تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
زندگی سالم
كفشدوزك
رو در رو
شهرستانها
قدس خراسان
جامعه
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-07-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 30تیر ماه 1389

[ فرهنگي ]
 * نگاهي به عرفان انحرافي « اوشو » در گفتگو با حجة الاسلام داريوش عشقي؛ اين حق شماست كه گمراه شويد !
 * گفتگوي کوتاه با حسن قشقاوي؛ سخنگوي وزارت خارجه:اين زيارت هميشه در ياد مي ماند
 * بريده اي از خاطرات کفشدار حرم رضوي(ع)؛ تنوع فرهنگها
 * اوشو ؛ راهبري كه عاقل نيست
 * نگاهي به جايگاه عقل و خرد در انديشه امام رضا(ع)؛ عقل، دوست دانايان
 * کوچه هاي اجابت
 * مدرسه اسلامي تيرانا
 * جنگ راحت تراست يا كسب مال حلال؟
 * ايران اصلاً اينترنت ندارد!
 * كاهش ظرفيت كنكور توسط دانشگاههاي تهران
 * خبرنگاران به سفرهاي استاني مي روند

نگاهي به عرفان انحرافي « اوشو » در گفتگو با حجة الاسلام داريوش عشقي؛ اين حق شماست كه گمراه شويد !



اشاره:
معلم هندي الاصلي كه در دهه 1980 مصدر وقوع تفكري به اصطلاح معنوي گرديد، گرچه سالها پيش از مرگش گفته بود بزودي جان



