|
*دکتر علي قائمي
باور ما اين است که در عرصه جهان چهره فاطمه(س) محجوب است، اما حتي در جامعه شيعي ما، بيش از چهارده قرن از تاريخ حيات و ممات فاطمه(س) مي گذرد و با اين همه آثار و نوشته ها در شأن و موقعيت ايشان به اين همه بحث و سخنراني و مرثيه سرائي درباره او، هنوز تصويري درست از چهره حيات فاطمه(س) در اذهان وجود ندارد. آنچه دوستدارانش در اذهان دارند، شبح هايي نامفهوم و مبهم از فاطمه (س) است و نه چيزي بيشتر. او حتي در ميان طرفدارانش نيز غريب و ناشناخته است، چهره اي است که در پشت مدح و ثنا و گريه دوستان محجوب مانده و فرصتي نيافته اند که از حرکات و سکنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحثها اغلب در مورد مصيبتهاي وارده بر فاطمه(س) دور مي زند، و کمتر از حقايق و جهات زندگي او. اين واقعاً جاي تأسف است که با وجود اين همه مجالس و فاطميه ها و عزاداريها تلاش گويندگان و سرايندگان متوجه برانگيختن عواطف و گريستن و گرياندن باشد. اين خواسته اي معقول براي همه دوستداران فاطمه(س) است که بدانند براي چگونه فردي گريه مي کنند و فاطمه(س) براي بشريت چه رهاورد ارزنده اي داشت که اينک براي فقدانش آن همه اشک بريزيم. از خداوند براي وصول به چنين هدفي تمناي توفيق و براي تلاشگران در اين راه دعا مي کنيم. (در مکتب فاطمه(س)، فصل /27 نگارنده)
ما از اين نکته غافليم که رمز مظلومه بودن، علل گريه هاي طولاني و راز مخفي بودن قبر او چيست؟ از مبارزات فاطمه(س)، از حق طلبي هاي او از مشي سياسي و اقتصادي او، از حيات احساسي و تعقلي او، از مقام معاونت او در رابطه با علي (ع)، از شيوه کيفيت تربيت فرزندش، از خانه داري او، از همت و پشتکار او، از بي ترسي و بي واهمگي او، از فرياد اعتراضش عليه ستمگري ها، تجاوزها و ناحقي ها، از تلاش او در هدايت زنان و ... کمتر سخن به ميان مي آيد. در حالي که زنان ما به آگاهي از اين مسائل بيشتر نياز دارند تا به مسائل ديگر.
نياز زنان ما
زنان ما نياز دارند دريابند چگونه بايد پيوندي بين عبادت و لذت ايجاد کرد، و چگونه در عين حضور اجتماعي بايد به پوشش و عفاف خود عنايت داشت و چگونه مي توان در جو زماني نامناسب هدف و هويت خود را فراموش نکرد. بحثها بايد در اين حدود دور زند. بايد خطوط فکري فاطمه (س) را از لابه لاي تاريخ، از احاديث و سخنان حضرات معصومين، از گفته ها و سروده ها و مواضع ايشان استخراج کرد و به صورت يک طرح و يک دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه بايد عمل کرده و در شرايط گوناگون چگونه بايد موضع بگيرند. جامعه زنان ما بايد دريابند که ارزش تلاش مبارزاتي فاطمه (س) کمتر از ارزش صلح حسن (ع) و کم بهاتر از قيام حسين (ع) نيست و اگر تصويري در اذهان، خلاف چنين باوري است بدان خاطر است که هنوز ما در فاطمه شناسي ضعيفيم و هنوز ما را توان ارزيابي و تحليل و مقايسه و بررسي ريشه ها و عوامل پديد آورنده يک نهضت و حرکت نيست.
ما و بمباران تبليغاتي
در عين وجود چنين نارسائي ها و با مشکلات و دشواري هايي که ما را در رساندن پيام فاطمه (س) و مکتب او در عرصه ملي و بين المللي مواجهيم که از جمله آنها بمباران تبليغاتي دشمنان اسلام است، تبليغاتي که خصم درباره آن از سالهاي قبل، بويژه پس از جنگهاي صليبي درباره آن حساب شده، برنامه ريزي کرده است.اين برنامه ريزي ها به گونه اي بوده است که در آن حذف نام فاطمه(س) از صحنه هاي علم و عمل مطرح و مورد نظر بوده است. در دانشکده هاي معارف و الهيات جهان و در محافلي که از خدمت ناچيز زن در عرصه جهان ياد مي شود، از فاطمه(س) دختر پيامبر، اسم و خبري نيست. اعتقاد ما بر اين است که تلاشي کامل و همه جانبه براي شناخت فاطمه عليهاالسلام و ابعاد حيات او لازم است، کاري که ديگران آن را عرضه و ارائه کرده و کم و بيش از عهده آن برآمده اند. اما آنچه مهم است بيرون آوردن جنبه هاي حيات فاطمه(س) از صورت تاريخي و قرار دادن آن در مقابل يک مکتب است، کاري که ما را شوق انجام دادن آن بود، ولي عرضه و توان کافي براي آن نبود.
سيده زنان بودن فاطمه(س) و جنبه الگوئي او مورد قبول همه فرق مسلمين است، تنها مورد بحث شيعيان نيست، حال بايد پرسيد با چنين زمينه و اعتقادي درباره معرفي فاطمه(س) چه کرده ايم؟ و براي استقرار محبتش در دلها چه برنامه ريزي هايي شد؟ |