تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
حوادث
گزارش
رو در رو
موفقیت
زندگی سالم
پنجره
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-06-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 29خرداد ماه 1389


در جستجوي انرژي



وقتي از دانش آموزان سؤال مي کنيم که «از چند درصد توانايي هاي خود استفاده مي کنيد؟» اگر چه پاسخها متفاوت است، اما





کمتر کسي ادعا دارد که به طور کامل از توانايي هاي خود بهره مي برد. تجربه نشان داده است که ارزيابي دانش آموزان درباره استفاده از توانايي هاي شان بين 40 تا 80 درصد است. امکان دارد که اين ميزان در همه زمانها يکسان نباشد و دچار افت و خيز شود. هم چنين، اين افت و خيز ممکن است هم در مورد دانش آموزان قوي و هم دانش آموزان ضعيف اتفاق بيفتد.
چرا نمي توانيم ازهمه توانايي ها و انرژي خود براي کاري که آن را مهم مي دانيم، استفاده کنيم؟ بقيه توان و انرژي ما کجا مي رود و صرف چه چيزهايي مي شود؟

تقسيم انرژي

به طور حتم، منظور از تقسيم انرژي در ورزشهايي مانند دو و ميداني، شنا و فوتبال را مي دانيد. يک دونده استقامت، از ابتداي مسير بايد به نحوي انرژي خود را تقسيم کند که نه همه آن را در ابتداي حرکت صرف نمايد و نه در آخر کم بياورد. اين موضوع درباره درس خواندن و به خصوص کنکور نيز مصداق دارد.
نبايد آن چنان تند برويد که بعدها دچار مشکل شويد و نه آن چنان کند که نتوانيد از توانايي هايتان استفاده مطلوب را ببريد لازم است شما هم مانند آن دونده استقامت، نماي ذهني و کلي از مسير داشته باشيد تا برنامه کاري خود را بر اساس آن تنظيم کنيد. ممکن است امروزخيلي سر حال باشيد و بتوانيد زياد درس بخوانيد، اما اگر اوضاع به همين صورت نبود چه مي کنيد؟ هميشه اعتدال بهترين روش است و زرنگي شما در تهيه برنامه، تنظيم يک برنامه اعتدالي است.

کنترل انرژي

يکي ازعواملي که موجب مي شود نتوانيد از توانايي هاي خود استفاده بهينه کنيد، صرف انرژي براي اموري است که در ايام درس خواندن- به خصوص کنکور- کم اهميت تلقي مي شود. اگر نتوانيد کنترل انرژي خود را به دست بگيريد، بايد ضرر و زيان بعدي را هم بپذيريد و تحمل کنيد. براي روشن شدن منظور به سه مثال اکتفا مي کنيم. شما مي توانيد موارد ديگري را به آنها بيفزاييد.
يکي از عادتها و مشغوليات ذهني که باعث هدر رفتن گسترده انرژي و وقت مي شود، تلويزيون است. عادت به مشاهده سريالها و برنامه هاي مختلف، تنها از نظر زماني که صرف ديدن آنها مي کنيد، مشکل ساز نيستند، بلکه تأثيرات بعدي آنها مهمتر است. بعد از ديدن يک سريال، حتي اگر تلويزيون را خاموش کنيد، عملاً سوژه سريال در ذهن شما جريان دارد و تمام نشده است. اين که چه اتفاقهايي در سريال روي داده و احتمالاً در قسمتهاي بعدي چه مي شود، تا مدتي ذهن را به خود مشغول مي سازند.
موضوعهاي ورزشي، به خصوص فوتبال هم مشغله اي ذهني است که اگر چه جالب هم باشند، بايد کنترل شوند. پيگيري اخبار ورزشي، جر و بحثهاي قرمز و آبي، خريد روزنامه هاي ورزشي و مواردي مشابه، آن هم با حساسيتهاي زيادي که بعضي ها دارند، موضوعهايي نيستند که خيلي ارزش وقت صرف کردن داشته باشند، به ويژه براي کسي که کنکوري است.
جروبحثهاي خانوادگي و هر گونه گفتگوهاي تنش زا درباره درس خواندن، کنکور و موضوعهاي ديگر، با افراد خانواده يا دوستان به لحاظ انرژي و وقتي که صرف مي شود، بايد کنترل شوند. حساسيتهاي بي مورد درباره اين که حتماً بايد حرف خود را به کرسي بنشانيد و ثابت کنيد که حق با شماست، غير از اتلاف وقت و انرژي، ثمري نخواهد داشت.