خواهد باخت اما او در ژانويه 1990 بر اثر ابتلا به بيماري ايدز جان سپرد. او با سوء استفاده از محدوديتهاي قانوني كه براي بشر و جامعه او گذارده شده است مفاهيم اعتراض گونه اي را مطرح ساخت كه برخي آن را «فرقه» و برخي «عرفان نوظهور» ناميدند. در بخش سوم از بررسي كارشناسان در خصوص عرفانهاي نوظهور، به ديدگاه وي از منظر حجة الاسلام داريوش عشقي پرداخته ايم كه تقديم حضورتان مي كنيم:
*چرا در فرقه «اوشو» برخي از مسايل غير اخلاقي در قالب اخلاق مطرح مي شود؟
**اوشو خود را پديد آورنده مذهبي نوين مي داند، چنانكه در كتاب الماسهاي خويش مي گويد «من سرآغاز مكتبي كاملا نوين هستم»؛ يعني ادعاي عرضه ديني جديد مي كند .گرچه او در كتاب «مراقبه؛ هنر وجد و سرور» تأكيد مي كند : «همه آيين ها برپايه دستاويزي ساختگي بنا شده و همه شيوه ها دروغين اند... مي توان دستاويزهاي تازه اي به بار آورده و دين هاي تازه اي پديد آورد. دستاويزهاي كهنه فرسوده مي شوند .دروغ هاي كهنه از رنگ و بو مي افتند و به دروغ هاي تازه تري نياز خواهد بود.»
اوشو برخي از ارزشهاي اخلاقي و بنيانهاي خانوادگي را بصراحت مورد سوال قرار مي دهد. وي معتقد است ساختار ازدواج ظلم بزرگي است كه به زنان مي شود و قبلاً اين گونه نبوده است كه مردم با ازدواج در كنار يكديگر زندگي مي كنند، در گذشته و در بين انسانها نهادي به عنوان نهاد پدر وجود نداشته و بعدها اين نهاد ساخته شده و طي قرنها انسان بدون نياز به پدر زندگي كرده است و از هنگامي كه موضوع مالكيت خصوصي مطرح گرديد موضوع اسارت زن! مطرح مي شود.اوشو با اشاره به كارل ماركس مي گويد، وقتي او با آوردن كمونيسم مالكيت خصوصي را زير سؤال برد، همه در پي آن بودند تا ازدواج دوباره از ميان برداشته شود، اما در ابتدا به دليل منافع اقتصادي و بار ديگر به خاطر قدرت طلبي مانع آزادي شدند!
*رابطه آموزه هاي «اوشو» با عقل و منطق چگونه است؟
** اوشو مي گويد آنچه مانع معنويت مي شود موضوع ذهن و فكر كردن است. زيرابا فكر كردن ممكن است، مجوز بسياري از امور غير اخلاقي براي شما صادر نشود و يا پس از انجام عملي غير اخلاقي پشيمان شويد، بنابر اين بايد ذهن را كنار گذاشت. «اوشو» براي دو مقوله عشق و مراقبه اهميت زيادي قايل است. مراقبه براي آن است كه شما با اين عمل ذهن خود را خالي كنيد و فكر كردن و انديشيدن را به كناري بگذاريد تا راه براي قلب و احساساتتان هموار شود و با عشقي كه مورد نظر «اوشو» است، حركت كنيد.
اوشو در شرايطي مي گويد، در همه زمينه ها لذت پرست محض باشيد كه در دين اسلام نيز موضوع لذت مطرح است، چنانكه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند به گونه اي غذاي خود را صرف كنيد كه از آن احساس لذت كنيد.اما تفاوت ديدگاه دين اسلام و عقايد اوشو در يك كلمه است. «اوشو» مي گويد در حد يك حيوان و زندگي حيواني لذت ببريد، اما اسلام لذت بردن را در حد انسان مي پذيرد.
*با ساير اديان چگونه برخورد مي كند؟
**اوشو در ابتداي كار خود را با تمامي اديان همسو مي داند و در اينكه شما مسيحي، مسلمان و يا .... باشيد ايرادي نمي بيند. او به پيامبران اشاره مي كند و مي گويد: عيسي يك صوفي بود، موسي يك صوفي بود، محمد يك صوفي بود و من هم يك صوفي ام. يعني خود را در رده آنها مي داند! گرچه در كتابهاي اخير خود به حضرت عيسي (ع) توهين مي كند و ايشان را (...) خطاب مي كند .او حتي با ايشان مخالفت مي كند و مي گويد، من براي او متأسفم گمان نمي كنم او مستحق مصلوب شدن باشد، آري او قدري (...) بود و مصلوب شدن شفاي (...) او نيست .او به قدري به درمان نياز دارد كه درمان گردد و يكپارچه شود .
اما او در ابتدا بصراحت پيامبران بزرگوار را مورد سوال قرار نمي دهد و مي گويد: «آنها انسانهايي هستند كه به اشراق و رابطه عاشقانه به خداي خود رسيده اند» او مي گويد من فراتر از نيچه سخن مي گويم .او در اين كتاب موضوع دعا را زير سؤال مي برد و تأكيد مي كند، شما بايد همه چيز را تجربه كنيد و نبايد به دنبال آن باشيد كه همه چيز به شما گفته شود .او مي گويد: اصلاً نبايد با كسي سازش كنيد. جالب آنكه اولين نقد بر سخنان اوشو اين موضوع است كه ما چرا بايد سخنان هيچ كسي را نپذيريم، ولي حرف اوشو را بپذيريم. او بارها مي گويد، همه به شما دروغ مي گويند و بنابر اين شما نبايد حرف كسي را بپذيريد .
*اوشو در جايي از نيچه، فرويد و ماركس به دليل آنكه خدا را كنار گذاشته اند دفاع مي كند اما از اينكه چيزي را به جاي خدا قرار نداده اند آنها را مورد سؤال قرار مي دهد.او خود، چه چيزي را جايگزين خدا كرده است؟
**اوشو در جايي وقتي در مورد خدا صحبت مي كند، ابتدا با تأكيد بر اهميت شك و ترديد مي گويد من آنهايي را كه مي گويند خدا وجود دارد را نفي مي كنم و در عين حال آنهايي كه معتقدند خدا وجود ندارد را نيز رد مي كنم. بايد با تجربه به بودن و يا نبودن خدا رسيد.
وي در انتها وقتي پرسش كننده نظر وي را در اين خصوص جويا مي شود مي گويد: من تحقيق كردم و متوجه شدم خدا وجود ندارد. اما «اوشو» مي گويد: وقتي شما لذت مي بريد، اوج لذت شما خداي شماست. براي آنكه در وجود شماست نه خداي كشيشان. جالب آنكه وقتي «اوشو» موضوع كشيشان را مطرح مي كند مي گويد؛ خداي آنها ابزار پول درآوردن آنهاست. شما مي توانيد آنچه را كه از خدا مي خواهيد در مراقبه بيابيد. اوشو جمله اي در خصوص دعا مي گويد كه نشان مي دهد شناخت صحيحي نيز از خدا ندارد. او مي گويد: من نمي دانم چگونه ممكن است ما به موجودي اعتقاد داشته باشيم كه وقتي اينهمه انسان بر روي كره زمين صحبت مي كنند او قادر است بشنود.
ايرادي كه او به دعا كردن دارد اين است كه مي گويد : «شما با دعا كردن خودتان را ذليل مي كنيد .لازم نيست كسي به شما روزي بدهد، شما مي توانيد خودتان روزيتان را به دست بياوريد .» وقتي از وي مي پرسند چه كسي كائنات را آغاز كرده است، مي گويد : «لازم نيست كسي كائنات را آغاز كرده باشد.اصلاً كائنات آغاز و پاياني ندارد! او نمي تواند بپذيرد كه قدرت او امكان نظارت بر آن را ميسر ساخته است. براي همين وي منكر چنين خدايي است!
*و دليل اعطاي آزاديهاي بي حد و حصر را محدوديتهايي مي داند كه از سوي اديان داده شده است؟
**بله، «اوشو» معتقد است كساني كه اميال خود را سركوب مي كنند افسردگي به سراغشان مي آيد و كساني كه مذهبي اند در زندگي خود افسرده ترند. غافل از آنكه اسلام براي همه نيازهاي او به طور كامل برنامه ريزي كرده است. اين دين آدمي را در فردي ترين بخشهاي زندگي او نيز تنها نمي گذارد و از او حمايت مي كند. اين دين هيچ محدوديتي براي شاديهاي معقول ندارد، جز آنجا كه استفاده از شادي به ما و يا به ديگران آسيب برساند. بي گمان اين مساله به دليل نكات عقلاني در هر دين و جامعه اي نفي مي شود و هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه فرد از هرگونه ابزاري براي آسيب رساندن به خود و جامعه خويش استفاده كند. تمامي محدوديتهاي ديني ما در خصوص آزاديهاي افراطي براي آن است كه فرد و جامعه را از خطراتي كه متوجه اوست مصون نگاه دارد.
«اوشو» به تصور خود آزاديهايي را براي انسانها مجاز مي داند تا درپرتو آن به مراتب بالا دست يابند. وي دستورالعمل هايي چون نفي دروغ، غيبت و... را به معناي محدوديت تلقي مي كند و مي گويد: شما بايد خود را از اين محدوديتها نجات دهيد و در هيچ قيد و بندي نباشيد. در صورتي كه اگر او زنده بود مي توانستيم اين پرسش را با وي مطرح كنيم آيا چوپاني كه مي داند گوسفندي از ميان گله او قصد آزار رساندن به ساير گوسفندان دارد اجازه چنين رفتاري را به آن مي دهد؟ بنابر اين اگر آزادي مطلق در تمامي زمينه ها جايز بود ادامه زندگي در ميان جامعه امكان پذير بود؟ آيا تمامي قوانيني كه توسط انديشمندان و افراد آگاه وضع شده است را بايد دور انداخت و زندگي پر هرج و مرجي كه اوشو ترسيم مي كند را پذيرفت؟ آيا مي توان دو نفر را تصور كرد كه با يكديگر زندگي مي كنند و هيچ قانوني ميان آنها وجود ندارد؟ بي گمان همين دو نفر نيز پس از مدتي به هرج و مرج خواهند رسيد.
كمال واقعي از منظر اوشو آزادي از هرگونه قيد و بندها و محدوديتهاست .وقتي محدوديت ارزشهاي خانواده حذف شود كمال واقعي مورد نظر اوشو فراهم مي شود.او در كتاب «شهامت» خود مي گويد : نداي درونتان را ارج بنهيد - يعني هر آنچه هوس شماست - و از آن اطاعت كنيد، به خاطر داشته باشيد من تضمين نمي كنم كه آن ندا هميشه شما را به راه راست هدايت كند، چون بيشتر اوقات شما را به گمراهي مي برد.اين حق شماست كه آزادانه به گمراهي برويد ! اين بخشي از كرامت شماست ....درستي و نادرستي امور را به كنار بگذاريد ! *جواد صبوحي

