هم ميزان تصادفات کاهش نيافت.
امروز پس از گذشت دو قرن از اختراع اتومبيل، هنوز هم آسيبهاي اين وسيله نه تنها کاهش نيافته، بلکه با رشد فناوري و توليدات هم خانواده آن يعني موتورسيکلت، شاهد افزايش بلايا در انواع گوناگون هستيم که ضايعات جبران ناپذيري را به دنبال داشته است.عوارض اين آسيبها آنقدر زياد است که «سرج چرمايف و کريستوفر الکساندر» در کتاب خود به نام «عرصه هاي زندگي جمعي و زندگي خصوصي» از خودرو با عنوان دشمن شماره يک و دو شهرها و جوامع انساني نام مي برند.با وجود آگاهي انسان از پيامدهاي خودرو، شواهد نشان مي دهد اين وسيله با وجود داشتن زيان هاي بي شمار، هنوز هم مورد توجه است و شهروندان خواسته يا ناخواسته خود را با تمامي مسائل و آسيبهاي آن تطبيق داده اند.البته اين جمله به معناي تحمل کردن نيست، بلکه انسان و بويژه شهرنشينان به لحاظ شخصيتي و شرايطي که در آن قرار دارند، بسياري از مسائل را به مرور زمان عادي تلقي مي کنند، بدون اينکه عوارض و پيامدهاي آن را مورد ارزيابي قرار دهند.شايد علت اصلي اين موضوع در شرايطي نهفته است که شهرنشيني عصر حاضر براي شهروند امروز به وجود آورده است و خودرو در اين مقطع نه به عنوان يک وسيله، بلکه به عنوان مکاني تعريف مي شود که بخشي از زندگي انسانها در آن سپري مي شود.علت اين تعريف خودرو نيز بدان خاطر است که در عصر حاضر بين محل کار و زندگي فاصله اي عظيم رخ داده و خودرو در اين ميان به عنوان تنها ابزاري باز تعريف شده که مي تواند اين فاصله را کم کند.کارکردي دانستن خودرو و کارآمدي اين وسيله در شهرنشيني امروز موجب شد خودرو همچون اکثر اکتشافات، زيان آور تعريف نشود بلکه آن چيزي که باعث آسيب رساني شناخته شد، عوامل تصادف يعني انسان (راننده)، جاده و خودرو است.از اين سه مقوله، انسان ضعيف ترين عنصر است، به همين دليل هر تصادفي که اتفاق مي افتد، تمام قضاوتها متوجه عامل انساني است، حتي اگر دو رکن ديگر يعني راه و خودرو باعث تصادف شده باشند. تأثير اين سهم به گونه اي است که در سال 87 به موجب آمار حدود 70 درصد تصادفات را عامل انساني و حدود 20 درصد جاده و خودرو و حدود 10 درصد علل وقوع تصادفات، به نواقص وسايل نقليه مربوط بوده است.مرگي که انسان در تمام ادوار تاريخ از آن فراري بوده و هم اکنون خود با ابزاري بنام خودرو، به استقبال آن مي رود و نه تنها خود بلکه اطرافيانش را نيز در يک بحران بعد از فاجعه قرار مي دهد که خود اين پديده تبعات ديگري نيز به همراه دارد.

  


هر روز 48 ايراني کشته مي شوند ؛ «سفر» در جاده «مرگ»



* سيد اسماعيل داودي
گمان مي کنم براي همه ما حداقل يک بار اتفاق افتاده باشد که در حين سفر، وقتي در جاده ها از شهري به شهر ديگر در حرکتيم با





يک سانحه تصادف روبرو شده باشيم. نگران مي شويم، سرعتمان را کم مي کنيم و جستجوگرانه همان طور که نزديک مي شويم در دلمان دعا مي کنيم: «اي کاش براي کسي اتفاقي نيفتاده باشد» براي جلوگيري از ترافيک مجبوريم زياد توقف نکنيم، مأمور پليس دستور حرکت مي دهد. صحنه تصادف را نگاه مي کنيم و رد مي شويم. از صحنه تصادف دور مي شويم و در حالي که سرعتمان از حد مجاز هم کمتر است به همه تابلوهاي راهنمايي و رانندگي توجه مي کنيم و در سبقتهايمان چراغ راهنما مي زنيم و خلاصه آنکه، در رانندگيمان همه چيز را رعايت مي کنيم. اين سبک از رانندگي زياد طول نمي کشد، کمتر از دو دقيقه هماني مي شويم که قبل از ديدن تصادف بوديم، باز بي احتياطي و بي ملاحظگي، و باز همان رانندگي خطرناک؛ رانندگي اي که منتج به کشته شدن 800 هزار نفر طي 30 سال اخير در کشورمان شده است.
هر زمان که بحث تصادفهاي جاده اي به ميان مي آيد ناگزير سريعاً پاي آمارها را به وسط مي کشيم و از سال و ماه و در نهايت از تعداد کشته شدگان و صدمه ديدگان سخن مي گوييم. اما هم گويندگان که معمولاً کارشناسان و مسؤولان هستند و هم شنوندگان که عموم مردم و در اصل رانندگان مي باشند که بايد آمارها آنها را نگران کرده و عاملي هشدار دهنده به حساب آيند مانند پس از مواجهه با صحنه تصادف به فراموشي سپرده مي شود.شايد از ادبيات عدد و رقمي به هزاران دليل دل خوشي نداشته باشيم؛ شايد هم اعداد و ارقام برايمان جذابيت ندارند و از شنيدن آمارها احساس خستگي مي کنيم. اما آيا اينها مي توانند دلايل مناسبي براي بي توجهي به آمارهاي نگران کننده تصادفهاي جاده اي در کشورمان باشند؟
آمارها به عبارتي ساده، شرايط و وضعيت يک موضوع خاص را توصيف مي کنند و اين توصيف ها زماني کاربردي مي شوند که بتوان از طريق توصيفها به تحليل رسيد و تحليل ها زمينه اي براي به کارگيري راهکارها و در نهايت حل مشکلات باشند. پس آمارها مي توانند نقشي اساسي در تغيير شرايط نامطلوب داشته باشند.
بنابر آمارهاي رسمي، سالانه يک ميليون و 200 هزار نفر در جهان بر اثر تصادفهاي رانندگي کشته مي شوند و تعداد قابل توجهي نيز صدمه مي بينند. در ايران براساس اعلام پليس راهنمايي و رانندگي در هر 25 دقيقه يک نفر بر اثر سوانح رانندگي جان خود را از دست مي دهد و به عبارتي ديگر روزانه 48 نفر از هموطنانمان قرباني حوادث رانندگي مي شوند.
شايد آمارهاي بالا شما را تا حدي نگران کرده باشد اما اين نگراني زماني بيشتر خواهد شد که بدانيد ميزان تصادفهاي جاده اي در ايران 25 برابر تصادفهاي جاده اي در ژاپن است و در حالي که تصادفهاي جهان ششمين عامل مرگ و مير محسوب مي شوند، در ايران به عنوان دومين عامل مرگ و مير اعلام شده است.
به همين حد از اعلام وضعيت تصادفهاي جاده اي و آسيبهاي جاني اين تصادفها در کشورمان بسنده مي کنيم و اين سؤال اساسي را بايد از خودمان بپرسيم؛ چرا؟
چرا وضعيت موجود تصادفهاي جاده اي در کشورمان تا اين حد نگران کننده است؟ و چه عواملي در ايجاد اين شرايط نقش دارند؟
به طور کلي چهار عامل در وقوع يا عدم وقوع تصادفهاي جاده اي تأثيرگذارند که اين عوامل شامل انسان، جاده، وسيله نقليه و شرايط جوي است. با نگاهي به چهار عامل ياد شده پرواضح است که شايد، تنها شرايط جوي به طور کامل تحت اختيار و تأثيرپذيري از انسان نباشد اما سه عامل ديگر به طور کامل قابل برنامه ريزي و کنترل هستند.
رانندگان ما اغلب علاقه مندند با سرعتهاي بالا حرکت کنند، اين در حالي است که در وسايل نقليه مان کمتر به استانداردهاي ايمني توجه مي شود و جاده هايمان با وجود نقاط حادثه خيز شرايطي دارند که گفته مي شود اغلب مطابق با سرعت تا 120 کيلومتر طراحي شده اند.اينجاست که دلايل کشته شدن روزانه 48 هموطنمان روشن مي شود. البته در چرايي اين وضعيت مي توان به نکاتي از جمله تراکم بالاي خودرو در جاده ها، کمبود ظرفيت بزرگراهي، وجود بيش از دو هزار نقطه حادثه خيز در جاده ها، کمبود خدمات ايمني و امدادي و فرهنگ نادرست رانندگي در کشورمان نيز اشاره کرد.
به طور قطع در وضعيت موجود و با وجود جاده هاي خطرناک و حادثه خيز، وسايل نقليه غير ايمن نخستين راه چاره رعايت مقررات از طرف رانندگان و به عبارتي بهبود بخشيدن وضعيت رانندگي در کشورمان است.
به هر حال توجه به آمارها و شرايطي که وضعيت موجود را توصيف مي کند، بايد به عاملي بازدارنده تبديل شود. عاملي که مي تواند اين هشدار را به ما بدهد که سانحه هر لحظه در کمين ماست و با توجه به شرايط موجود، تنها راه چاره، درست رانندگي کردن است... .

  


290 ميليارد تومان جريمه بي اثر؟



* مهندس هادي مدرس زاده، کارشناس ارشد حمل و نقل و ترافيک
بررسي هاي پليس راه ايران در هشت ماه گذشته نشان داده، 70 درصد تلفات ناشي از حوادث رانندگي جاده اي بوده و 60 درصد تصادفات در روز و 40 درصد در شب اتفاق افتاده است.
آمار راهور از صدور 19 ميليون برگ جريمه در 7 ماه سال 88 خبر مي دهد که نسبت به سال گذشته 17 درصد رشد داشته است و اين در حالي است که 290 ميليارد تومان جريمه در سال گذشته از متخلفان دريافت شده است.
مرور اين آمار و ارقام اين پرسش را مطرح مي کند که «چرا جريمه کارساز نشده است؟»
چرا اين تعداد تصادفات رخ داده و چرا آمار کشته شدگان ناشي از حوادث رانندگي در کشورمان تا اين حد بالاست؟
چرا در کشورهايي مثل سوئد آمار حوادث رانندگي و تلفات جاني به صفر رسيده است و چرا «ما» نه براي جانمان و نه براي دسترنج عمر و زندگيمان ارزش و بهايي قايل نيستيم؟
چرا به قول سردار رويانيان مردم در کشور ما هم جريمه مي شوند، هم جريمه مي پردازند و هم کشته مي شوند، ولي خودروسازان سهم خود را نمي پردازند؟
چرا واژگون شدن يک خودرو باعث مي شود عده اي کشته شوند، اما خودروسازان با اينکه بر اساس مصوبه ملزم به نصب ترمز ضدقفل بر روي خودروها شده اند، براي ايمني خودرو اين کار را نمي کنند؟
چرا با وجود تردد ميليونها نفر مسافر در جاده هراز فقط يک راه براي رفت و برگشت وجود دارد و راهي که مسير رفت و برگشت جدا داشته باشد، وجود ندارد؟ چرا به ميزان تراکم جمعيت در جاده ها به ايمني راه ها توجه نمي شود؟
با اينکه در ايران عامل انساني بيشترين علت تصادفات را شامل مي شود و انسان عامل اصلي وقوع حوادث در کشورمان است، اما ايمني خودروها نيز در کشور ما متأسفانه بالا نيست و راه ها هم از ايمني لازم برخوردار نيستند.
از سوي ديگر همان طور که همه ما با مقوله رفت و آمد و ترافيک سروکار داريم بايد بپذيريم که رانندگي هم يک امر فردي نيست، بلکه يک مشارکت جمعي است بنابراين «همه» بايد کمک کنيم تا «همه» به ايمني برسيم.
با اين حال با توسعه راه ها، نصب علايم در محلهاي مناسب، نصب گاردريل، ايجاد سد براي جلوگيري از خطاهاي رانندگي، به کارگيري ابزارهاي کنترلي غيرمحسوس، محصور نمودن آزاد راه ها، نصب سيستم ABS براي کاهش تلفات بر روي خودروها، ايمني سازي خودروها، آموزش اصول ترافيکي از دوران کودکي و گنجاندن موضوع ترافيک و راهنمايي و رانندگي در واحدهاي درسي در مقاطع مختلف تحصيلي، انجام تست سلامت روان از رانندگان هنگام دريافت گواهينامه، و به کارگيري تجربه هاي موفق کشورهايي که توانسته اند آمار تلفات حوادث رانندگي را به صفر برسانند، ما هم با کاهش ميزان تصادفات روبه رو خواهيم شد.

  


چه كسي مسوول است ؛ حراج جان در پرتيراژترين خودروي ايران



*وحيد شريفي
وقتي سه واژه نامأنوس به شکلي انفرادي، به يکباره در کنار هم قرار مي گيرند، يکي از مهمترين کشمکش ها در سالهاي اخير بين





وزارت راه و راهنمايي و رانندگي را عيان مي کند. کشمکشي که هرازگاهي با از بين رفتن جان تعدادي انسان به چالش مبدل مي گردد.انسان، جاده و خودرو، سه عامل تشکيل دهنده تصادفات جاده اي در تمامي دنيا هستند. با توجه به نسبت سرانه جمعيتي، ايران در تعداد کشته شدگان بر اثر تصادفات جاده اي رتبه اول در جهان را به خود اختصاص داده است. در واقع خطا در رانندگي، نواقص و کمبودهاي جاده ها و ناامني و فرسودگي خودروها از جمله عامل بروز تصادفات جاده اي هستند. در اين بين عامل انسان بيشترين سهم را در ايجاد تصادفات بر عهده دارد. آمار منتشرشده از سوي وزارت راه و راهنمايي و رانندگي بيانگر سهم 70 درصدي خطاي انساني در بروز تصادفات جاده اي است.
*انسان مقصر اصلي!
چندي قبل رئيس راهور ناجا در نشستي خبري از مرگ 12 هزار نفر در شش ماه نخست امسال بر اثر تصادفات جاده اي خبر داد. گرچه به گفته مومني تعداد کشته شدگان در قياس با سال قبل 6 درصد کاهش داشته اما تصادفات جاده اي همچنان يکي از مرگبارترين حوادثها در ايران محسوب مي شود.
آنچه بارز است، از ميان ارکان اصلي تصادف، انسان ضعيف ترين عنصر است، به همين دليل هر تصادفي که اتفاق مي افتد، تمام قضاوتها متوجه عامل انساني است، حتي اگر دو رکن ديگر يعني راه و خودرو باعث تصادف شده باشند!
*جاده هاي استاندارد
در اين ميان، کشمکش هاي ممتد اما پراکنده مسؤولان راهور ناجا و وزارت راه هم هرازگاهي رسانه ها و افکار عمومي را به خود جلب مي کند. محمد رويانيان رئيس سابق پليس راهور کشور در سالهاي گذشته همواره بر غير استاندارد بودن جاده هاي کشور تأکيد کرده است. از سوي ديگر حميد بهبهاني وزير راه و ترابري در چند نوبت مجبور به پاسخ شد که در يکي از آنها رويانيان را به مناظره فرا خواند.رد و بدل حرفهاي اين دو مقام عالي رتبه کشور به اينجا ختم نشد. در آخرين روزهاي تصدي رويانيان به عنوان رئيس پليس راهور ناجا، وزير راه بزرگراههاي کشور را مطابق با استانداردهاي بين المللي ارزيابي و اظهار کرد:کيفيت بزرگراههاي ما خوب و استاندارد هستند. البته سرعت حرکت در بزرگراهها متناسب با استانداردهاي بين المللي طراحي نشده، مثلاً سرعت حرکت در بزرگراهها 150 کيلومتر در ساعت در نظرگرفته شده، مطمئناً در چنين بزرگراهي نمي توان و نبايد با سرعت 200 کيلومتر در ساعت حرکت کرد.
حال اينکه آيا بزرگراههاي کشور استاندارد هستند يا خير؟ خود جاي بررسي و سوال دارد. اما در ادامه نخستين کسي که به اظهارات وزير راه واکنش نشان داد، رويانيان بود که در زمان مديريت خود گفت:اگر وزير راه و ترابري بزرگراهها و آزادراههاي کشور را استاندارد مي دانند، بنده به عنوان رئيس راهنمايي و رانندگي اين موضوع را بشدت تکذيب مي کنم گرچه تا امروز مشخص نشده بزرگراههاي ما آيا استاندارد هست يا نه؟ اما آنچه مهم به نظر مي رسد، تحقق شرايطي است، تا از کشته شدن و مصدوميت دهها هزار ايراني و وارد آمدن خسارت سنگين به کشور جلوگيري شود.
* تزلزل در ايمني خودروها
اما در اين ميان خودروها از چه جايگاهي برخوردارند؟ اکنون اين سؤال مطرح است که خودروهاي ايراني چقدر در تصادفات جاده اي و مرگ و مير آن نقش بازي مي کنند و آيا خودروهاي داخلي با استانداردهاي مناسب ايمني توليد مي شوند؟
وضعيت ايمني نامطلوب برخي خودروها سالانه بيش از 200 ميليارد تومان به اقتصاد ايران ضربه وارد مي کند. با اينکه مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران 51 استاندارد خودرو را اجباري کرده است، اما هنوز وضعيت ايمني خودروهاي داخلي جاي سؤال بسياري دارد. خودرويي که ترمز نمي گيرد، ايربکي که باز نمي کند و يا از وسايل ايمني جديد بي بهره است، شايد عامل اصلي براي ناميده شدن برخي از خودروهاي ساخت داخل به تابوت متحرک باشند.
در سالهاي گذشته رويانيان درخصوص علت تصادفات جاده اي و نقش صنعت خودرو گفته بود: 30 درصد تصادفات جاده اي مربوط به وضعيت وسايل نقليه و راهها در ايران است که از اين ميزان 10 درصد به وضعيت ايمني در خودروهاي ايراني مربوط مي شود.اما به راستي امنيت کدام خودرو داخلي بالاتر است؟ اين پاسخي است که هيچ مرجعي در ايران به آن پاسخ نمي دهد، البته طبقه بندي خودروها در سازمان گسترش نشان مي دهد که در خصوص کيفيت ترمز که يکي از اصلي ترين موارد در ايمني خودروهاست، اين در حالي است که وضعيت خودروي پرتيراژي مانند پرايد چندان مطلوب نيست. پرايد که هم اکنون پرتيراژترين خودروي ساخت داخل است، وضعيت نامطلوبي در سيستم ايمني خود دارد.
بسياري از مردم بر اين باورند که هرچه بدنه خودرو محکم تر باشد، خودرو امن تر است، در حالي که اين گونه نيست. خودروهاي جديد به گونه اي طراحي شده اند که قسمت جلو آن بر اثر تصادفات شديد، تخريب شده و به اين وسيله ضربه تصادف را جذب کند، اما اطاق به گونه اي طراحي شده که کمترين آسيب را ببيند. در اين باره مي توان دو خودرو پژو 206 و پرايد را در ايران مقايسه کرد.
پژو 206 در تصادف شديد تا کاپوت تخريب مي شود، اما موتور مچاله شده و به سمت سطح زمين متمايل شده و به همين دليل به داخل اطاق ضربه وارد نمي کند، اما در پرايد جلو و اتاق خودرو مانند آکاردئون جمع شده و سبب صدمه رسيدن به سرنشينان مي شود.به هر دليل مسؤولان ذي ربط بايد بدانند، جاده، خودرو و تخلفات راننده دست دردست هم جان مسافران را تهديد مي کنند. متهم کردن يکديگر و نشستهاي متعدد هم نتوانسته تا به امروز چندان راه گشا باشد. به طور حتم بهبود شرايط در هر سه عامل بروزتصادفات، نيازمند تلاشي مضاعف است. اميدواريم روزي برسد که از مقايسه آمار تصادفات جاده اي کشورمان با کشورهاي پيشرفته سرافکنده نشويم.

  


ارمغان نبرد انسان، آهن وجاده ؛ 890/000/000/000 خسارت



* زهرا شيدوش
هنوز لبخند خداحافظي همکارم جلوي چشمم است؛ لبخندي ناشي از سر شوق و ذوق وافري که پس از عمري! قرار بود دست زن و





دختر 5 ساله اش را بگيرد و حظ «شمال» ببرد. هنوز نم اشکهايم را نيز پس از شنيدن خبر تصادف و مرگ آنان احساس مي کنم که مکلفم تا براي «تصادفات جاده اي» مطلبي تهيه کنم. تصور کردم که اگر و شايد «ما» جملگي از جمله مردم و مسؤولان، لحظه اي امکان داشت که خود را قرباني بعدي تصادفات جاده اي مي دانستيم به يقين الان در اين کشتارگاه «آهن و آسفالات» چنين گرفتار نبوديم.
در بين آمارهاي مختلف در زمينه تلفات انساني هيچ آماري وحشتناک تر از ارقام تصادفات رانندگي نيست که مجموع ضايعات انساني آن در سال بيش از هر يک از بلاياي طبيعي است. سوانح رانندگي بخصوص در روزهاي تعطيل بويژه آغاز سال يکي از عمده ترين دلايل فوت ايرانيان است. انگيزه سفرهاي نوروزي هرچه که باشد، بايد از آن به نوعي خودکشي پنهان دسته جمعي ياد کرد تا قرعه به نام هرکس بيفتد، دچار سانحه شده يا جان خود را از دست دهد؛ و پيامدهايي جبران ناپذير که گريبان جامعه را مي گيرند، به بار آيد.
تصادف حاصل اشتباه و نقص يکي از سه عامل انسان (راننده)، جاده و خودروست. مادامي که هر يک از اين سه عامل وظيفه خود را درست انجام دهند و بدون عيب باشند، حادثه اتفاق نمي افتد. اما اگر يکي از اين سه عامل در انجام وظيفه تعلل و قصور ورزد يا معيوب باشد، هيچ اتفاق ناگواري دور از انتظار نيست.از ميان ارکان اصلي تصادف، انسان ضعيف ترين عنصر است، به همين دليل هر تصادفي که اتفاق مي افتد، تمام قضاوتها متوجه عامل انساني است، حتي اگر دو رکن ديگر؛ يعني راه و خودرو باعث تصادف شده باشند.در اين باره وزير راه و ترابري، در سومين همايش بزرگ حمل و نقل در تهران اعلام داشت: همه تابلوهاي سرعت مجاز در جاده هاي ايران از بين رفته و نمي دانيم سرعت مجاز در جاده ها چقدر است. پليس بارها من را به دليل سرعت زياد در جاده متوقف کرده، اما پرسش من از مأموران پليس هميشه اين بوده که حداکثر سرعت در جاده چقدر است؟
با استناد به سخنان وزير راه و ترابري عدم مديريت صحيح در اين زمينه يکي از مهمترين دلايل آمار بالاي تصادفات و تعداد کشته شدگان است. در ضمن اين مسأله که بسياري از جوانان در شهر آموزش رانندگي ديده اند و آمادگي مواجه با شرايط بحراني را در جاده ها ندارند و اين تجربه اي است که آن را تنها مي توانند به بهاي به خطر انداختن جان خود و ديگران کسب کنند.
اما به هر حال بررسي ها نشان مي دهد، در بين کشورهاي مختلف جهان، هندوستان با 106 هزار کشته در سال بيشترين آمار قربانيان حوادث جاده اي را در جهان دارد، پس از آن، چين با 81 هزار کشته در سال در رتبه دوم قرار دارد. اما ايران با ثبت آمار 27 هزار کشته در سال در مقايسه با جمعيت 70 ميليون نفري خود، به لحاظ سرانه قربانيان حوادث رانندگي، رتبه اول را در دنيا به خود اختصاص داده است.اين آمار در برخي کشورهاي ديگر نظير ايالات متحده آمريکا به 43 هزار کشته، روسيه 33 هزار کشته، مصر 13 هزار کشته، امارات متحده عربي 6900 کشته، بلغارستان 1006 کشته، نروژ 541 کشته و بلژيک 383 کشته مي رسد.
اين در حالي است که تصادفات رانندگي روزانه حدود 250 ميليارد ريال و ساليانه بيش از 89 ميليارد ريال خسارت به کشور وارد مي کند و خسارت اقتصادي ناشي از حوادث رانندگي ساليانه 4 درصد توليد ناخالص ملي را شامل مي شود.