افکار مزاحم

انسانها در هر زماني سوژه هايي براي فکر کردن دارند، اما محدوديت فرصتها و اولويت مسائل، ما را وادار مي سازند در هر زمان به موضوعهايي بينديشيم که مهمتر هستند. زماني هم که به موضوعهايي که تصور مي کنيم مهمتر هستند فکر مي کنيد، چون ذهن ما پوياست، گاهي افکار حاشيه اي و مزاحم جايي براي خود باز کرده و ذهن ما را مشغول مي سازند. اين افکار را، مزاحم مي نامند.
چون مسير سوژه هاي اصلي ذهن را منحرف مي کنند. بعضي از افکار که در حال حاضر مزاحم تلقي مي شود، در زمان و وقت مناسب مي توانند موضوعهايي بسيار مهم باشند.
به عنوان مثال، اين که دانش آموزي به آينده و خوشبختي اش بينديشد خوب است اما اگر قرار باشد اين موضوع در ايام درس خواندن و يا در شرايط کنکور، بين سوژه هاي اصلي ذهن جا گيرد، فکر مزاحم تلقي خواهد شد.
شناسايي افکار و محرکهاي مزاحم و غلبه بر آنها، از عوامل مهم تمرکز حواس و افزايش بازده مطالعه مي باشد که درباره آن بيشتر خواهيم گفت.
نتيجه گيري:
- با ترسيم يک دورنماي کلي از مسير حرکت در ذهن، انرژي خود را به صورت متعادل در اين مسير تنظيم کنيد.
- هر سوژه و مشغله ذهني، ارزش وقت صرف کردن ندارد. انرژي خود را براي کارهاي اصلي، کنترل و ذخيره کنيد.
- با مهار و کنترل عادتهاي نامطلوب، امکان استفاده بيشتر از توانايي ها و فرصتها را به وجود آوريد.
- بايد مهارتهاي مواجهه با افکار مزاحم را در خود ايجاد و تقويت نماييد.

  


استرس، بيماري قرن 21



اگر مي خواهيد بزرگترين بيماري«قرن» يعني «استرس » که هر سال به ويژه در دنياي ماشيني غرب صدها هزار نفر جان خود را بر اثر





عواقب آن مثل سکته قلبي و مغزي از دست مي دهند، از خود دور کنيد، اين پنج راه حل را حتماً به کارگيريد.
1 - از همين امروز يک يا چند بازي سرگرم کننده را شروع کنيد، دکتر جورجيا لئونيل روانشناس معروف آمريکايي مي گويد که وقتي سرگرم بازي هستيد، فشارها، مشکلات و ناراحتي هاي روزانه را پشت سر مي گذاريد.
به اعتقاد دکتر لئونيل، بازي شامل خواندن کتاب، بازيهاي بچگانه مونوپولي ورزش، ورق بازي و تخته نرد و شطرنج و... مي شود. به هر کدامشان علاقه داريد همين امروز آن را شروع کنيد.
2 - سعي کنيد براي دقايق و يا ساعتهايي با خود تنها باشيد و کسي مزاحمتان نشود. يک حمام گرم و راحت بگيريد. به موسيقي گوش دهيد. به خاطرات شيريني که داشته ايد، بينديشيد و يا در رؤياهاي خود براي يک آينده موفق و خوش، برنامه ريزي کنيد.
3 - تمرين کنيد که گذشته را از حال جدا سازيد، شما بايد قبول کنيد که قادر به تغيير گذشته نيستيد، پس به راحتي آن را بپذيريد و نگذاريد خاطرات تلخ گذشته، جلوي حرکت امروز شما را بگيرد. يادتان باشد که گرچه نمي توانيد گذشته را تغيير دهيد، اما کاملاً قادريد زندگي امروز و آينده خود را دگرگون سازيد.
4 - با خود حساب کنيد که چه چيزهايي در زندگي براي شما مهم است و حق تقدم دارد. به عنوان مثال خانه و بچه هايتان از همه مهمترند . پس از همين امروز همه انرژي خود را در اختيار آنها بگذاريد.
5 - برنامه هاي آينده خود را طرح ريزي کنيد. البته براساس واقعيت، خيال پردازي و طرحهاي غير قابل اجرا فقط بر استرس شما مي افزايد، اما انعطاف پذير باشيد. با واقعيت خود را تطبيق داده و طرحهاي خود را در صورت لزوم تغييردهيد.

