تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
عشقستان
سوسه
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-05-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 16اردیبهشت ماه 1389


60 درصد ظرفيت کارخانه هاي نساجي خالي است ؛ ورشکستگي صنعت پولساز!



امير روحپرور
سر آغاز
در چند روز گذشته بسياري از کارشناسان ونمايندگان مجلس از واردات بي رويه کالا به کشور انتقاد کرده اند و آن را مانع اساسي در





جهت رشد توليد ملي دانسته اند .آنان در تحليلهاي خود واردات اجناسي که هم اکنون مشابه آن در سطح کشور توليد مي شود را يکي از موانع «کار مضاعف »در حوزه صنعت و توليد ارزيابي کرده اند .اين در حالي است که واردات بي رويه از چالشهاي جدي براي کار آفريني، ايجاد فرصتهاي شغلي پايدار و توسعه صنعت در کشورمان به شمار مي آيد .شواهد مي گويد، اين معضل توليد، بيشترين تاثير را در صنعت قديمي نساجي برجاي گذاشته است.
از اين رو به حرکت در آوردن چرخهاي صنعت امروزه براي صنعتگران نساجي به يک کار شاق و دشوار تبديل شده است، مساله اي که اين روزها باعث شده واحدهاي صنعتي تحت تاثير ويروس واردات به کما فرو روند.تامين نقدينگي و سرمايه در گردش، کاهش تقاضاي خريد تحت تأثير واردات، رکود، ماشين آلات فرسوده، قاچاق منسوجات، اشباع انبارها از کالاهاي توليد شده و برخي ديگر از مشکلات ازجمله تنگناهايي است که اين روزها کارآفرينان صنعت نساجي با آن دست و پنجه نرم مي کنند.