  


گفتگوي کوتاه با حسن قشقاوي؛ سخنگوي وزارت خارجه:اين زيارت هميشه در ياد مي ماند



هميشه اولين ها هيجان خاصي دارد؛ اولين سفر، اولين ديدار، اولين حس، اولين کلام، اولين ... براي خيلي ها که مهمترين اتفاق





زندگي و کارشان رفتن به سفر زيارتي است، اولين جايي که انتخاب مي کنند، مشهد است.
هميشه اولين ها به يادها مي ماند

«هميشه اولين ها به يادها مي ماند» اين را حسن قشقاوي مي گويد؛ باورش سخت است کسي که پيشينه قوي در مجلس و وزارت امور خارجه دارد و در حال حاضر معاون کنسولي و امور مجلس و ايرانيان را عهده دار است، بدون ملاحظات هميشگي اين قدر راحت و آرام بايستد مقابل تريبون خبرنگاري که مي خواهد چند کلامي را از زبان او در رابطه با امام رضا (ع) و حرم بداند و بگويد بايد کاري کنيم اولين ها هميشه به بهترين ها تبديل شود.
اگر چه منوچهر متکي وزير امور خارجه، قشقاوي را که متولد 1336 شهرستان بابل است به عنوان چهره اي رسانه اي به نمايندگان رسانه اي خارجي معرفي کرده و او زماني که سکان سخنگويي را دست گرفت، اعلام کرد متکي بيراه نگفته است، اما باورش کمي




