تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-12-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 29آذر ماه 1388

[ هنري ]
 * درباره بهروز غريب پور و موفقيتهاي بزرگش؛ عاشقي در سرزمين عروسک ها
 * اي قوم ! در اين عزا بگرييد
 * صدابردار سينماي ايران را دريابيم؛ اصغر شاهوردي دوباره در بيمارستان بستري شد
 * آکادمي اسکار اعلام کرد؛ 274 فيلم واجد شرايط کسب جايزه بهترين فيلم بلند
 * مفتون اميني: نسل شاعران بزرگ منقرض شده است
 * فروش 3/5 ميليوني در اولين شب؛ اکران «آواتار» در دو هزار سالن سه بعدي
 * در کنار مهناز افشار، مصطفي زماني و باران کوثري؛
«بيژن امکانيان» و «ستاره اسکندري» هم به پروژه جيراني پيوستند
 * مجموعه شعر علي باباچاهي سرانجام مجوز نشر گرفت
 * «عامرخان» و فيلمي درباره ايدز

درباره بهروز غريب پور و موفقيتهاي بزرگش؛ عاشقي در سرزمين عروسک ها



* مهدي نصيري
حدود چهار، پنج سال پيش بود که گروه ماريونت حرفه اي اتريشي به تهران آمدند و نمايشي را با ظرافتهاي خاص اين شيوه از تئاتر





