تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
حوادث
گزارش
حوزه
آی تی
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-05-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 26اردیبهشت ماه 1389


پاي صحبت فرزند آية ا... بهجت(ره) در سالگردش ؛
هزار تومان هم خرج تبليغ خودش نکرد



*مهدي مروت
يک سال از عروج آسماني مرجع عاليقدر شيعه حضرت آية ا... بهجت مي گذرد.غروب بيست و هفتم ارديبهشت ماه بود که با خبري کوتاه اما سنگين و جانکاه روبرو شديم به قول شهريار سخن:






فلک باز زخمي زد از جان شکاري به دلهاي شيعه جگرسوزو کاري
چنان زخم کاري که خون جگرها شود جوي و تا دامن حشر،جاري
فرداي آن روز درمراسم تشييع پيکرآن فقيد فرزانه شرکت کردم. وقتي به سه راه بازار رسيدم، انبوه جمعيتي را که چون سيلي خروشان اما نالان و نگران به راه افتاده بود، به چشم ديدم. چشمان باراني مردم شهر را ديدم و ضجه هاي جانسوز زنان ديار عالم نشين قم را به گوش شنيدم.
به راستي که او بهجت زمينيان بود و مشي عارفانه و عالمانه اش مصداقي از کلام سبحان شد که به فرشتگان متعجب از خلقت آدم (ع) فرمود: من از ايشان چيزي مي دانم که شما نمي دانيد!
خوشا روح پاکان که پر مي فشاند هم از تخت و تابوت تا عرش باري
مصيبت کشان را خدا صبرفرمود ولي گريه خود هم نبود اختياري
براي بهتر شناختنش دنبال راهي بوديم، و چه راهي بهتر از اينکه سراغ نزديکانش برويم؛ سراغ يکي از پسران گرانقدرش که سالها درجوار پدر بوده و اکنون گنجينه اي از خاطرات را باخود دارد، رفتم. حجة الاسلام والمسلمين علي بهجت در اولين سال عروج فقيه عارف شيعيان از زندگي آن بزرگمرد مي گويد.






