تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
حوادث
گزارش
رو در رو
زندگی سالم
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-06-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17خرداد ماه 1389


جشن تکليف پيش از سن بلوغ !



گفتگوي قدس با نوجوان تازه مسلمان آمريکايي

* احمد عبدا... زاده مهنه
«عباس الرضا»؛ اسمش را که مي شنوي، فکر مي کني عرب است و مسلمان که جد اندر جدش هم مسلمان بوده اند. اما درگاه





دلش را که مي کاوي، مي بيني «لوئيز ري لوپز»، آمريکايي لاتين تباري است که در اوج شور و حال نوجواني به آستان اسلام راه يافته است.
تازه وارد است، اما صحبتهايش را صميمانه با «السلام عليکم برادران و خواهران مسلمانم» آغاز مي کند. «عباس الرضا»، ميوه مبارک درختي است که آمريکا در 11 سپتامبر به خيال خود براي «ليطفئوا نورا...» کاشته است تا تفسيري ديگر بر «و ا... متم نوره و لو کره الکافرون» باشد...
* چه شد که سراغ اسلام رفتي؟
** من در شهر «آکسنارد»، ايالت «کاليفرنيا» زندگي مي کنم و 14 سال دارم. خانواده من همگي کاتوليک هستند و من هم با همين عقيده بزرگ شدم. روزهاي يکشنبه به کلاسهاي مذهبي کليسا مي رفتم و در و ديوار خانه مان پر از تصاوير اولياي مسيحي بود.