  


داستانک



آورده اند روزي ميان يک ماده شتر و فرزندش گفتگويي به اين شرح صورت گرفت:






بچه شتر: مادر جون چند تا سؤال برام پيش آمده است. آيا مي تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتماً عزيزم. چيزي ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داريم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در کوهان آب و غذا ذخيره مي کنيم تا در صحرا که چيزي پيدا نمي شود بتوانيم دوام بياوريم.
بچه شتر: چرا پاهاي ما دراز و کف پاي ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتاً براي راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن اين نوع دست و پا ضروري است.
بچه شتر: چرا مژه هاي بلند و ضخيم داريم؟ بعضي وقتها مژه ها جلوي ديد من را مي گيرد.
شتر مادر: پسرم اين مژه هاي بلند و ضخيم يک نوع پوشش حفاظتي است که چشمهاي ما را در مقابل باد و شنهاي بيابان محافظت مي کنند.
بچه شتر: فقط يک سؤال ديگر دارم. پس ما در اين باغ وحش چه مي کنيم؟
نتيجه مي گيريم مهارتها، علوم، توانايي ها و تجارب فقط زماني نتيجه بخش است که شما در جايگاه واقعي و درست خود باشيد . پس هميشه از خود بپرسيد اکنون من در کجا قرار دارم؟

  


دروغگوها در زندگي موفق تر هستند!



تحقيقات جديد نشان مي دهد کودکان هر چه زودتر بتوانند دروغهاي قانع کننده بگويند احتمال موفقيت آنها در زندگي شهروندي در آينده بيشتر است.






به گزارش تابناک اجتماعي به نقل از ديلي تلگراف، محققان بر اين باورند که توانايي دروغ گفتن در سن دو سالگي نشانه اي از سرعت رشد و پيشرفت مغز است و به معناي اين است که آنها در آينده زندگي موفق تري خواهند داشت.آنها به اين نتيجه رسيدند که اين دروغ هر چقدر قانع کننده تر باشد اين کودکان در سالهاي بعدي تيز هوش تر خواهند شد و توانايي فکر کردن آنها بهتر مي شود.
دکتر کانگ لي، مدير انستيتو تحقيقات کودکان در دانشگاه تورنتو در اين باره مي گويد: والدين نبايد نگران دروغ گفتن کودکان باشند. تقريباً تمام کودکان دروغ مي گويند. آنهايي که توانايي فکري بيشتري دارند بهتر دروغ مي گويند و ممکن است در آينده بانکداران خوبي شوند.
دروغ گفتن شامل چندين مرحله همزمان در مغز مانند جمع بندي منابع اطلاعاتي و جدا کردن اطلاعاتي است که به سود طرف است. اين تواناييها مرتبط با بخشهايي از مغز هستند که عملکردهاي اجرايي را کنترل مي کنند و از تفکر و منطق بيشتري استفاده مي کنند.
تحقيقات دکتر لي و تيمش روي 1200 کودک 2 تا 16 ساله انجام شده که اکثريت آنها دروغ مي گفتند اما تنها کودکان با هوش هاي بالا بوده اند که بهتر دروغ مي گفته اند.در سن 2 سالگي 20 درصد کودکان دروغ مي گفتند، اين ميزان در 3 سالگي به 50 و در 4 سالگي به حدود 90 درصد مي رسد. پرنيرنگ ترين سال زندگي بر اساس تحقيقات آنها 12 سالگي بوده که تقريباً تمام کودکان در اين سن دروغ مي گويند. تمايل به دروغ گفتن از 16 سالگي به بعد با کاهش روبرو شده و به 70 درصد مي رسد.
با رسيدن به مرحله جواني افراد ياد مي گيرند تا از دروغهاي سفيد استفاده کنند که صدمه کمتري را به احساسات افراد مي زند.
محققان اعلام کردند هيچ رابطه اي ميان دروغ گفتن در کودکي و تمايل به فريب دادن ديگران و يا تقلب در امتحان و يا کلاهبرداري وجود نداشته و همچنين کنترل والدين يا آموزه هاي مذهبي هيچ تأثيري بر اين روند در دوران کودکي ندارد.
دکتر لي مي گويد: اينکه متوجه بشويد کودک دروغ مي گويد بد نيست اما بايد از آن لحظه براي آموزش کودک استفاده کرد.
وي گفت: شما نبايد بر سر او داد زده و عصباني شويد بلکه بايد در مورد اهميت صداقت و بار منفي دروغ گفتن صحبت کنيد. بعد از 8 سالگي اين شانسها بسيار نادر مي شوند.تيم تحقيقاتي کودکان را با هم در اتاقي که داراي دوربين مخفي بود قرار داد و اسباب بازي را در پشت آنها گذاشت و هنگام خروج از اتاق به آنها گفته شد به اسباب بازي نگاه نکنند. در 9 مورد از 10 مورد دوربين مخفي نشان داد که کودکان به آن نگاه کردند.اما زماني که از آنها پرسيده شد نگاه کرده اند يا خير اغلب جواب منفي دادند.