عروسکي در جشنواره بين المللي تئاتر عروسکي تهران به روي صحنه بردند. آن زمان بهروز غريب پور و گروه تئاترش علاقه زيادي به آموختن اين شيوه و اجراي تئاتر با اين شيوه از خود نشان دادند، اما از نظر سرپرست گروه اتريشي، امکان آموختن سريع شيوه ساخت و عروسک گرداني با آن همه ظرافت و دشواري براي غريب پور و گروهش بدون آموزشهاي چندين ساله بعيد به نظر مي آمد.
غوغاي رستم و سهراب و اپراي عاشورا
بهروز غريب پور اما بدون هراس، يک دوره کوتاه را در اتريش گذراند و چندي بعد سفارش ساخت عروسک هاي رستم و سهراب و اپراي آن را داد و با فاصله اي کوتاه «اپراي عروسکي رستم و سهراب» را به روي صحنه برد و با اولين اپراي عروسکي ايراني اش غوغايي به پا کرد و حتي از مرزهاي ايران هم فراتر رفت و ايتاليايي ها را هم براي چندين روز در بزرگترين سالن نمايش شهر رم به وجد آورد.
پروژه بعدي غريب پور و گروهش، اجراي اپراي «مکبث» بود. اپراي عروسکي مکبث در شرايطي در جشنواره تئاتر عروسکي به روي صحنه رفت که گروه اتريشي براي بار دوم با نمايشي تکراري در جشنواره حضور داشتند و اين بار نمايش غريب پور بود که آنها را در کمال ناباوري به تحسين واداشت و باعث شد در مقابل يک نمايش زيباي عروسکي ايراني، سر تعظيم فرود آورند. بهروز غريب پور که حالا خودش عروسک ها را در کارگاه گروهش مي ساخت، اين بار دست به کار توليد اپراي عاشورا شد و شاهکار تازه اش را در مدتي کوتاه آماده اجرا کرد و آن را براي اجرا به اروپا برد. حالا زمان آن رسيده بود که فرهنگ عاشورايي ايراني نيز در قالب هنري زيبا و کم نقص، به دنيا عرضه شود.
مرد باوقار تئاتر ايران
مرد آرام و باوقار تئاتر ايران که تقريبا همه هنرمندان تئاتر، منتقدان، خبرنگاران و تماشاگران تئاتر او را به خاطر متانت و آرامش و احترامش دوست دارند، اينک در آستانه 49 سالگي به يک هنرمند کامل تبديل شده و حتي در حوزه مديريت تئاتري نيز کارنامه درخشاني دارد. همه ما به خوبي در خاطر داريم که غريب پور چگونه يک کشتارگاه را در بزرگراه نواب به فرهنگسرا تبديل کرد و خوب مي دانيم که نخستين خشت در راه تبديل سوله هاي ايرانشهر به سالنهاي تئاتري را همين مرد بنا گذاشت. غريب پور همين حالا هم از بهترين گزينه هايي است که مي تواند تئاتر ايران را با مديريت حساب شده اش از بحران نجات بدهد.
بهروز غريب پور را در مقام کارگردان، طراح صحنه، نمايشنامه نويس، فيلمساز، فيلمنامه نويس، مترجم، مدير فرهنگي و مدرس دانشگاه مي شناسيم. او متولد 1329 سنندج است که در خانواده اي فرهنگي پرورش يافت.
تقدير چنين بوده که او در کنار آموزشهاي ديني، دست به نقاشي و موسيقي ببرد و با رفع موانع، به بازيگري و تئاتر بپردازد. او از چهار سالگي مسير هنري خود را در مکتب خانه پيدا کرده و در هفت سالگي خوابي مي بيند که در آن خواب پدربزرگ مادري اش به او تسبيحي مي دهد و اين خواب را مادربزرگش اين گونه تعبير مي کند که فرداي روشني پيش رو دارد.
شاه ماهي طلايي
غريب پور به مناسبت موفقيتش در دريافت جايزه «شاه ماهي طلايي» از جشنواره «آريونو دل ماره» ايتاليا، در يادداشتي اين گونه مي نويسد:
"تابستان 1339 بهروز غريب پور ده ساله ترجيح داد به جاي آنکه بر چرخ و فلک باشگاه افسران سنندج سوار شده و چرخ خوردن در يک دايره بسته را تجربه کند، به تماشاي يک نمايش عروسکي بنشيند. هنوز او به ياد دارد که چگونه شيفته «مبارک» شد. هنوز ماشين سليم خان را به ياد دارد. ده سال بعد اين کودک به تهران آمده بود، دانشجو شده بود. دانشجوي سال اول تئاتر دانشگاه تهران و در جستجوي آن محبوب ده سالگي اش به کوچه هاي پايين شهر تهران، به راسته سيروس، به محله صابون پزخانه، به خانه نمايشگران عروسکي سر زد؛ مبارک را يافت. مبارک بي رمق شده بود. تلويزيون و سينما او را به فراموشخانه تاريخ سپرده بودند. جوان بيست ساله مي خواست شادماني، شيفتگي و عشقش را با ديگران تقسيم کند. پس در سال 1349 مرشد نعمت ا... عباسي، علي پرستار و ديگران را به دانشگاه دعوت کرد و توانست به شيفتگان گروتفسکي و بروک و رابرت ويلسون گوشه اي ديگر از