  


عضو کميسيون عمران مجلس: چرا بدون حساب و کتاب گواهينامه صادر مي کنيم؟



* کورش شرفشاهي
عضو کميسيون عمران مجلس شوراي اسلامي معتقد است: تصادفات جاده اي ناشي از بي تفاوتي هايي است که در طول دوران گذشته به مشکلات کوچک داشته ايم.




مهرداد لاهوتي با تأکيد بر اينکه تصادفات جاده اي در يک حوزه خلاصه نمي شود گفت: تصادفات جاده اي در حوزه هاي مختلف قابل بحث و بررسي است.
وي بحث جاده را مربوط به وزارت راه دانست و گفت: جاده هاي کشور بيش از 6 هزار و 800 نقطه حادثه خيز داشته که بر اساس برنامه چهارم توسعه بايد تا پايان برنامه يعني سال 88 به صفر برسد، در صورتي که تنها حدود 40 درصد آن حل شده و 60 درصد نقاط حادثه خيز همچنان مرگ مي آفرينند.
وي با تأکيد بر اينکه نقاط حادثه خيز يعني آنکه پذيرفته ايم اگر اين نقاط حذف شود، حادثه نخواهيم داشت افزود: اصلاح اين نقاط بايد در اولويت قرار گيرد.
عضو کميته حمل و نقل مجلس با اعلام اينکه قرار بوده براساس برنامه چهارم توسعه 50 درصد آزادراه هاي متصل به مراکز استانها و 50 درصد راههاي اصلي متصل شهرستانها و بخشها ساخته و بازسازي شود گفت: اگر از اين 50 درصد هم آمار بگيريم تنها 40 درصد از کل 50 درصد اجرا شده و اين در حالي است که نقش جاده ها و راهها در تصادفات جاده اي غيرقابل انکار است، بويژه آنکه اين آمارها و تصميمات براساس سليقه شخصي نبوده و نتيجه سالها تحقيق و بررسي است.






وي به تشريح عامل دوم تصادفات يعني وسيله نقليه پرداخت و خاطر نشان کرد: براساس قانون، بايد عمر ناوگان حمل و نقل عمومي به 10 سال کاهش يابد و اين در حالي است که عمر کاميونهاي کشور بين 19 تا 20 سال، سن ميني بوسها بين 20 تا 25 سال و عمر اتوبوسهاي کشور بين 13 تا 14 سال است. بنابراين متوجه مي شويم که در بخش حمل و نقل جوان سازي نکرده ايم.
لاهوتي با اعلام اينکه قرار بود در بحث حمل و نقل هوايي نيز تحول ايجاد شود گفت: قرار بود عمر سيستم حمل و نقل هوايي کشور به 15 سال برسد که در حال حاضر حدود 19 سال است.
وي از حمل و نقل ريلي به عنوان عامل مهم ديگر ياد کرد و ادامه داد: بايد حدود 7 هزار و 600 کيلومتر راه آهن مي ساختيم، در حالي که حدود يک هزار و 900 کيلومتر ريل گذاري شده است.
وي با تأکيد بر اينکه هر چقدر وسيله نقليه عمومي مطمئن داشته باشيم، مردم از وسيله حمل و نقل شخصي استفاده نمي کنند گفت: در تهران بايد براساس قانون حمل و نقل 75 درصد جا به جايي بر مبناي سيستم عمومي باشد، در حالي که اکنون 45 درصد است.
لاهوتي دليل استقبال مردم از وسيله نقليه شخصي را بي اعتمادي به سيستم حمل و نقل عمومي اعلام کرد و گفت: درصد قابل توجهي از تصادفات جاده اي را خودروهاي شخصي به وجود مي آورند، بنابراين بايد به سوي رفع نگراني مردم از وسيله عمومي برويم، بويژه آنکه خودروها نيز استاندارد لازم را ندارند.
وي اظهار داشت: بررسي هايي که از تصادفات به عمل آمده نشان مي دهد که ضعف تدابير ايمني و تکنولوژي درصد قابل توجهي از تصادفات را سبب مي شود، به همين دليل با شرکتهاي خودروسازي جلسات مکرري برگزار کرديم که اين نقيصه از بين برود.
عضو کميسيون عمران مجلس با تأکيد بر اينکه بخش قابل توجهي از تصادفات ناشي از خطاي انساني است گفت: انسان به قانون نياز دارد، اما قانون تا زماني که فرهنگ نشود، فايده اي ندارد، به همين دليل امروزه قانون داريم اما تصادف منجر به فوت هم داريم، بنابراين ملاحظه مي شود که نقص از ضعف فرهنگي است.
وي به ضعف آموزش اشاره کرد و گفت: خطاي انساني همواره به دليل سهل انگاري نيست، بلکه در بسياري از موارد ناشي از نبود آگاهي است. امروزه در کشور ما بي حساب و کتاب گواهينامه مي دهند و هر کس را نگاه کني گواهينامه دارد اما سؤال اينجاست که آيا قوانين را مي شناسند، تخلف و عواقب آن را درک مي کنند، مي دانند که بي توجهي به يک تابلو هشداردهنده چه عواقبي دارد يا فقط پشت فرمان نشسته اند و دنده عوض مي کنند.
لاهوتي به نقش رسانه ها و اطلاع رساني در کاهش جرايم و تصادفات اشاره کرد و ادامه داد: کدام رسانه اي را سراغ داريد که براي حفظ سلامتي مردم و اقدام به فرهنگ سازي بدون چشمداشت به درآمد، در راستاي وظيفه خطير اطلاع رساني گام بردارد.
وي در ادامه با اشاره به اينکه برنامه ريزي اصولي براي کاهش تصادفات انجام نشده است، از جاده رشت- قزوين به عنوان مصداق بارز اين معضل ياد کرد و گفت: به طور متوسط بايد مسير اين جاده را بين 60 تا 100 کيلومتر طي کرد اما به دليل نبود راه اصلي مناسب و بزرگراه ساعتها شاهد راه بندان در اين جاده هستيم و راننده مسافت 180 کيلومتري را با سرعت 10 تا 20 کيلومتر مي پيمايد که نمونه بارز آن در سال جاري بود که به دليل ترافيک سنگين رانندگان مسير 300 کيلومتري تهران- رشت را در 17 ساعت پيمودند. در اين شرايط يک هزار راننده صبور هستند اما 100 راننده عصبي هم پيدا مي شود که به هر دليلي هنجارشکني مي کنند و با انحراف به چپ يا سبقتهاي غيرمنطقي فاجعه مي آفرينند. سؤال من اين است که در اين شرايط چه کسي را مقصر بشناسيم.
لاهوتي در پاسخ به اينکه نقش جرايم را چگونه توجيه مي کنيد گفت: جرايم نقش قوي و تأثيرگذاري دارند. هر آنچه امروزه در دنيا فرهنگ شده با استفاده از پشتوانه جريمه و برخوردهاي شديد گذشته بوده است. بنابراين اگر در کشوري مي بينيم، قانوني وضع شده، جريمه هاي سنگين از رانندگان متخلف گرفته اند و ترس از جريمه، به فرهنگ اطاعت از قانون منجر شده است.وي تأکيد کرد: ترحم بر راننده متخلف، دادن وعده ملاقات با عزراييل در پيچ بعدي است.

  


انتقاد يک مربي از شيوه آموزش ؛ با 10 جلسه تمرين مي توان راننده ساخت؟



* محمد شرفي
يک مربي آموزش رانندگي با انتقاد از اينکه چرا تشخيص داده شده که در 10 جلسه 110 دقيقه اي هر فردي مي تواند راننده بشود، گفت: آموزش به عوامل متعددي بستگي دارد که از آن جمله مي توان به زن يا مردم بودن، سن، شرايط روحي و اوضاع خانوادگي اشاره کرد، اما از همه مهمتر مدت و دوره هاي آموزش است.
حسن رنجبر که 10 سال مربي آموزشگاه رانندگي است، گفت: صبح که به آموزشگاه مي رويم يک سري افراد را براي آموزش معرفي مي کنند که در بين آنان از جوانان 18 ساله تا فرد 50 ساله، مرد يا زن و... وجود دارند، اما مسأله اين است که براي همه اينها 10 جلسه 110 دقيقه اي تعيين مي کنند که بنابر فرصت هنرجو، زمانبندي شده است.
وي با تأکيد بر اينکه هيچ ارزشي براي تجربه مربي قايل نيستند، ادامه داد: مربي بايد در وهله اول با هنرجو گفتگو کند و از شرايط و توانايي هايش باخبر شود و بداند که اين فرد تاکنون رانندگي کرده يا براي اولين بار کلاج و ترمز را لمس مي کند.
وي با تأکيد بر اينکه بسياري از افراد در مراجعه اول مشخص مي شود که از پيش رانندگي کرده و مهارت کافي دارند، گفت: افرادي هم داريم که نقطه مقابل اين هستند به همين دليل شايد يک نفر به 2 جلسه آموزش نياز داشته باشد و يک نفر 20 جلسه آموزش بخواهد.
رنجبر با تأکيد بر اينکه در برخي موارد مشکل اصلي اين است که بايد آموزشهاي غلط را اصلاح کنيم، تصريح کرد: فردي که از رانندگي هيچ نمي داند از پايه اول خودش را به دست مربي مي سپارد و به صورت علمي آموزش مي بيند، اما افرادي هستند که پشت فرمان ماشين پدرشان نشسته اند و رانندگي مي کنند، اما نمي دانند کجا و با چه سرعتي و چگونه رانندگي کنند؛ معناي راهنما را نمي دانند، بوق زياد مي زنند و اين خطر بزرگي به نام رانندگي سليقه اي است.
وي با اعلام اينکه خانم ها بويژه در سنين بالا نسبت به آقايان ديرتر ياد مي گيرند، گفت: بسياري از بانوان خودشان قبول دارند که 10 جلسه برايشان کفايت نمي کند.
وي سرعت بالا را يکي از عوامل اصلي تصادفات دانست و گفت: من به عنوان مربي به هنرجو اجازه نمي دهم بيش از 30 تا 60 کيلومتر سرعت رانندگي کند، آزمون نيز با همين سرعتها گرفته مي شود، بنابراين فردي که تا سرعت 60 کيلومتر تمرين کرده و آزمون داده، وارد جاده اي مي شود که نه مهارت کافي دارد و نه با سرعتهاي بالا رانندگي کرده است، براي همين شاهد تصادف برخي از آنان در جاده ها هستيم.
وي شرط اوليه آموزش را مربي خوب دانست و ادامه داد: يک مربي هر چه توان دارد براي آموزش هنرجو به کار مي گيرد؛ زيرا نمي خواهد هنرجويي که زير دست او آموزش ديده را با پاي قطع شده يا ... ببيند.
رنجبر با تأکيد بر اينکه پيشگيري از تصادف بهتر از هزينه کرد براي اقدامات پس از آن است، گفت: اگر بپذيريم که ريشه برخي از تصادفات در ضعف رانندگي است بايد به مربي بها بدهيم و از او بخواهيم علاوه بر آموزشهاي فيزيکي رانندگي، آموزشهاي رواني و چگونگي تحمل شرايط خاص از جمله راه بندانهاي طولاني و رانندگي در شرايط گوناگون را به هنرجو بياموزد.

  


عشق آنها فقط موتور است؛ مرگ در کمين سلطان خيابانها



*مصطفي خدابخشي
صدايش از همه جا مي آيد، بزرگ و کوچک، پر قدرت و کم نفس، ولي بي ترديد سلطان بلامنازع خيابانها، کوچه ها و پياده روها





هستند. نه کسي توان رقابت با آنها را دارد و نه کسي اين قدر بي کله است که با آنها سر به سر بگذارد، چون آنها جانشان را کف دستشان گذاشته اند و تنها چيزهايي که مي شناسند «گاز دادن»، ويراژ دادن و تک چرخ زدن است؛ زيرا آنها بر موتورسيکلت سوارند؛ وسيله نقليه اي که انگار از جهنم آمده است؛ يک سفينه جهنمي.
ئ مسابقه با باد، جدال با مرگ
اگر عجله داشته باشيد، يعني خيلي عجله داشته باشيد و نه تنها تاکسي گيرتان نيايد، بلکه اگر هم گيرتان بيايد، شلوغي خيابان و ترافيک سنگين به حدي وقتتان را مي گيرد که از خير سوار شدن به تاکسي بگذريد، تنها راهتان، نشستن بر يکي از موتور سيکلتهايي است که عمري از آن دوري کرده ايد. آنها همه جا پيدا مي شوند. تنها کافي است يک نگاه به دور و برتان بيندازيد تا همه مدلش را به چشم ببينيد. حتي اگر دست هم بلند نکنيد، آنها هستند که سر راهتان مي ايستند، نيش ترمزي مي زنند و مي پرسند: موتور؟ موتور مي خواي آقا؟
کافي است براي يک لحظه شيطان زير پوستتان برود که با موتور خود را به محلي که قرار است برويد، برسانيد. فقط کافي است سر تکان دهيد و بنشينيد ترک موتور سواري که حالا خوشحال از يافتن مسافر، گاز را تا انتها مي پيچاند. اول، باورتان نمي شود. فکر مي کنيد به جسمي غير قابل لمس تبديل شده ايد، شيء بي نهايت نازک و پرسرعت که از ميان دالانهاي باريک و تنگ ميان ماشين ها ويراژ مي دهد و پيش مي راند، بعد به خودتان مي آييد و مي بينيد که ديگر شيء نيستيد، بلکه به نور رسيده ايد و با سرعت نور در حالي که همه چيز به سرعت از کنارتان مي گذرد، خيابانهاي شلوغ را پشت سر مي گذاريد. حالا کم کم باورتان مي شود در حال مسافرت با سفينه جهنم هستيد.
ولي تمام اين رؤياها چند لحظه بيشتر طول نمي کشد، چون در نهايت يک ربع بعد در مقصدي ايستاده ايد که اگر مي خواستيد با تاکسي يا اتوبوس واحد بياييد، بيش از يک ساعت و نيم، وقتتان را مي گرفت. اين تجربه را به هيچ وجه از ياد نخواهيد برد و وقتي پايتان روي زمين سفت، محکم مي شود، به خودتان مي آييد و به کاري که کرده ايد پوزخند مي زنيد، با خود عهد مي کنيد ديگر هيچ زماني با اين وسيله غيرقابل کنترل مسافرت نکنيد، ولي خودتان خوب مي دانيد لذت موتور سواري و گذشتن از هزار سد و مانعي که هر يک براي متوقف کردن اتومبيل در خيابان کافي است، دوباره سراغتان خواهد آمد. نکند شما هم به خيل بي شمار عشاق اين وسيله نقليه پيوسته ايد؟
ئ نان، عشق، و...
امروزه در شهرهاي بزرگ، موتورسواري به عنوان يکي از شغلهاي رايج شناخته مي شود. هر چند در گذشته هاي نه چندان دور، از اين وسيله براي تفريح و اياب و ذهاب جوانان استفاده مي شد، ولي اکنون هيچ کس ننگ و عار نمي داند وقتي از وي مي پرسند شغلش چيست، با گردن افراشته جواب بدهد: موتورسيکلت سوار.
در شهرهاي بزرگ، اين وسيله علاوه بر استفاده تفريحي داراي کارکردهاي مختلفي شده است که يکي از آن کارکردها، نان درآوردن و شاغل بودن با موتورسيکلت است. پيک هاي متعددي که در زمينه هاي مختلف مانند توزيع غذا، اجناس، رساندن مرسولات و امانات فعاليت مي کنند، به عنوان يکي از رايج ترين روشهاي استفاده از موتورسيکلت در شهرهاي بزرگ هستند. حمل و نقل مسافر و بار نيز امروز براي موتور سوارها يکي از مشاغل رايج است.
ديدن کساني که با يک موتورسيکلت دوچرخ، چند صد کيلو بار را در خيابانهاي شلوغ به اين طرف و آن طرف مي برند، چيز غريبي نيست. موتورسوارها گاهي با وسيله نقليه خود، تفريح مي کنند.(! )
براي اين افراد، بازي با خطر، عبور از ديوار مرگ و تاختن بر روي لبه تيغ، يکي از روشهاي عادي زندگي است. چند سال پيش در يکي از شهرستانهاي جنوبي کشور، دو جوان به تقليد از بازيگران فيلم «مأموريت غيرممکن»، با موتور سيکلت از دو جهت مخالف به يکديگر کوفتند و بر خلاف بدلکاران آن فيلم که حتي خون از دماغشان نيامد، هموطنان جوان ما در جا مرحوم شدند!
امروز، خريدن يک موتور سيکلت به راحتي خريدن يک ساندويچ است. کافي است به موتور فروشي هاي بي انتهاي هر شهر مراجعه کنيد تا از موتورهاي گازي 70 سي سي تا موتورهاي عظيم هارلي ديويدسون و بنلي را با قيمتي مناسب به پايتان ببندند.
موتورسيکلت هاي ساخت وطن (چيني) نيز خريداران خود را دارد.
ئ چلچراغ موتوري ها
همه مان در محل سکونت خود، جواني را مي شناسيم که با موتورش زندگي مي کند. مردم، اين نمونه جوان ها را که در دهه 50 شمسي در ايران بسيار فراوان تر بودند، به نام «موتوري» مي شناسند؛ علي موتوري، آرش موتوري، حبيب موتوري، از جمله نامهاي آشنايي است که در همه محله هاي شهرها شنيده مي شود.
هر کدام از اين عشاق سينه چاک موتورسيکلت، از اين وسيله خاطرات زيادي دارند. پاي حرف هر کدامشان بنشيني، به قدري مجذوب موتور مي شوي که حس مي کني اگر تا حالا لذت ويراژ دادن با اين وسيله را نچشيده اي، نيم عمرت بر فناست. اردشير يکي از اين جوانهاست.
30 سال دارد و داخل هر دو ساق پايش ميل پلاتيني کار گذاشته اند، چون به قدري با موتورسيکلت تصادف کرده که يادش نمي آيد چند بار و کجاها بوده. مي گويد قبل از آنکه راه رفتن را ياد بگيرد، گاز دادن با موتور را ياد گرفته. اين عاشق بي قرار موتورسيکلت، اکنون يک ايکس ال 200 سي سي دارد و حالا با چراغهاي اضافي که روي آن بسته، شده است چلچراغ.
اردشير مي گويد: هيچ وقت حوصله نداشته مسيري را که مي خواهد برود با سرعت کمتر از 60 کيلومتر در ساعت برود. او تاکنون نگاهي به آيين نامه راهنمايي و رانندگي نينداخته که سرعت مجاز حرکت موتورسيکلت را 55 کيلومتر در روز و 40 کيلومتر در ساعت براي رانندگي در شب تعيين کرده است. او، نه تنها گواهينامه رانندگي با موتور را ندارد، بلکه به قول خودش، هر جا پليس ها را مي بيند که گواهينامه موتورسوارها را کنترل مي کنند، از توي پياده رو ويراژ مي دهد و جيم مي شود.
اردشير در جواب اين سوال که فکر مي کند تا چند سال ديگر مي تواند سوار موتور شود، با خنده مي گويد: خوب معلوم است، تا آخر عمرم. حالا معلوم نيست عمر اين جوان تجربه دار در تصادفات شديد، چقدر ديگر به اين دنيا باشد.

  


فاجعه ملي!



يک کارشناس گفت: آمار تصادفات در حد فاجعه است. دکتر رضا غياثي، اقدامهاي دستگاه هاي مسؤول در جهت کاهش حوادث





رانندگي را ضعيف عنوان کرد و گفت: گرچه طي سالهاي گذشته اقدامهايي در راستاي کاهش حوادث رانندگي انجام شده اما کافي نبوده و آمار سالانه کشته ها نشانگر ضعف در اقدامهاي انجام شده است.
مشاور سابق وزير راه به اقدامهاي اثربخش ساير کشورها در بحث کاهش حوادث رانندگي اشاره کرد و گفت: برخي کشورها با اقدامهاي جدي و مؤثر توانسته اند تعداد کشته هاي حوادث رانندگي خود را طي 7 الي 8 سال از 20 هزار نفر به 8 هزار نفر برسانند.
به گفته غياثي، سالانه 25 هزار نفر در ايران به دليل حوادث رانندگي جان خود را از دست مي دهند و اين در حالي است که 10 برابر اين آمار دچار نقص عضو مي شوند.
دبير همايش بين المللي حوادث رانندگي و جاده اي، آمار مرگ و مير ناشي از حوادث رانندگي در ايران را در حد فاجعه ذکر کرد

  


آمار پزشکي قانوني



تحقيقات سازمان پزشکي قانوني نشان مي دهد يک سوم کشته هاي ناشي از تصادف در سال گذشته عابران پياده بوده اند.
مطالعات پزشکي قانوني کشور نشان مي دهد: در سال گذشته 79 درصد متوفيان مرد و 21 درصد زن بوده اند.بر اساس اين گزارش، از لحاظ سني 28/6 درصد افراد فوت شده زير 20 سال، 35/5 درصد 21 تا 40 سال، 19/4 درصد 41 تا 60 سال و 16/4 درصد بالاي 60 سال بوده اند.
همچنين بررسي هاي مرکز تحقيقات سازمان پزشکي قانوني نشان مي دهد، يک سوم کشته هاي ناشي از تصادف عابر پياده، 28/6 درصد سرنشين، 16/3 درصد راننده و 11/4 درصد موتورسوار بوده اند.
گفتني است، مطالعات سازمان جهاني بهداشت نشان مي دهد سوانح رانندگي بزرگترين عامل مرگ و مير جوانان به شمار مي رود و اين درحالي است که 10 درصد همه موارد مرگ و مير در سنين 10 تا 24 سال در جوانان جهان به حوادث جاده اي مربوط مي شود.