  


مهارت خوب زندگي کردن را بياموزيم؛ زندگي موفق =کسب مهارتها



با ايجاد راهکارهاي مناسب به طور حتم مي توان با تفکري خلاق در زندگي موفق بود و خوب زندگي کرد. بايد در نظر داشته باشيم زندگي به معناي مبارزه اي دائمي و تلاش مستمر براي حل مسائل است، آن هم در جهان بحران زده و پر مسأله امروزي! تا وقتي زنده هستيم مسأله وجود خواهد داشت. پس ياد بگيريم که مسائل را خودمان حل کنيم. مشکلات، بحرانها و ناکامي ها را فرصتي براي يادگيري و توسعه فردي تلقي کنيم.
بياموزيم که چگونه در بحران غرق نشويم و انرژي و توانايي خود را از دست ندهيم. مهارت يادگيري را بياموزيم. در جهان پرتحول ديجيتالي، مهارتها و دانشها به سرعت منسوخ مي شود.به جز يادگيري علم، راه و رسم مهارت آموزي سريع و اثربخش را نيز بياموزيم.انطباق و سازگاري خلاق با شرايط تازه و تحول يافته را داشته باشيم و در شناسايي مستمر قابليتهاي دروني، شکوفاسازي و تبديل آنها به مهارت لازم براي کار و زندگي تلاش کنيم.

  


زندگي ارزشمند



روزي مردي جان خود را به خطر انداخت تا جان پسر بچه اي را که در دريا در حال غرق شدن بود نجات دهد. اوضاع آنقدر خطرناک بود که همه فکر مي کردند هر دوي آنها غرق مي شوند و اگر غرق نشوند حتماً در بين صخره ها تکه تکه خواهند شد. ولي آن مرد با تلاش فراوان پسر بچه را نجات داد. آن مرد خسته و زخمي پسرک را به نزديک ترين صخره رساند. و خود هم از آن بالا رفت.
بعد از مدتي که هر دو آرامتر شدند.
پسر بچه رو به مرد کرد و گفت: «از اينکه به خاطر نجات من جان خودت را به خطر انداختي متشکرم» مرد در جواب گفت: «احتياجي به تشکر نيست. فقط سعي کن طوري زندگي کني که زندگيت ارزش نجات دادن را داشته باشد.

  


سخنان حکيمانه



هيچ چيز بيهوده تر از با جديت و تلاش انجام دادن کاري نيست که اصلاً نبايد انجام شود.
هميشه به خاطر داشته باشيد که تصميم خودتان براي موفق شدن از هر چيز ديگر مهمتر است.
سعي نکنيد فقط انساني موفق باشيد، سعي کنيد انساني با ارزش باشيد.
اگر بيشتر به طبيعت و خوبيهاي بي حد و حصر جهان نظاره کنيد، اگر تلاش کنيد تا به افقهاي وسيعتري از انديشه و عمل دست يابيد، اگر از درون احساس آرامش کنيد، روزي توأم با موفقيت را سپري کرده ايد.
موفقيت کليد خوشبختي نيست. خوشبختي کليد موفقيت است. اگر از کاري که انجام مي دهيد خرسند و راضي باشيد، حتماً موفق خواهيد شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com