جهان نمايش را معرفي کند. در سال 1351 در خدمت يک استاد عروسکي گريخته از سرزمين خفقان گرفته و له شده زير پاي حکومت سرسپرده کمونيستي چکسلواکي زانو زد تا نمايش عروسکي مدرن را بياموزد. «واسکار باتک» اولين و آخرين استادش در گوشش زمزمه کرد که تو بايد با همين عشق و سختکوشي در جهان عروسکي بماني و او ماند. در دلش براي تئاتر، سينما، ترجمه، پژوهش، تدريس، مديريت جا داشت، اما براي آن محبوب ديرينش، نمايش عروسکي، يک نهانخانه پر راز و رمز بنا کرده بود. محبوب کودکي اش هرگز دلش را نزد. نه بي مهري ها، نه بي تفاوتي ها و نه دشمني ها او را از اين عشق جدا نکرد. بهروز غريب پور اکنون در آستانه شصت سالگي و پس از گذشت نيم قرن عاشقي در سرزمين عروسک ها، سوار بر چرخ و فلک، جشنواره بين المللي عروسکي «آريونو دال ماره » ايتاليا خواهد نشست تا اين بار يک دايره بزرگ، يک جهان را گشت بزند. بر اين چرخ و فلک نامداراني چون داريو فو، يوروکفسکي، ماريا سينيورلي، ژاک فليکس، ماسيمو شوستر و... نشسته اند. اين چرخ و فلک، 18 بار چرخيده است و از سال 1980 تاکنون هر سال يکي از عاشقان يا به تعبير بانيان جايزه(شاه ماهي طلايي) يکي از بزرگان و تأثيرگذاران جهان عروسکي را سوار بر اين چرخ و فلک مي کند.
عشق، روزي ثمر مي دهد
و سپتامبر 2009 نوبت آن کودک ده ساله پنجاه سال پيش است که مزد عشقش را بگيرد و با قلبي پر از عروسکهاي خيمه شب بازي، سفر سبز در سبز، بابا بزرگ و ترب، کارآگاه 2 ، شش جوجه کلاغ و يک روباه، ميکي و کارآگاه 2 ، رستم و سهراب، مکبث، عاشورا و هزاران عروسک ديگر سوار بر چرخ و فلک يک جشنواره بزرگ و استثنايي آن کودک شيفته باشگاه افسران سنندج را به ياد آورد و به او بگويد: عشق هر چند دير اما سرانجام روزي ثمر مي دهد و روزگاري، هر چند از سوي غير هم خاکان ستوده خواهد شد، زيرا «عاشقان» ديده خواهند شد؛ دير يا زود.
پس من دستم را به سوي بهروز غريب پور ده ساله دراز مي کنم و به او مي گويم: با هم هستيم؛ حتي اگر هزار سال بگذرد و... "
دنياي زيباي عروسک ها
نمايش عروسکي يکي از مهمترين حوزه هاي کار هنري بهروز غريب پور است. او در 1358 «کوراوغلوي جنلي بل» را در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان اجرا کرد و در همين سال نمايش «کچل کفتر باز» را براي کانون کار کرد. اجراي نمايش «سبز در سبز» در 1363 باعث شهرت بهروز غريب پور در مقام نمايشگر عروسکي توانمند شد. او در 1364 نمايش «بابا بزرگ و ترب» را به شيوه عروسکهاي ميله اي اجرا کرد که اين نمايش از تلويزيون پخش شد. در 1364 فيلم «کارآگاه 2 » را ساخت و اجرا کرد. در 1368 دوباره به اجراي نمايش «سبز در سبز» اما اين بار در اصفهان پرداخت.
همچنين در اين سال نمايش «شش جوجه کلاغ و يک روباه» را در تهران و براي کانون پرورش فکري و همچنين «جنگ کور» را در کانون در 1368 و 1369 اجرا کرد. در 1369 نمايش «بابابزرگ و ترب» را به شيوه سايه در فرهنگسراي بهمن روي صحنه برد. در 1375 نمايش عروسکي «ميکس و کارگاه 2 » را در تهران و گرگان اجرا کرد.
بهروز غريب پور همه وقت خود را صرف کودکان و نوجوانان نکرده، بلکه بخشي از فعاليت هاي هنري اش براي بزرگسالان بوده است.
او در 1358 دو نمايش «حضور در آئينه پريشان» و«تف» را در تالار قشقايي اجرا کرد. پس از آن در 1375 موفق به اجراي «بينوايان» در فرهنگسراي هنر شد. او متأثر از فضاي رمان بزرگ ويکتور هوگو، در يکي از تالارهاي جنوب شهر تهران، موفق به جذب مخاطب از چهار گوشه شهر تهران شد. در آن سالها تئاتر رونقي نداشت و «بينوايان» همچون اتفاقي بزرگ باعث شد همه در تکاپوي احياي دوباره فعاليتهاي تئاتري شوند که پس از آن «عشق آباد» داود ميرباقري در تالار اصلي تئاترشهر اجرا شد.
کتاب، دنياي بزرگ آقاي کارگردان
نمايش «قصه تلخ طلا» و نمايش عروسکي «آهو ياهو» در 1385 و اجراي اپراي «مکبث» در 1386 از ديگر اجراهاي بهروز غريب پور است.