  


در گفتگو با صاحب نظران بررسي شد؛
3 دليل براي موفق نبودن اعمال قانون از طريق جريمه



* پروين محمدي
اشاره: شايد کساني که در يک حادثه رانندگي تنها فرزند خود را از دست داده اند، آنهايي که پس از حادثه رانندگي يا بهتر بگوييم،





برخورد دو خودرو عزيزان خود را از دست داده اند، يا سرنشينان اتومبيلي که با يک کاميون يا اتوبوس تصادف کرده اند و يک عمر محکوم به نشستن روي صندلي چرخدار شده اند و تمام دار و ندار خود را براي درمان داده اند و... معني و مفهوم تصادف و... حوادث رانندگي را بهتر بدانند.
حوادثي که تنها خسارت مالي سالانه آنها در کشورمان 1200 ميليارد تومان بوده و تنها در يکسال 23 هزار کشته بر جاي گذاشته اند.
اما چرا؟ چرا حادثه رانندگي؟ و چرا مرگ و نيستي؟به اين پرسش هاي کارشناسان، سرهنگ يوسف پورعلي فرمانده پليس راه خراسان رضوي و سرهنگ حميدرضا جعفري رئيس پليس راهور استان پاسخ مي دهند.

** علل بروز تصادفات شهري
سرهنگ جعفري درباره علل تصادفات شهري مي گويد: وقوع تصادفات شهري به چند عامل اوليه، علل واسط و علل آخر بستگي دارد که در علم کارشناسي تصادفات به آن زنجيره علل مي گويند.
«علت اوليه» که قابل رؤيت نيست، ولي خيلي ها در آن نقش دارند مثل سازمانهاي دولتي، مربي مهدکودک، پليس، آموزشگاه رانندگي، والدين و... که به عنوان حلقه اصلي يا علت اوليه تصادف شناخته مي شود.
يک راننده ممکن است 30 سال رانندگي کند و هيچ اتفاقي نيفتد، ولي پس از سي سال تصادفي رخ دهد که عامل اصلي آن مربوط به 30 سال گذشته است به عنوان مثال آموزشگاه رانندگي که قوانين رانندگي را به طور صحيح و کامل آموزش نداده يا پليسي که به خاطر ترحم به راننده بيش از حد گذشت کرده و خلاف او را ناديده گرفته، والديني که الگوي مناسبي در رانندگي براي فرزند خود نبوده اند، همه اين مسائل مي تواند بستر تصادف را فراهم کند.
«علل واسط» به عواملي گفته مي شود که در آن عامل انساني (راننده يا عابر) وسيله نقليه و راه دخالت دارد که براي هر کدام تقسيم بندي خاصي شده است.
«علل تامه» که تمام کننده است و آخرين علت تصادف يا حلقه زنجير است مثل عبور از چراغ قرمز يا تأخير در رؤيت يا عدم رعايت قانون و تخلف از مقررات و تخطي از سرعت مطمئنه و فرار از تصادف. اينها عواملي است که باعث بروز تصادفات شهري مي شود.
وي با اشاره به باورهاي غلطي که در جامعه وجود دارد و موجب بي توجهي برخي به قوانين راهنمايي و رانندگي مي شود و حادثه آفرين مي گردد ميافزايد: اينکه هر کس با عابر پياده تصادف کند «مقصر» است و هيچ تقصيري متوجه عابر پياده نمي شود يک «باور غلط» است، زيرا عابر پياده هم بايد مقررات را رعايت کند و به قانون احترام بگذارد.
«باور غلط» ديگر در خصوص تصادف موتوري ها و دوچرخه سواران است که اين گروه هم تصور مي کنند اگر تصادفي رخ دهد مقصر راننده خودرو است، در حالي که قانون هم «تکليف» براي راننده خودرو است هم براي راننده و راکب موتورسيکلت و دوچرخه.

** جريمه مشکلي را حل نمي کند
سرهنگ جعفري به عدم موفقيت اعمال قانون از طريق جريمه اشاره کرده خاطر نشان مي کند: اعمال قانون از طريق جريمه به سه دليل بازدارندگي کافي ندارد.
نخست ميزان جريمه در بعضي تخلفات متناسب با نوع تخلف نيست، زيرا عبور از چراغ قرمز فقط 20 هزار تومان جريمه دارد، ولي آيا گرفتن جان چند نفر تنها با 20 هزار تومان جريمه جبران مي شود؟
دوم اينکه جريمه براي کارگر و تاجر و... 20 هزار تومان تعيين شده، اما آيا 20 هزار تومان براي کارگر با حقوق و درآمد ماهيانه اندک و تاجر يا سهامدار شرکت يا سرمايه گذار کلان تعريف مشابه دارد و به يک نسبت «بازدارنده» است؟
سومين مشکل اين است که تخلفات و جريمه ها به موقع دريافت نمي شود.
راننده تخلف مي کنند و به پليس مي گويد تو جريمه بنويس وقتي ماشين را فروختم ده درصدش را مي دهم به جريمه يا اينکه به شکل ديگري اعتراض به اعمال قانون پليس مي شود مثلاً راننده خودروي اداري يا خودروي پلاک شخصي در خطوط ويژه رانندگي مي کند و به پليس مي گويد تو جريمه بنويس مي روم باطل مي کنم. چرا؟ چون قوانين براي همه يکسان و درست اعمال نمي شود، در حالي که اگر در جا و محکم جريمه اخذ شود فرصت ابطال پيدا نمي شود و چنين مشکلاتي بروز نمي کند.
رئيس پليس راهور خراسان رضوي بر اين باور است که يکي از مشکلات اساسي در بروز حوادث رانندگي و تصادفات اين است که اول کار را انجام مي دهيم بعد تدبير مي کنيم. مثلاً پل عابر و ايستگاه اتوبوس در يک محل احداث و ايجاد ميشود و وقتي مادر و فرزندي هر دو به کام مرگ کشيده مي شوند تازه مي فهميم اشکال کار کجا بوده است و يا آن قدر خودرو توليد مي کنيم که يکباره تعداد 300 هزار توليد خودرو به 1/5 ميليون مي رسد و تهران به پارکينگ تبديل مي شود، درست مثل بادکنکي که آن قدر آن را باد مي کنيم تا بترکد اگر به جاي افزايش توليد، ايمني خودروها را بالا ببريم يعني همان کاري که دنيا انجام داده و نتيجه گرفته تلفات و خسارات ناشي از تصادفات اين قدر نيست.

** تصادفات جاده اي و علل بروز آن
سرهنگ پورعلي در ادامه با بيان اين مطلب که بالاترين آمار تصادفات جاده ها به علت رعايت نشدن حق تقدم در 30 کيلومتري نزديک شهرهاست، مي افزايد: بيشترين خطر در نزديکي مقصد و شهرهاست، زيرا مناطق مسکوني، شرکتها و اداره ها در انتهاي محورها قراردارند و عبور و مرور بيشتر است و راننده ها هم به تصور اينکه خطر تمام شده و به مقصد رسيده اند دقت کافي نمي کنند.
دومين عامل تصادفات جاده اي نيز خستگي رانندگان است که اغلب به تذکرات توجه نمي کنند و بخصوص در جاده هايي که هواي چهار فصل را در يک فصل دارند مثلاً به خاطر سردي هوا با اندک رطوبتي يخ مي زنند و يا جاده هاي کوير که شبهاي سرد و روزهاي گرم دارند که براي هر کدام بايد نسخه جداگانه اي پيچيد.
سومين علت رعايت نکردن فاصله طولي و عرضي است که آن هم با توجه به اينکه اکثر راننده ها به علت مشغله کاري يا فکر، مشغول رانندگي هستند فاصله مناسب را رعايت نکرده و همين امر باعث تصادف مي شود.
به طور کلي با بررسي هايي که روي حوادث مختلف جاده اي شده 10 علت منجر به بروز حادثه در جاده مي شوند که عبارتند از:
ناتواني در کنترل وسايل نقليه، عدم رعايت حق تقدم عبور، خستگي و خواب آلودگي، عدم رعايت فاصله طولي، انحراف و تجاوز به چپ، تجاوز از سرعت مقرره، تجاوز به چپ ناشي از سبقت، ناآشنايي به جاده، عدم مهارت در رانندگي و عجله و شتاب بي مورد.

** دليل واژگون شدن خودروها
فرمانده پليس راه خراسان رضوي در پاسخ به اين سؤال که نقايص جاده اي چقدر در بروز تصادفات مؤثر است، مي گويد: افزون بر عامل انساني نقايص جاده اي هم در بروز تصادفات دخيل است، زيرا اختلاف سطح جاده ها با زمين هاي اطراف آن يکي از عواملي است که به واژگوني خودروها و بروز تلفات جاني و مالي فراوان منجر مي شود.
وي خاطرنشان مي کند: اين مشکل در جاده هاي روستايي بيشتر به چشم مي خورد و بخصوص ورودي جاده هاي روستايي که راننده با سرعت زياد در اتوبان حرکت مي کند و به محض رسيدن به جاده روستايي با همان سرعت وارد مي شود که به واژگوني خودرو منجر مي گردد.
در حالي که با از بين بردن اختلاف سطح جاده با بيابانهاي اطراف امکان واژگوني به حداقل مي رسد.
وي اداره راه و پيمانکاران را در برنامه ريزي صحيح جهت کم کردن ارتفاع جاده ها و جلوگيري از تصادفات و واژگوني و خسارات دخيل مي داند. افزون بر آن مرمت جاده هاي فرسوده را نيز در کاهش تصادفات بسيار مهم عنوان مي کند.
وي تعريض جاده هاي کم عرض، ايجاد باند سبقت براي وسايل نقليه تندرو و جداسازي مسير رفت و برگشت، افزايش پارکينگ ها و استراحتگاه هاي بين راه را در کاهش تصادفات (بخصوص رخ به رخ) مؤثر دانسته، تصريح ميکند: در صورت رفع نواقص جاده اي و تأمين ايمني جاده ها، قانون خود به خود رعايت ميشود.
وي خاطرنشان مي کند: پليس راه ناجا در کل ايران توانسته است نسبتاً جاده هاي اصلي را با تجهيزات الکترونيکي و گماردن مأموران زياد کنترل کند و از تخلف رانندگان جلوگيري و تصادفات را کاهش دهد اما براي جاده هاي روستايي هيچ کاري انجام نشده و تنها توانسته ايم سطح جاده هاي روستايي را آسفالت کنيم، اما پيچ هاي خطرناک و شيب هاي تند، کمبود علائم و تجهيزات هنوز مشکل اصلي جاده هاي روستايي است که آمار تلفات و تصادفات را در اين جاده ها افزايش مي دهد.
بنابراين ما بايد با يک تفکر ملي جاده هاي روستايي را هم اصلاح و مجهز کنيم تا تصادفات و تلفات اين جاده ها کاهش پيدا کنند.
وي معتقد است: جاده ها در مناطق مسکوني بايد طبقه بندي شوند و تابلوهايي نصب شود که مردم به آن احترام بگذارند.
اجراي طرح طبقه بندي جاده ها در مناطق مسکوني به سه طبقه و نصب سرعتهاي مناسب تر در محلهاي مختلف باعث مي شود مردم بيشتر در اجراي دستورات تابلوها که «پليس خاموش» است دقت کنند و به قوانين احترام بگذارند.

** راهکاري براي کاهش تصادفات
سرهنگ پور علي تصريح مي کند: اخذ گواهينامه، بردن خودرو به پارکينگ، محروميت از رانندگي و اعزام به دادگاه مي تواند به کاهش تصادفات منجر شود.
در اين راستا استفاده از دوربين هاي کنترل سرعت و کنترل محسوس از راه دور و اعمال قانون براي رانندگان متخلف، اعلام مشخصات خودروهاي متخلف به محل شماره گذاري و محل سکونت، راه اندازي اتاق مونيتورينگ و کنترل پاسگاه هاي پليس راه نيز نقش انکارناپذيري در کاهش تصادفات خواهد داشت.
سرهنگ جعفري رئيس پليس راهور استان نيز اجراي طرحهاي ترافيکي ويژه در شهرها، اجراي کنترل هاي نامحسوس، آموزشهاي گوناگون در ارتباط با قوانين راهنمايي و رانندگي به شهروندان را در کاهش تصادفات شهري مؤثر مي داند.

  


ضعف ايمني خودروهاي ايراني؛ جان را فداي سود نکنيد!



* طيبه براتي
خطرناکترين خودروهاي ايران:
پرايد، وانت نيسان، تريلي هوو و کاميون بنز خطرناک ترين خودروهاي کشورند که نقش قابل توجهي در تصادفهاي جاده اي و شهري





دارند. اين درحالي است که طي سالهاي اخير پرايد، يکي از خودروهاي خطرناک کشور با توليد سالانه 330 هزار دستگاه مقام نخست توليد را درصنعت خودروسازي دارد واز سوي ديگر قيمت مناسب آن سبب شده تا درميان قشر متوسط جامعه به يک خودروي مردمي با کيفيت پايين ايمني تبديل شود.
براساس آمارهاي رسمي، اين خودرو 17 درصد حوادث فوتي و جرحي را در طول سال و 24 درصد اين حوادث را درزمان سفرها به خود اختصاص مي دهد و از سوي ديگر هم اکنون 25 درصد خودروهاي کشور معادل 2 ميليون و 700 هزار دستگاه متعلق به پرايد است.
محسن بهرسي رئيس مرکز فرماندهي و کنترل ترافيک پليس راهورناجا با اشاره به اينکه 35 درصد واژگوني خودروها در کشور متعلق به پرايد است، مي گويد: اين خودرو مشکلات ايمني فراواني دارد که فعلا کمربند آن اصلاح شده و قراراست نسبت به نصب ترمزضد قفل و کيسه هوا در آن اقدام شود.

حکايت ترمز و کيسه هوا
ايربگ (کيسه هوا) وترمزضد قفل ( abs ) دو سيستم ايمني خودرو هستند که ازدهه هاي گذشته مشمول استاندارد اجباري درخودروسازي جهان شده اند، ولي درايران اين دوسيستم تنها در سالهاي اخيردربرخي حوزه هاي سفارشي ومونتاژي به کارگرفته شدند. اين در حالي است که نصب اين 2 سيستم ايمني تأثيرقابل توجهي درکاهش تلفات وتصادفها دارد. آماربالاي تلفات انساني ومصدوميتها درکشورسبب شده تا ازسال 86 اين موضوع مورد توجه مسؤولان قرارگيرد تا نصب سيستم ترمزضدقفل ( abs ) وايربگ (کيسه هوا) توسط شرکت هاي خودروسازروي وسايل نقليه اجباري شود. ازآن زمان تاکنون خودروسازان درمقابل اين درخواست مقاومت کرده و نصب اين دو سيستم ايمني را نوعي تحميل هزينه به شمارآورده اند. اما ابتداي ارديبهشت ماه امسال رييس پليس وقت راهورناجا اعلام کرد، محصولات شرکتهاي خودروساز که فاقد اين دو سيستم باشند، شماره گذاري نخواهند شد. موضوعي که درعمل اتفاق نيفتاد و در نهايت موجب شد که خودروسازان موظف به نصب ترمز ضد قفل در خودروهاي توليدي شان تا پايان امسال شوند. اين درحالي است که سردار رادان نيز در طرح زمستان 88 دوباره تأکيد کرد که وقت آن رسيده تا خودروسازان به خاطرحفظ جان مردم نسبت به نصب سيستم ترمزضد قفل در خودروها اقدام کنند. او ازمسؤولان راهنمايي و رانندگي خواست تا مانع شماره گذاري خودروهايي شوند که به اين سيستم مجهزنيستند.

باز هم منافع خودروسازان
جالب آن که دبير انجمن خودروسازان کشور نصب سيستم ترمز اي بي اس و ايربگ را برروي خودروپرايد هزينه اي تحميلي بر مردم و خودروسازان مي داند؟! و مي گويد: در هيچ جاي دنيا سيستم ترمز اي بي اس و ايربگ جزو استانداردهاي اجباري نيست؛ بلکه اين موارد «آپشن»(انتخابي) است. استانداردهاي خودروهاي ما، استانداردهاي اروپايي و جزو استانداردهاي اجباري کشور است که اصطلاحا به آن استانداردهاي 55 گانه مي گويند که در آن ترمز اي بي اس و ايربگ اجبار نشده است.
وي مي گويد: کميته ناوگان در مؤسسه استاندارد در اوايل سال گذشته در جلساتي با حضور نمايندگاني از وزارت کشور، صنايع و ناجا موضوع نصب ايربگ و اي بي اس را مورد بحث قرار داد و نهايتا مصوب کرد کليه خودروهاي جديدي که از اول برنامه پنجم توسعه توليد مي شوند بايد به ترمز اي بي اس مجهز باشند همچنين در آن کميته مصوب شد که از اول برنامه پنجم کليه خودروهاي جديد توليدي امکان نصب ايربگ را داشته باشند. نعمت بخش اضافه مي کند: براي يک جفت ايربگ جلو و ترمز اي بي اس حداقل يک ميليون و 200 هزار تومان به قيمت خودرو افزوده مي شود و باتوجه به توليد سالانه يک ميليون خودرو در کشور، هزينه فراواني از بابت نصب ترمز اي بي اس و سيستم ايربگ به جامعه تحميل مي شود .وي در مورد هزينه هاي جاني که به دليل نبود اين سيستم ها در خودروهاي توليد داخل به مردم تحميل مي شود، چيزي نمي گويد.
وي در مورد نصب ترمز اي بي اس مي گويد: دولت مصوب کرده است که از اول ارديبهشت ماه سال جاري همه خودروها بايد به اين سيستم مجهز شوند در حالي که خودروهاي قديمي نمي توانند داراي اين سيستم باشند و از طرفي جلوي تردد اين خودروها را هم نمي توانند بگيرند، چون در اين صورت خودرو گران مي شود و مردم اعتراض مي کنند و دولت مجبور است کوتاه بيايد.

نصب سيستم ايمني بايد اختياري باشد
با کمي تأمل، اين سوال درذهن ايجاد مي شود که علت مقاومت و استقبال نکردن خودروسازان از مصوبه دولت مبني بر اجباري بودن نصب سيستم ترمز اي بي اس و ايربگ در خودروهاي توليد داخل چيست؟ برخي ازکارشناسان معتقدند که خودروسازان نگران اين هستند که در فروش محصولاتشان با مشکل مواجه شوند زيرا به واسطه نصب اين دو سيستم ايمني، طبيعتاً قيمت خودروها افزايش پيدا خواهد کرد و امکان دارد همين افزايش قيمت به فروش محصولات خودروسازان لطمه بزند.
دبير انجمن خودروسازان مي گويد: «بهتراست نصب اين 2 سيستم براساس تقاضاي مشتري صورت بگيرد. درحال حاضربا توجه به شرايط اقتصادي کشور اجراي آن مقرون به صرفه نيست.وي اضافه مي کند: قدرت خريد مردم کشور ما در حد متوسط است و آنها قادر نيستند خودروهايي با قيمتهاي بالا بخرند که همين امر نگراني خودروسازان را موجب شده است.

رقابتي که وجود ندارد
به هر حال تجارب تلخ گذشته نشان داده است که خودروسازان کشور در سايه سار دل چسب انحصار و حمايتهاي بي دريغ دولتي، همواره از اجراي مصوبات و قوانين هزينه بر طفره رفته اند بدون آن که نگران جان مردم و هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي امنيت پايين خودروهاي ساخت خود باشند. ولي آيا يک عزم و اراده جدي براي الزام آنان به اجراي مصوبات دولت و قوانين وضع شده براي حفظ جان و مال مردم وجود ندارد؟

  


تخلفات عابران پياده ؛ قانون داريم، اما اجرا نمي شود!