دور از ذهن است، مسؤولي با اين همه دغدغه و فشار کار و با همه محدوديتهاي زماني دعوتمان را براي گفتگو پذيرا باشد و بخواهد هر وقت گذرمان به حرم آقا افتاد، او را هم ياد کنيم.
سوغات اينجا، آرامش است

حرفهاي قشقاوي در رابطه با زيارت و تاثيري که مشهد مي تواند در معرفي ايران به جهان اسلام داشته باشد از همان داخل سالن همايش شروع شده بود و هيجان خاصي به همايش گردشگري که در بنياد پژوهش هاي آستان قدس رضوي برگزار مي شد داد و بعد هم تا بيرون از سالن و رفتن به زيارت ادامه پيدا کرد.
خوبي همايشهاي بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي نزديکي و چند قدمي آن به بارگاه رضوي است و اين حسنش را براي مسؤولان و ميهمانان مدعو چند برابر مي کند، وقتي زيارت را که از مهمترين اتفاق هاي سفرشان است مي توانند لا به لاي برنامه هاي سفرشان جا داده و بتوانند به اين بهانه هر قدر که مي توانند از اين فضا براي دلتنگي ها و دور ماندنشان سود ببرند.
در هيچ کجاي دنيا مثل اينجا نمي توان سوغات آرامش را به همراه برد و اين در حرف و کلام و گفتار نمي آيد. بايد بود، حس کرد و چشيد.

بارگاه رضوي براي تمام ايران بس است

قشقاوي به اين موضوع در همان اول کلام اشاره مي کند، با تعابيري نزديک به اين مضمون که؛ بارگاه رضوي براي تمام ايران بس است و ما مي توانيم به جاي اينکه تمام ايران را به جاهاي ديگر ببريم، کشورهاي ديگر را به ايران بياوريم.
قشقاوي مطمئن است اگر به گردشگري مذهبي و ديني توجه بيشتري شود و قوتش را همراه با تسريع به ثبت رساندن آثار ملي در سازمان يونسکو بيشتر کنند، اين حجم زائر در آينده از اقليتها خواهد بود و ما چند برابر حجم امروز زائر خواهيم داشت.
وي در همان حال عنوان مي کند خراساني هاي مقيم اروپا هم بسيار مشتاقند در اين زمينه سرمايه گذار و همراه باشند و توضيح مي دهد: 80 درصد ايراني هاي مقيم اروپا را خراساني ها و مشهدي ها تشکيل مي دهند.
قشقاوي براي تاثيرگذاري بيشتر زيارت هدف اصلي خلقت را يادآور مي شود و مي گويد: عبادت و بندگي هم مسير رسيدن به تعالي را جور مي کند و هم دستمايه رسيدن به برکات مادي مي شود و اگر بتوان اين بندگي را هميشگي داشت، دل نرم مي شود و دل نرم است که تنها آمادگي پذيرش زيارت را دارد، اصلي که همه براي تشرف به حرم و لذت بردن از فضاي آن نيازمندند.
خدمت در آستان قدس بايد همراه با شناساندن و معرفي معارف رضوي باشد، آن هم در زماني که جنگ نرم در جهان آغاز شده و تهديد کننده جدي به شمار مي آيد.
قشقاوي ظرافتهاي موجود در اين مجموعه را براي چندمين بار گوشزد کرده و عنوان مي کند: با تکيه بر همين ظرافتها و قوت دادن به گردشگري ديني مي توان بيشترين حجم مخاطب را داشت.

چه تسهيلاتي را در اين زمينه فراهم کرده ايد ؟

اين پرسش را در پايان مي پرسم که او پاسخ مي دهد: به رواديد رايگان فکر مي کنيم. تلاش وزارت امور خارجه در حوزه کنسولگري اين است که با اعطاي شناسنامه، گذرنامه و کارت ملي...بازگشت همه ايرانيان مقيم خارج را به سرزمين مادري فراهم کند و در همان حال تسهيلات خاصي را براي زائران پيش بيني کرده که رواديد رايگان يکي از آنهاست.
*معصومه فرماني کيا

  