کتاب، شايد يکي از علاقه هاي افراطي بهروز غريب پور باشد. او در 4 سالگي به مکتب خانه رفت تا قرآن بياموزد. در اين سالها معلم مکتب خانه او را به نقاشي علاقه مند کرد و از پدرش خواست براي او کتاب «موش و گربه» عبيد زاکاني را بخرد، چون تصويرهاي بسياري دارد.او که پا به سن گذاشت، کتاب را همچون دوستي در کنار خود احساس مي کرد و در سالهاي نوجواني و از کلاس هفتم دبيرستان شروع به نوشتن داستان مي کرد. بهروز غريب پور در کلاس انشا براي هر موضوع يک داستان خلق مي کرد و آن را براي معلم و همکلاسي هايش مي خواند.
به عبارتي، همين خواندن و نوشتنهاي ابتدايي، سياه مشق هايي براي خلق بسياري از نمايشنامه ها و کتابهاي آموزشي و ترجمه هايش شد که هر يک به نوعي در خدمت فرهنگ و هنر اين مرز و بوم بوده است. اگر اغراق نباشد، او يکي از بهترين مؤلفان و مترجمان کتابهاي آموزشي تئاتر عروسکي و انيميشن در ايران است که با تأليفها و ترجمه هاي خود، تا حد زيادي براي افزايش منابع آموزشي تلاش کرده است.
بهروز غريب پور اولين کتابش را با سرمايه شخصي چاپ و منتشر کرد. در 1359 موفق به انتشار نمايشنامه «سبز در سبز» شد. در 1363 هم کتاب «استاد، خيمه شب بازي مي آموزد» را توسط انتشارات کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان منتشر کرد و به دنبال آن در 1364 همين ناشر کتاب «ورودي به قلمرو شبه عروسک ها و نمايشهاي عروسکي»اش را منتشر نمود. همچنين، در اين سال نمايشنامه «مرغ دريايي» آنتوان چخوف را ترجمه کرد که انتشارات فارياب آن را منتشر نمود. ترجمه و تأليف کتاب «دنياي گسترده نمايش عروسکي» نيز از اوست که انتشارات سروش منتشر کرد و ترجمه داستان «کره اسب و رودخانه» (براساس منابع چيني) را نيز توسط انتشارات کانون پرورش فکري راهي بازار کتاب کرد.
انتشارات کانون پرورش فکري در 1367 کتاب «کاردستي» را با ترجمه و تأليف بهروز غريب پور منتشر کرد. باز همين انتشارات در 1370 کتاب «تئاتر چيست؟ چگونه زاده شد، چگونه اجرا مي شود» ترجمه و تأليف غريب پور را روانه بازار کتاب کرد. اين همکاري در 1372 به نشر کتاب ديگري با عنوان «نمايش عروسکي گام به گام» منجر شد. او در 1377 موفق به انتشار کتاب «انيميشن از نخستين گام ها تا اعتلا» شد که انتشارات دانشگاه هنر آن را چاپ کرد.
موسس فرهنگسراها
بهروز غريب پور پس از وقفه چندين ساله، از سال 1384 کار نشر کتابهايش را از سر گرفت. نشر انديشه قلم، نمايشنامه «قلعه حيوانات» غريب پور را در اين سال منتشر کرد. در اين سال همچنين کتاب «تئاتر در ايران» را در دفتر پژوهشي فرهنگي منتشر نمود. در 1385 دو نمايشنامه «بينوايان» و «کلبه عمو تم» را نشر قطره و دو نمايشنامه «قصه تلخ طلا» و «جونور» را انتشارات نمايش منتشر کرد.
بهروز غريب پور در مقام مدير و مربي، سالها وقت صرف تعالي هنر در کشورمان کرده است. شايد اولين فعاليت مديريتي او راه اندازي گروه تئاتر «شهاب کردستان» در 1347 در شهر سنندج باشد. او در مقام مربي تئاتر در 1351 در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان کار مي کرد. در 1358 پس از ترک ايتاليا و ورود به تهران، تماشاخانه ثابت تئاتر کودک و نوجوان را تأسيس کرد. در همين سال سرپرستي آموزش تئاتر و تئاتر عروسکي را در کانون برعهده گرفت. در 1361 مديريت مرکز توليد تئاتر و تئاتر عروسکي را برعهده گرفت. در 1370 اقدام به راه اندازي فرهنگسراي بهمن در کشتارگاه سابق تهران کرد که اتفاقي بزرگ بود. اين فرهنگسرا تا امروز يکي از فعال ترين فرهنگسراها در شهر تهران بوده است که در اين مدت بسياري از هنرمندان بنام کشورمان فعاليت خود را از اين فرهنگسرا آغاز کرده اند.
بهروز غريب پور در 1378 خرابه هاي پادگان ارتش در ايرانشهر را به خانه هنرمندان ايران تبديل کرده و به مدت 8 سال در آن جا در مقام مديرعامل خدمت کرد.
اين هنرمند و استاد دانشگاه و مدير فرهنگي يکي از اعضاي فعال تشکيلات بين المللي يونيما از 2000 تا امروز بوده است. او در 2006 در مقام رئيس شوراي تشکيلات عروسکي WAP پراگ انتخاب شد. در سال قبل تر هم رئيس بخش آسيايي و اسلامي دايرَ المعارف يونيما شده بود.
او از سال 2000 تا 2006 عضو هيأت داوران جشنواره پراگ بود و در 2007 رئيس هيأت داوران اين جشنواره شد.