به عنوان اولين سؤال از ويژگيهاي اخلاقي و معنوي آن فرزانه برايمان بگوييد؟
**درطريق عشق بازي امن و آسايش بلاست. مرحوم آية ا... بهجت در مقام عبادت و کار، پرتلاش و خستگي ناپذير بود. ايشان هميشه در فکر شکار لحظه ها بود. در لحظه اش يا ذکر داشت يا فکر يا عبادت. جايي را خالي نمي گذاشت و خسته هم نمي شد. گاهي ما خسته مي شديم، مي افتاديم ولي ايشان خسته نمي شد. شخصي از نزديکان سالها قبل درمورد اين خصوصيت ايشان گفته بود که ايشان براي انجام عبادت ناآرام بود. درعين حال، در آرامش کامل بود؛ به عبارتي از سختي لذت مي بردند وآن را مايه آرامش خود مي دانستند.مسأله ديگري که قابل طرح است، بي ادعايي ايشان است.آن مرحوم بي ادعاي محض بود. همه نشانهاي شخصيتي را از خود دور مي کرد، هر چه بيشتر شهرت پيدا مي کرد، عمامه اش کوچکتر مي شد. هر چه جلو تررفته، محاسنش را کوتاه تر مي کرد، الان يک کتاب عکسي چاپ شده از پنجاه سالگي به بعد. همين که يک مقدار معروف شدند، همه نشانها را از خود دور کردند.
در بعد علمي چطور؟
** ايشان دربعد علمي هم علم ظاهري اش را پنهان مي کرد؛ حتي حاضر نبود بگويد من از فلاني جلوتر بودم يا مهمتر بودم، يعني همه اينها را پنهان مي کرد، چه برسد به مقامات سيرو سلوک معنوي که دستور پنهان کاري داشت. يکي از شاگردان ايشان را (که سه جلد کتاب براي ايشان نوشته) چند روز پيش ديدم. گفت عالم بزرگ و روحاني وارسته آية ا... کشميري (که خود آقا آن کليد محرک را و استارت حرکتش را به سوي الي ا... زده بود) گفته بود آقاي بهجت کتوم نيست، کوه کتمان است. آن وقت نه تنها در اين جور چيزها بي نشان بود، بلکه خودش را مي آورد پايين تر از شاگرد خودش خاک بود.
ايشان در تمام دوران تحصيل، از هم رديفهاي خودش جلو تر بود. چهارده پانزده ساله بوده که با يکي ازعلماي بزرگ کربلا در يک بحث ادبي مفصل بحث مي کند به طوري که بعضي ها احساس مي کنند اين بچه کوچولو که جلوي يک عالم بزرگ اين طور مقاومت کرد، بي ادبي است. به عموي ايشان که در کربلا ساکن بوده خبرمي دهند که برادر زاده ات اين اسائه ادب را کرده است. ايشان پيش آن عالم مي رود و معذرت خواهي مي کند. وي درجواب مي گويد: خير آقا، من به بچه هاي خودم سپردم که با ايشان دوست بشوند و مثل ايشان درس بخوانند.اغلب اين طنز را مي گفتند که آنهايي که درمقام عبوديت و سيرو سلوک کار مي کنند، چون به درس مسلط نبوده اند، براي جبران آن به رياضت و عبادت مي پرداخته اند. ايشان نه تنها در درسها عقب نبود، که در تک تک دروس، شاخص آن درس شد و وقتي هم که به قم آمدند، به نقل از حاج آقا مرتضي حائري يزدي که مي فرمودند جوري ايشان در درس آقاي بروجردي اظهار نظر کرد که ايشان يک هفته مدار درس بحث آقاي بروجردي بود. منتها تا مي ديد که دارد شاخص مي شود، بلافاصله خودش را عقب مي کشيد.بيست سال شاگرد مرحوم ناييني، آقا ضياء و کمپاني بود. زماني که به درجه اجتهاد و مرجعيت رسيدند تقاضا کرده بود که اسمم را براي مرجعيت ندهيد. اين مقداري را هم که هست به اندازه اي که واجب بود بر او و نمي توانست از آن فرار کند قبول کرده بودند. يک نفررا حاضر نشد که از ايشان تبليغ کند. هزار تومان هم خرج تبليغ خودش نکرد.
درخصوص ديدگاه هاي سياسي و ارتباط با امام خميني(ره) چه نکاتي مطرح است؟
** مرحوم آية ا... بهجت از زماني که به قم برگشتند، تنها کسي که از علما با ايشان صميميت، دوستي و رفت و آمد داشت؛ حضرت امام خميني (ره ) بود. به طوري که ايشان مي فرمود: من سال اول کتابهايم در عراق بود، هرکتابي ازايشان خواستم به من داد. حتي اگر خودش هم نياز داشت. مي فرمود وقتي که من مي خواستم کتابهاي ايشان را برگردانم، يک گاري کتاب بردم و تحويل دادم. يادم هست که دراوايل انقلاب ايشان مي آمدند و در مسائل انقلاب با هم مشورت مي کردند.
چه ويژگيهاي رفتاري ايشان در بعد اجتماعي شخصيت آن مرحوم تأثير گذار بود؟