* مليحه پژمان

اشاره:
طبق قانون راهنمايي و رانندگي، پليس مي تواند رانندگان متخلف را که حقوق ساير رانندگان را رعايت نمي کنند، جريمه نمايد. اما اين جريمه ها چطور تعيين مي شوند؟ چگونه کاربردي شده و آيا خاصيت بازدارندگي دارند؟براي بررسي مسأله جرايم راهنمايي و رانندگي، گفتگويي با سرهنگ حميدرضا جعفري از فرماندهان و کارشناسان پليس راهور انجام داده ايم که در ادامه مي خوانيد:
* جناب سرهنگ! جريمه هاي رانندگي بر چه اساسي و چگونه تعيين مي شوند؟
** جريمه ها طبق قانوني به نام اجراييات و دريافت جرايم که بر اين اساس، يکسري شرايط براي کسي که اخطاريه را صادر مي کند و براي شناسايي انواع تخلفات، تعريف شده است. تخلفات را در قالب چند جدول در اين قانون پيش بيني کرده اند و جرايم اين قانون تغيير نکرده تا اينکه چندين سال پيش مبالغ جريمه ها طي دو مرحله تغييراتي کرد.
* ميزان جريمه ها از چه مبلغي شروع شده و بالاترين مبلغ آن چقدر است؟
** جرايم از هزار تومان شروع مي شود تا جريمه 30 هزار توماني.
* آيا جريمه هايي هم براي تخلفات عابران پياده در نظر گرفته شده است؟
** در اين قانون، تخلفاتي هم براي عابران پياده تعريف شده که جرايمي هم شامل آن مي شود، ولي چون راهکار گرفتن اين جريمه مثل ساير کشورها تعريف شده نيست، تاکنون عملي و اجرايي نشده است.
* يعني در کشورهاي ديگر عابران متخلف جريمه مي شوند؟
** بله و گاهي هم جريمه هاي سنگيني را مي پردازند.
* شائبه اي وجود دارد که برخي از رانندگان تصور مي کنند، مأموران راهنمايي و رانندگي که قبض جريمه را صادر مي کنند، درصدي از آن را دريافت مي کنند، شما قبول داريد؟
** به هيچ وجه چنين مسأله اي صحت ندارد؛ چون مبلغ جريمه ها مستقيم وارد خزانه دولت مي شود. اما در قانون پيش بيني شده که درآمد حاصل از جريمه ها در بحث مسايل ترافيکي اختصاص داده شود. از جمله تعويض تابلوها، خط کشي ها و... و به مأمور درصدي تعلق نمي گيرد.
* جرايمي که توسط نيروهاي پليس نامحسوس ثبت مي شود، چه شرايطي دارد؟ اساساً اين افراد چطور شناسايي مي شوند؟
** افرادي که به عنوان پليس نامحسوس با ما همکاري دارند، انواع مختلفي را دربر مي گيرند. گروه اول نامحسوس ها: همکاران ما در سايت مرکز کنترل ترافيک هستند که با دوربين سطح خيابانها و جاده ها را کنترل مي کنند و قبضها را صادر مي کنند. گروه دوم: پليسهاي بزرگراه هستند که از همکاران راهنمايي و رانندگي هستند با لباس مبدل و ماشينهاي پلاک عادي متخلف را متوقف و اعمال قانون مي کنند. گروه سوم: از بين افراد شناخته شده در سازمانهاي مختلف انتخاب مي شوند حالا از استادان دانشگاه بگيريد تا همکاران خبرنگار شما. اين افراد کارت دارند و قبضهاي مخصوصي به آنان داده مي شود که هر گاه تخلف را ديدند، راننده را نگه نمي دارند، بلکه ذيل اين قبضها گزارش تخلف فرد را يادداشت و به ما ارسال مي کنند که ما اين گزارشها را بررسي مي کنيم.
* راهنمايي و رانندگي در مورد رانندگان با تخلفات بالا چطور اعمال قانون مي کند؟
** تدابير جديدي طراحي شده که ما منتظر ابلاغ آن هستيم و يک سري محروميت ها را براي متخلفان حرفه اي پيش بيني کرده که براي مدتهاي خاص از داشتن مجوز رانندگي محروم مي شوند که البته اين محروميتها در تمام دنيا مرسوم است. در برخي از کشورها مبلغ تخلف بر اساس ميزان درآمد فرد متخلف طبق رأي دادگاه تعيين مي شود و حکم همه هم يکسان نيست. در اين قانون فرد بر اساس درآمد ماهيانه اش، مبلغي را هر ماه به دولت مي پردازد. برخي ديگر از اعمال قانون ها در کشورهاي ديگر به صورت شناور است؛ يعني فرد از مواهب اجتماعي محروم مي شود که اين روند بازدارندگي بيشتري دارد.

  


روايت سردار مومني از يک لايحه جديد: متخلفان رفوزه مي شوند



* امير پيمان
سردار «اسکندر مومني» رئيس پليس راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي ارتقاي فرهنگي، آموزش و بازدارندگي را سه محور





اساسي برنامه هاي پليس راهنمايي و رانندگي برشمرد و گفت: در بحث بازدارندگي، دو مسأله را مورد توجه قرار داده ايم. يکي اينکه اين امر موجب وارد کردن فشار بر قشر عمده رانندگان نشود و ديگر اينکه اختيارات همکاران ما در اين زمينه محدود گردد.
مؤمني، هدف راهبردي پليس راهور در کشور را کاهش تصادفات و خسارات جانبي و مالي ناشي از آن عنوان کرد و افزود: شرايط ما در بحث انضباط در رفت و آمد و نرخ تلفات جاده اي مطلوب نيست و اين مسأله حجم عظيمي از خسارات گوناگون را به کشور و مردم وارد مي سازد.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي بيان داشت: در سال 1387 ، تعداد 800 هزار فقره تصادف در کشور رخ داد يعني روزانه 2200 فقره و در هر ساعت 90 فقره. تعداد کشته هاي ناشي از تصادفات نيز در آن سال 23 هزار نفر بوده که بطور متوسط معادل روزي 64 نفر و ساعتي 3 قرباني است. همچنين در آن سال 280 هزار مصدوم و مجروح ناشي از تصادفات جاده اي داشته ايم، به بيان ديگر، 760 نفر در هر روز و 31 نفر در هر ساعت مجروح و مصدوم شدند.

* رويکرد پليس
مومني تأکيد کرد: رويکرد پليس در به حداقل رساندن نرخ تلفات جاده اي در کشور کاملاً علمي، برنامه محور و مبتني بر تجربيات ساير کشورهاست که در داخل بومي شده و اين رويکرد صرفاً شامل امر و نهي و ايجاد شوک ناگهاني در جامعه نيست.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي ناجا اجراي برنامه هاي فرهنگي و آموزشي بويژه در مدارس کشور را در رويکرد مذکور مهم ارزيابي کرد و گفت: پليس هم اکنون در حال طراحي سيستمي است که وظايف و مسؤوليت آموزشگاههاي رانندگي را هدف قرار دهد، به اين معني که عملکرد منفي افراد خارج شده از هر آموزشگاه در رانندگي موجب آموزش دوباره فرد و احراز صلاحيت دوباره او در رانندگي و اخذ گواهينامه در همان آموزشگاه شود.
مومني اضافه کرد: براساس اين طرح، اگر افراد ظرفيت لازم براي پذيرش مسؤوليت خود در رانندگي و حفظ جان خود و سرنشينانشان را نداشته باشند، خود و آموزشگاه مربوطه شان ملزم مي شوند دوره آموزش را تکرار کنند تا احراز مسؤوليت صورت گيرد و پس از آن گواهينامه به آنان داده شود.
«به موازات اين طرح، سيستمي براي صدور گواهينامه هوشمند در دست طراحي است که بر مبناي آن، تمامي سوابق افراد در رانندگي ثبت خواهد شد.»
رئيس پليس راهنماي و رانندگي درباره موضوع مجازات رانندگان متخلف اظهار داشت: هم اکنون لايحه اي در مجلس شوراي اسلامي در حال بررسي است که بر اساس آن، به غير از جريمه نقدي، پيش بيني بخشي از محروميتها را کرده ايم، بدين معني که در قبال هر تخلف، يک امتياز منفي به گواهينامه راننده متخلف تعلق مي گيرد که اگر به يک حدود مشخصي برسد، گواهينامه آن فرد باطل مي شود.
«بخشي از لايحه مربوط به بحث گواهينامه هوشمند است که سوابق رانندگي فرد در جاهاي مختلف اعمال مي شود و بر مبناي آن، فرد متخلف از بسياري حقوق رسمي محروم خواهد شد.»
مومني يکي از راههاي کاهش تصادفات در کشور را نصب سنسورهاي مانع افزايش سرعت در خودروها عنوان کرد و گفت: يک پنجم تصادفات فوتي به خاطر سرعت غيرمجاز است که در صورت بررسي جوانب قانوني و فني کاهش سرعت خودروها، اين آمار بشدت کاهش مي يابد.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي کشور در ادامه اعلام کرد: معتقديم لايحه اخذ جرائم راهنمايي و رانندگي بازدارندگي لازم را ندارد و تفاوت چنداني با قوانين موجود نخواهد داشت.
سردار اسکندر مومني گفت: در 6 ماه نخست سال گذشته 13 هزار و 68 نفر در تصادفات جاده اي جان خود را از دست دادند، در حالي که در 6 ماهه اول امسال 12 هزار و 286 نفر در تصادفات جاده اي کشته شدند.
وي در ادامه اظهار داشت: اين آمار نشان از کاهش 782 نفري کشته ها نسبت به مدت مشابه سال قبل و 6 درصد کاهش دارد. اين در حالي است که در 7 ماه امسال 700 هزار خودرو به ناوگان حمل و نقل کشور اضافه شد.
وي اظهار داشت: انضباط ترافيکي و کاهش مرگ و مير در جاده ها و رانندگي مولفه هاي زيادي دارد که خودرو، ايمني جاده ها، حمل و نقل عمومي، مديريت سوخت، اسقاط خودروهاي فرسوده، ساماندهي ساعت کار و ... از مهمترين مؤلفه هاي آن هستند.

* قانون قديمي
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي اعلام کرد: قوانين و مقررات جديد در هر کشوري مي تواند در کاهش تلفات و تخلفات موثر باشد، آخرين قانون مصوب در زمينه رانندگي و ترافيک به دهه 50 خورشيدي باز مي گردد که اين قانون با شرايط امروز سازگار نيست.
وي اظهار داشت: در مجلس ششم لايحه اخذ جرائم به مجلس شوراي اسلامي ارائه شد که بعد از 8 سال اکنون اين لايحه مراحل پاياني خود را طي مي کند.
سردار مومني گفت: فرايند تدوين قوانين مربوط به راهنمايي و رانندگي در مجلس طولاني است و تأکيد ما اين است که در اين لايحه همه جوانب در نظر گرفته شود.
به گمان پليس، قوانين و مقررات بايد جنبه بازدارندگي براي متخلفان داشته باشد.
وي تأکيد کرد: هدف ما در لايحه اخذ جرائم راهنمايي و رانندگي ايجاد انضباط در آمد و شد و رانندگي است، مجازات و جريمه براي جلوگيري از ارتکاب تخلف است.
رئيس پليس راهور گفت: در سال جاري حدود 80 هزار خودرو از رده خارج شدند، اين در حالي است که 70 هزار خودرو وارد چرخه ترافيک شده اند و از اين رو بايد رعايت قوانين و مقررات از سوي رانندگان جدي انگاشته شود.
وي اظهار داشت: افزايش جريمه هاي رانندگي به هيچ وجه در سبد خانوار جايي ندارد، زيرا مجازات براي بازدارندگي است و تنها متخلفان جريمه مي شوند. پليس راضي نيست که حجم جريمه ها زياد شود، با اين حال تلاش نيروي انتظامي اين است که تخلفي رخ ندهد.
سردار مومني وي تأکيد کرد: با شرايط فعلي معتقديم که لايحه اخذ جرايم بازدارندگي لازم را نداشته و تفاوت چنداني با قوانين موجود ندارد.

* 2 چالش يک لايحه
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي ناجا اعلام کرد: 2 چالش مهم در لايحه اخذ جرايم وجود دارد يکي کف و سقف 3 تا 35 هزار توماني جريمه هاست اين جريمه ها محدود است، سقف 35 هزار توماني جريمه مصوبه سال 80 است که در سال 1375 پيشنهاد شده بود در قانون جديد پيشنهاد شده که هر سه سال 10 درصد به ميزان جريمه ها افزوده شود.
سردار مومني گفت: در کشورهاي منطقه و همسايه نيز چنين جريمه هايي وجود نداشته و قوانين بازدارنده تري دارند.
رويکرد در نظر گرفتن امتياز منفي براي هر تخلف رانندگي که از خواسته هاي پليس هم هست، کارايي چنداني ندارد، به طوري که اگر راننده اي 50 امتياز منفي بگيرد، گواهينامه اش توقيف خواهد شد.اين 50 امتياز خيلي بالاست اما در برخي کشورها براي هر يک از اين تخلفات که در اين لايحه چند امتياز منفي وجود دارد توقيف خودرو صورت مي گيرد.
رئيس پليس راهور ناجا اعلام کرد: قوانين و مقررات يکي از ابزارهاي پليس براي اجراي نظم و انضباط است، برخي از تخلفاتي که يک يا چند امتياز منفي دارند مي توانند حادثه آفرين باشند که امتياز منفي براي اين تخلف در لايحه اخذ جرايم در نظر گرفته شده است.
سردار مومني از نمايندگان مجلس خواست که مطالعه تطبيقي با ديگر کشورها انجام شود تا هم به لحاظ مبلغ سقف جرايم افزايش يابد و هم براي توقيف گواهينامه تعداد امتيازهاي منفي کمتر شود.

* افزايش سختگيري ها
وي اظهار داشت: مهمترين محور پليس راهور، فرهنگ سازي است که از رسانه ها در اين خصوص استفاده خواهيم کرد اما در صدور گواهينامه و آموزش رانندگان نيز سختگيري ها افزايش مي يابد.
سردار مومني گفت: گواهينامه هاي رانندگي يک امتياز است و صاحب اين مدرک بايد شرايط لازم را داشته باشد. گواهينامه مثل کارت ملي نيست که همه بتوانند آن را بگيرند.
رئيس پليس راهنمايي و رانندگي اعلام کرد: در آزمون گواهينامه سختگيري ها افزايش مي يابد و ابلاغ کرده ايم که به طور اتفاقي از کساني که پرونده شان براي صدور گواهينامه فرستاده مي شود آزمون مجدد بگيرند که البته اين آزمون قبل از صدور گواهينامه است.
سردار مومني گفت: تلاش مي کنيم با هماهنگي آموزش و پرورش رعايت قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را در مدارس بويژه مقطع دبستان نهادينه کنيم و برخي دروس مرتبط را نيز در کتابهاي درسي بگنجانيم.
سردار مومني افزود: يکي از مولفه هاي دخيل در انضباط ترافيکي موضوع تصادفات است و يک تصادف کوچک مي تواند چند کيلومتر ترافيک ايجاد کند، صنعت بيمه براي جلوگيري از اين ترافيک چند کيلومتري مي تواند کمک هاي زيادي کند اگر بيمه در کشوري درست عمل کند، در انضباط ترافيکي مؤثرتر است.
وي اظهار داشت: در جلسات با سازمانهاي بيمه تأکيد کرديم که پرداخت خسارت بيمه بايد به آساني و رواني بيمه کردن باشد، اگر مالکان خودروها بدانند خسارتشان به راحتي پرداخت مي شود و نيازي به کروکي نيست، بعد از تصادف به بيمه مراجعه کرده و خسارت خود را دريافت مي کنند.
سردار مومني در پاسخ به سؤالي مبني بر ارتباط لايحه اخذ جرايم با کاهش يا افزايش مرگ و مير تصادفات رانندگي گفت: اگر اين لايحه به اين شکل تصويب شود تاثير چنداني در کاهش يا افزايش تصادفات جاده اي ندارد، حتي در برخي موارد اين لايحه براي پليس دست و پا گير هم هست.
سردار مومني درباره ايمني جاده ها نيز گفت: يکي از اقدامهاي عمده اي که پليس بر آن تأکيد دارد، ايمني راه است بويژه راه هايي که ضريب خطر آنها بالاتر است پليس هم بر ايمني و هم بر کيفيت راه ها تاکيد دارد.

  


در گفتگوي با رئيس پليس راه کشور تأکيد شد ؛
بسيج همه امکانات براي جلوگيري از مرگ 23000 ايراني



* معصومه مرادپور
اشاره: سرهنگ عليرضا اسماعيلي رئيس پلس راه کشور در گفتگو با خبرنگار ما با اظهار نگراني از اينکه درهر ساعت 2/5 نفر در تصادفهاي رانندگي جان خود را از دست مي دهند، روايت تلخي را از جاده هاي مرگ بازگو کرده است که توجه به آن مي تواند راهکار مناسبي براي حل چالشهاي پيش روي امنيت رانندگان در جاده ها باشد.
***
* جناب سرهنگ! از آنجايي که بازدارندگي در ارتکاب تخلفات رانندگي رابطه مستقيمي با کاهش تصادفهاي رانندگي دارد، بفرماييد مهمترين و شاخص ترين عوامل بازدارندگي چه ويژگي هايي دارد؟
** يکي از عوامل اصلي در کاهش کشتههاي تصادفهابازدارندگي در وقوع تصادفهاست و شايد قوانين و مقررات بازدارندگي راحت ترين و ارزان ترين راه براي کاهش حوادث رانندگي باشد.
بازدارندگي تنها افزايش ريالي جرايم رانندگي نيست بلکه بايد شرايط و مجازاتهايي که به نوعي افراد را در ارتکاب به تخلفات باز مي دارد در بخش بازدارندگي مورد توجه قرار گيرد.در اين خصوص محروميت موقت و دائم از رانندگي محروميت از مشاغل اجتماعي و ساير موضوعهايي که به نوعي حالت خود کنترلي ايجاد کند، مي تواند به عنوان عامل بازدارنده محسوب شود.به طور کلي در دنيا 3 عامل به عنوان عوامل بازدارنده در بروز تصادفها به شمار مي رود اين عوامل شامل احساس خطر ناشي از شناسايي و اعمال قانون، شدت مجازات هاي از پيش تعيين شده و سريع بودن اعمال مجازات هاست هرچه خطر شناسايي و شدت مجازات بيشتر باشد تعداد کمتري مرتکب تخلف مي شوند.از سوي ديگر به اعتقاد من، افرادي که قوانين را به راحتي نقض مي کنند صلاحيت خيلي از مشاغل را ندارند!
از آنجايي که مسؤولان وظيفه بيشتري در خصوص رعايت قوانين بر عهده دارند بنابر اين در آينده بايد وضعيت تخلف رانندگي افراد با موقعيت اجتماعي آنها گره بخورد و افرادي که عامل تصادفهاي جرحي و فوتي هستند بايد از خيلي مشاغل محروم شوند.
* حفظ و کرامت ارزش انسانها موضوعي است که در هر کشوري به آن توجه مي شود، مرگ روزانه دهها نفر در تصادفهاي رانندگي چقدر براي تصميم گيران اهميت دارد؟
** روزانه به طور ميانگين 60 نفر در حوادث رانندگي کشته مي شوند. اينکه واقعا اين مسأله تا چقدر براي سياست گذاران اهميت دارد موضوعي است که در بخش بودجه ايمني خودرو و راه و هزاران بخش ديگر بايد به دنبال پاسخ آن گشت.
در حوزه ترافيک بايد هزينه کنيم، چرا که آمارها نشان مي دهد هرگونه هزينه کردن در اين حوزه به دليل دستاوردهاي آن يک سرمايه گذاري محسوب مي شود.در اين حوزه و در تصادفات دو عامل از اهميت بسياري برخوردار است؛ يکي زمان و ديگري جان انسانها.
بدين ترتيب بايد تمام امکانات در کشورها به کارگيري شوند تا از مرگ و مير انسانها در تصادفهاي جلوگيري شود.
* جناب سرهنگ اسماعيلي! مسأله ايمني خودرو از شاخص ترين موضوعهاي امنيت افراد در حوادث جاده اي به شمار مي رود، شما به عنوان رئيس پليس راه اين مسأله را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** در بحث ايمني خودروها بايد به دو موضوع در ابتدا اشاره کنيم. به طور کلي ايمني به دو بخش ايمني فعال و ايمني غيرفعال تقسيم مي شود، ايمني فعال به آن دسته از تجهيزات اطلاق مي شود که مانع بروز تصادفها و حادثه مي شوند. در اين خصوص مي توان به نقش ترمزها، درستي تايرها و ... اشاره کرد.
بخش ديگري از ايمني به ايمني غير فعال اطلاق مي شود که شامل آن دسته از تجهيزات ايمني است که پس از وقوع تصادف به کمک سرنشينان خودروها مي آيد اين وسايل ايمني شامل ايربگ، ستونهاي اتاق خودرو، کمربند ايمني و ... است.اين دسته از وسايل مي توانند جان سرنشينان خودرو را در صورت بروز تصادف از مرگ نجات دهد.
موضوع ديگر بحث ايمني خودروها (ارگونومي خودرو) است بدان معنا که راننده در خودرو خود احساس آرامش کند که اين وسايل نيز شامل تنظيم صندلي ها، ديد راننده و.... است.کارخانه هاي خودروساز به موازات افزايش کمي توليدات خود بايد به کيفيت هم توجه کنند زيرا به همان ميزان که توليد مهم است کيفيت خودروها نيز در کاهش خسارتها مؤثر است که متاسفانه درحال حاضر شرکتهاي خودروسازي داخلي به ميزاني که بايد و شايد به اين امر توجه ندارند.بنابراين دولت در اين شرايط بايد با ايجاد بسترهاي لازم زمينه رقابتي شرکت خودروسازي را در جهت افزايش سطح ايمني خودروها فراهم کند.
پليس راه هم اکنون در حال تهيه بانک اطلاعات از خودروهايي است که تصادف کرده و دچار حادثه مي شوند تا مشخص شود واقعاً چه ميزان عامل خودرو و ايمني آن در جلوگيري از بروز حوادث رانندگي در ايران نقش دارد.
از سوي ديگر بايد ببينيم چه خودروهايي از لحاظ ايمني با مشکل مواجه هستند و چه ميزان از مرگ و مير در کشور به دليل ناايمني خودروها است.
* شما به عنوان رئيس پليس راه مهمترين عوامل دخيل در تصادفهاي رانندگي را چه عواملي مي دانيد؟ و از ديدگاه جنابعالي چه عاملي در کاهش تصادفهاي رانندگي مؤثر است؟!
** درخصوص عوامل کاهش کشته هاي تصادفهاي رانندگي بايد بگويم چهار عامل در اين خصوص دخيل هستند که اين عوامل عبارتند از: اجراي مقررات آموزش مهندسي راه و واکنش اورژانس.
در بخش اجراي مقررات بايد قوانين با جديت و بدون اغماض و با تدابير ويژه براي متخلفان توسط پليس و ساير سازمانهاي مسؤول اجرا شود تا متخلفان به هيچ عنوان به خود اجازه ارتکاب تخلف را ندهند.
در اين بخش به کارگيري سيستمهاي الکترونيکي به جاي کنترل فيزيکي پليس بسيار مؤثر است زيرا متخلفان در تمام طول رانندگي احساس مي کنند پليس رفتار آنها را کنترل مي کند و راهي نيز براي فرار از قانون وجود ندارد.در اين بخش شايد به کارگيري ابزار نوين مانند سيستم ردياب ماهواره اي در ناوگان بار و مسافر طي 2 سال اخير توانسته است نقش مؤثري در کاهش مرگ و مير تصادفها ايفا کند.
اما موضوع بسيار مهم که نظريه جديدي به شمار مي رود، واکنش اورژانس است بعد از وقوع تصادف حضور سريع فوريتهاي پزشکي در محل حادثه مي تواند مؤثر باشد به شکلي که اگر خدمات اورژانس در وقت طلايي صورت گيرد، بخش عمده اي از مصدومان تصادفها از مرگ حتمي نجات مي يابند.
در اين فاصله محل تصادفها با مراکز درماني و کمبودهاي پزشکي در مراکز درماني خارج از مراکز استانها و تيمهاي اورژانس اعم از زميني و هوايي در اين خصوص بسيار تعيين کننده است.هر چند باوجود توسعه تيمهاي فوريتهاي پزشکي در سال جاري، در جاده هاي کشور بايد بگويم هنوز تا حد قبول فاصله زيادي داريم و مسؤولان امر بايد در اين خصوص تدابير جدي بينديشند.به هر حال بايد از ثانيه ثانيه هاي وقت خود استفاده کنيم زيرا با هر تيک تاک ساعت تصادفي رخ مي دهد که جبران آن شايد غير ممکن باشد.مرگ سالانه 23 هزار نفر در حوادث جاده اي در ايران بزرگترين تهديد داخلي محسوب مي شود.
از سوي ديگر، متأسفانه 90 درصد سفرهاي برون شهري از طريق جاده رخ مي دهد. اين در حالي است که اين رقم در کشورهاي توسعه يافته 60 درصد است.بنابراين لزوم افزايش سفرهاي برون شهري و استفاده از شبکه ريلي ضروري است، شبکه ريلي با توجه به امنيت بيشتري که دارد بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.

