تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
زندگی سالم
كفشدوزك
رو در رو
شهرستانها
قدس خراسان
جامعه
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-07-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 30تیر ماه 1389


گفتگو با تنها ويلچر نشين مجلس شوراي اسلامي؛ بايد کاري کرد تا جانبازان و معلولان روي پاي خودشان بايستند



قسمت اول
جانباز در اصطلاح عرفي کسي است که بخشي از وجود خود را در راه اسلام از دست مي دهد. اگر چه دوران جانبازي حضرت ابوالفضل ساعتي بيشتر به درازا نکشيد و از زماني که دستانش را در راه اسلام امام حسين(ع) از دست داد تا زمان شهادتش فرصت





اندکي بود، اما همين زمان به دليل عظمت رفتار حضرت اباالفضل(ع) در تاريخ شيعه يا به عبارت بهتر در جهان انسانيت براي هميشه ماندگار شد و درست به همين دليل حضرت ابوالفضل(ع) الگوي جانبازان مي شود.
در ايران اسلامي نيز که فرهنگ شهادت جايگاه والايي دارد، جانبازان از اقشار مورد احترام جامعه هستند، اگر چه متاسفانه بسياري از آنها فراموش شده اند و با تحمل رنج و سختي نقص عضو، در خلوت خود و خانواده شان روزگار مي گذرانند. در بين اين افراد جانبازان شيميايي جايگاه ويژه اي دارند، آنان چون شمع آب مي شوند و هر روز در گوشه اي از رسانه ها يک خط کوتاه مي خوانيم که فلان جانباز شيميايي هم رفت. با اين وجود گمان نمي رود که ملت ايران بتواند آنان را فراموش کند و فراموش هم نمي کند.
روز جانباز بهانه اي شد تا با دکتر شکور اکبرنژاد جانباز ويلچرنشين هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي که به نمايندگي از مردم تبريز، آذر شهر و اسکو در کميسيون اقتصادي انجام وظيفه مي کند به گفتکو بنشينيم. اين گفتگو امروز، پيش روي شما قرار دارد.البته مجلس شوراي اسلامي جانبازان ديگري هم به عنوان نماينده در خود دارد اما اکبر نژاد تنها جانبازي است که مانند ديگر نمايندگان از صندلي مجلس براي نشستن استفاده نمي کند و هر روز صندلي چرخدار خود را به همراه مي آورد و دوباره باز مي گرداند.او 24 سال است که براي نشستن از صندلي خودش استفاده مي کند.
*چگونه و در کجا مجروح شديد ؟
**من توفيق داشتم در عمليات آزاد سازي خرمشهر شرکت کنم، اما اولين حضورم در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل به دوران آزاد سازي بستان در سال 1361 باز مي گردد. در آن زمان 21 سال داشتم و در همان عمليات مجروحيت مختصري از ناحيه دست و پا برايم پيش آمد. آن عمليات يک عمليات پيروزمندانه بود. قسمتي از کشورمان که بر حسب اتفاق جاي حساسي هم بود به دست عراق افتاده و از وطن جدا شده بود که بايد به خاک وطن بازمي گشت. اتفاقا در زماني که عراق براي تصرف به آنجا حمله کرد برادر من در همان منطقه بستان به شهادت رسيد و يکي از دوستان بسيار نزديکم به نام عباس علي شريفي نيز در همان منطقه به شهادت رسيده بود، بنابراين براي من بسيار اهميت داشت.
*در کدام عمليات به درجه جانبازي نايل شديد ؟
**بحث قطع نخاع بنده در سال 65 اتفاق افتاد و تا پيش از آن هيچ چيزي نمي توانست مانع حضورم در جبهه شود، اما در 27 مهر 1365 در عمليات کربلاي 5 در منطقه شلمچه در پشت کانال ماهي دچار اين مجروحيت شدم. آن منطقه جاده اي بين بصره و فاو بود عمليات بسيار سختي بود و پيروزيهاي خوبي براي ايران واسلام داشت. ولي انصافاً عمليات بسيار سختي بود. در آن هنگام بنده در واحد مهندسي رزمي بودم. البته در آن عمليات تعداد زيادي از بچه هاي کاردان ما هم به شهادت رسيدند يا جانباز شدند. عمليات در روز 19 دي ماه شروع شده بود که من در 27 دي ماه مجروح شدم .