** ويژگيهاي اخلاقي ايشان از قبيل همراه مردم بودن، حرف مردم را گوش دادن و دلسوزي براي آنها. با اينکه اشتغالهاي ايشان زياد بود، براي مردم مراجعه کننده وقت مي گذاشتند. ارتباط ايشان با مردم خيلي زياد بود، يکي از شاگردان ايشان مي گفت: من 12 سال شاگرد ايشان بودم، 14 سال عاشق ايشان بودم، به اين علت که روزي درحرم حضرت معصومه ديدم آقا يک گوشه اي مشغول عبادت است و مردم صف کشيده اند و مي روند دست ايشان را مي بوسند و ايشان هم مشغول کارخودش است. من هم رفتم جلو و بوسيدم و رفتم گوشه اي ازحرم و ايستادم. ديدم جواني ايستاده و خيلي حال منقلبي دارد. متوجه من شد. گفت: شما آقاي بهجت را ديدي و زيارت کردي؟ گفت من درتمام عالم يک برادر بيشتر ندارم آن هم مريض است و آوردمش تهران. در بيمارستان، اطبا جواب گفتند و من هم دو هزارتومان بيشتر همراهم نداشتم. با خودم فکر کردم بيايم قم ازحضرت معصومه شفايش را بگيرم. امروز از سحر تا حالا تو حرم هستم و ازحضرت خواستم که شفاي تنها برادرم را بدهد، مشغول دعا بودم ديدم، حرم شلوغ شد. سؤال کردم چه خبراست، گفتند آقاي بهجت آمده اند حرم. اسم ايشان را شنيده بودم، مردم که صف کشيدند براي دست بوسي رفتم تو صف. به من گفتند حرف نزن، ولي وقتي زانو زدم که دست ايشان را ببوسم، ناگاه بغضم ترکيد و درهمان حال باصداي ضعيفي گفتم، دعا کنيد. آقا يک نگاه کردند و گفتند: صبر کن، و دست کردند از جيبشان يک بسته اسکناس که دور آن را کش بسته بودند در آوردند و گفتند، نگران نباش خوب مي شود و اين درحالي بود که من هيچ نگفته بودم. فهميدم که عنايت حضرت معصومه(س) است. حالا مي گويم يا حضرت معصومه، من ازشما خواسته بودم، چطور ايشان، خبرشدند که حتي مبلغ مورد نياز من را هم آماده کرده بودند. اين فرد اهل خرم آباد بود. اومي گفت من از آن به بعد عاشق آقا شدم .
درخصوص تقوا محور بودن رفتار ايشان بسيار شنيده ايم. اين خصلت آن مرحوم چه تأثيري در رفتار با خانواده و نزديکان مي گذاشت؟
**مبناي رفتارشان تقوا و زهد بود. پايه و اساس همه چيز را با اين مي سنجيدند، چه در بعد محبت در خانواده و چه در بقيه موارد، زهد و تقوا پايه اصلي رفتار ايشان بود.با وجود اينکه مقامات علمي را درحد اعلي طي کرده بود، هرگز ادعاي پايين ترين رتبه را نداشت. به من توصيه مي کرد خودت خودت را آية ا... بداني من حرفي ندارم، ولي پدرت طلبه اي بيش نيست. مي تواني اين جور باشي؟ ايشان در زندگي حداقل ها را رعايت مي کرد. اين قدر اين حداقل را رعايت مي کرد که يکي از بزرگان پانزده سال پيش منزل ما آمد و گفت چرا اين پرده ها را که به اتاق زديد، با ميخ آويزان کرديد؟ چوپ پرده دانه اي ده تومان تا دوازده تومان است، تمام خانه شما صدتا تک توماني پول چوب پرده اش نمي شود، چرا اين چوب پرده را تهيه نمي کنيد؟ آقا نگاهي کردند و فرمودند: لزومي هم ندارد! آن فرد ناراحت شد! ايشان دوباره فرمود: آقا شما نه تنها زندگي را برخودتان سخت مي کنيد، برما هم سخت مي کنيد. دقيقا آنچه را که مي خواست بگويد، مي خواست که خودش هم عمل کرده باشد، ما درطول زندگي هميشه برنج را از حد متوسط پايين تر تهيه مي کرديم، با اينکه ايشان فرزند شمال بودند.
رفتار ايشان با خانواده، محبت به حد اعلي بود. تمام اهل اسلام را مدنظر و محبت داشتند و از آن بالا تر شب قدر از دعاهايي که مي کردند؛ براي کفار بود که خداوند آنها را هدايت کند، براي آنها هم دل مي سوزاند، اما محبت براساس تقواي الهي.
سؤال بعدي من از ساده زيستي و نحوه ارتباطشان با جوانان است...