تقريباً دوره راهنمايي بودم که سؤالات ديني کم کم در ذهنم شکل گرفت و نسبت به اعتقادات ديني حساس شدم. راستش هيچ وقت خودم را مسيحي نمي دانستم و عقايد خانواده ام را قبول نداشتم.
از طرفي، از اسلام هم هيچ نمي دانستم؛ مسلمان شدن که ديگر جاي خود دارد. تا اينکه اتفاقي ناگهاني نگاه من و خانواده ام را نسبت به دنيا تغيير داد. يک روز صبح داشتم آماده رفتن به مدرسه مي شدم که ديدم مادرم با چهره اي در هم رو به روي تلويزيون نشسته است.
از او پرسيدم، ماجرا چيست و نگاهم به تلويزيون افتاد که صحنه انفجار برجهاي دوقلو را نشان مي داد. نمي دانستم چه خبر شده و اين حملات کار کيست و اصلاً مادرم چرا اين قدر ناراحت است. راهي مدرسه شدم و اين قضيه را فراموش کردم.
اما در مدرسه هم ديدم معلم ها درباره اين قضيه حرف مي زنند و خبر همه جا پيچيده است. ولي باز هم متوجه نمي شدم که اين همه سر و صدا براي چيست. مادرم مي گفت «بعضي آدمهاي خيلي خيلي شرور اين کار را انجام داده اند»، و همين.
چند سال بعد، هنگام حمله آمريکا به عراق، دوباره حادثه 11 سپتامبر را به خاطر آوردم. درباره دلايل جنگ عراق چيز زيادي نمي دانستم، ولي نسبت به آن کنجکاو شدم. بالاخره سال اول راهنمايي بر اثر تبليغات فهميدم که مسلمانان به برجهاي دوقلو حمله کرده اند. رسانه ها همه مسلمانان را «تروريست» مي خواندند و مي گفتند آنها در خاورميانه زندگي مي کنند و ما داريم در عراق با اين جور آدمهايي مبارزه مي کنيم. من هم به حکم شور نوجواني از جنگ و زد و خورد و بازيهاي کامپيوتري جنگي خوشم مي آمد و به وادي اين جور چيزها افتادم. در سايتها به دنبال عکسهاي تروريستهاي بيشتري مي گشتم و مطالب بسيار وحشتناکي درباره اسلام، مسلمانان و کلاً خاورميانه مي خواندم. حتي در اينترنت فيلمهاي سر بريدن مردم توسط اين تروريستها را مي ديدم.
دچار اضطراب و سر در گمي شدم و ذهنم تحت تأثير اين مطالب قرار گرفته بود. احساس مي کردم رسانه ها مغزم را شستشو داده اند. نگاهي بسيار منفي نسبت به مسلمانان پيدا کرده بودم و همه آنها را تروريست مي دانستم. پدر و مادرم هم هيچ وقت درباره اين ديدگاه به من تذکر نمي دادند، چون خودشان هم همين طور فکر مي کردند و اصلاً از مسلمانان خوششان نمي آمد.
همان سال پدربزرگ 72 ساله ام که با او خيلي صميمي بودم، از دنيا رفت. مرگ پدربزرگ ضربه سنگيني به من وارد کرد و دچار افسردگي شدم. اين وضعيت تا پايان دوره راهنمايي بيشتر طول نکشيد. فهميدم که آن حالتها دوره اي گذرا بيش نبوده است. با اين حال باز هم به هيچ ديني معتقد نبودم و همچنان احساس سر در گمي مي کردم. درباره مسلمانان هم هنوز تحت تأثير رسانه ها بودم.تصميم گرفتم يک بار ديگر درباره مسلمانان و مسايل خاورميانه تحقيق کنم. باز هم به مطالب خيلي بدي درباره مسلمانان برخوردم، اما به دلايلي جذب مسلمانان شدم و ديگر آن تبليغات منفي را درباره آنها دربست قبول نمي کردم. مطالب منفي و ادعاهاي دروغين درباره اسلام را بيش از پيش بررسي کردم و سرانجام با زحمت بسيار پس از عبور از همه آنها، به چيزهاي کاملاً متفاوتي دست يافتم و به حقيقت موضوع پي بردم.
اين حقيقت، داستان و تصوير واقعي اسلام و مسلمانان بود. حالا به همه چيز پي برده بودم و فهميدم که اسلام و بيشتر مسلمانان چقدر نازنين و صلح طلب هستند. فهميدم که بن لادن و حادثه 11 سپتامبر چهره همه مسلمانان را مخدوش کرده و همه آن اتهامها بر ضد مسلمانان دروغ بوده است! با خودم فکر کردم: چه طور آن همه دروغ را باور کرده ام؟ چه طور آن قدر نادان و گمراه بوده ام؟ تغيير عميقي در افکار و کل زندگي ام ايجاد شد.ديگر مسلمانان و منطقه خاورميانه را دوست داشتم و از مسلمانان دفاع مي کردم. با مسايل سياسي خاورميانه و نيز ساکنان آن کاملاً آشنا شده بودم. باز هم به تحقيقات خودم ادامه دادم و چشمم به روي مسايل دنيا بازتر شده بود. با اين حال، هنوز درباره خود اسلام چيز زيادي نمي دانستم و آشنايي عميق من با اين دين از دوران دبيرستان شروع شد. با اينکه داشتم به صراط مستقيم نزديک مي شدم و خودم را از آن همه دروغ درباره مسلمانان در کشورم خلاص مي کردم، پدر و مادرم به اين تغيير و تحول روي خوشي نشان نمي دادند. آنها همچنان سخت پايبند مذهب کاتوليک بودند و از اينکه من به اسلام علاقه مند شده ام، ناراحت و نوميد شده بودند. آنها مدام سرزنشم مي کردند و همان دروغ هاي رسانه ها را درباره اسلام به گوشم مي خواندند. پدر و مادرم حتي تا جايي پيش رفتند که فکر مي کردند طرفدار بن لادن و عضو القاعده شده ام! غرق تحقيق درباره اسلام شده بودم. شبها را تا صبح بيدار مي ماندم و مطالعه مي کردم. با نماز و اماکن مهم اسلامي آشنا شدم و هر چه مي توانستم درباره اسلام ياد گرفتم. تا اينکه سرانجام به اين نتيجه رسيدم که بايد مسلمان شوم، چون عاشق اسلام شده بودم، ياد خدا در دلم جاي گرفته بود و او را شناخته بودم.
بلافاصله پدر و مادرم را هم در جريان حقايقي قرار دادم که درباره اسلام به دست آورده بودم. چندي نگذشت که دلشان آرام شد. با گذشت روزها و هفته ها، با حضرت محمد(ص) و ديگر شخصيتهاي برجسته اسلام بيشتر آشنا شدم و سرانجام شهادتين را ياد گرفتم. درست فرداي آن روز، راهم را انتخاب کردم و شب 23 ژانويه 2010 (همين 5 ماه قبل)، شهادتين را گفتم و مسلمان شدم.
* آن لحظه چه احساسي داشتي؟