خداحافظ صنعت 4 هزار ساله

نساجي در ايران پيشينه اي چهار هزار ساله دارد و بيش از 100 سال پيش، صنعتي شده است. اين گفته عليرضا حائري، نايب رئيس انجمن صنايع نساجي ايران است.
او اعتقاد دارد: در ايران مواد اوليه با کيفيت به قيمت ارزان وجود دارد و اين يکي از مزيتهاي بزرگ براي اين صنعت به شمار مي رود.
وي مي افزايد: همچنين مهارت و تجربه توليد محصولات نساجي در کشور وجود دارد و صنعتگران آن نيز متخصص و ماهر هستند.
حائري با بيان اينکه در ايران تمام مزاياي وجود صنعت نساجي موفق وجود دارد، تصريح مي کند: مشکل اين صنعت بالا بودن قيمت تمام شده محصولات است که بايد با افزايش بهره وري در کشور برطرف شود.
وي اضافه مي کند: هم اکنون ايران در صنايعي سرمايه گذاري مي کند که اقتصادي نيست، در صورتي که بهتر است صنايعي در کشور حمايت شوند که داراي مزيت نسبي باشند، مانند صنايع غذايي، کاشي و سراميک، مواد معدني، نساجي و در اين صورت شاهد افزايش اشتغالزايي و سودآوري در کشور خواهيم بود.
وي اظهار مي دارد: در دو سال اخير صنعت نساجي جهان متأثر از رکود اقتصادي بوده که اين امر مشکلات عديده اي از جمله کمبود فروش را براي واحدهاي توليدکننده به وجود آورده است.
در اين برهه زماني کشور ما از تحريمهاي بين المللي نيز بي نصيب نبوده، علاوه بر آن قيمت تمام شده بالاي محصولات و کمبود نقدينگي با شرايط جهاني در هم آميخته و وضع نامطلوبي را براي صنايع نساجي کشور رقم زده است.
وي مي افزايد: در کنار اين مسأيل، بدهي صنعتکاران به بانکها و غير قابل رقابت بودن محصولات ايراني با کالاهاي خارجي نيز مزيد بر علت شده که وضع اين صنعت رو به افول بگذارد.
نايب رئيس انجمن صنايع نساجي ايران در پاسخ به اين پرسش که با توجه به اين شرايط، آينده صنعت نساجي ايران را چگونه پيش بيني مي کند، مي گويد: چنانچه به طور جدي براي مشکلات اين صنعت چاره انديشي نشود، شرايط کنوني ادامه دار خواهد بود و چشم انداز مناسبي در آينده براي اين صنعت متصور نمي شود.
اين در حالي است که مديرکل سابق نساجي و پوشاک وزارت صنايع و معادن 27 مهر ماه سال گذشته در مصاحبه اي با اشاره به صادرات 380 ميليون دلاري نساجي در نيمه نخست آن سال خواستار تدوين بسته حمايت از صادرات محصولات نساجي شد.
گلناز نصرالهي در نشست «چالشهاي صادرات غيرنفتي» گفته بود: در برابر 380 ميليون دلار صادرات، ايران 90 هزار تن واردات رسمي پارچه صورت داده است.
وي خاطر نشان کرده بود: در برابر اين حجم واردات پارچه به کشور، صنايع نساجي هنوز به توليد ادامه مي دهند و اگر اندکي مورد توجه قرار گيرند، به طور قطع مي توانند رشد بالايي داشته باشند.
وي مهم ترين مشکل صنايع نساجي کشور را ثابت بودن نرخ ارز و بي توجهي به مابه التفاوت نرخ ارز و تورم دانست و خاطرنشان کرد: عدم پرداخت جوايز صادراتي به صورت نقدي و با فاصله کم از انجام فعل صادرات، از ديگر مشکلات اين صنعت است.
مديرکل صنايع نساجي و پوشاک وزارت صنايع گفت:اين وزارتخانه پيگير است تا در حل مشکل تعدادي از واحدهاي نساجي که مطالباتي را بابت عملکرد صادراتي خود در 13 سال پيش دارند، تسريع شود.
اين در حالي است که مدتي بعد تعدادي از مديران واحدهاي نساجي و پوشاک از مسؤولان اين وزارتخانه خواستند بيش از اين پرداخت مطالبات ارزي صادرکنندگان را به تاخير نيندازند.
صادرکنندگان پوشاک و نساجي از 12 سال پيش تاکنون حدود 15 ميليون دلار بابت دريافت ارز تشويقي در سالهاي 75 و 76 از وزارت صنايع طلبکار هستند.
اين طلب از آنجا ناشي مي شود که براساس دستورالعمل هاي صادراتي آن سالها مصوب دولت، وزارت صنايع و معادن ملزم به پرداخت 50 درصد ارزهاي استفاده نشده به صادرکنندگان بوده است. بدين معنا که صادرکنندگان معادل نيمي از ارزش ريالي صادراتشان را با ارايه ارز حاصل از صادرات به بانکها از آن طريق دريافت و نيمي ديگر را به صورت ريالي از وزارت صنايع و معادن دريافت کنند، اين در حالي است سهمي که بايد از طريق اين وزارتخانه پرداخت شود، تحويل واحدهاي صادراتي نساجي و پوشاک نشده است.