  


اي قوم ! در اين عزا بگرييد



* محمد کاظم کاظمي
شعر، يکي از جلوه هاي بارز احساسات و افکار انسانهاست. آنان بدين وسيله مي کوشند به عواطف و انديشه هاي خويش رنگي





هنري بزنند و آنها را در قالبي دلپذير به ديگر همنوعان خود ارائه کنند. بنابراين، با بررسي شعر يک جامعه يا ملت در يک دوره تاريخي، مي توان به روحيات آن مردم پي برد و دريافت که ميزان توجه شان به موضوعهاي مختلف تا چه حد بوده است.ما به مناسبت اين ايام، در اين يکي دو هفته مي کوشيم که سيماي حضرت امام حسين(ع) و واقعه کربلا را در شعر فارسي به نظاره بنشينيم. از آنجا که ما با يک تاريخ هزارساله شعر فارسي سروکار داريم، بهتر است براي بررسي دقيق تر، آن را به چند مرحله تقسيم کنيم.
1. از آغاز تا دوره صفوي
در اين دوره ششصدساله که از اواسط قرن سوم هجري يعني پيدايش رسمي شعر فارسي تا ظهور دولت صفوي در قرن نهم را در برمي گيرد، در شعر فارسي توجهي خاص و ويژه به امام حسين(ع) و واقعه کربلا ديده نمي شود. نه تنها امام حسين، که ديگر ائمه نيز در شعر اين ششصد سال، حضوري پررنگ ندارند و اين امر، دلايل خاصي دارد.شايد مهم ترين دليل غريب ماندن سيدالشهدا(ع) و واقعه کربلا در شعر اين مقطع زماني، نبود يک پايگاه ثابت رسمي و حکومتي براي تشيع باشد. مي دانيم که شعر فارسي، از همان اوايل در دربارها تکوين يافت و رشد کرد و در حوالي قرن ششم هجري بود که پاي آن به مدارس و خانقاهها کشيده شد. سلسله هاي حکومتي آن عصر نيز اغلب پيرو خلفاي عباسي بغداد بودند و به همين لحاظ، بيشتر در ايجاد تنگنا و فشار بر شيعيان مي کوشيدند.
اين را نيز فراموش نکنيم که نه تنها عنايت به بزرگان تشيع در شعر درباري آن روز کمتر ديده مي شود بلکه نسبت به ديگر بزرگان دين و فرهنگ و معارف ديني نيز اين بي توجهي مشهود است ، چون به راستي، نه آن سلسله هاي حکومتي به مفاهيم ديني علاقه اي داشتند و نه شاعران درباري آن روز، همچون فرخي و عنصري و منوچهري. اگر هم بندرت حمد خداي تعالي و نعت حضرت پيامبر در ديوانهاي اين شاعران ديده مي شود، بيشتر براي حفظ ظاهر و رعايت سنتهاي ادبي است.
پس از آن که شعر فارسي از دربارها به مدارس و خانقاهها نفوذ يافت، البته معارف ديني و مفاهيم مذهبي در آن پررنگ تر شد و شاعراني چون سنايي، عطار، مولانا جلال الدين و ديگران، توانستند آن شعر درباري را رنگي کاملاً مذهبي و اعتقادي بزنند. در شعر اين گروه، همواره امام حسين(ع) با احترام نام برده شده است. البته اين يادکردها، بسيار پراکنده است و کمتر به صورت يک شعر مستقل و مفصل مشاهده مي شود. اين هم چند نمونه از يادکرد امام حسين(ع) در شعر اين دوره.
سنايي غزنوي:
خرمي چون باشد اندر کوي دين، کز بهر حق
خون روان گشته است از حلق حسين در کربلا
در يکي صف، کشتگان بيني به تيغي چون حسين
در دگر صف، خستگان بيني به زهري چون حسن
دين حسين توست و آز و آرزو خوک و سگ است
تشنه اين را مي کشي، وان هر دو را مي پروري
بر يزيد و شمر ملعون چون همي لعنت کني؟
چون حسين خويش را شمر و يزيد ديگري
خاقاني شرواني:
من حسين وقت و نااهلان يزيد و شمر من
روزگارم جمله عاشورا و شروان کربلاست
مولانا جلال الدين:
دل است همچو حسين و فراق همچو يزيد
شهيد گشته دوصد ره به دشت کرب وبلا
به هر حال، در اين دوره اگر بخواهيم در پي شعرهاي مستقلي براي امام حسين(ع) و واقعه کربلا باشيم، بايد به شعر معروف «کجاييد اي شهيدان خدايي» از مولانا جلال الدين اشاره کنيم و هم چنين به قصيده سيف فرغاني. اين شعر، برجسته ترين مرثيه براي شهداي کربلا در دوره قبل از صفويه است و ما با نقل چند بيت از آن، يادداشت اين هفته را به پايان مي رسانيم.
اي قوم ! در اين عزا بگرييد/بر کشته کربلا بگرييد
با اين دل مرده، خنده تا چند؟/امروز در اين عزا بگرييد
فرزند رسول را بکشتند/از بهر خداي را بگرييد
از خون جگر سرشک سازيد/بهر دل مصطفا بگرييد
وز معدن دل به اشک چون در/بر گوهر مرتضا بگرييد
با نعمت عافيت به صد چشم/بر اهل چنين بلا بگرييد
دل خسته ماتم حسينيد،/اي خسته دلان، هلا! بگرييد
در ماتم او خمش مباشيد/يا نعره زنيد، يا بگرييد
در گريه سخن نکو نيايد/من مي گويم، شما بگرييد
اشک از پي چيست؟ تا بريزيد/چشم از پي چيست؟ تا بگرييد