بريده اي از خاطرات کفشدار حرم رضوي(ع)؛ تنوع فرهنگها



* جعفر عليزاده گلستاني
زمستان 1387: به کشورم ايران، با اين فرهنگ و تمدن قوي و ريشه دار افتخار مي کنم. وقتي مي بينم مردمي از گوشه و کنار کشور با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف در شکلها و لباس هاي گوناگون وارد حرم مي شوند لذت مي برم. همه آنها ايمان و عقيده اي واحد دارند و آن عشق و علاقه به پاره تن رسول خدا(ص) امام رضا(ع) است و همه آمده اند که حضرتش را زيارت کنند. يکي از نمودهاي اين تنوع فرهنگي و قومي الفاظ و کلماتي است که بکار مي برند.سالهاست براي کساني که مي خواهند کفش هايشان را با خود همراه داشته باشند، نايلون دسته دار توزيع مي شود. به اين وسيله اي که ما « نايلون » مي گوييم، برخي از مردم ايران مي گويند «پلاستيک»، تهراني ها و بعضي از مردم شمال مي گويند «نايلکس»، برخي از عرب ها و خوزستاني ها مي گويند «کيس»، بسياري از مردم شهرها و روستاهاي مرکزي ايران مي گويند « پاکت» و اين اواخر شنيدم گروهي مي گفتند: «کيسه».
آخرين لفظي که براي اين وسيله شنيدم، همين هفته گذشته بود که آقايي مازندراني وارد کفشداري شد و با لهجه شيرين شمالي گفت: ببخشيد! مُشما داري؟

  


اوشو ؛ راهبري كه عاقل نيست



«بسياري به شما مي آموزند كه ديگرخواه باشيد و خودتان را براي ايده احمقانه اي قرباني كنيد: مثل پرچم، تكه بريده اي از يك پارچه ! يا قرباني ملت شويد: چيزي كه هيچ چيز جز يك مزاح نيست، زيرا كه جهان و كره زمين برحسب ملتها تقسيم نشده است و اين ترفند سياستمداران و اصحاب قدرت است كه زمين را بر روي نقشه تقسيم بندي كرده اند. شما خود را قرباني خطوط روي نقشه مي كنيد !يا به خاطر فلان باور مقدس قرباني مي شويد. در واقع شما اقدام به خودكشي كرده ايد. آنها تو انسان را فريب داده اند و يك چيز دراين دستكاري در شما اساسي است: خودتان را دوست نداشته باشيد و از خود بيزار باشيد چون شما ارزشي نداريد!»
اينها بخشي از سخنان اوشو است كه بدون توجه به ارزشهاي نهادينه شده انساني روزي براي پيروان خود جاري كرده است و امروزه گروهي آن را تكرار مي كنند. او باني و مجري اصولي است كه فلسفه زندگي اجتماعي را به زير سؤال مي برد. اوشو مي كوشد با زير سؤال بردن بديهي ترين اصول اخلاقي خود را به سان رهبران بزرگ جنبشهاي فكري ارتقا دهد. رويكرد دين ستيزي اوشو چيز جديدي نيست، ولي آنچه مهم است او همانند بسياري از دين ستيزان ديگر به نوعي دستخوش نوعي تضاد دروني است. در دستگاه انديشه اوشو هيچ ديني مشروعيت انساني ندارد، به جز سه پيامبر. ولي او درواقع درلباس پيامبري ظاهر مي شود كه دستگاه ديني جديدي را پايه گذاري مي كند و همه امت خودش را براي نقد و شورش عليه اديان موجود فرا مي خواند! او اين بار نيز همانند همه اديان به تحولات دروني و معنوي توصيه مي كند و البته دين او پس از انتقاد از همه اديان، بي درنگ به تعبير خودش به افيون ديگري تبديل مي شود.
او اعتقاد دارد كه «انسان» تنها موجودي است كه هيچ فرمانروايي براي او فرمان صادر نكرده است، بنابر همين اعتقاد است كه پيوسته به شريعت حمله مي كند و از آن گريزان است. در نظر اوشو، انسان بايد از هر چيزي كه آزادي اش را محدود مي كند، فاصله بگيرد.حتي اگر آن چيز خدا و دستورات او باشد! چنانكه با صراحت ابراز مي دارد همه چيز را بايد فداي آزادي كرد. حتي زندگي را نيز مي توان فداي آزادي كرد. اوشو از مخالفان سرسخت عقل و منطق است. از نظر وي منطق هميشه مي تواند انسان را فريب دهد. زيرا يك نوع هماهنگي را القا مي كند و ذهن منطقي، ذهني بيهوده گو است.
اوشو به مخاطبان خود توصيه مي كند از استدلال و انديشه دست بردارند، زيرا در نظر او همه انديشه ها آلوده اند. او بيشتر شاعران را افرادي معمولي و كور مي داند كه گاهي قوه تخيل شان را به پرواز در مي آورند. درباره موسيقيدانان نيز قضاوت بهتري نداشته است، هر چند خود به شعر و موسيقي علاقه مند بود و خودش دوست داشت او را شاعر بدانند. در مسلك اوشويي مراجعه به متخصص بي فايده است و خود او معتقد است فقط بايد پاسخ داد، نه آنكه سؤال كرد ! اوشو مي گويد: كل مشكلات تنها در حضور يك استاد قابل حل است، استادي كه تمام زندگي اش بي قيد و بند شده است. در مكتب اوشو دانش مانع از شناخت است. يعني علم طبيعي انساني با شهود عرفاني آشكارا منافات دارد. معني اين سخن آن است كه رهپويان علم و فناوري و تمدن و پيشرفت هرگز نمي توانند به معرفت و شناخت يقيني در مورد حقيقت جهان هستي (خدا) دست يابند.
تفكر اوشو بر فردگرايي محض دلالت دارد. او همه را هيچ مي انگارد و معتقد است آنچه مهم است خود فرد است. وي مي گويد : «... وقتي كسي بخواهد خود را دوست داشته باشد ديگر چه كسي بايد پدر و مادر را دوست داشته باشد؟ وقتي شما كسي را بيرون از خودتان خواه پاپ، روحاني، والدين، زن، شوهر، بچه تان و كشورتان را عشق بورزيد، شما وابسته بدان خواهيد شد. شما خودتان در نگاه و نزد خود امري ثانويه مي شويد و به صورت يك گدا در مي آييد. شما مثل يك امپراتور به دنيا مي آييد، ولي پدر و مادر و همه اطرافيان شما مي خواهند شما او را دوست داشته باشيد و موضوع عشق شما شوند. هيچكس بخودش زحمت نمي دهد بفهمد انساني كه خودش را دوست نداشته باشد نمي تواند ديگري را دوست داشته باشد.
بدون ترديد اوشو به عنوان راهبري كه در پي آسايش ديگران نيست و همواره بر كنار گذاشتن عقل و منطق تاكيد مي كند، نمي تواند خود انسان عاقل و شايسته اي براي هدايت ديگران باشد.
*مصطفي رادمهر