ظرفيتي که خاک مي خورد

اما در اين ميان برخي از توليد کنندگان از خالي ماندن 60 درصد ظرفيت کارخانه هاي نساجي تحت تأثير قاچاق و واردات خبر مي دهند .
مدير عامل يکي از واحدهاي توليدي مطرح کشورمان در اين خصوص مي گويد: قاچاق گسترده پوشاک و واردات بي رويه پارچه ومنسوجات از کشورهايي چون چين و ترکيه، کمر صنعت نساجي را شکسته است .
محمدگلابگير خواستار حمايت از توليد داخلي شده و مي گويد: اين در حالي است که پول خيلي گران به دست توليد کننده مي رسد .
وي اظهار مي دارد: مسؤولان بايد به داد واحدهاي صنعتي برسند، زيرا اين واحدها مشکل مديريتي و توليد ندارند، مشکل آنها کمبود نقدينگي است که بايد بسرعت به واحدها تزريق شود.
وي با بيان اينکه بسياري از ماشين آلات خريداري شده بايد به ذوب آهن بروند، مي افزايد: تنها درصنعت فرش آن قدر ماشين آلات واردشده که مي توانيم با استفاده از آن تمام ايران را فرش کنيم و اين مساله به دليل نبود يک استراتژي جامع است .
وي ادامه مي دهد: باور کنيد به دليل همين مشکل در برخي از صنايع نساجي شاهد قبرستاني از ماشين آلات هستيم و اين در حالي است که نوسازي اين صنعت قديمي همچنان با چالش هاي جدي مواجه است .
وي بابيان اينکه به دليل مشکلات متعدد، برخي از واحدها ناچار به تعديل کارگران خود شده اند، ادامه مي دهد: اين واحدها در حال حاضر به دليل واردات بي رويه که مانع از کار مضاعف است با انباشت شديد توليد مواجه شده اند.
وي درباره رقابت با توليد کنندگان خارجي نيز مي گويد: امکان رقابت در حال حاضر وجود ندارد، زيرا قيمت تمام شده کالاهاي ايراني به دليل نرخ سود بانکي، عوارض، بيمه، ماليات و مسأيل ديگر بالاتر از اجناس خارجي است، اما در زمينه کيفيت، منسوجات ايراني از کيفيت بالاتري برخوردار است .
اين در حالي است که جمشيد بصيري يکي از دست اندرکاران اين صنعت از متوقف ماندن نوسازي واحدهاي نساجي کشور خبر داده است .
او در مورد فعاليت واحدهاي نساجي کشور اظهار مي دارد: سال قبل کارخانه هاي بزرگ نساجي کشور تقريبا مانند سال 87 توليد داشته اند، ولي بسياري از واحدهاي کوچک تعطيل شدند که دليل اصلي آن ثابت بودن نرخ دلار و افزايش قيمت تمام شده توليد است.وي در ادامه با اشاره به کاهش 40 تا 45 درصدي صادرات صنعت نساجي طي سال گذشته تصريح مي کند: صادرات پتوي ايراني به کشورهاي اطراف از جمله عراق، افغانستان و ارمنستان در يک فاصله زماني متوقف شد که دليل آن افزايش قيمت مواد اوليه و هزينه توليد است.وي حضور توليدات چيني در اين کشورها و همچنين عرضه محصولات ترک و هندي را در بازار کشورهاي اطراف از جمله دلايل کاهش صادرات توليدات ايراني عنوان مي کند .
وي در پاسخ به اين سوال که آيا اقدام موثري در جهت نوسازي صنعت نساجي صورت گرفته يا خير؟ مي گويد: در اين زمينه هيچ اتفاقي نيفتاده است.وي با تأکيد بر لزوم فرهنگ سازي در کشور جهت استفاده از توليدات داخلي خاطرنشان مي کند: کاهش قيمت تمام شده و افزايش بهره وري از جمله اقدامهايي است که بايد به منظور ترويج خريد توليدات داخلي صورت گيرد.به گفته وي در حال حاضر توليدکنندگان حدود 38 درصد ماليات و عوارض توليد پرداخت مي کنند، در حالي که هيچ توليدي در کشور وجود ندارد که سود 38 درصدي به همراه داشته باشد.
بصيري با اشاره به قاچاق بي رويه محصولات مختلف به کشور از طريق بنادر جنوبي اظهار مي دارد: قاچاقچيان نسبت به واردات انواع محصولات از جمله وسايل الکترونيکي مخفي شده در پتوهاي خارجي به کشور اقدام مي کنند که در نهايت پتوهاي وارداتي را با قيمت پايين مي فروشند و در واقع سود کافي را از محل فروش وسايل الکترونيکي کسب مي کنند.