  


صدابردار سينماي ايران را دريابيم؛ اصغر شاهوردي دوباره در بيمارستان بستري شد



اصغر شاهوردي صدابرداري حادثه ديده سينماي ايران دوباره در بيمارستان بستري شد. همسر اين صدابردار سينما در گفتگو با ايسنا





گفت: بعد از مشاهده ورم شديد در پاي ايشان، بلافاصله وي را به بيمارستان «پارسيان» منتقل کرديم و متوجه شديم به علت نداشتن حرکت، دچار پوکي استخوان شده اند و با عمل جراحي سختي که انجام شد در ران راستشان پلاتين گذاشتند.وي يادآور شد:دقيقا آذرماه 86 اصغر شاهرودي عمل جراحي شد و ال؛ن بيش از دوسال است که ايشان بيمار هستند و از معاونت سينمايي جديد، تهيه کنندگان و عاملان اين حادثه مي خواهم به داد ما برسند.اصغر شاهوردي صدابرداري فيلمهاي چون «اجاره نشين ها»، «خانه دوست کجاست؟» «باشو غريبه کوچک»، «هامون»، «سارا»، «قرمز»، «موج مرده»، «بماني»، «زير پوست شهر» و ... را در کارنامه هنري اش دارد.

  


آکادمي اسکار اعلام کرد؛ 274 فيلم واجد شرايط کسب جايزه بهترين فيلم بلند



274 فيلم مجاز به رقابت براي جايزه بهترين فيلم بلند از هشتاد و دومين دوره جوايز اسکار هستند.به گزارش ايسنا، آکادمي اسکار اعلام کرد، امسال 274 فيلم از سراسر جهان واجد شرايط رقابت براي کسب جايزه اسکار بهترين فيلم هستند.فيلمها براي آنکه مجاز به حضور در ميان نامزدهاي اين بخش باشند، مي بايست تا پيش از 31 دسامبر در يکي از سينماهاي لس آنجلس اکران شده و حداقل هفت روز نمايش بي وقفه داشته باشند.نامزدهاي نهايي هشتادودومين دوره جوايز اسکار روز دوم فوريه 2010 اعلام مي شوند و مراسم اعطاي جوايز نيز روز هفتم مارس برگزار خواهد شد. آکادمي اسکار تاکنون نامزدهاي اوليه بهترين فيلم کوتاه اکشن زنده، بهترين ترانه فيلم، بهترين انيميشن کوتاه و بهترين مستند بلند و کوتاه را معرفي کرده است

  