*مسؤوليت شما چه بود؟
**من قائم مقام لشگر عاشورا بودم و به همراه کادر فني جاده درست مي کرديم تا بتوانيم وسايل وتدارکات را به بچه ها برسانيم و از سوي ديگر مجروحان و شهدا را به پشت جبهه بياوريم .شب تا صبح کار کرده بودم که فرمانده گردان ما آمد تا من استراحت کنم. من داشتم تمام کارها را به وي تحويل مي دادم که مجروح شدم و خداوند اين جور صلاح ديد که باقي عمرم را ويلچرنشين باشم.
*اين شرايط چه تأثيري بر روحيه شما گذاشت ؟
**قطع نخاع واقعاً بيماري سختي است زيرا به راستي زندگي انسان عوض مي شود. آدم ديگر قادر به حرکت نيست و مشکلات زيادي براي او به وجود مي آيد.
* چگونه با آن کنار آمديد؟
**چند وقتي که از اين مسايل بگذرد انسان خودش را نيز فراموش مي کند، چه رسد به اينکه قطع نخاع است. اما چيزي که توان داد تا دوباره حرکت کنم دوباره تحصيل کنم و مسايل سياسي واجتماعي را پيگير باشم چيزي جز تکيه بر خداوند متعال نبود، زيرا آن زمان که در جهاد عليه کفر صدامي شرکت کرده بودم فکري به غير از اينکه تکليف الهي را انجام بدهم نبود و از سوي ديگر فهم از قرآن و نهج البلاغه نيز اراده ما را قوي کرد تا پس از مجروحيت پشتکار داشته و مسايل را پيگير باشم .
*از شرايط درمان پس از مجروحيت بگوييد؟
**به خاطر دارم وضعيت من به گونه اي بود که حتي نمي توانستم روي ويلچر بنشينم. افزون بر اينکه هميشه روي تخت دراز کشيده بودم از زخمهاي متعددي که واقعا خوب شدنش چيزي شبيه ناممکن بود رنج مي بردم و در مجموع وضعيت جسمي ام بسيار بد بود، اما چيزي که در ذهنم مي آمد اين بود که پيامبر خدا نفرموده بودند که اگر مجروح شديد کنار برويد و راحت باشيد، بلکه بر ادامه راه تأکيد داشتند.
*چگونه از يک رزمنده قطع نخاعي به نمايندگي مجلس هشتم رسيديد؟
**من در زمان مجروحيت سال سوم دبيرستان بودم و چهارم را در آن وضعيت خواندم سپس براي مدت 3 ماه به آلمان رفتم که در آنجا مشغول درمان بودم. پس از آنکه به ايران برگشتم در کنکور شرکت کردم و سال 1368 در رشته پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تبريز پذيرفته شدم با صفا و صميميتي که بچه هاي دانشجو و اساتيد داشتند و به لطف خدا 7 دوره تحصيلم تمام شد و بي درنگ در تخصص شرکت کردم و به فضل پروردگار در رشته طب فيزيک و توانبخشي قبول شدم وسه سال هم در آن مقطع ادامه تحصيل دادم. سال آخر تحصيلات تخصصي مصادف با انتخابات شورا هاي سال 77 بود که از سوي دوستان پيشنهاد شد داوطلب شوم و مردم با لطفي که داشتند و رأي خوبي که دادند به عنوان رئيس شوراي شهر تبريز انتخابم کردند. شوراي اول به فضل پروردگار شوراي بسيار خوبي بود و شورايي نمونه در سطح کشور شناخته شد که اين جز فضل پروردگار نبود. کار هاي خوبي هم در شهر تبريز انجام گرفت.
*آيا درگير مسايل شديد و طبابت را فراموش کرديد؟
**من در حال تحصيل سال آخر تخصص بودم که وارد شوراي شهر شدم، ولي شبها هم يک سري کار درماني انجام مي دادم و با همين روال در دو دوره شوراي شهر حضور يافته و در آخر هم کار درماني را يک سال ادامه دادم تا در انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي شرکت کردم و به محبت مردم و فضل پروردگار در حال حاضر در مجلس شوراي اسلامي در خدمت مردم هستم .