هزار و يک رقيب

با وجود مزيتهاي نسبي فراوان در صنعت نساجي که مي تواند به عنوان نقطه مثبتي در تامين نياز داخلي به منسوجات و پوشاک و دستيابي به بازارهاي صادراتي و ارز آوري مناسب تلقي شود، اما متأسفانه حدود 40 درصد نياز کشور به محصولات نساجي از طريق قاچاق و واردات تأمين مي شود که اين موضوع هر سال ميلياردها دلار به اقتصاد ملي ضرر مي زند.مهناز شوقي يکي از پژوهشگران در تحقيقي درباره مشکلات صنعت نساجي مي نويسد :کاهش بهره وري و از دست دادن بازارهاي داخلي و خارجي با وجود رقيباني مانند چين و هند، تايلند و غيره بسياري از فرصتهاي صنعت نساجي کشور را طي چند سال از بين برده است، اگر چه بسياري از مسؤولان عامل اصلي اين روند را بي تدبيري صاحبان اين صنعت و اعمال نشدن مديريت اصولي قلمداد مي کنند، اما ضعف قوانين و مقررات توليد در کشور ريشه اصلي اين مشکلات است.اين در حالي است که کشورهاي رقيب ايران در صنعت نساجي از قوانين با ثباتي در حوزه صنعت و اقتصاد بهره مي برند، به طوري که مجموعه مالکيت ها در راستاي حمايت از توليد براي صادرات است، در حالي که در ايران سرمايه گذاران و توليدکنندگان هيچ اطميناني ندارند تا براساس قانون مشخص اقدام به سرمايه گذاري کنند.
صنعت نساجي در تمامي کشور ها به عنوان يک صنعت پولساز به شمار مي آيد و به گفته صاحب نظران در کشور ما نيز اين صنعت نيازي به تسهيلات ندارد و فقط بايد برخي از قوانين که مانع توليد هستند اصلاح شود، زيرا در حال حاضر بسياري از قوانين وآيين نامه هاي موثر بر توليد نظير قوانين گمرکي و تعرفه اي به طور مداوم در حال تغيير هستند .
از سوي ديگر، طي سالهاي اخير بيشترين فشارها بر اين صنعت از ناحيه کمبود شديد نقدينگي، تغيير پي درپي سياستها در مورد تعرفه ها و نابساماني فضاي کسب و کار ناشي مي شود. اين امر باعث شده بسياري از واحدها اعلام ورشکستگي کرده و توليد خود را متوقف کنند. بسياري ديگر از واحدها هم به حالت نيمه تعطيل درآمده اند و به دليل ناتواني در پرداخت دستمزد تعديل گسترده نيرو را در دستور کار خود قرار داده اند.
از طرفي تغييرات نرخ ارز در سالهاي اخير و عدم حمايت دولت در اين زمينه، مزيد بر علت بوده و دغدغه هاي نساجان را افزايش داده است، به طوري که هم اکنون به دليل افزايش اين فشارها واحدهاي نساجي يکي پس از ديگري تعطيل مي شوند.اما محمد مروج حسيني رئيس هيات مديره انجمن صنايع نساجي ايران اين تعطيلي ها را مربوط به صنايع دولتي مي داند و مي گويد: صنايع نساجي در گذشته، توليدات خود را با هر کيفيتي به مصرف کننده عرضه مي کردندريال اما با رقابتي شدن بازار، ناتواني آنها در جذب بازار موجب شد کم کم از عرصه توليد کنار روند.
وي با تاکيد بر اينکه در طول سالهاي گذشته بخش خصوصي سرمايه گذاريهاي مناسبي در صنعت نساجي داشته است، خاطرنشان مي کند: در حال حاضر محصولات نساجي قاچاق، 90 درصد از حجم پارچه هاي موجود در بازار را به خود اختصاص داده اند که خود عاملي براي عدم رقابت پذيري صنايع نساجي محسوب مي شوند.
مروج بحران در تامين مواد اوليه را مشکل ديگر اين بخش دانسته، ادامه مي دهد: مساله واردات رسمي و غيررسمي سالهاست تيشه بر ريشه صنعت نساجي کشور زده است.
از سوي ديگر گفته مي شود طي سالهاي گذشته اتخاذ سياستهاي تعرفه اي متغير براي واردات و صادرات کالاهاي مختلف از جمله مشکلات صنايع داخلي بوده است. اين امر در بخش منسوجات و ماشين آلات نساجي نيز موجب شده در شرايطي که توليدکنندگان منسوجات کشورهاي رقيب ايران به دليل عضويت در سازمان تجارت جهاني مجبور به پرداخت تعرفه هاي بالاي واردات ماشين آلات صنعتي و مواد اوليه توليد از جمله پنبه نيستند، در کشورمان وضع تعرفه بر واردات به بهانه حمايت از توليد داخل موجب شده تا صنعت نساجي در تنگنا هاي بيشتري قرارگيرد.
از سوي ديگر به دليل عضو نبودن ايران در سازمان تجارت جهاني، بسياري از توليدکنندگان داخلي براي صدور کالاهاي خود به بازارهاي جهاني، مجبورند تعرفه مضاعف بويژه براي مبادلات تجاري با کشو رهاي اروپايي بپردازند که اين موضوع توان رقابتي آنان را در مقايسه با کشورهايي که از هزينه تمام شده و فناوري توليد مناسب تري برخوردار ند، بکاهد.