مفتون اميني: نسل شاعران بزرگ منقرض شده است



به اعتقاد مفتون اميني، نسل شاعران بزرگ مثل نسل گوزنهاي زرد منقرض شده است. اين شاعر پيشکسوت در گفتگويي با ايسنا، عنوان کرد: ديگر زمانه پديد آمدن شاعران بزرگ نيست و به گمانم، نسل شاعران بزرگ هم مانند نسل گوزنهاي زرد سالهاست که منقرض شده است و با توجه به شرايطي که هست، بعيد مي دانم تا چند دهه ديگر، شاعر بزرگي به فضاي ادبي جامعه معرفي شود. حقيقت اين است که اکنون شاعران بزرگ در شاعران ديگر تجزيه شده اند و ديگر شاعري نيست که بتواند براي همه قشرهاي جامعه شعر بگويد.
او در ادامه متذکر شد: من به شاعراني که مي توانند براي بخشها و قشرهاي مختلف مردم شعر بگويند، اصطلاحاً شاعران سوپرمارکتي مي گويم و ديگر شرايط پديد آمدن چنين شاعراني فراهم نيست؛ ضمن اين که اکنون در علم و هنر، امور به سمت تخصصي شدن مي رود و طبيعي است که شعر هم همين راه را دنبال کند.

  


فروش 3/5 ميليوني در اولين شب؛ اکران «آواتار» در دو هزار سالن سه بعدي



«آواتار» در نيمه شب اول نمايش خود موفق شد 3.5 ميليون دلار فروش کند.فيلم جديد جيمز کامرون در بيش از 3500 هزار سالن سينما شامل دو هزار سالن سه بعدي، نمايش نيمه شب خود را آغاز کرد.
رسانه هاي گروهي مي گويند تمامي بليت هاي اولين روز نمايش فيلم پيش فروش شده است. فيلم علمي - تخيلي آواتار اولين کار بلند داستاني جيمز کامرون بعد از «تايتانيک» است.تحليلگران اقتصادي سينما پيش بيني مي کنند اين فيلم بهترين فروش سينمايي ماه دسامبر تاريخ سينما را از آن خود کند. براي «آواتار» پيش بيني يک افتتاحيه 80 تا 100 ميليون دلاري مي شود.
«آواتار» که قبل از اکران عمومي نمايش آن سر و صداي زيادي به پا کرد به صورت همزمان در 106 کشور جهان به روي پرده رفته است. کمپاني فوکس گفته است که 17 هزار و 163 سالن سينما در سراسر جهان اين فيلم را به نمايش عمومي گذاشته اند.

  


در کنار مهناز افشار، مصطفي زماني و باران کوثري؛
«بيژن امکانيان» و «ستاره اسکندري» هم به پروژه جيراني پيوستند



«بيژن امکانيان» و «ستاره اسکندري» نيز به جمع فيلم سينمايي «قصه پريا» جديدترين فيلم فريدون جيراني پيوستند.به گزارش فارس، «بيژن امکانيان» و «ستاره اسکندري» در کنار مهناز افشار، مصطفي زماني و باران کوثري قرار گرفتند. «بيژن امکانيان» 22 سال پيش در فيلم «صعود» اولين ساخته بلند همکار قديمي اش «فريدون جيراني» بازي کرده بود.

  


مجموعه شعر علي باباچاهي سرانجام مجوز نشر گرفت



علي باباچاهي گفت، مجموعه شعر «فقط از پريان دريايي زخم زبان نمي خورد» بعد از حدود يک سال انتظار، به تازگي مجوز انتشار دريافت کرده است و به زودي منتشر مي شود.مجموعه يادشده دربرگيرنده شعرهاي سال 85 تا خرداد 86 و همراه با دو مصاحبه از باباچاهي است که از سري مجموعه حلقه نيلوفري از سوي نشر نويد شيراز منتشر خواهد شد.

  


«عامرخان» و فيلمي درباره ايدز



«پريادارشان» کارگردان فيلمهاي کمدي سينماي هند قصد دارد يک درام خانوادگي و اجتماعي درباره بيماري ايدز و مسائل و مشکلات آن بسازد. هنوز نامي براي اين فيلم انتخاب نشده است.به گزارش فارس، وي براي نقش اصلي اين فيلم «عامرخان» را انتخاب کرده و هم اکنون در حال مذاکره با اوست تا نظر مثبت وي را براي بازي در اين فيلم جلب کند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com