تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
حوادث
گزارش
رو در رو
زندگی سالم
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-06-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17خرداد ماه 1389


گفتگو با عليرضا اسدي کارگردان نمايش «به خاطر خواب من، سرباز» ؛
تئاتر دفاع مقدس از کمبود متون خوب رنج مي برد



* آي سان نوروزي

عليرضا اسدي، فعاليتهاي تئاتري اش را از سال 1370 با بازي درنمايش هاي مختلف آغازنمود و درسال 1378 کارگرداني را با نمايش ( خرس ) نوشته حميد امجد تجربه نمود . اسدي سال گذشته با نمايش «آرا» در جشنواره سراسري تئاتر ايثار و جشنواره منطقه اي





تئاتر بسيج شرکت داشت و اين نمايش را در کشور ارمنستان و شهر مشهد نيز براي عموم به نمايش گذاشت.
تازه ترين تئاتري که اسدي کارگرداني کرده «به خاطر خواب من، سرباز» نام دارد که چندي پيش در سيزدهمين جشنواره سراسري تئاتر مقاومت به روي صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران اين جشنواره قرار گرفت و در مراسم اختتاميه نيز با دريافت پنج جايزه و لوح تقدير جزو آثار برگزيده اين جشنواره بود. اين نمايش همچنين آخر هفته گذشته در سومين جشنواره منطقه اي تئاتر دفاع مقدس شرق کشور در بيرجند نيز در چند بخش حائز رتبه و موفقيت شد.
***






آقاي اسدي، تقريباًً در تمام سالهاي سه دهه اخير، هنرمندان تئاتر شهرستان از وضعيت تئاتر در شهرستانها ناراضي بوده اند. با توجه به تمام کمبودها و مشکلات تئاتر شهرستان، وضعيت تئاتر مشهد و شرايط فعاليت در آن را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** واقعيت اين است که تئاتر شهرستان در مقايسه با تهران بسيار فقير و بيمار است و مهمترين دليل آن هم به تمرکز تئاتر در تهران برمي گردد. اما خوشبختانه در همه سالهايي که تئاتر در بسياري از شهرها تقريباً وجود نداشته و حتي عملاً حذف شده، تئاتر مشهد همواره و بعد از تهران گروه ها، فعاليتها و هنرمندان فعال و پويايي داشته است و همين مسأله اشتياق و شرايط کار را براي ما نيز آسان تر مي کند. اما در هر صورت باز هم توقعمان اين است که مسؤولان تئاتر شهر و استان نگاه حمايتي جدي تر و مشوق هاي بيشتري براي پشتيباني از گروههاي جوان داشته باشند.

شما بعد از حدود چهار سال وقفه، سال گذشته در دو جشنواره و دو هفته اجراي عمومي، شرکت داشتيد. اين فعاليتها چگونه اتفاق افتادند؟
** خب در حقيقت بنياد شهيد و جشنواره تئاتر ايثار بهانه آغاز دوباره فعاليت گروه ما بود. جشنواره تئاتر ايثار با حمايت بنياد شهيد يک دوره برگزاري سراسري جشنواره تئاتر را پشت سر گذاشته بود و بدون حاشيه و دغدغه کارنامه خوبي هم داشت. حمايت بنياد شهيد و امور ايثارگران هم انگيزه آغاز تمرين هاي نمايش «آرا» را برايمان به وجود آورد و تمرين آن را تابستان سال گذشته شروع کرديم و در دومين جشنواره تئاتر ايثار به روي صحنه برديم.

اما ظاهراً اين نمايش در جشنواره چندان موفق نبود!
** متأسفانه چند سال دوري ما از فضاي فعال تئاتر اجازه نداد که شروع خوبي داشته باشيم. ضمناً گروه با بد شانسي مواجه شد و درست ده روز پيش از اجراي نمايش در جشنواره، مجبور شديم که بازيگرانمان را عوض کنيم و برخي ابزارهاي اجرايي مان با مهيا نشدن شرايط در تهران عملاً غير قابل استفاده ماند. مثلاً ما روي استفاده از ويديو و تصوير در نمايش خيلي حساب کرده بوديم و فيلمهايمان تا روز اجرا آماده نشد.