  


قصه پرغصه تصادفات از زبان فرمانده



* محمد شرفي

فرمانده پليس راه کشور با تأکيد بر اينکه از شنيدن آمار کشته هاي تصادفات جاده اي غصه مي خورد گفت: من نمي گويم که مسؤولان هم بنشينند و غصه بخورند، بلکه همين قدر که فکر کنند و براي جلوگيري از اين فاجعه بزرگ قانوني تصويب کنند کفايت مي کند.
سرهنگ عليرضا اسماعيلي راه حل مشکلات ترافيک کشور را در 2 بخش کوتاه مدت و بلندمدت تقسيم کرد و گفت: برخي مشکلات زيرساختي و زمان بر است، برخي مسايل نيز فرهنگي است، اما برخي برنامه هاي کوتاه مدت مي تواند کشته هاي تصادفات را کاهش دهد که شرط اول آن است که مسؤولان کشوري به موضوع ترافيک و ايمني فکر کنند، زيرا وقتي فکر کنيم، حساسيت و دغدغه ايجاد مي شود و همين حساسيت در تصميمات اثر مي گذارد.وي يکي از عوامل جلوگيري از مرگ و مير در تصادفات را بستن کمربند ايمني دانست و گفت: آمارها نشان مي دهد که ساليانه 2 هزار سرنشين صندلي هاي عقب خودرو به دليل نبستن کمربند ايمني کشته مي شوند، بنابراين بايد قانوني وضع شود که کمربند ايمني عقب خودرو اجباري شود.
فرمانده پليس راه کشور با تأکيد بر اينکه اجباري کردن کمربند ايمني براي صندلي عقب خودرو پول و تکنولوژي نمي خواهد گفت: تنها کافي است قانوني وضع شود که بستن کمربند ايمني را اجباري کند.وي افزود: اگر در طول دوران مدرسه آموزش مي دادند که چگونه حقوق ديگران را رعايت کنيم، با خودرو روي خط کشي عابر پياده نايستيم، جلوي خودروي ديگران نپيچيم، مارپيچ حرکت نکنيم و در مجموع آموزش ترافيک مي دادند اين همه فاجعه اتفاق نمي افتاد.وي گفت: پليس به محض شروع کار، بايد راه را باز کند، با متخلف برخورد کند و براي تسريع ترافيک کوشش کند، اما نمي تواند عابران را صدا بزند و يک ربع ساعت توضيح دهد که از محل خط کشي عبور کند. در دنيا تعجب مي کنند که پليس ايران فيلم آموزشي انيميشن براي رانندگي توليد مي کند و اين نشان مي دهد که فرهنگ سازي روي زمين مانده که پليس به صحنه آمده است.
وي با اعلام اينکه در حال حاضر نقاط حادثه خيز جاده هاي شناسايي شده است، ادامه داد: در سراسر کشور 105 منطقه سقوط بهمن، 356 منطقه کولاک خيز، 45 منطقه داراي مه شديد و 128 منطقه داراي شرايط ريزش سنگ وجود دارد.فرمانده پليس راه کشور، يکي از دلايل تصادفات را شرايط متفاوت آب و هوايي دانست و گفت: تغييرات جوي در طول سفر قابل پيش بيني نيست. با اولين بارش معابر لغزنده شده و حدود 75 درصد اصطکاک جاده با لاستيک از بين مي رود. محدوديت ديد باعث مي شود احتمال خطا در تخمين مسافت به وجود آيد. بويژه آنکه رانندگي در فصل زمستان و در شرايط لغزندگي با شرايط عادي تفاوت دارد.
وي خطر يخ زدگي مخازن سوخت خودروهاي سنگين، از کارافتادگي برف پاک کن و شيشه شور خودروها را از ديگر مشکلات تغييرات آب و هوايي اعلام کرد و گفت: در شرايط لغزنده کارآيي سيستم ترمز و کنترل خودرو متفاوت مي شود، بويژه آنکه روزها در زمستان کوتاه مي شود و همه اين شرايط زمان واکنش راننده را هنگام مواجهه با خطر افزايش مي دهد.
وي با بيان اينکه احتياط شرط عقل است گفت: قبل از آغاز سفر مي توان با يک تماس تلفني با پليس راه، از وضعيت مسير و جاده اي که قصد مسافرت داريم آگاه شويم، زيرا امکان دارد آگاهي از وضعيت جاده مانع آغاز سفر شود.

  


غفلت از زواياي پنهان تصادفات



* بيتا مهدوي
شبکه حمل و نقل جاده اي و شهري کشور در چندين سال گذشته، به دليل آمار بالاي خسارتها و تلفات ناشي از تصادفات و حوادث





رانندگي رتبه نخست را در جهان از آن خود کرده است.
بررسي هاي انجام شده توسط بانک جهاني نشان مي دهد، در ايران بيش از 20 برابر کشورهاي صنعتي و 5 برابر کشورهاي مشابه همچون مصر و ترکيه تصادفات جاده اي رخ مي دهد.
اطلاعات و آمار موجود، بيانگر اين حقيقت است که تصادفات در ايران يکي از عمده ترين علل مرگ و آسيب ديدگي افراد است که خسارات جبران ناپذيري را بر پيکره اقتصاد کشور وارد مي کند.
کارشناسان مي گويند: آمار تصادفات نمايانگر اين واقعيت عيني است که بيشتر حوادث و سوانح رانندگي ناشي از بي توجهي به مقررات رانندگي بويژه تخلفاتي نظير رعايت نکردن حق تقدم، سرعت و سبقت غيرمجاز، انحراف به چپ و رعايت نکردن فاصله از وسيله نقليه جلويي است.
همچنين بررسي هاي انجام شده توسط سازمان جهاني بهداشت در خصوص خطاهايي که در رانندگي سبب بروز تصادفات مي شود، نشان مي دهد، هر راننده به طور متوسط در هر مايل (معادل 1/6 کيلومتر) 200 مرتبه به اطراف نگاه مي کند و 20 بار تصميم مي گيرد و اين در حالي است که از هر 40 تصميم راننده، حداقل يک مورد اشتباه است؛ يعني به عبارتي




2/5 درصد تصميمات يک راننده در هر سه کيلومتر اشتباه است و تعداد اين اشتباه ها بر اثر خستگي، صحبت با سرنشينان، مصرف دارو و... افزايش مي يابد، به عبارت ديگر مي توان پي برد که هر راننده با 60 کيلومتر سرعت در ساعت هر 5 يا 6 دقيقه دچار يک اشتباه و با 80 کيلومتر سرعت هر 3 تا 4 دقيقه دچار يک اشتباه مي شود.
سرهنگ حسين عليشاهي، رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور مي گويد: 75 درصد حوادث جاده اي، بر اثر عامل انساني و 25 تا 30 درصد مربوط به ساير عوامل است. بررسي هاي انجام شده در مورد مهمترين عوامل حوادث رانندگي در کشور نشان مي دهد، 26 درصد از حوادث بر اثر بي توجهي به جلو، 25 درصد تخطي از سرعتهاي مجاز غيرمطمئنه، 22/5 درصد به علت انحراف به چپ و سبقتهاي نا به جا و 15 درصد به علت رعايت نکردن حق تقدم بوده است.
او مي افزايد: بي توجهي راننده به جلو، صحبت راننده با سرنشينان، صحبت با تلفن همراه و حواس پرتي راننده بر اثر مشکلات زندگي از خطاهاي انساني در حين رانندگي است و اين در حالي است که کارشناسان پليس راهنمايي و رانندگي به اين جوانب پنهان نمي پردازند و به واسطه شرح وظايفي که قانون به آنان واگذار کرده است، علت تامه حوادث جاده اي را در نظر مي گيرند.
او يادآوري مي کند: در کشورهاي پيشرفته زماني که حادثه اي در جاده رخ مي دهد معمولاً اکيپهايي متشکل از 10 تا 15 سازمان و نهاد حادثه را بررسي مي کنند و نتيجه تحقيقات آنان نشان مي دهد، به عنوان مثال در هر سال اختلافات خانوادگي تا چه اندازه سبب حوادث جاده اي مي شود.آنان نتيجه اين بررسي ها را به دولت و دستگاه هاي قانونگذاري مي دهند و بعد تصميم گيري مي کنند. از اين رو قوانين خاصي را به تصويب مي رسانند و با متخلف برخورد مي کنند که اين اقدام ها يکسري کارهاي بازدارنده هستند. اين در حالي است که در کشور ما اکيپي وجود ندارد که زواياي پنهان حوادث جاده اي را به طور ريشه اي بررسي کند و جاي اين اکيپ خالي است.
سرهنگ عليشاهي مي گويد: در حال حاضر لايحه قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي پيشنهادي توسط نيروي انتظامي و ساير کارشناسان در دستور کار مجلس قراردارد که کليات آن تصويب شده، زيرا قوانين خطي بازدارنده نيست به عنوان مثال، در مورد شخصي که در جاده تصادف کرده و باعث مرگ 15 نفر شده بيشترين ابزار بازدارنده پليس جريمه است و ساير قضايا مربوط به دستگاه قضايي و بيمه هاست.
در مورد چنين فردي هيچ منع قانوني وجود ندارد و او دوباره به راحتي پشت فرمان مي نشيند. اين در حالي است که در کشورهاي پيشرفته اين گونه نيست.
وي ادامه مي دهد: در کشورهاي توسعه يافته از تجهيزات و سامانه هاي الکترونيکي استفاده ميشود و ابزارهاي بازدارنده قانوني نيز در جلوگيري از تصادفات بسيار مؤثرند؛ به عنوان مثال در گذشته در آلمان در هر سال حدود 25 هزار نفر در حوادث جاده اي کشته مي شدند. اين آمار با استفاده از ابزارهاي بازدارنده قانوني در 5 سال اخير به 2 تا 3 هزار کشته کاهش يافته است.
او مي افزايد: در بسياري از جاده هاي کشور تنها با حضور فيزيکي پليس مي توانيم جاده ها را کنترل کنيم و استفاده از تجهيزات و سامانه هاي الکترونيکي بسيار ضعيف است، مگر چند بزرگراه و آزاد راه بين شهري و محورهاي پرتردد توسط دوربينهاي ثابت کنترل مي شوند.
تعدادي هم از گشتهاي پليس به دوربينهاي پرتابل مجهزند و اين در حالي است که يک گشت پليس تنها مي تواند دو کيلومتر جلوتر و عقب تر از خودش را کنترل کند و مردم با ديدن پليس خودشان را ملزم به رعايت قوانين و مقررات مي کنند و به محض اينکه از مقابل پليس عبور مي کنند، سرعت خود را افزايش دهند.
او خاطر نشان مي کند: با همه تلاش پليس و کنترل نامحسوس، آمار تصادفات جاده اي در سال گذشته از 27 تا 28 هزار کشته به 21 تا 22 هزار نفر کاهش يافته است، که اين راضي کننده نيست.
اما مجتبي رحماني، کارشناس تصادفات و امور حمل و نقل و ترافيک هم مي گويد: اصولاً مردم يک جامعه بايد از نوع خطراتي که آنان را در جاده ها تهديد مي کند، نقاط حادثه خيز جاده، خود امدادي و دگر امدادي و کمکهاي اوليه، نحوه کنترل ايمني خودرو و سرنشينان پيش از رانندگي و همچنين اقداماتي که در زمان تصادف و پس از آن بايد انجام بدهند، آگاه باشند.
او مي افزايد: در کشورهايي که در امر کاهش مرگ و مير تصادفات جاده اي موفق بوده اند فرهنگ ايمني در تک تک افراد تقويت شده است. رسانه ها و نهادهاي فرهنگي هم به همراه دستگاه هاي اجرايي و با استفاده از انواع محصولات و فعاليتهاي فرهنگي، نگرشهاي مردم را در زمينه پيشگيري از حوادث جاده اي منطقي کرده اند.

  


انضباط اجتماعي راهي براي کاهش تصادفات



* ندا جعفري
با گسترش حمل و نقل جاده اي و ارتقاي کمي و کيفي آن، رفت و آمد وسايل نقليه نيز نسبت به گذشته افزايش چشمگيري يافته و بر اين اساس براي جلوگيري از وقوع تصادفهاي رانندگي نياز به اتخاذ تدابير ويژه اي از سوي مسؤولان هستيم.
اين در حالي است که کارشناسان معتقدند، فرهنگ سازي و توسعه فرهنگ صحيح رانندگي ، مقابله قاطع با رفتارهاي پرخطر، نظارت و ارزيابي مستمر بر وضع رانندگان ، کنترل کيفي و معاينه فني خودروها ، استانداردسازي جاده ها و رفع گلوگاه هاي پرخطر، التزام متقاضيان به اصول ، ضوابط و مقررات رانندگي ، ابطال و لغو گواهينامه ها در صورت لزوم از جمله مواردي است که مي تواند پليس را در کاهش چشمگير تصادفات کمک کند.
يک مسوول مرکز کنترل و ترافيک پليس راه کشور در خصوص تأثير فرهنگ سازي در کاهش ميزان تصادفات جاده اي مي گويد: فرهنگ سازي و اطلاع رساني در رابطه با حوادث جاده اي بسيار مؤثر است، اما نبايد به کارگيري سامانه هاي الکترونيکي ، دوربين هاي GPS را که در سطح جاده ها نصب مي شوند ناديده گرفت.
وي ادامه مي دهد: در اين ميان هدفمند کردن وظايف پليس در رابطه با سرعت وسايل نقليه را بايد بيش از پيش مورد اجرا قرار داد که تاثير بسزايي در کاهش تلفات جاده اي را دارد.
وي مي افزايد: تعامل و هماهنگي بين دستگاه هاي امداد و نجات جاده اي ،اورژانس و هلال احمر، سازمان راهداري و شرکتهاي امداد خودرويي با پليس مي تواند آمار تصادف را در جاده هاي کشور کاهش دهد.
اما حميد حق جو که يک شهروند تهراني است معتقد است، بيشتر تصادفات ناشي از عامل انساني از جمله کم تجربگي، بي تفاوت بودن به نقايص فني خودرو و يا رعايت نکردن مقررات راهنمايي و رانندگي به وقوع مي پيوندد.
وي ادامه مي دهد: «من معتقدم رفتار آدمها روي رانندگي آنان هم تأثيرگذار است؛ مثلاً اگر فردي در خانواده اش رفتارعصبي دارد، رانندگي اش هم عصبي است، اگر روي خط عابر پياده مي ايستد و موقع چراغ قرمز، راه را براي عابران بند مي آورد، مطمئن باشيد ماشينش را هم در پارکينگ همسايه ها پارک مي کند. اين چيزها مثل حلقههاي زنجير به هم وصل شده است.
وي مي گويد: راهنمايي و رانندگي بايد به رانندگاني که توجهي به رعايت نظم و مقررات ندارند، سخت بگيرد و اجازه ندهد هر کسي که مي تواند پشت فرمان بنشيند.
اما يک کارشناس مسائل شهري درباره کاهش محسوس تلفات جاده اي مي گويد: «پليس از سال 1380 به بعد با حضور مستمر خود در جاده ها خوب کار کرده و توانسته ارتباط خوبي با مردم برقرار کند . موضوع فرهنگ سازي از همان سالها در دستور کار پليس قرار گرفت و توانست پيشرفت چشمگيري داشته باشد.
وي مي افزايد :البته نبايد فراموش کرد که مردم ايران بسيار فرهنگ پذيرند؛ فرهنگ سازي مسأله اي است که سالها وقت لازم دارد .اما در جامعه ما بسيار سريع مي توان به نتيجه مطلوب و دلخواه رسيد. مسأله اين است که مردم از سطح آگاهي بالايي برخوردارند و به آموزش از صفر نيازي نيست، فقط کمي گوشزد در زمينه انضباط اجتماعي لازم است.»
با اين توضيحات مي بينيم که با کمي همت از سوي شهروندان مبني بر رعايت مقررات و همکاري راهنمايي و رانندگي، مي توان گام مؤثري در کاهش تلفات جاده اي و حتي بين شهري برداشت .

  


چه بايد کرد؟؛ جنون سرعت در جاده مرگ!



بنابر شواهد تاريخي، ايرانيان از 5 هزار سال پيش از چرخ براي سهولت انجام کارها و حمل و نقل سود جسته اند و کوشيده اند از اين