** خيلي خوشحال بودم و احساس مي کردم کامل شده ام. کاري را به سرانجام رسانده بودم که مدتها چشم انتظارش بودم: يافتن حقيقت. از ميان سيل اتهامهاي شيطاني عليه مسلمانان راهم را با زحمت پيدا کرده بودم. کاملاً دست تنها با اسلام و زندگي مسلمانان آشنا شده بودم.
* حالا چه احساسي داري؟
** حالا به دين و اعتقاد راسخم به خدا جداً افتخار مي کنم و امکان ندارد از راهم برگردم. ديگر فقط خداي متعال را عبادت مي کنم و بس. فقط بنده خدا هستم و هيچ ترديدي در اين باره ندارم. به برکت محبت به امام علي(ع)، امام حسين(ع) و همه خاندان اهل بيت(ع)، به تشيع هم افتخار مي کنم. من عاشق تشيع هستم. اکنون هم در سايت تازه مسلمانان ( com . revertmuslims ) درباره تشيع بيشتر تحقيق مي کنم.
* چه طور فهميدي که همه آن تبليغات درباره دين اسلام نادرست است؟
** خيلي طول کشيد تا به اين نتيجه برسم. اول که اصلاً نمي دانستم غير از اين اتهامها، چيز ديگري هم درباره اسلام وجود دارد! تا اينکه در خلال جستجو در اينترنت، به نام بعضي گروه هاي اسلامي (نه گروه هاي تروريستي) برخوردم و به سايت هايشان سر زدم. به سخنراني هاي مسلمانان هم گوش دادم و کم کم به همه چيز درباره اوضاع عراق و نقض حقوق بشر در اين کشور توسط آمريکا پي بردم. هضم اين مسايل در آن سن و سال آن قدر برايم دشوار بود که از مخالفان سرسخت سياستهاي آمريکا و طرفدار طالبان و ديگر گروه هاي وهابي شدم!
* چه جالب! الان چطور؟
** آن موقع چيزي از افکار وهابي ها نمي دانستم. خوشبختانه الان با مسايل آشنا شده ام و از هيچ گروه وهابي اي طرفداري نمي کنم.
* اگر بگويند شايد جو زده شده باشي و مسلمان شدن تو در اين سن و سال کم، ارزش و اعتباري ندارد، چه جوابي مي دهي؟
** وقتي به حقانيت اسلام پي بردم، ديگر نمي توانستم صبر کنم تا بزرگ شوم و بعد مسلمان شوم. هيچ چيز در دنيا به اندازه اسلام برايم اهميت ندارد. ممکن است بعضي بگويند نوجوانان معمولاً دنبال مسايل ديگري غير از دين هستند و اين در مورد همسن و سالهاي من در آمريکا صدق مي کند، ولي من خودم را طوري پرورش داده ام که بر اين مسايل غلبه کنم و اسلام را در تمام زواياي زندگي به کار بندم. کسي نبايد مسلمان شدن من را به خاطر کم سن و سالي بي ارزش بداند، چون من اجازه نمي دهم اين مسأله در دينداري ام دخالت کند. بايد اعتراف کنم که پيش از مسلمان شدن خيلي منحرف شده بودم و حتي دوست ندارم آن روزها را به خاطر بياورم. خدا به من خيلي لطف کرده که در نوجواني حقيقت برايم آشکار شده است، چون بيشتر همسن و سالهايم در اين جا دنبال مواد مخدر، سرقت، خشونت و... هستند. اطرافيان من راحت تحت تأثير اين مسايل هستند، اما من به برکت پايبندي به اسلام و خداي متعال، توانسته ام خودم را از همه اين چيزها نجات دهم.
* چه زماني با تشيع آشنا شدي؟
** من بعد از مسلمان شدن با تشيع آشنا شدم، ولي قبل از آن سني هم نبودم، چون چيزي درباره شيعه و سني نمي دانستم. ولي خيلي زود با ديدن فيلمها و سخنراني هايي درباره امام علي(ع) و امام حسين(ع) در اينترنت، با زندگي اين دو امام و امامان ديگر و در نتيجه با تشيع آشنا شدم. محبتم نسبت به اهل بيت(ع) روز به روز بيشتر مي شد و در نهايت شيعه شدم. حالا همه اعمالم را بر اساس تعاليم اهل بيت(ع) انجام مي دهم.
* چرا اسم «عباس الرضا» را براي خودت انتخاب کردي؟
** اين اسم را به ياد دو شخصيت بزرگ اسلام انتخاب کرده ام که در نظرم بسيار با عظمت هستند. يکي حضرت عباس(ع) به خاطر شجاعت و وفاداري اش در کربلا و ديگري امام رضا(ع) به خاطر روايات زيبا و تعاليم ديني اش که خيلي چيزها از آن آموخته ام.
* هم کلاسي ها و معلمانت چه واکنشي به مسلمان شدنت نشان داده اند؟
** متأسفانه به خاطر مسلمان شدن مورد انتقادهاي تندي واقع شده ام. دوستان و هم کلاسي هايم، من را «تروريست» خطاب مي کنند و برخوردهاي نژادپرستانه دارند. البته من تحت تأثير اين برخوردها قرار نمي گيرم و به هيچ کدامشان توجه نمي کنم. خيلي از دوستانم را از دست داده ام. واقعاً شرم آور است !
من براي تغيير دادن عقيده آنها خيلي تلاش کرده ام، ولي دست تنها کار چنداني از من بر نمي آيد. من بر همه اين مسايل غلبه کرده ام و هم و غمم فقط متوجه اسلام و خداوند تعالي است. تکليف من عبادت خدا و پيروي از اوامر اوست. با وجود همه اين مشکلات، از زندگي راضي ام و اين زندگي را لذت بخش تر مي دانم.
* از اينکه داري وارد سن تکليف مي شوي، چه احساسي داري؟
** کاملاً آماده ورود به اين مرحله هستم. از همان زمان مسلمان شدن تصميم گرفته ام با تقوا و اهل عمل باشم و براي عمل به تکاليفم همه زندگي ام را تغيير داده ام: برنامه ها، رفتارها و... بنابراين همين الان هم مثل يک مسلمان بالغ عمل مي کنم و هدفم اين است که فردي صالح باشم و به بهترين وجه بندگي خدا را بکنم.
آماده ام هر کاري را که لازم است، انجام دهم، چون اسلام را اولويت اول زندگي قرار داده ام و به عوامل انحرافي توجهي ندارم. اسلام تمام دارايي من است و من فکر مي کنم پيش از اين به بلوغ رسيده ام، البته نه بلوغ سني، بلکه بلوغ فکري. آماده بندگي خدا هستم و مهم نيست که چه چيزهايي را در اين راه قرباني کنم يا زندگي ام را کاملاً تغيير دهم. اسلام يعني تسليم در برابر خدا؛ درست است؟ من هم زندگي ام را بر همين اساس بنا کرده ام.