  


نگاهي به جايگاه عقل و خرد در انديشه امام رضا(ع)؛ عقل، دوست دانايان



* مروت
امام رضا(ع)مي فرمايد: دوست هر مردي دانائي و خردش و دشمن او ناداني و جهل اوست.
عقل و خرد بزرگترين موهبت الهي در وجود آدمي است که فصل امتياز او از ديگر مخلوقات به شمار مي آيد. عقل حسابگري دروني است که با استفاده از دانش و آگاهي انسان به سنجش سود و زيان و خوب و بد اعمالش مي پردازد. از اين رو گرايشهاي عقلاني انسان، گرايشهايي سنجيده و متعالي اند که پيروي از آنها انسان را به بعد ملکوتي حياتش نزديک مي کنند.
اما پيروي از محاسبات عقلاني ،کار ساده اي نيست. زيرا هميشه در برابر جنبه عقلاني وجود انسان جنبه حيواني و غريزي او قد علم مي کند و سنجشها و محاسبات عقل را به بازيچه مي گيرد. اميال و هوسهاي نسنجيده و بي حساب و کتاب و حتي بي سود و ثمر را در برابر ديدگان عقل و درايت آدمي، قرار مي دهد و آنگاه استعدادها و قواي بدني و همه نيروي دروني او را به تسخير و تصرف آن اميال مي کشاند و چه دشمني بالاتر از جهل و بي خردي، که از همان ابتدايي که بر وجود انسان مسلط مي شود، چراغ عقل و آگاهي را از مسير زندگاني او برمي دارد و دست او را در دست اميال شيطاني و هوسهاي حيواني گذاشته، او را در بيابانهاي تاريک وبي پايان گمراهي رها مي کند.
نز خدا، خوفي و نه بيم زوال شرفي
نه چراغ خردي بر سر ره کرده به پاي
مختصر عقل عزيزش هم از نشأه عجب
رفته و جهل مرکب شده از سر تا پاي
بي وفا، خام طمع، مال ربا، تنگ نظر
ترشرو، زشت ادا، تلخ سخن، هرزه دراي
ازهمين روست که امام علي (ع)مي فرمايد: هرگاه خداوند بخواهد بنده اي را خوار کند، عقل و دانش را از او دور مي سازد. عقل و جهل بر اساس اهميت و نقش ايفاگري که در زندگي انسان دارند، در سخنان پيشوايان دين نيز مورد توجه و توضيح و تبيين واقع شده اند. از جمله در حديثي از امام صادق(ع) روايت شده است که: عقل و لشکر او و جهل و لشکر او را بشناسيد تاهدايت شويد.
در اين حديث در واقع امر به تفکر و انديشه و حتي شناسايي اجزاي متشکله عقل و جهل شده است و به عبارتي از اجزاي متشکله آنها تعبير به لشکر و يا سربازان شده است. چرا که قانون تسلط و غلبه اينچنين است که ابتدا اجزاي کوچک و سربازاني از دشمن پا به حريم رقيب مي گذارند اگر جاي پاي خود را محکم يافتند آنگاه به فکر تسخير ديگر قواي بدني و روحي و رواني او مي افتند و قدم به قدم در تصرف مملکت وجودش به پيش مي روند. از اينروست که بنا به فرموده امام صادق (ع) بايد بيدار بود و حتي اجزاي کوچک و سربازان عقل و جهل را شناخت و بر حضورشان نظارت دائم و کامل داشت. در ادامه حديث امام (عليه السلام) به شمارش اين لشکريان پرداخته و مي فرمايند. از جمله لشکريان عقل و جهل : ايمان و کفر، خير و شر، عدل و ظلم، شکر و کفران، توکل و حرص، رحمت و غضب، صبر و جزع، صدق و کذب مي باشد.
پس بايد هميشه بيدار باشيم و با شناسايي اين لشکريان به ديده باني مرزهاي اخلاقي و رفتاري خود بنشينيم. همين طور به موشکافي موضوعات، مسائل و حوادث جاري و روزمره زندگاني خود بپردازيم و رد پا و حضور سربازان عقل و جهل را بررسي کنيم تا برايمان روشن شود که عقل بر وجودمان سيطره افکنده است يا نه جهل وجودمان را به تاريکي خود کشيده است.
به معمار عقل و خرد تيشه ده
که تا خانه جهل ويران کنند
برانند خودبيني و جهل و عجب
که عيب تو را از تو پنهان کنند