چه بايد کرد؟

برخي از کارشناسان بر اين باورند هنوز در زمينه مدسازي پوشاک و لباس عقب افتادگي هاي زيادي در کشور وجود دارد که اگر اين عقب افتادگي ها جبران شود، سرانه مصرف محصولات نساجي و پوشاک نيز در کشور افزايش يافته و در نهايت به رونق بازار نساجان منجر خواهد شد.
در اين راستا به نظر مي رسد صنايع نساجي و پوشاک حتي مي توانند با استفاده از تجربيات طراحان موفق در عرصه بين الملل وضعيت خود را در زمينه مد سازي و نوآوري در توليد بهبود بخشيده و از اين طريق ضمن ارتقاي سهم خود در بازار داخلي در بازارهاي صادراتي نيز موفق عمل کنند.
از سوي ديگر مصرف محصولات نساجي و پوشاک رابطه مستقيمي با درآمد سرانه مردم يک کشور و قدرت خريد آنها دارد، در اين راستا پس از غذا، پوشاک نياز اساسي مردم بوده و به همين دليل بروز هرگونه تغيير در قدرت خريد مردم تأثير زيادي روي بازار محصولات نساجي و پوشاک دارد. از اين رو به نظر مي رسد توليد کنندگان با اتخاذ تمهيدات مناسب والبته زير چتر حمايتهاي دولتي بايد با ارزان سازي توليدات خود زمينه ترغيب شهروندان را به مصرف کالاي ايراني .که از کيفيت مناسبي نسبت به اجناس خارجي بويژه چيني برخوردارند، فراهم سازند .
در اين راستا جلوگيري از واردات بي رويه منسوجات و پارچه در کنار نوسازي و حمايت از اين صنعت پر آوازه و قديمي مي تواند به صنعت نساجي جاني دوباره ببخشد.

  


صنعت نساجي در کما



* طيبه براتي
حال صنعت ملي نساجي کشور خيلي بد است. آن قدر بد که ويروسهاي خطرناکي همچون ورود انبوه کالاهاي چيني با کيفيت پايين و ارزان قيمت، قاچاق پوشاک و پارچه از کانالهاي غيررسمي و رسمي درون هيکل تنومند و کهنسال آن( با قدمتي چند هزارساله)رفته رفته نفوذ کرده و حالا جسم نحيف آن را ضعيف و ضعيف تر مي کند. بحراني که زنگ خطر آن با تعطيلي متعدد و ورشکستگي هاي واحدهاي کوچک و بزرگ نساجي حادتر مي شود، اين در حالي است که هجوم گسترده پوشاک و قاچاق پارچه در بازار اشباع شده و فرصت رقابت و عرض اندام را از توليد کننده داخلي گرفته است.
فقط کافي است اين روزها نگاهي به ويترين مغازه هاي پاساژهاي شيک و لوکس يا بساط دوره گردهاي خياباني بيندازيد تا نشانه هاي رکود صنعت نساجي را ببيند .اين صنعت ملي با توجه به درصد بالاي اشتغال زايي آن در کشور بيشتر از بابت رکود، کاهش تقاضا براي محصولات نساجي وپوشاک، بحران مالي و همچنين کمبود نقدينگي آسيب ديده و در اين بين تعدادي از واحدهاي توليدي اين عرصه نيز در سراسر کشور به مرز تعطيلي کشيده شدند که شايد اين اتفاق بدترين و ناگوارترين خبر براي صنعت نساجي کشور در سال 1388 بود.

از تاناکورا تا پوشاک نو
واقعيت آن است که قاچاق کالا، فعاليت غيرقانوني است که تأثيرهاي زيانباري بر متغيرهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور دارد. اين پديده از يک سو درآمدهاي گمرکي و مالياتي را کاهش داده و از سوي ديگر امکان کنترل استانداردهاي توليد را از بين مي برد. مهم ترين علت گرايش به قاچاق کالا، سود آوري بالاي آن است که معمولا با ريسک کمي نيز همراه است. زماني که کالايي به صورت قاچاق وارد کشور مي شود به علت عدم پرداخت حقوق گمرکي و بازرگاني قيمتي پايين تر از کالاهاي توليد داخلي دارد. اين وضعيت باعث شده بسياري از توليد کنندگان از گردونه توليد خارج شوند.
در حال حاضر براساس آخرين اطلاعات ارائه شده از سوي ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، محصولات نساجي و پوشاک، رتبه دوم را در خصوص آمار قاچاق به خود اختصاص داده اند. اين در حالي است که گفته مي شود در حال حاضر بيش از 70 درصد از پوشاک موجود در بازار داخل از طريق مبادي غيررسمي و به صورت قاچاق از مرزهاي جنوبي، شرقي و غربي وارد کشور مي شود که از اين مجموع پوشاک خارجي 50 درصد آن نو و بقيه دست دوم و تاناکورايي هستند . قاچاق پوشاک به دليل حمل و نقل راحت، عدم فساد پذيري ،قابليت نقد شوندگي سريع و برخورداري از ارزش افزوده بالا، همواره قابل توجه بوده است. اين درحالي است که براساس آمار غيررسمي سالانه بين پنج تا هفت ميليارد دلار قاچاق پوشاک و پارچه به کشور صورت مي گيرد که اين امر پيامدهايي همچون ورشکستگي توليد کنندگان داخلي، افزايش بيکاري و تورم و....را در بردارد.