  


انجمن انسان شناسي کاربردي



انجمن انسان شناسي کاربردي در سال 1941 تأسيس شد. شکل گيري اين نهاد را بايد يکي از مهمترين وقايعي دانست که در تاريخچه انسان شناسي کاربردي بايد به آن اشاره کرد.
اين انجمن از همان سال شروع به انتشار مجله اي به همين نام نيز کرد، ضمن آنکه به سرعت قطعنامه اي نيز در مورد اصول حرفه اي اخلاق کاري خود به انتشار رساند که در آن از جمله بر اين نکته تأکيد شده بود که هر چند انسان شناسان کاربردي به دنبال يافتن راه حل براي مسايل اجتماعي هستند، اما هرگز نبايد اطلاعات و دانش حرفه اي خود را در خدمت قدرتها و حاکمان قرار دهند و همواره بايد از مردماني که اين حاکمان آنها را تهديد مي کنند، دفاع کنند. آنها همچنين بر اين نکته تأکيد مي کردند که انسان شناسان کاربردي بايد همواره نسبت به چگونگي استفاده و نتايجي که از فعاليتهاي علمي آنها گرفته مي شود، حساسيت و نظارت زيادي را اعمال کنند و نمي توانند در برابر پيامدهاي سؤ استفاده از اين دانش، از خود سلب مسؤوليت کنند.امروز انسان شناسان کاربردي تلاش مي کنند که با رويکرد جزيي نگر خود به مسايل با اين مشکلات متعدد که جمعيتهاي شکننده خارجي يا داراي تبار خارجي را تهديد مي کنند مبارزه نمايند.متأسفانه با رشد نژادپرستي ها و احزاب راست طرفدار نژادپرستي کار آنها به مراتب سخت تر از دوران پيشين است. قانع کردن اروپايي هايي با تبار مسيحي و اروپايي به اينکه از اين پس بايد يک جامعه چند فرهنگي و چند زباني و چند ديني را بپذيرند کار ساده اي نيست.ولي تعيين و تعريف هويت مشخصي براي بسياري از اين گروه هاي نسل دوم و سوم نيز که هويتي آميخته ميان هويت اروپايي و عرب و آفريقايي و اسلامي دارند نيز مشکل است. همين امر موضوع هويت را به يکي از پر چالش ترين مسايل جديد انسان شناسي کاربردي تبديل کرده است.