وسيله به عنوان عاملي در جهت تسهيل و تسريع در ارتباطات بهره گيرند.
پس از اختراع چرخ، چيزي نگذشت که نياز به «جاده» احساس شد و پيامد آن بشر دريافت که امر حمل و نقل بايد براساس نظم، قانون و روشهايي استوار باشد که متضمن نفع جامعه و جلوگيري از خسارات و آشفتگي ها باشد، از اين رو نخستين قوانين مربوط به حمل و نقل داراي قدمتي چند هزار ساله است که از درک ضرورتها و لزوم اتخاذ شيوه هايي براي کنترل جاده ها و وسايل حمل و نقل حکايت دارد.
همسو با چنين دريافتهايي انسان به ضرورت توسعه راه ها و تعريض مسيرها به عنوان عاملي مهم در راستاي سرعت افزونتر و بهره مندي مطلوب تر پي برد و به مرور زمان با احداث توقفگاه هايي در بين راه ها (کاروانسراها) و نيز تکميل اختراع چرخ و وسايل حمل و نقل گامهاي بلند و اساسي تري در اين زمينه برداشت.
با عرضه خودرو توسط کارل بنز در اواخر قرن نوزدهم، حمل و نقل وارد مرحله جديدي شد و بتدريج صدها اختراع در خدمت تکميل و بهبود هر چه بيشتر اين وسيله قرار گرفت تا جايي که امروزه صنعت حمل و نقل يکي از فعالترين و پر رونق ترين صنايع جهان است و کمپاني هاي متعددي در سر تا سر جهان در تلاشي بي وقفه مي کوشند تا با ارتقاي سطح کيفي، ايمني اين محصول را افزايش داده و پاسخگوي نيازهاي پايان ناپذير و سلايق مخاطبان خود باشند.
در سايه افزايش جمعيت جهان و نيز توليد خودروهاي فراوان با قابليتهاي مضاعف توسعه و تعريض راه ها و جاده ها، تصويب و اجراي قوانين خاص در اين زمينه و حتي تأسيس و نظارت سازمانهايي در خصوص هدايت و کنترل رانندگي، به نظر مي رسد هنوز اين امر با دشواريها و معضلات فراواني همراه است و لذا در عصر حاضر در جهت کاهش تلفات و خسارات، بيش از هر زمان ديگري متغير مهندسي ترافيک که وظيفه طراحي معابر و جاده ها و ايمن سازي آن را دارد، و نيز آموزش کاربران در جهت رشد فرهنگ ترافيک مورد توجه قرار گرفته است. به کارگيري فناوري پيشرفته نوين its توسط پليس راهنمايي و رانندگي و نيز سيستم هاي هشداردهنده و عواملي از اين قبيل بيانگر ورود تدريجي به عصر تازه اي است که در پاسخ به نگراني بزرگ جنون سرعت از راه مي رسد، جنوني که تاکنون قربانيان فراواني داشته و مصيبت هاي بسياري آفريده است.
به تحقيق، يکي از مهمترين علل تصادفات، سرعت بيش از حد مجاز رانندگان وسايل نقليه بوده است که يا به عدم کنترل خودرو منجر شده و يا در مواجهه با يک عامل غيرقابل پيش بيني به وقوع پيوسته است.
در برخي از موارد ناتواني راننده در کنترل وسيله نقليه آنچنان خسارات وسيع و دامنه داري در پي داشته که فاجعه اي دلخراش و جبران ناپذير را رقم زده است و جان انسانهاي بي گناه بسياري را ستانده و خانواده هاي زيادي را در ماتم و سوگ عزيزان از دست رفته فرو برده است.
تصادفات در عصر حاضر در شمار يکي از مهمترين و نگران کننده ترين علل مرگ و مير و معلوليت انسانها قرار دارد و از آنجا که هر چقدر ميزان سرعت بيشتر باشد، شدت تصادف و در نتيجه خسارات جاني و مادي آن بيشتر خواهد بود، تصادفات جاده اي خطرناک تر و ضرر بارتر است.
براساس بررسي کارشناسان وقوع تصادف ها به عوامل متعددي بستگي دارد که آموزش و رعايت نکات ايمني مي تواند به نحو قابل ملاحظه اي در پيشگيري و کاهش اين امر مؤثر واقع شود، چنانکه در آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان بهداشت جهاني آمده است که 80 درصد خودروهاي جهان در اختيار کشورهاي پيشرفته است، در حالي که فقط 20 درصد تلفات ناشي از تصادفات متعلق به مردمان اين کشورهاست که اين آمار گوياي نکات بسياري است و از ضرورت رسيدگي به معضل کهنه اي حکايت دارد که سالانه آسيبهاي مادي و معنوي فراوان و جبران ناپذيري را به اجتماع وارد مي کند.
يکي از مشکلات بزرگي که در مهندسي ترافيک مطرح است، مسأله «توليد سفر» است که کاهش آن مي تواند در روان سازي ترافيک و نيز کاهش تصادفات نيز مؤثر باشد. امروزه از طريق وسايل ارتباطي و مخابراتي مي توان به انجام بسياري از امور مبادرت کرد، لذا آشنايي با چنين امکاناتي، سفرهاي غيرضروري را با تمامي مشکلات خسته کننده و پيامدهايش از هر نظر فاقد صرفه و صلاح مي نماياند.
روان سازي امور اداري و خدماتي در کشورهاي پيشرفته جهان موجب شده است تا توليد سفر به نحو قابل ملاحظه اي در اين کشورها کاهش يابد و اشخاص بدون خارج شدن از منزل خود، کارهاي مورد نظرشان را از طريق رايانه به انجام برسانند.
بديهي است چنين شيوه اي ضمن صرفهجويي در وقت و مصرف انرژي در بهره وري، کاهش ترافيک و تصادفات احتمالي نقش بسزايي دارد.
ناآگاهي و عدم اطلاع رساني کافي از مسير يکي ديگر از عوامل پديد آورنده تصادفات است، از اين رو کساني که شناخت دقيقي از مسير رسيدن به مقصد ندارند با سردرگمي در جاده ها به رانندگي پرداخته و به ناچار اعمالي از آنان سر مي زند که با شرايط موجود هماهنگ نيست، کند راندن، ترمزهاي شديد و ناگهاني، دورزدن، حرکت با دنده عقب خلاف جهت جاده و... هر يک مي تواند به نوبه خود مخاطراتي را ايجاد کند که بهتر است رانندگان پيش از سفر با تهيه و مطالعه نقشه و کسب آگاهي بيشتر اقدام به سفر نمايند.
همچنين توجه به تابلوهاي هشداردهنده و علايم راهنمايي و رعايت آنها يکي ديگر از عواملي است که در کاهش تصادفات مؤثر است.
خواب آلودگي و يا کمبود استراحت که در نتيجه خستگي و کاهش ميزان هوشياري را در پي دارد يکي از مهم ترين عوامل ايجاد تصادفات زيانبار و دلخراش است. تصميم هاي ناگهاني براي انجام سفر و يا بستن بار سفر در آخرين لحظات باعث مي شود سفر با کسالت و کاهش آمادگي فکري و روحي همراه باشد و در نتيجه لحظه اي غفلت و يا خواب آلودگي راننده فاجعه اي پديد آيد که يک عمر پشيماني و حسرت را در پي داشته باشد.
علاوه بر اين موضوع خوردن و آشاميدن، شوخي، استفاده از داروهاي خواب آور، صحبت کردن با تلفن و ديگر حرکات و اعمال اضافي که موجبات حواس پرتي و کاهش دقت راننده را در هنگام رانندگي به وجود مي آورند در شمار ديگر عوامل ايجاد تصادفات محسوب مي شوند.
در واقع بخش عمده اي از تصادفات مربوط به دو عامل «هوشياري» و «پديداري» مي شوند که در عامل هوشياري علاوه بر خواب آلودگي، مصرف داروهايي که ايجاد خواب آلودگي مي کند و غذاهاي چرب و سنگين، بايد مواد مخدر و يا قرص هاي روانگردان که انسان را از حالت طبيعي خارج مي کند را نيز به اين فهرست افزود.
عامل پديداري «چگونه ديده شويم» از ديگر عوامل مهم در بروز تصادفات است. رانندگاني که چراغهاي خودرو آنان معيوب است و بويژه در هنگام شب بدون چراغ خطر و يا در هواي مه آلود بدون چراغ مه شکن در جاده ها اقدام به تردد مي کنند، از آنجا که وسيله نقليه آنان در تاريکي به خوبي ديده نمي شود، خود و ديگران را در معرض خطر قرار مي دهند.
افزون بر اين براي کارخانه هاي سازنده خودرو، واردکنندگان و فروشندگان بايد ضوابطي تعيين و آنها را مقيد به رعايت ضوابط استاندارد نمود، زيرا يکي از علل ايجاد تصادفات نيز غيراستاندارد بودن خودروهايي است که کاستي ها و نواقص آنها در جاده ها نمود بيشتري پيدا مي کند و حادثه ساز مي شود.
در کنار اين موضوع، گراني لوازم يدکي و لاستيک را نيز بايد در شمار مشکلات مرتبط با اين معضل افزود، زيرا بارها ديده شده شهروندان با لاستيک هاي صاف و غيرمطمئن، خطر چنين سفري را به جان مي خرد و متأسفانه روي اين نکته نيز نظارت و دقتي وجود ندارد. بويژه در شرايط برف و يخبندان فصل هاي پاييز و زمستان و در مناطق سردسير، بخشي از تصادفها به علت استفاده نکردن از لاستيک مطلوب، يخ شکن، زنجير چرخ و... رخ مي نماياند که اين تصادفها مي تواند قابل پيشگيري باشد.
و اما حکايت تعميرکاران خودرو يا به تعبير عامه مکانيک ها نيز از ديگر عواملي است که نبايد به سادگي از کنار آن عبور کرد، متأسفانه برخي از مکانيکها از صلاحيت، دقت و توانايي کافي در زمينه تعمير خودروها برخوردار نيستند که همين موضوع موجب مي شود با وجود دستمزدهاي بالا و بدون حساب و کتابي که از مشتريان خود مي گيرند گاه کار خود را به نحو احسن انجام نداده و در نتيجه در حين سفر وسيله نقليه دچار نقص شده و همين نقص به تصادف بينجامد. از اين رو لازم به نظر مي رسد بر کار تعميرگاه ها نظارت بيشتري صورت پذيرد و در صورت محرز شدن مهارت و برگزاري دوره هاي آموزش تکميلي به آنان اجازه کار داده شده و اجرت کار آنان نيز ضابطه مند گردد.
و اما بخشي از تصادفات نيز معلول مسائلي است که نيازمند تدبير و دقت نظر مسؤولان است و با رفع آن مي توان آمار سرسام آور و مصيبت بار تصادفات را که شاخص مطلوبي براي جامعه ما نيست، پايين آورد، که نخستين نکته در اين باره اصلاح جاده ها و تلاش در جهت مطابقت آن با استانداردهاي بين المللي است.
جاده هاي هر کشوري در شمار سرمايه هاي آن کشور به شمار مي آيد، بنابراين جا دارد که در توسعه، حفظ و نگهداري جاده ها توجه افزونتري ديده شود، اصلاح جاده ها، توسعه و تعريض آن، احداث پلها و تونلها، نصب تابلوها و چراغهاي راهنما، ايجاد پارکينگ کنار جاده، طراحي و ساخت توقفگاه هاي مجهز و از هر حيث نظارت شده و... از انتظاراتي است که تحقق آن روان سازي ترافيک و کاهش تصادفات را در پي خواهد داشت.
نکته مهمي که در اين زمينه نبايد فراموش شود آنکه با وجود صرف هزينه گزاف، گاه به سبب عدم نظارت مؤثر و کارشناسانه، نتايج مطلوبي حاصل نمي شود، مثلاً آسفالت جاده ها و يا لکه گيري آن با مصالح مرغوب و دقت در يکدستي به انجام نمي رسد به همين سبب جاده ها عموماً داراي پستي و بلندي و دست اندازهايي است که نشانگر ضعف سازندگان آن و يا غيبت و عدم توجه مهندسان ناظر است که در شرايط باراني، اين جاده ها به انبوهي از چاله هاي پرآب و دردسرساز مبدل مي شود و حتي خط کشي هاي جاده ها که مي تواند نقش راهنما داشته باشد، گاه آنچنان با بي دقتي رسم شده است که نقش معکوس دارد.
همچنين جايگاه پليس راهنمايي و رانندگي در کاهش تصادفات بي ترديد مي تواند بسيار مهم و تأثيرگذار باشد، به شرطي که بدون تعارف انگيزه و جديت در اجراي مقررات در اين دستگاه همپاي تحولات نوين جهان در اين عرصه فزوني يابد که يکي از شرايط توسعه پايدار انگيزه بالا و سختگيري در اجراي ضوابط و مقررات است.

  


کاهش تصادفها نيازمند عزم ملي



* بيژن شايان
وزير راه دولت هشتم با اعلام اينکه به تأييد مسؤولان در سال 87 حدود 24 هزار کشته در تصادفهاي رانندگي داشته ايم گفت: اعتقاد





من اين است که در اين کشور بايد يک فرد، تشکل، نهاد، رسانه يا هر چيز ديگري پيدا شود و بپرسد چه کسي و چه زماني مي خواهد به اشکهاي خانواده هايي که عزيزانشان را در سوانح رانندگي از دست داده اند، پاسخ دهد.
احمد خرم با اعلام اينکه 4 عامل اساسي در تصادفهاي جاده اي وجود دارد، گفت: جاده، نيروي انساني، وسيله نقليه و آب و هوا چهار عامل مهم در تصادفهاي جاده اي است که وسيله نقليه و آب و هوا درصد کمتري را به خود اختصاص مي دهند زيرا نمي توان جلوي تغيير آب و هوا و ريزش يک باره برف و باران را گرفت و در بخش خودرو نيز به تخصص ويژه اي نياز است اما جاده و عامل انساني قابل بحث است.
وي عامل انساني را در 2 حوزه راننده و مديريت حمل و نقل تقسيم کرد و افزود: تفکر غالب حکايت از آن دارد که علت 70 درصد تصادفها، اشتباه راننده است اما راننده اي که از کودکي تا دانشگاه آموزش نديده چگونه مي تواند يک باره رفتار درستي داشته باشد.وي با تأکيد بر اينکه در دنيا فرهنگ ترافيک را جدي مي گيرند، گفت: ايجاد قانون و فرهنگ ترافيک بر عهده راننده نيست بلکه راننده مجري است.
خرم در خصوص بحث جاده به عنوان عامل مهم تصادفها گفت: جاده هاي کشور به 4 گروه روستايي، فرعي، اصلي و شرياني خاص تقسيم مي شود. راه روستايي تعريف خاص خودش را دارد. راه فرعي يک سطح بالاتر از راه روستايي است و شهرستانها را به يکديگر وصل مي کند.
راه اصلي مسير رفت و برگشت دوطرفه است و شريان خاص نيز به اتوبان، بزرگراه و آزادراه گفته مي شود که ايران در 3 حوزه راه فرعي، روستايي و اصلي جزو شبکه هاي راه طلايي در آسياست اما مشکل اصلي در بخش شرياني خاص است.
وي آزادراه را ارزانتر، ايمن تر، داراي عمل طولاني تر، عاملي براي جلوگيري از مصرف سوخت و عامل کاهش تصادفها ياد و اضافه کرد: بزرگراه 2 خط رفت و برگشت دارد که دولت بايد سرمايه گذاري کند اما آزادراه با سرمايه گذاري مساوي بين دولت و بخش خصوصي صورت مي گيرد که عوارض دريافتي ظرف 15 سال به بخش خصوصي واگذار مي شود تا 15 درصد آن را براي تعمير و نگهداري راه و بقيه را بابت سرمايه گذاري و سود بردارد اما پس از 15 سال اين راه متعلق به دولت خواهد بود.
وي با اعلام اينکه 70 درصد تصادفها در 30 کيلومتري شهرها اتفاق افتاده است، اظهار داشت: بنابراين بايد حداقل در 50 کيلومتري شهرها بزرگراه داشته باشيم اما به دليل نبود برنامه ريزي درست، بودجه ساخت راه اصلي را صرف جاده روستايي کرديم.
وي گفت: هرکيلومتر اتوبان بين 1/5 تا 2 ميليارد تومان هزينه ساخت دارد که با صرفه جويي در خسارتهاي مالي و جاني تصادفها و مشارکت با بخش خصوصي مي شود ساليانه 5 هزار کيلومتر اتوبان ساخت.وي با اعلام اينکه کشور در حال حاضر 11 هزار کيلومتر اتوبان مي خواهد، از راه آهن به عنوان وسيله اي ايمن و ابزاري براي کاهش تصادفهاي جاده اي ياد کرد و گفت: بر اساس قانون توسعه مي بايست ساليانه يک هزار کيلومتر راه آهن ساخته شود اما امروزه ميزان ساخت راه آهن در سال حدود 200 کيلومتر است.
وي با تأکيد بر اينکه همدلي و همگرايي و عزم ملي براي کاهش تصادفها ضروري است، گفت: در فضاي سالهاي 79 تا 80 که دادخواهي 17 هزار کشته تصادفها مطرح شد، قرار بود بر اساس برنامه چهارم توسعه، کميته ملي حمل و نقل تشکيل شود تا در اين کميته آموزش و پرورش، آموزش عالي، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت بهداشت، هلال احمر، وزارت راه، کشور، صنايع و سازمان محيط زيست دور يک ميز بنشينند و از ظرفيتهايشان براي کاهش مرگ و مير تصادفها استفاده کنند اما متأسفانه هرگز اين مهم شکل نگرفت.

  


لطفاً اين موضوع را جدي بگيريد؛ نمايش فاجعه در رسانه



* مازيار شيباني فر
تصادفات بخصوص تصادف هايي که در جاده هاي کشور انجام مي شود و سالانه خسارتهاي مالي و جاني سنگيني را در پي دارد از جمله موضوع هاي بسيار مهمي است که در سايه توجه به مسايل ديگر فراموش شده است و هر از گاه مورد توجه قرار مي گيرد.
موضوعي که در اين زمينه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، اطلاع رساني و بيان مسايل و موضوع هاي مختلف در اين زمينه با شفافيت لازم و کافي و برخوردار از کمترين سانسور است، به نحوي که از يک سو بتواند مسؤولان دست اندرکار اين بخش را به خوبي آگاه سازد و حتي آنها را نسبت به موضوع حساس کند و از سوي ديگر شرايط آگاه سازي مخاطب را فراهم سازد تا کمتر دچار مشکل شود.
در اين زمينه هم ساخت آثار مستند و آموزشي و هم توليد سريالهاي داستاني تلويزيوني مي تواند بسيار مؤثر باشد. در حال حاضر، مجموعه هايي در تلويزيون توليد مي شود که در ژانر جاده اي قرار دارند و شخصيت ها از شهري به شهري ديگر در سفر هستند، اما سازندگان اين گونه آثار کمتر به مسايل مربوط به راهنمايي و رانندگي و يا انتقاد غير مستقيم از دست اندرکاران مختلف اين بخش تن مي دهند و اين گونه سريالها با پرداخت سطحي يا بسيار اشاره وار به چنين مسايلي از کنار آن با سرعت رد مي شوند.
حقيقت اين است که بسياري از تصادفات حاصل نوع عملکرد نامناسب مديران بخش مربوط است. وقتي نقاط کور جاده اي شناسايي مي شود، اما تلاشي براي رفع آنها صورت نمي گيرد يا از کندي زيادي برخوردار است که در نتيجه روند رفع مشکل را بسيار کند مي کند، در عمل کوتاهي است که از سوي مدير بخش مربوط صورت گرفته است، يا وقتي مشکل و ناايمن بودن برخي از خودروها يک موضوع قديمي و حل نشده است، بدون ترديد نمي توان اميد داشت که تصادفات جاده اي به صورت جدي کاهش پيدا کند.
تلويزيون طي چند سال اخير با توليد برنامه هاي مناسبتي بخصوص در روزهاي پاياني سال و نزديک به تعطيلات عيد به بيان مشکلاتي مي پردازد که رانندگان در جاده ها ايجاد مي کنند و بر همين اساس توصيه هايي نيز در خصوص رفع اين مشکلات مطرح مي کند، اما اين گونه برنامه ها به اندازه اي کوتاه است که نمي توان از آن انتظار تأثيرگذاري طولاني مدت داشت و در عمل خيلي زود از ياد مخاطب مي رود.
نکته اي ديگر که تأثيرگذاري اين نوع برنامه ها را تا حدودي کم مي کند، انداختن همه تقصيرها در خصوص تصادفات جاده اي به گردن رانندگان است. در حالي که بسياري از کارشناسان اين بخش اعتقاد دارند که جاده ها و خودروها در کشور ما با مشکلات جدي و گسترده اي مواجه است.
زماني که موضوع انحراف به چپ در صدر دلايل وقوع تصادفات جدي قرار مي گيرد و تعداد زيادي کشته به جا مي گذارد، نشان دهنده اين است که جاده ها از ايمني لازم به سبب جداسازي دو بخش رفت و برگشت برخوردار نيستند و همين موضوع اشتباه يا تخلف رانندگان را از يک تصادف عادي که فقط خسارت مادي در پي داشته باشد، به اتفاق فاجعه بار تبديل مي کند.در حال حاضر سيما اقدام به توليد و پخش برنامه اي با موضوع کنترل نامحسوس رانندگان متخلف از سوي پليس کرده که در جاي خود داراي ارزش و اهميت است و مي تواند بازتاب بسيار خوبي در جامعه داشته باشد.
پخش برنامه «در شهر» که هر از گاه به انعکاس تصادفهاي دلخراش در جاده هاي مختلف کشور مي پردازد و برخي برنامه هاي مستند که از تصادفات سنگين و ناراحت کننده تصاويري را انتخاب و پخش مي کنند، مي تواند بسيار آگاه کننده و هشداردهنده باشد و رانندگان را نسبت به وظيفه خطيري که در قبال سرنشينان خودرو خود دارند، به خوبي آگاه سازد.چنين تک برنامه هايي هر چند ارزش محتوايي و تأثيرگذاري خود را دارد، اما بسيار اندک است و نمي تواند به اندازه کافي تأثيرگذاري فراگير داشته باشد. يعني لازم است چنين برنامه هايي به صورتهاي مختلف توليد و پخش شود تا مخاطبان همواره نسبت به چنين مسايلي احساس خطر کنند. به عبارت ديگر، بايد جرياني مداوم و فراگير در رسانه هاي مختلف کشور بخصوص آثار تصويري وجود داشته باشد تا مخاطب تحت تأثير چنين آثاري نسبت به تغيير رفتار ترافيکي نامناسب خود اقدام نمايد.
در اين رابطه فيلم سينمايي «تقاطع» جزو آثاري است که به رفتارهاي نامناسب ترافيکي مي پردازد و اثري قابل توجه در اين زمينه محسوب مي شود. يعني با اينکه فيلم در نيمه دوم خود بيشتر به مسايل اجتماعي مي پردازد و نوعي تغيير در مسير اوليه آن ديده مي شود، اما بخصوص در يک سوم ابتدايي اثر و سکانس طلايي آن که واژگوني يک خودرو و تبعات پس از آن است، مخاطب را شوکه مي کند.
چنين فيلمي مي تواند تأثير عميق و طولاني بر ذهن مخاطب بگذارد. هر چند ممکن است تماشاگران چنين اثري در هياهوي زندگي پرتلاطم امروز اين فيلم را از ياد ببرند و آن را به خاطره ها بسپارند، اما چنين آثار تکان دهنده اي مي تواند بر ناخودآگاه بيننده تأثير بگذارد و هشداري جدي نسبت به بازتاب رفتارهاي نامناسب مخاطب محسوب شود.
کم توجهي يا به عبارت بهتر بي توجهي توليد کنندگان تلويزيون و سينما نسبت به مسايل ترافيکي و جاده اي به اين جهت جاي تعجب و ناراحتي دارد که چنين موضوع هايي در ذات خود مي تواند پايه گذار يک اثر حادثه اي جذاب و پرتحرک باشد که نظر هر مخاطبي را به خود جلب مي کند. يعني تهيه کنندگان براي فرار از موضوع هاي تکراري و خسته کننده مي توانند به فيلمها يا سريالهايي پرتحرک و برخوردار از مسايل مختلف ترافيکي و جاده اي رو بياورند.
مسأله اي که در کشورهاي مختلف توليدکننده آثار جذاب تلويزيوني و سينمايي تجربه شده و از مخاطبان گسترده جهاني نيز برخوردار بوده است. سريال تلويزيوني مشهور «کبري 11 » که از مخاطبان گسترده جهاني برخوردار است و تاکنون سود سرشاري را نصيب سازندگان آلماني آن کرده، جزو آثاري است که مي تواند در اين زمينه الگوي بسيار مناسبي براي کارگردانهاي ايراني باشد.
همچنين يکي از ژانرهايي که در خصوص مسايل ترافيکي و توجه به مقررات و قوانين مي تواند بسيار مؤثر باشد، توجه به ژانر کودک و نوجوان است. کودکان و نوجوانان به اين جهت که ذهني برخوردار از يادگيري سريع و طولاني مدت دارند، مي توانند به عنوان مخاطب هدف مورد توجه توليدکنندگان آثار تصويري در تلويزيون و سينما قرار بگيرند.
زماني مجموعه تلويزيوني «محله برو بيا» در اواسط دهه 60 ساخته و پخش شد که قرار بود اثري آموزشي و تربيتي باشد، اما اين سريال از چنان جذابيتي برخوردار بود که بسياري از آثار پس از خود را نيز تحت تأثير قرار داد. اين سريال در بخشهاي مختلف به بيان مسايل بهداشتي و ايمني مي پرداخت. در يکي از اين بخشها بچه ها با هدايت يکي از بزرگترهاي محل به آموختن رفتارهاي ترافيکي مي پرداختند. اين بخش از چنان تأثيرگذاري برخوردار بود که بيشتر کودکان و نوجوانان آن زمان هنوز اين برنامه را به خاطر دارند.
ميان برنامه هاي انيميشني آموزش ترافيک نيز جزو آثار تلويزيوني است که مي تواند تاثير بسيار خوبي بر کودکان و نوجوانان بگذارد. هر چند برنامه هايي چون سيا ساکتي و داوودخطر براي بزرگسالان ساخته شده است و در اصل توصيه هايي جدي را در قالبي جذاب و طنزگونه براي رانندگان مختلف بخصوص جوانان مطرح مي کند.
ساخت اين نوع برنامه ها در صورتي که به يک اپيدمي خسته کننده در تلويزيون تبديل نشود، مي تواند به شکل گسترده در شبکه هاي مختلف و در ساعت هاي مناسب پخش شود و بدين ترتيب قشري را آموزش دهد که هم از يادگيري و تأثيرپذيري بالايي برخوردار است و هم اينکه نسلي که در آينده وارد عرصه رانندگي مي شوند را به افرادي قانونمند تبديل کند.
در پايان ذکر اين نکته نيز ضروري است که مستندسازان ايراني در اين زمينه چندان خوب و فراگير عمل نکرده اند. هر چند ساخت چنين آثاري نيازمند امکانات و بودجه اي مناسب است، به نحوي که يک تهيه کننده بتواند نظرات خود را به خوبي در فيلم منعکس کند و جايگاه تحقيقي اثر مناسب و قابل قبول باشد و در عين حال جذابيت لازم براي جلب نظر مخاطب عام را هم داشته باشد، اما با همين امکانات موجود و با جلب نظر خودروسازان داخلي نيز مي توان آثاري قابل تأمل و تأثيرگذار ارايه کرد.

