|
دو هفته پيش در حالي جاده سمنان- تهران را در نخستين ساعات بامداد طي مي نمودم که ناگهان متوجه چراغ دادنهاي ممتد خودرويي سنگين به نشانه سبقت شدم. با نگاهي بر آيينه هاي خودرو در کمال ناباوري مشاهده کردم که اتوبوس سفيد رنگي با سرعت زيادي قصد سبقت دارد. از حرکات موسوم به سبقتهاي اتوبوسي راننده خاطي، کمي وحشت کرده و اجازه سبقت دادم و وي در حالي که با سرعت سرسام آوري تردد مي نمود، سبقت گرفت.
تا همين جاي ماجرا نيز بشدت بهت زده بودم، زيرا طي سفر چند سا عته از مشهد تا سمنان و به لطف تکنولوژي GPS که اتوبوسرانان و کاميونداران ملزم به نصب آنها شده، چنين رانش بي محابا و خطرآفريني را نديده بودم اما زماني تعجب و حيرتم دو چندان شد که در کمال تأسف شماره راهنمايي متعلق به نيروي انتظامي را بر آن متحرک رها شده از کمند، مشاهده نمودم! امتداد حرکت اتوبوس را در جاده، به دقت نظاره شدم که تا چه ميزان به صورت مرگباري در تاريکي شب يکه تازي مي نمود و بخوبي بهت و حيرت ساير اندک خودروهاي عبوري که به ناگهان به منتها اليه راست جاده کشيده مي شدند را حس مي نمودم.با کنجکاوي خبرنگاري بر سرعت خودروام افزودم و در حالي که عقربه سنجش سرعت، 120 کيلومتر بر ساعت! را نشان مي داد، با کمي فاصله وي را تعقيب نمودم. جالب آنکه گاهي سرعت سرسام آور اتوبوس متعلق به ناجا به 140 و حتي 150 کيلومتر بر ساعت مي رسيد و در نهايت با توصيه دوستان از ادامه تعقيب منصرف شدم و در حالي که همچنان در تاريکي شبانه مي تازيد، چون جتي از ديده پنهان شد.تخلف و قانون گريزي زيبنده هيچ فرد و گروهي نيست و قانون براي همه يکسان مي باشد. اما واقعيت آن است که رؤيت چنين رفتار پرخطري از مجريان اعمال قانون و متوليان نظم و انضباط ترافيکي و کنترل رفتارهاي پرخطر رانندگان، بازخورد بسيار منفي بر شاهدان ماجرا مي گذارد و آنها را به قانون گريزي تشويق مي نمايد. اميد است مسؤولان نيروي انتظامي با رهگيري خاطي و راننده مذکور که قطعاً يافتنش با توجه به سرعت و مکان چندان سخت به نظر نمي رسد؛ برخورد مناسبي نمايند و نسبت به توجيه عوامل خود در امر اطاعت پذيري از مقررات راهنمايي و رانندگي، جديت مضاعفي به خرج دهند.
- زمان و مکان و پلاک خودرو به انضمام فيلمي از نحوه رانندگي اين فرد خاطي در دفتر روزنامه موجود مي باشد.
* احمد فياض |