اما همين نمايش در جشنواره تئاتر بسيج و اجراي عمومي در ارمنستان اثر موفقي بود!
** بله، همانطور که عرض کردم فشار شرايط و بدشانسي، اجراي نخست ما در جشنواره را تحت تاثير قرار داد. اما بعد از جشنواره فرصت پيدا کرديم که ضعفهاي کارمان را برطرف کنيم و در ضمن وقت تمرين و فرصت امتحان ايده هاي متعدد را به دست آورديم. ضمن اينکه من در اين فاصله از فرصت استفاده کردم و با دوستان زيادي در تهران و مشهد درباره ايده ها و طرحهاي نو مشورت داشتم. در اجراي عمومي ارمنستان بازيگران نمايش تغيير کردند و ما از امکانات نور و موسيقي و صدا استفاده کامل و مطلوب را برديم و اصلاً طراحي صحنه و کليت کار را هم تغيير داديم.

شما امسال را با نمايش «به خاطر خواب من، سرباز» در جشنواره تئاتر مقاومت آغاز کرديد. اين نمايش را در مقايسه با کار قبلي چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** همانطور که گفتم شرايط تئاتر دوم با کار اول کاملاً متفاوت بود. ما بعد از چند سال دوباره فعال شده ايم و به فضاي حرفه اي تئاتر برگشته ايم. همه گروه آماده اند و مسلماً انگيزه هاي زيادي هم براي بهتر کار کردن داريم.

واکنش تماشاگران و منتقدان نسبت به نمايش در جشنواره چگونه بود؟
** فضاي نمايش و وقايع آن به گونه اي بود که در لحظاتي همه تماشاگران را مي خنداند و در لحظاتي اشک تماشاگران را در مي آورد. واقعيتها و سادگي آن در داستان تقريباً همه را تحت تاثير قرار داده بود. البته کساني هم بودند که با نگاه متفاوت اثر در حوزه تئاتر دفاع مقدس مشکل داشتند و به نظر من اين موافقت و مخالفتها همه از محاسن کار ماست. منتقدان و صاحبنظران هم اين فضاي نمايش و شکستن تابوها و تفاوت ها را در نمايش دوست داشتند و از اين بابت خوشحالم که گروه ما توانست نماينده شايسته اي براي تئاتر مشهد که از قطبهاي بزرگ تئاتر کشور است باشد.

به نظر شما مهمترين ضعف و معضل تئاتر دفاع مقدس چيست؟
** ايده! چرا که پس از گذشت سالها از جنگ به نظر مي رسد نويسندگان متون نمايشي براي ارائه اثري با کيفيت، کمتر وقت مي گذارند. طبيعي است وقتي ايده هاي جذاب، ملموس و قابل باور در کار نباشد، متن نمايش استحکامي نخواهد داشت.

بهترين و مؤثرترين راهکار براي حل اين معضل را چه مي دانيد؟
** ترغيب نويسندگان با سابقه اي که سالهاست در اين راستا فعاليت داشته و اکنون کمتر دست به توليد متون با مضمون دفاع مقدس مي زنند. از طرفي نويسندگان جوان با استعداد و قابليت بالايي وجود دارند که نيازمند آموزش و هدايت هستند و در ضمن اجراي مستمر و نه مقطعي (جشنواره اي) مي تواند به نويسندگان جوان کمک نمايد تا دست به خلق آثار ارزشمندتري بزنند و ضمن ايجاد انگيزه براي آنان، ضرب المثل «کار نيکو کردن از پر کردن است» مصداق مي يابد.

  


اخبار کوتاه



اپراي «حافظ» به قرار نمي رسد
بهروز غريب پور که قرار است در ادامه اجراي اپراهاي عروسکي گوناگون اپراي عروسکي «حافظ» را آماده اجرا کند، گفت: در صورتي که شرايط لازم براي آماده سازي اين اپراي عروسکي زودتر فراهم نشود، اين اثر نمايشي در تاريخ اعلام شده قبلي( 20 مهرماه) آماده اجرا نمي شود. غريب پور اظهار تاسف کرد و گفت: ما استاد از دست دادن زمان هستيم.