پوشاک يک بار مصرف
عمده قاچاق پارچه و پوشاک به کشور را کالاهاي بي کيفيت چيني تشکيل مي دهند که تنها مزيت اين کالاهاي بي کيفيت قيمت پايين است که به دليل برخورداري از همين مزيت در بازارهاي داخلي ايران مورد توجه قرار مي گيرند.
اين بخشي از جملات مروج رئيس انجمن صنايع نساجي ايران است. او معتقد است: طي سالهاي اخير به دليل ورود کالاهاي بي کيفيت چيني و قاچاق پوشاک مشکلات زيادي متوجه واحدهاي نساجي شده است که بايد در اين زمينه سياست و تدبير ويژه اي در نظر گرفته شود. وي اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها را گامي بسيار مهم در حمايت از واحدهاي کوچک نساجي مي داند. اين درحالي است که اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها بدون اعمال تغيير در سياست تثبيت نرخ ارز ممکن است به وخيم تر شدن اوضاع صادرکنندگان صنعت نساجي و پوشاک کشور منجر شود.
اما امير حمزه حسين نژاد مديرعامل يک شرکت توليدي معتقد است: هرچند اخبار ضد و نقيضي درباره قاچاق کالا وجود دارد، اما بخش اعظمي از قاچاق کالا از طريق مرزهاي آبي وارد کشور مي شود که ضعف نظارتي و برخي از ملاحظات در آن لحاظ مي شود.
از سوي ديگر مشکلات صنعت نساجي کشور مي توان را در چند بخش دسته بندي کرد. بخش اول آن مربوط به فرسودگي ماشين آلات نساجي در کارخانه هاي بزرگ کشور است که به خاطر قديمي و فرسوده بودن آن تعطيل مي شود و بخش دوم بحث مديريت است که بيشتر واحدهاي نساجي با مديريت خصوصي اداره مي شوندکه اغلب در اداره کردن آن با مشکل همراه هستند و ديگر آنکه صنعت نساجي ما هنوز حالت سنتي خود را حفظ کرده است.
وي در خصوص نحوه مبارزه با قاچاق کالاو پوشاک که اين روزها صنعت ملي نساجي را به حالت کما برده است،مي گويد: اولين گام براي مبارزه با قاچاق پوشاک و پارچه را بايد دولت آغاز کند و شدت کنترل آن هم بايد همانند مواد مخدر باشد.
گام دوم ايجاد انگيزه و رقابت سالم ميان توليد کنندگان پارچه و پوشاک است .گام سوم نوسازي صنايع نساجي و پرداخت مطالبات معوق واحدهاي نساجي است وگام چهارم شروع طرح ضربتي مبارزه با قاچاق کالاست که بايد اين فرآيند رااز فروشگاه ها و پاساژها شروع کنيم و از فروشنده فاکتور خريد کالا را بخواهيم و در صورت نبود آن فروشنده را جريمه کنيم.
وي اضافه مي کند: بايد اين فرهنگ را درميان مردم جا انداخت زماني که کالاي ايراني در بازار وجود دارد به سراغ کالاي مشابه خارجي که اصولاً چيني هستند و از کيفيت پاييني نيز برخوردارند، نروند.
اما نکته اي که همواره به عنوان يک پرسش اساسي مطرح مي شود، نقش ضعيف دستگاه هاي نظارتي در امر مبارزه با قاچاق کالاست که چطور حجم عظيمي از کالاهاي قاچاق با وجود 164 واحد گمرکي وارد کشور مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com