  


گنجينه خطي کتابخانه مجلس



کتابخانه مجلس شوراي اسلامي طي دو سال اخير فعاليت بسياري در حوزه نسخ خطي داشته است.به گزارش ايکنا، کتابخانه





مجلس با داشتن مجموعه هاي سترگ، نفيس، کم نظير و گاه بي نظير به عنوان يکي از گنجينه هاي ملي ايران و در بردارنده بخشي از ميراث تمدن و فرهنگ ايران و اسلام در داخل و خارج شناخته مي شود. کتابخانه مجلس شوراي اسلامي به تازگي مجموعه اي چهل جلدي از قرآن هاي خطي را خريداري کرده است، اين قرآن هاي خطي که گاه از نفايس روزگار به شمار مي روند، آسيبهايي نيز داشته اند که در بخش مرمت در 3 ماهه اخير آسيب زدايي و مرمت شده اند. در اين مرکز هر ساله صدها جلد کتاب خطي، هزاران برگ اسناد تاريخي و کتابهاي چاپي مورد مرمت، بازسازي و آسيب زدايي قرار مي گيرد.

  


بررسي دو مرحله اي شدن آزمون ارشد



معاون آموزشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در مورد آخرين تصميم گيريها در بازنگري آيين نامه آزمون هاي سراسري در کليه مقاطع، گفت: در مقطع کارشناسي ارشد بحث اين است که نوع امتحان را دو مرحله اي کنيم و در واقع يک امتحان برگزار شود و بيش از ظرفيت به دانشگاه ها اعلام شود تا دانشگاه ها پس از بررسي و مصاحبه پذيرش دانشجو داشته باشند.دکتر حسين نادري منش افزود: برگزاري آزمون به شيوه ذکر شده نيازمند زمان مناسب و بيشتر است.
نادري منش عنوان کرد: با لحاظ تغييرات مد نظر در آزمون کارشناسي ارشد، آزمون مي تواند به صورت دو يا سه بار در سال برگزار شود.نادري منش درباره آخرين تصميم گيريها در آزمون دکتري، اظهار کرد: آزمون دکتري امسال به صورت پايلوت براي چند دانشگاه اجرايي خواهد شد.

  


محمد جواد ادبي جانشين دکتر محقق شد



رئيس جديد انجمن آثار و مفاخر فرهنگي به پيشنهاد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و تأييد اکثريت هيأت امنا منصوب شد.






به گزارش ايسنا، حجة الاسلام والمسلمين محمدجواد ادبي- عضو کميسيون مشورتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مسؤول کارگروه فلسفه و عرفان در کميته فرهنگ و تمدن شوراي عالي انقلاب فرهنگي- که جايگزين مهدي محقق شده، فعاليت خود را رسماً از روز دوازدهم خرداد در ساختمان اصلي انجمن آغاز کرده است. او که دانش آموخته حوزه و دانشگاه است، از شخصيتهاي جوان فرهنگي است که پيشتر، مسؤوليتهاي مختلفي در شهرداريهاي تهران و صداوسيما داشته است.
اعضاي هيأت مديره انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در حال حاضر، محسن پرويز، غلامرضا خواجه سروي، مهدي محقق، علي اکبر رزمجو و حجة الاسلام والمسلمين محمدجواد ادبي هستند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com