فيلم جديد حاتمي کيا کليد مي خورد
فيلمبرداري «بانوي شهر ما» به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا از تير ماه آغاز مي شود. به گزارش مهر، فيلمبرداري اين فيلم قرار بود اواخر خرداد ماه آغاز شود که در حال حاضر به تعويق افتاده است. فيلمنامه هم اکنون توسط حاتمي کيا و اميد سهرابي در مرحله بازنويسي است و ساخت دکورهاي آن نيز در جنوب تهران ادامه دارد. تا کنون حضورگوهر خيرانديش، مصطفي زماني، رويا تيموريان، طناز طباطبايي و جواد عزتي در اين فيلم قطعي شده است.

اولين آلبوم گروه دارکوب؛ تيرماه
اولين آلبوم گروه موسيقي دارکوب با صداي مهران مديري و حامد بهداد نيمه اول تيرماه توسط موسسه گلچين آواي شرق منتشر مي شود. اين آلبوم شامل 10 قطعه است که بيشتر آنها جديد هستند و تاکنون درهيچ کنسرتي اجرا نشده اند.

شجريان در کانادا
تور کنسرت محمدرضا شجريان با همراهي گروه موسيقي شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني با برگزاري يک کنسرت روز شنبه در کانادا آغاز شد.

ليلا حاتمي رفت؛ آهنگراني آمد
با انصراف ليلا حاتمي از نمايش «منهاي دو» به دليل حضور در پروژه هاي ديگر، پگاه آهنگراني جايگزين اين بازيگر در جديدترين اثر نمايشي داوود رشيدي شد.

سالگرد نصب مجسمه «فردوسي»
مجسمه «فردوسي» شاعر نامي ايران 51 سال پيش، 17 خرداد ماه در ميدان «فردوسي» تهران نصب شد. به گزارش ايسنا، اين مجسمه از جنس سنگ مرمر «کارارا» به ارتفاع سه متر توسط «استاد ابوالحسن صديقي» ساخته شد و کار نصب آن در ميدان «فردوسي» تهران را فرزندش فريدون صديقي انجام داد.

  


نگاه به عکسي از نازنين طباطبايي يزدي؛ تناسب و بي تناسبي در يک قاب



* کيارنگ علايي
اگر عکاسي را آميزه اي از تفکر و الهام عکاس از رويدادهاي ساده اطرافش بدانيم، اگر «چگونه گفتن» را بر «چه گفتن» مقدم بدانيم،