*تخصص شما در پزشکي است، چه طور به سياست کشيده شديد ؟
**البته پيش از اينکه وارد علم طب و درس بشوم در مسايل اجتماعي وسياسي بودم. البته بنده بيشتر به مسائل اجتماعي و خدمت به مردم علاقه دارم هر چند توفيق کمتري دارم. در اينجا نکته اي يادم آمد که طرح آن خالي از لطف نيست. به مکه مشرف شده و در عرفات بودم. آقاي راشد يزدي يک صحبت بسيار خوبي کرد که به نظر مي آيد براي اين بحث مناسب باشد. ايشان گفت يک روز حضرت موسي در ذهنش سؤالي پيش آمد، ولي خجالت مي کشيد از خداوند متعال بپرسد. خداوند امر فرمود يا موسي سؤالت را بپرس سؤال اين بود که خدايا اگر تو خدا نباشي و بنده باشي چه کار مي کني که خدا خوشش بيايد و خداوند متعال فرمود يا موسي من اگر بنده بودم به بندگان خدا کمک مي کردم تا خدا از من خوشش بيايد. لذا اين جور انگيزه ها بود که من با اين وضع جسمي بيايم و در خدمت مردم باشم، چه در صحنه سياسي يا اجتماعي و يا هر جاي ديگري که از دستم بر آيد و چه در صحنه طبابت که هنوز هم بنده روز هاي پنج شنبه به کار طبابت مشغول و در خدمت مردم هستم .
*اکنون بحثي مطرح مي کنند که براي جانبازان بايد امتياز هاي ويژه اي قايل شد، بحث اينکه در دانشگاه ها سهميه داشته باشند، کمکهاي مالي به آنها داده شود و مواردي از اين دست. به نظر شما اين کمکها بايد بدين صورت باشد يا اينکه بايد جانباز را تقويت و توانمندش کرد تا رو پاهاي خودش بايستد ؟
**البته بهتر است اين بحث را به دو بخش تقسيم کنيم. اول اينکه اين مطلب را در کشورهايي همچون ژاپن و آلمان که براي جنگ مجروحان زيادي داشتند بررسي کرده و ببينيم آنها چه برخوردي با مجروحان داشتند. شما روسيه را پس از جنگ جهاني دوم ببينيد. چه وضعي دارند؟ اينکه بياييم امتيازات ويژه اي براي جانبازان و معلولان قايل شويم تا شرايطي برابر با ديگران برايشان ايجاد بشود آيا کار بدي است؟ اينکه براي افراد معمولي مي خواهند راه درست کنند و يا براي يک معلول بخواهند راهي پيدا کنند آيا هر دو يکي نيست ؟ آيا هر دو شهروند کشور نيستند ؟ در حالي که راهکارش يک امکانات محاسبه اي است که وظيفه هر دولتي است تا اين امکانات را براي همه آحاد جامعه ايجاد کند. اما هنر اين است که يک کاري کنيم که جانبازان و معلولان به ديگران وابسته نباشند. خدا حفظ کند يکي از بزرگان را که مي فرمود «هي ميگيم جانبازان عزيز، اما اين عزيز چه چيزي از دستش بر مي آيد. اگر تونست کاري بکند و مستقل شد، واقعا عزيز مي شود، ولي اگر بخواهيم هميشه او را وابسته نگاه داريم که زياد معني ندارد». بنابراين طبيعي است که بايد کاري کرد تا جانبازان و معلولان روي پاي خودشان بايستند، اما منافاتي هم ندارد بر اينکه حق وحقوقي معقول نيز داشته باشند .
*به نظر شما جانبازان را چه جور دسته بندي کنيم؟ برخي از جانبازان به مرور زمان درصد جانبازيشان بالا مي رود و توانمنديشان پايين مي آيد و از سوي ديگر جانبازان 10 درصد و 20 درصد که هيچ تغييري در زندگيشان رخ نداده و نمي دهد. آيا مي پسنديد براي هر جانبازي امتيازي قائل شد ؟ جانباز 5 درصد کجا، جانباز 80 درصد کجا ؟
**ببينيد بعضي از جانبازان درصد کمي دارند و اکنون هيچ مبلغي دريافت نمي کنند. لذا افرادي که کمتر از 25 درصد جانباز هستند چيزي نمي گيرند و تازه بالاي 25 درصد هم چيزي نمي گيرد که قابل توجه باشد. زيرا خود من که جانباز 70 درصد هستم مي دانم که چه چيزهايي مي دهند که البته چيز خاصي نيست.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com