  


کوچه هاي اجابت



* مهدي محمدزاده
شب هاي حرم
ديشب حرمت چه با صفا بود
عطرش به مَثل بوي خدابود
هرجا که قدم گذاشتم من
صحبت زصفا،صدق ووفابود
بين همه زائران عاشق
گم کرده رهي غرق دعا بود
درنيمه شب تنگ مناجات
ذکر لب او «رضارضا» بود...

  


مدرسه اسلامي تيرانا



مدرسه اسلامي تيرانا در آلباني از مهم ترين پايگاه هاي آموزشي كميته اسلامي آلباني است كه در ماه مارس سال 1924 ميلادي براساس تصميمات كنگره اسلامي آلباني به صورت رسمي افتتاح و دوران طلايي رشد و شكوفايي فعاليت هاي اسلامي آغاز شد. تيرانا در كنار شهرهايي چون اشكودرا، الباسان، بالش، برات، بورل و پچين از شهرهاي مختلف آلباني و از بزرگترين شهرهاي مسلمان نشين آلباني و پايتخت اين كشور محسوب مي شود. از نخستين روزهاي افتتاح اين مدرسه، تمامي كارگزاران آلباني تبار بوده و برنامه هاي درسي و شيوه اداره آن به شكل پيشرفته و امروزي و توسط شخصيتهاي مذهبي بومي پايه ريزي شده بود و تا سال 1945 هزينه هاي آن توسط كميته مسلمانان آلباني تأمين مي شد. نكته قابل تأمل اين است كه با وجود اختلاف مذاهب مدرسان و كارمندان اين مدرسه، برنامه هاي علمي مدرسه به صورت يكپارچه ارايه مي شود و گرايش هاي مختلف مذهبي در شيوه تدريس دانش آموزان تأثير خاصي ندارد.
پيروي از اعتقاداتي چون «انما المسلمون اخوه» از عوامل مهم يكپارچگي كارمندان اين مدرسه است. به دليل رشد فكري استادان و شاگردان مسلمان و مبلغان اين مدرسه، تعداد زيادي از فرزندان بزرگان شيعيان در كنار فرزندان بزرگان اهل تسنن دوستانه تحصيل مي كنند و هم زيستي مسالمت آميز مذاهب مختلف در اين مدرسه، الگوي مناسبي براي پيروان تمامي مذاهب محسوب مي شود. بيشتر دانش آموزان اين مدرسه، روستايي بوده و تأسيس مدرسه اسلامي تيرانا هديه اي بزرگ براي مسلمانان و در واقع به عنوان كانون رهبران اسلامي آلباني از معتبرترين مؤسسه هاي آموزشي آلباني به منظور تبليغ فرهنگ سالم مذهبي علمي است.
وضعيت آموزش اسلامي در آلباني پيش از تأسيس اين مدرسه براساس نظام آموزشي دوران عثماني، تنها به حفظ قرآن و ترويج مذاهب اختصاص داشت.