آنگاه بر وجه هرمنوتيک عکاسي صحه گذاشته ايم و عکاسي را به عنوان رسانه اي مدرن در جهان امروز شناخته ايم، و آن را از تسلسل تاريک موضوع، پيام و شعار نجات داده ايم. و بدين سان شايد شأن عکاسي را حفظ کرده و از بيراهه هايي که ديري است با ساده انگاري بر پيکر عکاسي افتاده است دوري گزينيم.
در عکس مي توان به «رابطه» انديشيد نه به «شي„»، ذهن بسياري از ما هنوز درگير شي„ است. هنوز با آن سوال بي معنا روبرو مي شويم که «اين عکس را کجا گرفته اي؟» يا «اين چيزي که در عکس توست، چيست؟» اين سوالها و پرسشهاي شبيه به آن بر آن مشکل بزرگ صحه مي گذارد که مردمان معاصر هنوز به هنر به عنوان يک محتواي حسي، اخلاقي نگاه مي کنند نه يک تجربه بصري! آنها دنبال بيانيه هاي پرشور اخلاقي مي گردند، فارغ از اينکه کار عکس دعوت به تناسبات است، دعوت به آشتي و صلح، نه شعار و پيام.
واقعيت آن است که عکاسي هنري است سهل و ممتنع! سهل از آن رو که ثبت يک لحظه با اندک دانش عکاس و آگاهي از اينکه دوربينش چگونه کار مي کند ميسر است، و ممتنع از آن رو که عکس قرار است «بازنمايي جهان» باشد و اين بازنمايي بايد بر نظام هاي کوچک ذهني ما و کليشه هايي که مدام در زندگي روزمره برايمان ساخته مي شود بچربد و آنها را کنار بزند.
در عکاسي چيزي به نام شانس و اقبال مفهوم ندارد و عکس خوب، حاصل پرسه زدنهاي عکاس در لوکيشن هاي متعدد نيست، که اتفاقا محصول پرسه زدن عکاس در کوچه هاي دلش است. عکس خوب يعني ممزوج شدن با موضوع، و آنگاه فراتر رفتن از واقعيت.
با اين مقدمه اجمالي ، مي لغزيم در عکس « نازنين طباطبايي يزدي» عکاس جوان مشهدي؛
برف نه به عنوان يک وجه بصري قوي که براي هر عکاسي وسوسه انگيز است، برف نه به خاطر کنتراست تصويري که به همه اشيا مي دهد و اکسپوزي جذاب را ايجاد مي کند، بلکه به عنوان ويژگي متمايز يک فصل، در جهت نمايش اتمسفر و حالات ويژه فصل در عکاسي مورد توجه است.
«زمستان» در نگاه عکاس چيست؟ چگونه آن را توصيف مي کند؟
عکس يک «انتخاب» قوي است از مجموعه بيکران اشيا و رويدادهاي پيرامون. اين که به سادگي، زمستان تبديل شود به مجموعه ساده و جذابي از خطوط تيره در پسزمينه اي سپيد.
عکس «نازنين طباطبايي يزدي» در همان نگاه اول ذهن ما را به سمت تجريد سوق مي دهد، و قراردادي ذهني را با ما برقرار مي کند که در آن، اشيا واقعيت خودشان را از دست داده اند و به نشانه هايي کمرنگ از مفاهيم ذهني عکاس بدل شده اند. مجموعه اي از خطوط افقي و عمودي که تمام قاب را پوشانده اند و برف بسان يک سن نورپردازي شده صحنه را مهيا کرده است.
نگاه عکاس متوجه چيزهاي خرد و پست است و مي کوشد آنها را احيا کند. عکس پرسپکتيوي پويا و چند لايه دارد. خطوط مشبک جلوي قاب نمايشگر آنند که عکاس به دنياي کاراکترهاي پست و کوچکش در آنسوي فنس وارد نمي شود. او يک نظاره گر است و دنياي آنسوي فنس حيات خود را دارد: بدون دخالت آدمها(و عکاس). و خطوط مايل بسيار در آنطرف فنس از يک زندگي برقرار خبر مي دهند، از يک رشد، يک بيداري که هيچ چيز نمي تواند آن را خاموش کند، حتي زمستاني سرد و ساکت.
انتخاب زاويه ديد و ترکيب بندي عکاس تناسب و بي تناسبي را در يک قاب نمايش مي دهد، هرج و مرج و نظم در کنار يکديگر.
وجه ديگر عکس يک جور شبيه سازي( Simulation ) است که در اشيا اتفاق افتاده، اينکه فنس و عناصر پشت آن از يک جنس هستند و در قاب عکاس هيچ المان ديگري وجود ندارد که اين يکدستي را از ميان ببرد و نشانه هاي عکس را دچار دوگانگي کند. پس در چنين عکسي ميل گردها ، واقعيت خود را از دست مي دهند و به نشانه ظريفي از رويش بدل مي شوند (بسان گياهان سر برآورده از خاک).
عکس با ساده ترين و محدودترين المان هاي بصري توليد شده است که در نظامي هندسي قرار گرفته اند و با چينش خوب عکاس سه فضاي يک سوم را در بالا، وسط و پايين قاب به خود اختصاص داده اند و چشم را به کشف فضا در عکس هدايت مي کنند. اين نوع ترکيب بندي علاوه بر ايجاد تعادل در قاب، نوعي تحرک در در زمينه و پس زمينه نيز ايجاد مي کند.
و بالاخره آنکه ديد قوي و بصري عکاس به دنياي پيرامون، فرايندي زنده را در عکس ايجاد کرده است، اين فرايند زنده همان تناقضي است که Gyorgy Kepes تئوريسين ارتباط تصويري آن را پايه تشکيل يک ترکيب پويا مي داند: «ماهيت سرزندگي يک تصوير از تنش هاي ميان نيروهاي فضايي حاصل مي شود، يعني از نبرد براي جذب و دفع ميدان هاي اين نيروها».

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com