**ساده زيستي ايشان انتخابي بود. هيچ تشخصي و هيچ عنوان و برتري پيش ديگران براي خودش قايل نبود. درخانه آنقدر بي ادعا و بي منيت بود که با خودم مي گفتم اين چه قيافه اي براي يک مرجع،يک عالم بزرگ، مدرس و استاد است؟ هيچ گاه براي کارهايش ما را صدا نزد وکارها را خودش انجام مي داد. اين سادگي رفتار در منزل بود، غير ازاينکه اصرار داشت که ابعاد زندگي هم ساده باشد، به طوري که يکي از علما مي گفت واقعا تنها جايي را که مي روم و مصداق آن حديث است که مي گويد ديدن عالمي برويد که شما را به يادخدا بيندازد و شما را از دنياتان جدا کند، اينجاست. باهمين اوصاف، زندگي ما آسان مي گذشت، هرچند ظاهري سخت داشت. هيچ گاه دنبال راحتي نبود، طوري که حاضرنبود خانه درحال ويراني را براي راحتي خودشان ترک کنند تا نوسازي شود، زيرا معتقد بود خداوند راحتي را براي دنيا نيافريده است. او سادگي را انتخاب کرده بود.حتي به يکي از مهندسان که ازلبنان آمده بود و تأکيد داشت بايد باسرعت اينجا را تخليه کنيد، گفته بود براي اين سرعتي که مي گوييد تخت سليمان لازم است. با اين شوخي مسأله را تمام کرده بودند. اين بي نشاني دربرخورد ديگران نيز نمود پيدا مي کرد. حتي براي جواب دادن به سؤالهاي پيش پا افتاده يک جوان هفده - هجده ساله هم وقت مي گذاشت و به دقت گوش مي داد که گاهي ما را ناراحت مي کرد، که اين سؤالها را شاگردان آقا هم جواب مي دهند. البته جوانها هم دور ايشان را مي گرفتند، در حالي که اهل کلاس گذاشتن نبودند. کسي که سرش به کارخودش است، جوانها از ايشان چه مي دانند و در ايشان چه چيزي مي بينند که اين گونه جذب او مي شوند؟ بله، تنها چيزي که جوانان را به ايشان جذب کرده بود، تقوا و ساده زيستي در ظاهر و باطن بود.
به نظر مرحوم آية ا... بهجت، آينده مرجعيت شيعه چگونه رقم مي خورد؟
**ايشان براي مرجعيت پايه و اساس جديدي را گذاشت، زيرا زندگي مادي آنقدر در زندگي مردم رخنه کرده که حتي در بعضي جاها در زندگي مرجعيت هم وارد شده است. ديگر آن مرجعيت صد سال پيش نيست، اما ايشان پايه اي را بنا نهاد که مي شود در اين عصر با تمام اين مظاهر مادي (که البته استفاده از آن به ظاهر ناگزير است ) زندگي زاهدانه به حد شيخ انصاري داشت.
ايشان مرجعيت را روي اين پايه بنا کرد، طوري که من براي خدمت به ايشان که به توصيه علامه جعفري صورت گرفت، روزي هفت ساعت کار مي کردم و ماهي ده هزار تومان مي گرفتم که آن هم بعد از هفت ماه قطع شد، به اين خاطر که برادرم از آقا تقاضاي پول کرد براي اداي قرض. آقا فرمودند زير فرش پول هست. وقتي رفت سراغ پول ديد دوهزار تومان است، گفت اين کم است گفتند خوب يک صفر جلويش بگذار و وقتي فهميدند برادرم به من بدهکار است، همان ده هزار تومان هم قطع شد، شايد ناظر به همان قضيه حضرت زينب(س) است و حضرت علي و تا کنون هم به من حقوقي نمي دادند و خدا را شکر مي کنم که اگر از خوبان نبودم، از معاشرت با ايشان لذت مي بردم و ازاين مسأله خيلي خوشحال بودم.
مهمترين توصيه اخلاقي مرحوم آيه ا... بهجت به عنوان يادگار و چراغ راه حقيقت جويان چيست؟
** ايشان تأکيد داشت که اگر علم را تحصيل مي کنيد، تهذيب مهمتر از خود علم است. اگر تهذيب نباشد، علم ثمره اش بسيار پايين يا بي ثمر است. ايشان مي فرمود را ه وصول به مقامات عالي بسيار آسان است. همه، راهي نزديک به خدا دارند. با يک جمله کوتاهي ايشان مي فرمود: «انا جليس من ذکرني» .مي فرمودند اگر به ياد خدا درحلال و حرام باشيد و نماز را دراول وقت بخوانيد، به مقامات عاليه مي رسيد. ايشان مي فرمود: اين شرط راه است که او مي بيند و مي شنود و اگرشما خودتان را اصلاح کرديد، من به دنبال شما خواهم آمد .