  


نيروهاي امدادي دير مي رسند؛ نوشدارو پس از مرگ سهراب



*طيبه براتي
وقايع و حوادث هر چقدر هم که تلخ باشد، گريزي از آن نيست و بايد آن را پذيرفت. سال گذشته هزاران نفر از شهروندان در 800 هزار تصادف درون و برون شهري کشور مجروح و مصدوم شده اند. اما اين پايان ماجرا نيست. زيرا کار انتقال نيمي از اين مصدومان در جاده هاي کشور توسط نيروهاي امدادي (اورژانس و هلال احمر) انجام نمي شود و آنچه باقي مي ماند، افزايش مصدوميتهاي نخاعي در سوانح رانندگي است که عمدتاً پس از حادثه و هنگام انتقال و به دليل رعايت نشدن ضوابط خاص حمل مصدوم رخ مي دهد.
اين نمايي از دستاورد تصادفات خشن در جاده هاي غيرايمن براي مسافران است که حکايت از ضعف نيروهاي امدادرسان در جاده هاي کشور با توجه به افزايش روزافزون شمارکشته ها و مجروحان دارد. واقعيت اين است که بخشي از تلفات سوانح جاده اي به ناقص شدن مصدومان و از کارافتادگي موقت يا دائم آنها منجر مي شود.اين مسأله باعث افزايش هزينه هاي مستقيم (مانند هزينه هاي درماني ناشي از تصادفات و مراقبت از معلولان حادثه) و غيرمستقيم (نظير ايجاد مشکلات رواني و افسردگي در افراد خانواده و از دست دادن نيروي کار فعال به صورت دائم يا موقت) مي شود. هرچند که مسؤولان بهداشت بارها و بارها در رسانه هاي گروهي اعلام کرده اند، بيشترين عامل نارضايتي مردم از مراکز درماني مربوط به خدمات اورژانس و نيروهاي امدادي است.ضعف امدادرساني در سفرهاي درون شهري و برون شهري همواره از بحثهاي هميشگي و دغدغه هاي مهم جامعه است که متأسفانه مورد بي توجهي مسؤولان قرار مي گيرد.از سوي ديگر، حجم تصادفهاي بين راهي در ايران 20 برابر متوسط جهاني است. همين امر ضرورت و اهميت فعاليتهاي نيروهاي امدادي را در سوانح جاده اي و درون شهري دوچندان مي کند.
در اين باره دکتر غلامرضا معصومي، رئيس اورژانس کشور کمبود نيروي انساني متخصص و کارآمد و نبود تجهيزات و بودجه کافي را مهم ترين چالش پيش روي اين مرکز ذکر مي کند و مي گويد: تقويت اورژانس کشور با توجه به آمار بالاي تصادفات کشوري اهميت بسزايي دارد اما موانعي براي بالابردن کيفيت خدمت رساني وجود دارد که اولين مورد آن کمبود نيروي انساني است.در حال حاضر اين مرکز با 9 هزار نيرو، فعاليت امدادرساني را در سراسر کشور انجام مي دهد. در حالي که بايد دو برابراين تعداد يعني 18 هزار نيروي کارآمد و متخصص وجود داشته باشد و نيروي ايده آل براي اين مرکز نزديک به 27 هزار نفر است. از سوي ديگر، اورژانس در حال حاضر نزديک به هزار و 326 پايگاه امدادي دارد که 947 پايگاه آن مربوط به امداد جاده اي است. اين در حالي است که ميانگين 80 درصد اعزام نيروهاي امدادي در جاده ها زير 15 دقيقه و در شهرها 10 دقيقه است.رئيس اورژانس کشور در ادامه مي افزايد: طي سالهاي اخير تلاش هايي براي بهبود وضعيت اورژانس شده است اما واقعيت اين است که با استانداردهاي بين المللي فاصله زيادي داريم.اکنون اين مرکز فقط 50 درصد انتقال مصدومان سوانح جاده اي را پوشش مي دهد. در حالي که ايده آل امدادرساني در جاده هاي کشور 80 درصد است.
دکتر معصومي با بيان اينکه متأسفانه آمارها حاکي از آن است که هنوز 50 درصد از صدمات نخاعي پس از حادثه و هنگام انتقال رخ مي دهد، مي گويد: خدمات ارائه شده توسط مراکز اورژانس به صورت فعاليتهاي پيش بيمارستاني در نظرگرفته مي شوند. همه افراد جامعه از طريقه صحيح و اصولي حمل ونقل بيماران به بيمارستان آگاهي ندارند و اين وظيفه مراکز اورژانس است. در بسياري مواقع، بيماراني که دچار سانحه مختصري شده اند، در اثر حمل ناصحيح، دچار صدمات جبران ناپذيري همچون قطع نخاع مي شوند. در حالي که اولين کار شهروندان بايد تماس با اورژانس 115 باشد.وي ادامه مي دهد: اکنون با گفتگوهاي انجام شده ما توانسته ايم يک بالگرد براي اورژانس جاده اي تهيه کنيم. در حالي که نياز ما به 30 بالگرد است تا بتوانيم جاده هاي اصلي و فرعي کشور را خوب پوشش دهيم.

  


حکايت راننده آژانسي که سنگ صبور مردم است؟!



همين که شماره آژانس خودرو را گرفتم بي درنگ صداي خانمي را شنيدم که گفت: بفرماييد.از تصور اينکه شماره را اشتباهي گرفته





ام زبانم بند آمد، زيرا هميشه آقايي که لهجه غليظي داشت پاسخ تلفن را مي داد.
مي خواستم عذرخواهي کنم و گوشي را بگذارم که دوباره صداي همان خانم را شنيدم:
- آژانس دوستي، بفرماييد.
شکي برايم باقي نماند که آژانس خودرو را گرفته ام و گويا اين خانم جانشين آن آقاي قبلي شده بود که به من مي گفت آقاي 547 و در طول اين چند سال حتي يک بار هم يک عدد بالا و پايين اشتباه نکرد.پس از سلام و روزبخير نشاني مقصدم را گفتم و خواهش کردم راننده حتماً قبض داشته باشد و مسير مقصد را هم خوب بداند و نمي دانم چرا در معرفي خودم به جاي گفتن نامم، گفتم 547 هستم! ضمناً گفتم که عجله دارم و آن خانم با خونسردي و لحن مؤدبانه اي گفت که خيالم راحت باشد.
در افکار خودم غوطه ور بودم که خودرويي جلو پايم توقف کرد و راننده اش از من پرسيد: آقاي دولتشاهي؟
گفتم: نخير! من شرفشاهي هستم.
راننده گفت: خب مهم نيس، ماشين خواسته بودي؟
گفتم: بله. آن وقت راننده با لحن خودماني گفت: بپر بالا!
همين که سوار شدم راننده گفت: خب آقاي عربشاهي! حالا بايد از کجا بريم؟!
گفتم نمي دانم، من که به آن خانم گفتم راننده اي را بفرستيد که مسير را بشناسد.
راننده گفت خيالي نيس، پرسان پرسان مي برمت!
از آنجا که پيشتر هم اين بلا سرم آمده بود چيزي نگفتم و راننده به راه افتاد. کمي جلوتر که رفتيم راننده براي آنکه سر صحبت را باز کند، گفت: آقاي عزت شاهي! قيافه شما براي من خيلي آشناست، نمي دانم شما را قبلاً کجا ديده ام، شما رئيس کلانتري سر بازارچه نيستيد؟ گفتم نه. گفت: رئيس بانک سرپل؟ گفتم: نه. گفت: رئيس دانشگاه سر بزرگراه؟ گفتم نه، و براي اينکه از رو برود گفتم بالاتر نرو، چون که من اصلاً رئيس هيچ کجا نيستم.
آن وقت گفت: حالا فهميدم شما رو توي نونوايي سنگکي سر خيابون ديده ام. گفتم: ممکنه و انتظار داشتم که راننده مرا به حال خود بگذارد که ديدم با لحن فکورانه اي از من پرسيد: چرا شما هر روز غروب فقط يک نان سنگک مي خريد؟
سؤال مشکلي بود، چون دلايل متعددي داشت که من اول صبح حال و حوصله شرح و بيانش را نداشتم. دلم مي خواست به جاي حرف زدن درباره نان سنگک به مناظر خيابان نگاه کنم و با چيزهاي ديگري فکرم را مشغول کنم، مي دانستم که اگر هر چه بگويم، مقدمه اي مي شود براي باز شدن باب صحبت و رفته رفته موضوع از نان سنگک به قيمت پياز و سيب زميني و از آنجا به جاهاي حساس تري مي رود که مخ آدم از شنيدنش تاب برمي دارد، پس براي عوض کردن موضوع لبخندي زدم و خواهش کردم که کمي صداي پخش موسيقي را کمتر کند.
توي دلم نگران بودم که مبادا به موقع نرسم و دوستان پيش خودشان فکر کنند آدم بدقولي هستم، راننده هم به هر راننده و عابري که مي رسيد، نشاني را مي پرسيد و بعضي ها که خجالت مي کشيدند يا کسر شأنشان مي آمد که بگويند نمي دانند بي جهت نشاني اشتباهي مي دادند و ما همين طور دور خودمان مي چرخيديم. نمي دانم چرا دلم به حال اين خودرو بيچاره سوخت که اسير دست ما شده و بايد بي خودي اين قدر دوندگي کند، واقعاً حيفم آمد از اينکه اين وسيله اين طور در حال مستهلک شدن است و ناآشنايي راننده محترم گذشته از اينکه وقت مرا تباه مي کند و بر آلودگي هواي شهر نيز مي افزايد، در تشديد ترافيک شهر و افزايش مشکلات مردم نيز مؤثر است، اما جرأت نداشتم همه اين حرفها را بر زبان بياورم، فقط گفتم: «اگر راننده اي شهرشناسي بلد نباشد، هم کارش سخت مي شود و هم رانندگي برايش نمي صرفد.»
راننده آنچنان نگاه غم آلودي به من کرد که من دلم نيامد اين نگاه غم آلود را وسط حکايت طنز نياورم و در حالي که سيگارش را روشن مي کرد به من گفت: «جناب آقاي اشرف شاهي! امان از روزگار، مرا که مي بينيد فوق ليسانس فلان رشته هستم و قبلاً در فلان اداره مشغول کار بوده ام که بازخريدم کرده اند و حالا افتاده ام به مسافرکشي تا بيکار نباشم.»
در حالي که در راه بندان گرفتار شده بوديم و من يک چشمم به عقربه هاي ساعتم بود که شتابان به جلو حرکت مي کردند به آقاي راننده دلداري مي دادم که غصه نخورد و از آن جور حرفهايي که معمولاً همه در اين جور مواقع مي زنند و شايد خودشان هم زياد باورشان نداشته باشند.
در اين احوال راننده به من گفت: مي دونم دلت چقدر پره، هر چي تو دلت هست بريز بيرون، ما راننده ها سنگ صبور مردميم، درد مال مرده، مرد مال درده، اگه آدم دردشو نگه داره، دلش مي ترکه...
همين طور که آقاي راننده درباره درد و بيرون ريختن آن صحبت مي کرد، به خاطر آوردم که دفعه پيش که با راننده ديگري عازم همين مقصد شده بودم در کمتر از چهل دقيقه مرا رسانده بود، البته از مسير بزرگراه ها و حالا پس از گذشت دو ساعت نمي دانستم که در اين ازدحام اعصاب خردکن در کدام نقطه شهر قرار دارم، حتي به نظرم رسيد بقيه راننده ها هم انگار نابلد و سردرگم هستند و اين شلوغي بي مورد دستپخت ندانم کاري هاي شهروندان محترم است که صداي آقاي راننده مرا از افکار پريشان و دور و درازم خارج کرد که مي گفت: «خجالت نکش، بريز بيرون، بدون رو در بايستي هر چي تو دلته بگو! »
براي اينکه نگويد آدم بي رگي هستم قيافه محزوني به خود گرفتم و گفتم: کار من از اين حرفها گذشته و در مقايسه با زندگي شما، سرگذشت من چندان جالب نيست. راننده پک عميقي به سيگارش زد و ته سيگارش را به خيابان پرت کرد و گفت: از گفتنش شرم داري، مي دونم، اما با من راحت باش. خودت رو تخليه کن!
خنده ام گرفت. مي خواستم يک حکايت عجيب و غريب برايش سرهم کنم و تحويلش دهم که ديدم دل و رمقش را ندارم. پس به شيطان لعنت فرستادم و گفتم: نمي خواهم سرت را درد بياورم، برو که دير شد.
در اين حين راننده بغلي که گويا از رانندگي فقط بوق زدنش را بلد بود، به طور ناگهاني جلوي ما پيچيد و آقاي راننده که حواسشان دنبال اين بود که زير زبان مرا بکشد، با سرعت کوبيد به وسط در و گلگير آن خودرو نازنين که گويا به قول نمايشگاهي ها صفر بود.
در چشم به هم زدني دو راننده محترم مانند گلادياتورها افتادند به جان هم و وسط خيابان حرفهاي نامربوطي به هم مي زدند که گفتنش اينجا خوبيت ندارد.
در ميان آن هياهو و صداي ممتد و گوشخراش بوقها، خوشبختانه مأمور راهنمايي به موقع پيدايش شد و غائله را فيصله داد، هر چند که وقتي به ساعتم نگاه کردم ديدم ديگر رفتن من به مقصد مورد نظر بي فايده است. پس به آقاي راننده گفتم که ديگر منصرف شده ام چون که خيلي دير شده. راننده با عذرخواهي و تعارف شروع کرد به نوشتن قبض و آن را به دستم داد. نام مسافر را نوشته بود آقاي شريف شاهي! و مبلغ کرايه را 9000 تومان. گفتم دفعه قبل همين مسير را 4000 تومان از من گرفتند، گفت: ناراحت نشو، ساعتي برات حساب کردم، خودت ديدي که چه ترافيک بدي بود، حالا اگه دلت مي خواد بيا برگردونمت!

  


مدير کل نگهداري راه : جاده عامل تصادف است اما فقط 10 درصد!



* محمد مصدق زاده
ناايمن بودن جاده هاي ايران سرانجام نه تنها داد مردم را به گوش فلک رساند، بلکه پس از مدتها مسؤولان ارشد راهنمايي و





رانندگي را وادار به واکنش کرد. طوري که اخيراً و بعد از آنکه «سردار اسکندر مؤمني»، معاونت پليس راهور ناجا در جمع خبرنگاران رسانه هاي جمعي عملاً وزارت راه را تهديد کرده است که اگر محورهاي حادثه خيز اصلاح نشوند، پليس از تردد خودروها در آنها جلوگيري خواهد کرد، سرهنگ عليرضا اسماعيلي، فرمانده پليس راه نيز طي يک برنامه زنده تلويزيوني صراحتاً از غير استاندارد بودن بخش قابل توجهي از جاده هاي کشور سخن به ميان آورد و گفت جاده هاي ما به مرحله بلوغ استاندارد نرسيده اند و در مقايسه با جاده هاي استاندارد موجود در اروپا و بسياري از کشورهاي دنيا فاصله زيادي با آنها داريم.
به هر حال، اين اظهارات تند از سوي مقامهاي پليس که حافظ جان مردم در جاده ها- موسوم به جاده هاي مرگ- هستند ما را بر آن داشت تا گپ و گفتي مفصل با مهندس عزيز سيلي، مديرکل نگهداري راه و ابنيه فني سازمان راهداري داشته باشيم و به بررسي موضوع بپردازيم.
* به عنوان اولين سؤال، ابتدا اشاره اي به طول راههاي کشور داشته باشيد و بعد با توجه به تعريف جهاني و استاندارد که مي گويد «هر نقطه اي که در آن سالانه سه تصادف مرگبار رخ دهد آن نقطه، نقطه حادثه خيز تلقي مي شود» بفرماييد اين تعريف در ايران به چه صورت آمده است؟
** ببينيد، ما در کشور در مجموع 182 هزار کيلومتر راه داريم که حدود 100 هزار کيلومتر آن راههاي روستايي و بقيه آزاد راهها و بزرگراههاي اصلي و فرعي هستند. اما در پاسخ به قسمت دوم سؤال شما بايد عرض کنم که نقاط پر حادثه در کشورهاي مختلف دنيا براساس شرايط متفاوت تعريف مي شود ولي براساس راهنماي ايمني راه مجمع جهاني راه، عبارت «موقعيتها و نقاطي با تصادفات بالا» براي تعريف اين نقاط مدنظر قرار گرفته است. اما ما در ايران اگر در يک نقطه يا موقعيتي سالانه 10 تصادف مرگبار رخ دهد به آن نقطه حادثه خيز مي گوييم.
* چگونگي به وجود آمدن نقاط حادثه خيز و شناسايي آن ها به چه صورت است؟
** راهها در ابتداي امر وقتي مورد بهره برداري قرار مي گيرد حادثه خيز نيستند اما بعدها و به دليل عواملي چون ايجاد شهرک هاي صنعتي، مجتمع هاي مسکوني، مراکز رفاهي و تفريحي و افزايش نقاط جمعيتي در حاشيه مسيرها و محورها تبديل به نقاط حادثه خيز مي شوند.
* با توجه به اظهارات شما که نشان مي دهد معمولاً به علت توسعه شهرکهاي صنعتي و... در مسير راهها سالانه به تعداد نقاط حادثه خيز کشور اضافه مي شود، بفرماييد در حال حاضر چند نقطه پرتصادف در ايران وجود دارد؟
** ما تا قبل از برنامه چهارم توسعه دو هزار و 323 نقطه پر خطر و پر تصادف را شناسايي کرديم . در طول 5 سال گذشته با تعريض محورها، اجراي تقاطعهاي هم سطح و غير هم سطح، ايجاد پلهاي جديد، حذف گردنه ها، احداث تونلها، ايجاد باند سبقت درگردنه ها، تبديل باندها از دو خطه به چهار خطه و ساماندهي ورودي و خروجي شهرها که در واقع 70 درصد تصادفها در اين مبادي رخ مي دهد توانستيم 80 درصد اين نقاط را اصلاح کنيم.
اما راههاي ما اعم از آزادراهها، بزرگراهها و... براساس استاندارد جهاني ساخته شده اند. در واقع مشکل اصلي تصادفها ناشي از نقص فني جاده ها نيست. براساس نتايج بررسيهاي پليس راه و کارشناسان راه و ترابري فقط 10 درصد تصادفها عاملش جاده ها هستند. اما در خصوص عمده نتايج طرح اصلاح نقاط حادثه خيز، بايد عرض کنم که با توجه به رشد سه برابري توليد خودرو و افزايش 20 درصدي جاده هاي کشور طي يک سال اخير مي بينيم که با اجراي طرح ياد شده و اصلاح 80 درصد نقاط پر تصادف و همچنين اقدامهايي که توسط پليس راهنمايي و رانندگي و ساير دستگاههاي امدادي انجام شده نه تنها جلوي رشد تصادفها گرفته شده بلکه موجب کاهش سوانح رانندگي و مرگ و ميرناشي از آن شده است.
* اخيراً معاون پليس راهنمايي و رانندگي کشور تهديد کرده است اگر نقاط حادثه خيز و محورهاي پرخطر اصلاح نشود، پليس از تردد خودروها در آن جلوگيري مي کند. مي خواهيم بدانيم سازمان مطبوع شما به عنوان متولي اصلي راهها پس از اين اظهار نظر صريح چه اقدامهايي براي رفع مشکل انجام داده است؟
** البته بنده بعيد مي دانم که ايشان چنين صحبتي کرده باشند. با اين حال اگر هم گفته باشند، فکر مي کنم منظورشان بعضي از محورهاي خاص بوده که هنوز کار عملياتي شان تکميل نشده است، اما بنا به ضرورت و رشد سفر در بعضي از فصلها آنها را باز مي گذاريم تا مورد استفاده قرار گيرند.
به هر حال از نظر استاندارد سازي، ايمن سازي، زيرسازي، علايم و در بعضي موارد ديگر، بحثها و اختلاف نظرهايي با همديگر داريم. ضمن اينکه ما با توجه به منابعي که در اختيار داريم سعي مي کنيم مسايل و مواردي که مدنظر پليس راه است راحل نماييم.

  


ماشين مشتي ممدلي ارزون و بي معطلي



* عمادالدين قرشي
پرده اول؛ جشنواره بهترين راننده
به گفته رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور، بي توجهي رانندگان به جلو، در صدر علل تصادفات قرار دارد. اين مقام آگاه با ابراز





تاسف، از کارشناسان، دست اندرکاران و علاقه مندان به حوزه تصادفات جاده اي درخواست ارائه راهکار کاربردي نمود. پيامک بازي در جاده هاي مارپيچ، گوش دادن به موسيقي در جاده هاي کفي، حل جدول در جاده هاي بي هيجان، جروبحث خانوادگي در جاده هاي خلوت، چرت زدن در جاده هاي تاريک و ... از عمده علل بروز اين حوادث هستند. به باور کارشناسان، بايد جذابيتهايي را براي رانندگان ايجاد نمود تا تمرکزشان را از دست ندهند. اين اظهارنظرها در حالي صورت مي گيرد که هفته گذشته، جشنواره اي با شعار «دنيا همه هيچ و زندگاني همه هيچ، اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ» برگزار و از بهترين پشت نويسي ها تقديرشد. همچنين جملات جذاب براي استفاده عمومي رانندگان معرفي شدند. گزيده اي از جملات و ابيات قصار به قرار زير مي باشند:(در بخش آموزشي): نورپايين، نشانه شعور بالاست// گلگيرم ولي گل نمي گيرم// تو رو اگه من نشورم کي مي شوره عروسکم. (در بخش ادبي) ژيان عشقت مرا بيچاره بنمود، ز شهر و خانه ام آواره بنمود// کوه از بالا نشيني رتبه اي پيدا نکرد، جاده از افتادگي از کوه بالا مي رود. (در بخش کنايي): آب رادياتور ماشين بخور محتاج نامردان نباش// (پشت اسکانيا)آره تو محشري، از ولوو سري. (در بخش استعاره اي): چرخ قلبم رو با ميخ نگاهت پنچر نکن// خدا کنه دير نکنه ، تو جاده ها گير نکنه // تاکسي نارنجي از من نرنجي. (در بخش عبرت انگيز): يه بار پريدي موتوري، دو بارپريدي موتوري، آخر مي افتي موتوري// مگه تموم عمر چند تا بهاره؟// داداش جان به خاطر اشک مادر يواش// (پشت ميني ماينر)ميازار موري که دانه کش است. (در بخش فني) حسني به مکتب نمي رفت باباش گذاشت کمک شوفري// در چاله چوله هاي عشقت شافنرم شکست// امان از دست گلگير ساز و نقاش. (روي جعبه ابزار کاميون) دست بزن اما خيانت نکن// (پشت ولووي مسافربري)بوق نزنيد! راننده خواب است. (در بخش غنايي): همه دارند کار و ما هم داريم کار، اين چه کاريست همه خوابند و ما بيدار// در صفحه کلاچ عشقت سوختيم// در قلب مني هرگز// (پشت تريلي 18 چرخ) به مادرت رحم کن کوچولو.
پرده دوم: رقابت بر سر کسب عنوان ماشين مشتي ممدلي سال
هر ساله، با بالا رفتن ميزان تصادفات و سوانح جاده اي و آغاز فصل زمستان به همت سازمانهاي مرتبط با راه و ترابري و موسيقيايي کشور، مسابقات جايزه بزرگ «ماشين مشتي ممدلي» برگزار مي شود. تاريخچه اين مسابقات که از سابقه اي طولاني برخوردار است به تاريخ 1305 برمي گردد که اولين خودروها توسط مظفرالدين شاه به ايران وارد شد و درويش خان، هنرمند و موسيقي دان پرآوازه ايران، اولين قرباني حوادث رانندگي بود. پس از او ترانه اي با عنوان ماشين مشتي ممدلي خوانده شد. از همان سال، براي بالارفتن کيفيت و انگيزه خودروسازان داخلي و خارجي، مسابقه اي در کشور برگزار مي شود که با استقبال بي نظير خودروسازان رو به رو شده است! شرايط انتخاب اتومبيل برگزيده همان مؤلفه هايي است که مشتي ممدلي در ترانه اش به آنها اشاره نموده است. قسمت هايي از شرايط شرکت در مسابقه بدين قرار است: " ماشين مشتي ممدلي ارزون و بي معطلي؛ ... رفتن توي اين اتول باعث شرمساريه؛ ... ماشين مشتي ممدلي صندلياش فنر داره؛... بهر مسافرين خود زحمت و دردسر داره؛ رفتن با اتول بود باعث کوري و شلي و...
کمپاني هاي مرسدس بنز(به خاطر نصب جديدترين ترمزهاي ضد قفل مغناطيسي ABS و اهميت زياد براي جان سرنشينان)، بي ام و(به خاطر کيفيت بالاي ايربگ ها حين وقوع تصادف و حفظ بهترين استانداردهاي آلايندگي) و فراري(به خاطر ارائه بهترين خدمات ناوبري و پس از فروش به مشتريان) به علت نداشتن حداقل شرايط، نتوانستند وارد رقابتها شوند و از دور مسابقات کنار گذاشته شدند. امسال نيز کمپاني هاي بزرگ خودروساز با شعارهاي متفاوتي پا در اين دوره از رقابتها گذاشته اند. شعارهايي همچون:دايملرکلايسلر(چين): از اين رو به آن رو شديم !! . تويوتا: روحيه سامورايي مان را نشانتان مي دهيم !! . فولکس: آقاي خاص !! . فورد: دود از کُنده بلند مي شود !! . سيتروئن: ژيان در راه مانده است؛ کمک !! . آئودي: گلوله آتش در جاده لقب ماست !! . پورشه: اجلت تو را مي خواند !! . بي ام و(چين): هيجان، وحشت و اضطراب ما هستيم !! .