  


در مشهد راه اندازي شد؛ دفتر نمايندگي مرکز تحقيقات علوم اسلامي نور



دفتر نمايندگي مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي «نور»، با حضور فضلا، اساتيد، طلاب و مديران حوزوي، در مشهد راه اندازي شد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، مدير ارتباطات و تبليغات مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي نور با بيان اين خبر، گفت: بانک اطلاعات در مدارس مختلف مشهد نيز تأسيس شده که اميدواريم تمام خدمات ارائه شده به طلاب قم در مشهد نيز عرضه شود.
رحماني با اشاره به وظيفه اين مرکز در عرضه منابع اصيل علوم اسلامي در قالب نرم افزار و پايگاه هاي اينترنتي، اظهار داشت: اين مرکز در اصل نهادي حوزوي است که زير نظر دفتر مقام معظم رهبري فعاليت مي کند.
مدير ارتباطات و تبليغات مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي نور با اشاره به اينکه اغلب فعاليتها و توليدات اين مرکز تخصصي است، يادآور شد: علاوه بر محققان حوزوي و دانشگاهي، عموم مردم نيز مخاطب اين مرکز هستند.

  


ضرورت ساماندهي تبليغات ديني در فضاي مجازي



معاون تبليغ و آموزشهاي کاربردي حوزه هاي علميه گفت: به دليل اين که دشمنان جمهوري اسلامي ايران در فضاي غير مجازي نمي توانند مخالفت خود را ابراز کنند، تمام توان خود را در فضاي مجازي و دنياي اينترنت متمرکز کرده اند.
به گزارش مرکز خبر حوزه، حجة الاسلام والمسلمين نبوي در نخستين نشست مبلغان اينترنتي، بيان داشت: ما در زمينه فعاليتهاي تبليغي در فضاي مجازي در آغاز راه هستيم، چرا که هنوز سازماندهي خاصي در اين زمينه صورت نگرفته است.
حجة الاسلام و المسلمين نبوي با اشاره به ضرورت پاسخگويي تخصصي به شبهات ديني در فضاهاي مجازي، گفت: طلبه هايي که وارد دنياي اينترنت مي شوند، بايد حداقل به اندازه يک پزشک عمومي که راجع به امور پزشکي اطلاعات دارد، درمورد امور ديني آگاهي و آمادگي لازم را براي پاسخ گويي به شبهات داشته باشند.
حجة الاسلام و المسلمين نبوي خاطرنشان ساخت: افراد فعال در اين امر براي عبور از اين خطرات بايد توسل خود را به خدا و اهل بيت (ع) بيشتر کنند تا از شبهات و وسوسه هاي شيطان ايمن شوند و در عرصه تبليغ مؤثر باشند.معاون تبليغ حوزه هاي علميه اظهار داشت: اگر فعاليت در عرصه تبليغ ديني در دنياي اينترنت را قبول کرديم، بايد طلاب را براي پاسخگويي به شبهات تربيت کنيم.
وي خاطرنشان کرد: ما بايد زمينه اي را ايجاد نماييم که تا شبهه اي به ذهن افراد خطور مي کند، سريعاً آن را برطرف کنيم.
حجة الاسلام والمسلمين نبوي بيان داشت: کسي که در فضاي اينترنت مشغول تبليغ دين است، اگر دچار خسارت معنوي شود، ورود به اين کار براي او شرعاً حرام است؛ چرا که تکليف نخست انسان، نگاهداري از خود است.

  


طلبه بايد عزت نفس خود را حفظ کند



مرحوم آيةا... مجتهدي تهراني در کتاب آداب الطلاب مي نويسد: طلبه چون علم دين مي خواند، پس بايد با صاحبان دين که خدا و اهل بيت عليهم السلام هستند بيشتر از همه در ارتباط باشد و اگر محتاج چيزي بود از آنها درخواست کند، لذا يک طلبه بايد از کسي درخواست پول و کمک نکند و سعي کند که هر گاه به چيزي احتياج داشت دو رکعت نماز امام زمان (ارواحنا فداه) بخواند و از خداوند طلب کمک کند ان شاء ا... مشکل حل خواهد شد. حضرت آية ا... مجتهدي مي فرمايند: يادم مي آيد در اوائل طلبگي که بوديم شخصي بود به نام آقاي حسن چيت ساز که ما را اين گونه نصيحت مي کرد و مي فرمود: شما به هر کجا برويد چه خوب باشيد و چه بد، يک عده مريد پيدا خواهيد کرد.
متاع کفر و دين بي مشتري نيست/ گروهي اين گروهي آن پسندند

  


اسلام و تکنولوژي



... روزهايي بود که چشم جوانان به اختراعات غرب خيره شده بود و مي گفتند: چرا علما چنين اختراعاتي ندارند؟ در يکي از مذاکره هاي خصوصي با آية ا... کوهستاني ضمن توضيح برخي از اقدامات انبيا و وظايف آنان فرمود:انبيا از طرف خداوند مأمور بودند دين را به مردم ابلاغ کنند و با تعاليم دين مردم را طوري تربيت کنند که به کمال انسانيت برسند و از امکانات دنيا از جمله اختراعات که خود مردم به دنبالش مي روند استفاده بهينه و درست کنند تا دنيا و آخرتشان معمور و آباد گردد.

  


علامه حاج شيخ محمدتقي شوشتري



آية ا... علامه حاج شيخ محمدتقي شوشتري به سال 1320 ه. ق. تولد يافت. بعد از فوت مادرش نزد سيد حسين نوري و سيد مهدي





آل طيب و اصغر حکيم که ازشاگردان پدرش بودند مشغول تحصيل شد. بعد از سال 1354 ق. به دليل قانون کشف حجاب به همراه سيد باقر حکيم از شوشتر هجرت کرد و اقدام به تاليف کتاب قاموس الرجال نمود و موفق به کسب اجازه از شيخ آقا بزرگ تهراني گرديد. او به سال 1360 ق. به شوشتر مراجعت کرد و سرانجام در بيست ونهم ارديبهشت سال 1374 در مولد خود دار فاني را وداع گفت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com