  


تصادفات و ضرورتي به نام ناوگان حمل و نقل عمومي؛ وقتي قطار روي ريل نباشد



* رسول بهروش
تصادفات جاده اي، سالانه جان صدها هزار نفر را در سطح جهان مي گيرد که از اين حجم وسيع، ده ها هزار قرباني سهم ايران است.






يک پرونده که هيچ، تعارف را اگر کنار بگذاريم، ده ها و ده ها پرونده و مجله و ويژه نامه لازم است تا چه بسا ريشه درخت تنومند تصادفات جاده اي در ايران، که چونان برگ ريزان پاييز قرباني مي گيرد و داغ بر دل به جا مي گذارد، خشکاند؟ اين درست است که مرگ و ميرهاي تصادفي، اتفاقي مشترک بين همه کشورهاي جهان است، اما آمار و ارقام خيره کننده اين قبيل اتفاقات در ايران، دلسوزان را به تکاپوي جستن راهي وادار مي کند. بايد پذيرفت که يکي از تلخ ترين انواع مرگ، همين است که مسافري از راهي برنگردد و چشم به راهي تا ابد در انتظاري واهي غرق شود. اما آيا وقت آن نرسيده است که سرانجام نوبت به تغيير رويه برسد و گام يا گامهايي مؤثر در راه کاهش تلفات جاده اي برداشته شود؟

سخت افزاري؛ مثل جاده و ماشين!
واضح است که اولين و شايد مهمترين بخش از مشکلات مربوط به مرگ و ميرهاي جاده اي را مسائل و کم و کاستي هاي سخت افزاري تشکيل مي دهد. نبود زيرساختهاي کافي، امن و مطمئن باعث شده است سالانه هزاران هموطن به کام مرگ کشيده شوند. جاده هاي ناهموار، باريک و صعب العبور در اين زمينه حرف اول را مي زنند و با همه تلاشهايي که تاکنون توسط دولتهاي مختلف صورت پذيرفته، همچنان حجم جاده هاي ايمن در کشورمان اندک است. يک نمونه بارز در اين زمينه، شايد آزادراه تهران- شمال باشد که تعويق ها و تأخيرهاي پياپي در احداث و راه اندازي اش باعث استفاده مسافران از ساير مسيرها شده و طبيعتاً حجم بالايي از تلفات را به جا مي گذارد. اقدامهاي فرهنگي صورت پذيرفته توسط مسؤولان گوناگون ناجا براي آگاه سازي مردم، اگرچه جاي تقدير دارد و بي گمان تأثير مثبت خودش را هم گذاشته است، اما بي هيچ ترديدي مهم ترين حلقه مفقوده پروژه کاهش تلفات جاده اي، همچنان ايمن سازي جاده هاست که ظاهراً آن طور که بايد با اقبال مسؤولان و متوليان امر رو به رو نمي شود.
بايد قبول کنيم تا وقتي از نقطه نظر زيرساختها به نقطه استاندارد و قابل قبول نرسيده ايم، انتظار کاهش تلفات تا حد زيادي بيهوده است. بگذريم از اينکه اصولاً برخي از منتقدان بر اين باورند که استانداردهاي مدرن و کارآمد جاده سازي در عمليات احداث جاده هاي جديد در ايران مورد استفاده و توجه قرار نمي گيرند... در بحث موانع سخت افزاري، ساده انديشانه خواهد بود اگر موضوع مهم صنعت خودروسازي را فراموش کنيم؛ آنچه توليد خودروهاي ايمن را در دل خود دارد و به طور طبيعي، کمک شايان توجهي به کاهش آسيبهاي ناشي از تصادفات جاده اي مي کند.
نرم افزاري؛ مثل رعايت قوانين!
اما بي ترديد همه مشکلات و معايب مربوط به حجم بالاي تلفات ناشي از تصادفات جاده اي در ايران، با موانع سخت افزاري در ارتباط نيست. بايد بپذيريم که در بحث رانندگي و سفر نيز مثل ساير مسايل حوزه اجتماعي، پاي مباحث نرم افزاري و انساني در ميان است.
شايد مهم ترين «کنشي» که از سوي افراد جامعه در فرآيند مسافرتهاي جاده اي سر مي زند و به افزايش تصادفات مي انجامد، رعايت نکردن قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي باشد. متأسفانه بيشتر ما گاهي فراموش مي کنيم که هر قانوني در راستاي گشودن گرهي به تصويب مي رسد و مراعات هر سلسله مقرراتي، به بهبودي وضع زندگي بشر مي انجامد. در جريان ناديده گرفته شدن قوانين راهنمايي و رانندگي، بخشي از تقصير به ناآگاهي رانندگان بر مي گردد که با وجود نداشتن تسلط بر اين حوزه، تن به رفتار پرريسک سفرهاي جاده اي مي دهند و البته بخشي ديگر، به هيجان طلبي، ماجراجويي، بلندپروازي يا عجله رانندگان مربوط مي شود که با ناديده گرفتن مصالح بلند مدت، همه چيز را فداي لذتهاي آني کرده و جان خودشان و ديگران را به مخاطره مي اندازند.
هميشه پاي يک «فرهنگ» در ميان است!
در واقع آنچه ذيل عنوان «تلفات تصادفات جاده اي» در ايران رخ مي دهد، يک اتفاق اجتماعي است که طبق معمول، نمي شود بدون دخالت دادن عنصر «فرهنگ» در آن، اين مسأله را مورد ارزيابي دقيق و اصولي قرار داد. در فرآيند کاهش تلفات سوانح جاده اي، همان اندازه که احياي زيرساختهاي مناسب و مطمئن حائز اهميت است و يا همان اندازه که بايد به ارتقاي مؤلفه «بازدارندگي قوانين» چشم دوخت و با ترفندهاي گوناگون، مردم را به اطاعت از مقررات فرا خواند، بايد روي مقوله فرهنگ نيز کار کرد تا در اين بعد نيز گامهايي در مسير کاهش تصادفات برداشته شود. واقعيت آن است که در بيشتر نقاط دنيا، مسافرتهاي جاده اي به مسيرهاي دور، با خودروي شخصي صورت نمي پذيرد و افراد جامعه بنابر دلايل مختلف ترجيح مي دهند اين گونه مسافرتها را با وسايل حمل و نقل عمومي انجام بدهند.
بدون ترديد توجه عمومي به ناوگان حمل و نقل عمومي مي تواند تا حدود زيادي به حل مسأله کمک کند و سايه شوم تصادفات جاده اي را از سر مردم کشورمان کوتاه کند. توسعه ناوگان حمل و نقل ريلي که مورد اقبال مردم نيز هست و همچنين مبادرت به تقويت ناوگان هوايي که چندي است در چشم هموطنان ما «نامطمئن» جلوه مي کند، مي تواند گامي به سوي سوق دادن شهروندان به استفاده از اين وسايل باشد.

  


کاهش تصادفها نيازمند عزم ملي



* بيژن شايان
وزير راه دولت هشتم با اعلام اينکه به تأييد مسؤولان در سال 87 حدود 24 هزار کشته در تصادفهاي رانندگي داشته ايم گفت: اعتقاد من اين است که در اين کشور بايد يک فرد، تشکل، نهاد، رسانه يا هر چيز ديگري پيدا شود و بپرسد چه کسي و چه زماني مي خواهد به اشکهاي خانواده هايي که عزيزانشان را در سوانح رانندگي از دست داده اند، پاسخ دهد.
احمد خرم با اعلام اينکه 4 عامل اساسي در تصادفهاي جاده اي وجود دارد، گفت: جاده، نيروي انساني، وسيله نقليه و آب و هوا چهار عامل مهم در تصادفهاي جاده اي است که وسيله نقليه و آب و هوا درصد کمتري را به خود اختصاص مي دهند زيرا نمي توان جلوي تغيير آب و هوا و ريزش يک باره برف و باران را گرفت و در بخش خودرو نيز به تخصص ويژه اي نياز است اما جاده و عامل انساني قابل بحث است.
وي عامل انساني را در 2 حوزه راننده و مديريت حمل و نقل تقسيم کرد و افزود: تفکر غالب حکايت از آن دارد که علت 70 درصد تصادفها، اشتباه راننده است اما راننده اي که از کودکي تا دانشگاه آموزش نديده چگونه مي تواند يک باره رفتار درستي داشته باشد.وي با تأکيد بر اينکه در دنيا فرهنگ ترافيک را جدي مي گيرند، گفت: ايجاد قانون و فرهنگ ترافيک بر عهده راننده نيست بلکه راننده مجري است.
خرم در خصوص بحث جاده به عنوان عامل مهم تصادفها گفت: جاده هاي کشور به 4 گروه روستايي، فرعي، اصلي و شرياني خاص تقسيم مي شود. راه روستايي تعريف خاص خودش را دارد. راه فرعي يک سطح بالاتر از راه روستايي است و شهرستانها را به يکديگر وصل مي کند.
راه اصلي مسير رفت و برگشت دوطرفه است و شريان خاص نيز به اتوبان، بزرگراه و آزادراه گفته مي شود که ايران در 3 حوزه راه فرعي، روستايي و اصلي جزو شبکه هاي راه طلايي در آسياست اما مشکل اصلي در بخش شرياني خاص است.
وي آزادراه را ارزانتر، ايمن تر، داراي عمل طولاني تر، عاملي براي جلوگيري از مصرف سوخت و عامل کاهش تصادفها ياد و اضافه کرد: بزرگراه 2 خط رفت و برگشت دارد که دولت بايد سرمايه گذاري کند اما آزادراه با سرمايه گذاري مساوي بين دولت و بخش خصوصي صورت مي گيرد که عوارض دريافتي ظرف 15 سال به بخش خصوصي واگذار مي شود تا 15 درصد آن را براي تعمير و نگهداري راه و بقيه را بابت سرمايه گذاري و سود بردارد اما پس از 15 سال اين راه متعلق به دولت خواهد بود.
وي با اعلام اينکه 70 درصد تصادفها در 30 کيلومتري شهرها اتفاق افتاده است، اظهار داشت: بنابراين بايد حداقل در 50 کيلومتري شهرها بزرگراه داشته باشيم اما به دليل نبود برنامه ريزي درست، بودجه ساخت راه اصلي را صرف جاده روستايي کرديم.
وي گفت: هرکيلومتر اتوبان بين 1/5 تا 2 ميليارد تومان هزينه ساخت دارد که با صرفه جويي در خسارتهاي مالي و جاني تصادفها و مشارکت با بخش خصوصي مي شود ساليانه 5 هزار کيلومتر اتوبان ساخت.وي با اعلام اينکه کشور در حال حاضر 11 هزار کيلومتر اتوبان مي خواهد، از راه آهن به عنوان وسيله اي ايمن و ابزاري براي کاهش تصادفهاي جاده اي ياد کرد و گفت: بر اساس قانون توسعه مي بايست ساليانه يک هزار کيلومتر راه آهن ساخته شود اما امروزه ميزان ساخت راه آهن در سال حدود 200 کيلومتر است.
وي با تأکيد بر اينکه همدلي و همگرايي و عزم ملي براي کاهش تصادفها ضروري است، گفت: در فضاي سالهاي 79 تا 80 که دادخواهي 17 هزار کشته تصادفها مطرح شد، قرار بود بر اساس برنامه چهارم توسعه، کميته ملي حمل و نقل تشکيل شود تا در اين کميته آموزش و پرورش، آموزش عالي، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت بهداشت، هلال احمر، وزارت راه، کشور، صنايع و سازمان محيط زيست دور يک ميز بنشينند و از ظرفيتهايشان براي کاهش مرگ و مير تصادفها استفاده کنند اما متأسفانه هرگز اين مهم شکل نگرفت.

  


رانندگي کن تا به تو بگويم که هستي !!



* سعيده ساجدي نيا
در حالي که سرعت غيرمجاز، رعايت نکردن مقررات ترافيکي، کمبود علايم راهنمايي و رانندگي و وضعيت نابسامان جاده هاي کشور بخشي از علل اصلي تصادفات و حوادث مرگبار جاده اي را به خود اختصاص داده است، عوامل انساني و روحي و شرايط مؤثر حالات رواني راننده به عنوان يکي از شاخصهاي اصلي رانندگي به کلي ناديده گرفته شده و اين در حالي است که کارشناسان وضعيت مناسب خودرو و جاده، صلاحيت راننده براي رانندگي، داشتن تجربه کافي در کنار دوام تجربه، هوشياري راننده و تست روحي و جسمي را از مهمترين عوامل پيشگيري از وقوع تصادفات برمي شمارند.
در اين راستا، نتايج بررسي ها در خصوص سير ارائه گواهينامه رانندگي به متقاضيان نشان مي دهد در حال حاضر تنها شاخصه هاي پليس براي اعطاي گواهينامه به افراد، يادگيري فني و تستهاي عملي است، اما آيا به واقع داشتن ديد خوب و صرفا کنترل خودرو در امتحانات شهري، مي تواند ملاک صلاحيت افراد در رانندگي باشد؟ !
ناشناخته ماندن سهم تأثيرات حالات رواني و شخصيت افراد در رانندگي، موجب شده رانندگي غيراصولي، بدون کيفيت و خطرآفرين رواج يابد؛ چه بسا رانندگاني که ديد مناسب دارند، به دنبال رنج حاصل از مشکلات و عقده هاي رواني اجتماعي، تربيتي و فرهنگي، صلاحيت رانندگي را به واقع نداشته باشند. از اين رو، مي توان اذعان کرد: تمام افرادي که موفق به اخذ گواهينامه شده اند، لزوما صلاحيت رانندگي ندارند.
دکتر ناصر مهران فرد، روانشناس باليني، با انجام تحقيقاتي در خصوص وضعيت روحي رانندگان جوان مي گويد: «در جوانان و بخصوص آنان که به معلوليت جزئي در طول دوران رشد و نمو بسته شده اند، آمادگي براي عفو، همراهي و پذيرش وجود ندارد، چرا که در اين گروه سني، روح ضعيف و ماجراجويي تقويت شده است و برخي واکنشهاي آني حين رانندگي، در نتيجه اختلالهايي است که در مرکز حسي سيستم عصبي رخ داده، به طوري که فرد مبتلا، وظايف حياتي مورد نياز در طول رانندگي را به کندي اعمال مي کند.» از نگاه روانشناسي سن، اخلاق، تجربيات، آموزش خوب، ديد خوب، هوشياري و سرعت واکنش، فرهنگ عمومي، سلامت جسمي، اثرات محيطي، تربيت خانوادگي، سلامت عضلات و مفاصل و فيزيولوژي خوب از مهمترين عوامل تاثيرگذار بر احراز صلاحيت رانندگان است، به طوري که اين ارکان در کنار ساير عوامل پيشگيرانه از وقوع تصادف همچون وضعيت راه ها، وضعيت خودرو، آب و هوا و تجربه شناخت مسير مي توانند ايده آلهاي لازم رانندگي ايمن را به همراه داشته باشند.از نگاه روانشناسان و کارشناسان مسائل اجتماعي، رانندگي يکي از مواردي است که شخصيت راننده را در اجتماع آشکار کرده و ابعاد فرهنگي، رشد اجتماعي و ميزان ادب، نوع و روش انتخابي رفتارهاي فرد در اجتماع را به معرض ديد مي گذارد، به طوري که اگر راننده با رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي به احساسات ديگران حين رانندگي احترام بگذارد و نسبت به عابران پياده انسانيت را مد نظر قرار دهد، شخصيت وي به عنوان راننده اي سلامت و اخلاق مدار شناخته مي شود.در مقابل، راننده اي که به مقررات گردن نمي نهد و با عصبانيت و انتقامجويي رفتار مي کند، حتي در صورتي که فردي باهوش و تحصيلکرده باشد، فاقد تواناييهاي رواني شخصيتي براي رانندگي است.بر اين اساس، با آموزش اصول علمي رانندگي به عنوان پيش شرط راننده شدن، آموزش مسائل اخلاقي و رفتاري و انساني در برخورد با حوادث احتمالي بايد مورد توجه قرار گيرد.ندا نوابي، کارشناس ارشد طراحي صنعتي، با انجام بررسي در خصوص تأثيرهاي روانشناختي و تصادفات، به نتايج آمارهاي جديد اشاره کرده و اذعان مي کند: آمارهاي جديد در اين باره نشان مي دهد 75 درصد حوادث جاده ها مربوط به شخصيت انسان است، بنابراين خصوصيات رواني، اجتماعي، تربيتي و باورهاي فرهنگي از عوامل مهم حوادث است.

  


مرکبي که «ويلچر» مي شود...



* زهرا طوسي
معلول شدن برخي از قربانيان حوادث، من را به ياد درد و رنجي مي اندازد که اين انسانهاي حادثه ديده و خانواده هايشان بايد بعد از تصادف هر روز با آن دسته و پنجه نرم کنند. سراغ معاون توانبخشي بهزيستي مي روم. او يکي از علل اين نوع معلوليتها در کشور را تصادفات و سوانح ذکر مي کند.دکتر حميد رضا پور يوسف مي گويد: ضربات سر باعث فلج اندام، زوال عقل، تشنج، صرع و اختلالات روان پزشکي و ضربه به ستوان فقرات باعث فلج و معلوليتهاي جسمي حرکتي خواهد شد. صدمه هايي در اثر جراحت به اعضايي مثل چشم و گوش هم باعث نابينايي و ناشنوايي مي شوند.وي مي گويد: ميزان خسارات وارده در تصادف جاده اي که درآن دهها نفر کشته و زخمي مي شوند، با تصادفات معمول شهري قابل قياس نيست، ولي نکته اي که همواره بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که تصادف بيشتر باعث معلوليت در جوانها مي شود.وي مي گويد: تصادفات باعث از بين رفتن و معلوليت قشر مولد و فعال جامعه مي شوند، گروهي که مي توانند باعث افزايش درآمد خانوار بشوند، ظرف چند لحظه از چرخه درآمدزايي خارج شده و به جمع مصرف کنندگان اضافه مي شوند و از همين جا تبعات اجتماعي و خانوادگي اين سانحه ها شروع مي شود.وي مي گويد: علاوه بر هزينه هاي سنگين درماني که توسط بيمه و بهداشت و درمان براي بهبود اين افراد پرداخت مي شود، معلوليت مي تواند عامل جدايي و طلاق بين زن وشوهر شده و کودکان زيادي را بدسرپرست و يا فاقد سرپرست مؤثر نمايد. بسياري از خانواده ها هم به دليل پرداخت هزينه هاي معالجه يا ازدست دادن نان آور خود، نيازمند کمکهاي حمايتي براي نگهداري از فرد معلول مي شوند.او مي گويد: معلوليت يک انسان خواه ناخواه روي زندگي اطرافيان او تأثير مي گذارد، چون وقتي فردي معلول مي شود احتياج به کسي دارد که از او مراقبت کند. حالا اين مراقب مادر باشد يا پدر، همسر باشد يا فرزند فرقي نمي کند، به هر حال او بايد از کارش بزند و اين يعني يک هزينه غير مستقيم براي خانواده و اين گونه مي شود که با يک سهل انگاري يا بي توجهي علاوه بر اينکه يک انسان سالم از کار افتاده مي شود يک نفر ديگر را هم از کارکردن باز مي دارد و يا آنها را مجبور مي کند به شغل هاي کم درآمد و پاره وقت روي بياورند.
او مي گويد: براي هرکسي ممکن است اتفاق بيفتد در يک چشم بر هم زدن يا کمتر از آن، باور کردنش سخت است، اما اين يک حقيقت است که تقريباً 4/2 درصد يعني 3 ميليون از جمعيت کل کشور دچار معلوليت متوسط، شديد و خيلي شديد هستند و مهمترين عوامل بروز معلوليت در آنها نيز بعد از مشکلات ژنتيکي، حوادثي مانند تصادف و سقوط بوده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com