  


جنگ راحت تراست يا كسب مال حلال؟



باران بهاري بشدت مي باريد، چوپان بخت برگشته درتلاش بود تا گوسفندان را نجات دهد اما سيل امان نداد و او فقط جان خودش را برداشت و فرار كرد. شب كه به روستا برگشت، اما خجالت زده و نگران نبود، چون خوب مي دانست چرا مال اربابش را آب برده است و او درجواب عصبانيت ارباب به او گفت: اين سيلي كه گوسفندان تو را برد، همان آبهايي بودند كه قاطي شيرها مي كردي و به خلق خدا به جاي شير مي فروختي.ارباب طمع كارحرام خور، حرمت مال مردم نگاه نداشت و درقبال پول دريافتي آب به آنها فروخت و خداوند هم به ابر و باد و مه و خورشيد و فلك آنچه را بايد، دستورداد. مگرنه اينكه درقرآن مي خوانيم اي مردم (چه مومن و چه غيرمومن) ازآنچه درزمين حلال و طيب و طاهراست بخوريد و از سرنخهايي كه شيطان بدست شما مي دهد، پيروي نكنيد كه اودشمني آشكار است براي شما. (بقره/168)
اهميت مال ديگران : پيامبر(ص) مي فرمايند: حرمت و احترام مال مسلمان همانند حرمت خون اوست. (كنزالعمال/ح404) علماي اخلاق مي گويند: افعال نيك وبد ما اثر وضعي دارند، يعني ممكن است درظاهركارما به دادگاه و ... نيفتد و به اصطلاح عمري قصردربرويم اما نبايد ازاثروضعي اعمالمان غافل شويم، زيرا بعد ازسالها ناگهان مي بينيم، بلائي برسرمان مي آيد كه نتيجه همه اعمال گذشته ماست و همه خوشي ها را يكباره از بين مي برد.
رضايت درتصرف : از ام عبدا... نقل شده كه به هنگام افطار با قدح شيري برپيامبر وارد شد و قدح شير را به پيامبرتعارف كرد، پيامبر(ص) سؤال كردند اين شير از كجا آمده است؟ و تا زماني كه مشخص نشد او شير را از مال خويش تهيه نموده، حضرت از آن شير ننوشيدند. ( الدرالمنثورج 5ص 10)
جنگ راحت تراست يا كسب مال حلال :حتما داستان آن كاروان تجاري كه درزمان امام صادق(ع) به مصررفتند و دربرابرهردينارديناري سود كردند و برگشتند و به خيال خود شاهكار كرده بودند، شنيده ايد. مصادف كه براي امام به اين سفر رفته بود، با خوشحالي داستان را تعريف كرد، اما امام فقط كيسه اي را كه سرمايه بود برداشتند و فرمودند مصادف من ازاين سودهاي باد آورده نمي خواهم مصادف شمشير زدن درميدان جنگ راحت تراست از كسب مال حلال.

  


ايران اصلاً اينترنت ندارد!

كارشناس فناوري اطلاعات با بيان اينكه اتحاديه جهاني مخابرات حداقل دسترسي كاربران به اينترنت  256  كيلوبيت در ثانيه را به





عنوان شاخص ضريب نفوذ محاسبه مي كند گفت: از نظر اتحاديه جهاني مخابرات، ايران اينترنت ندارد و ضريب نفوذ اينترنت در ايران زير يك درصد است.
علي اكبر جلالي افزود: انتظار نمي رود كساني كه بايد مسؤول توسعه اينترنت در كشور باشند و از آن دفاع كنند خود عامل تأخير و ترمز در توسعه اين فناوري شوند. اين كارشناس فناوي اطلاعات اظهار داشت: كشور ما در بعضي شاخصها مانند اينترنت با پهناي باند زياد مسلماً جايگاه خوبي ندارد.
استاد دانشگاه علم و صنعت با تأكيد بر اينكه بايد استراتژي مشخصي را براي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در نظر بگيريم، افزود: پاك كردن صورت مسأله مشكلي را حل نخواهد كرد.

  


كاهش ظرفيت كنكور توسط دانشگاههاي تهران

ئيس سازمان سنجش آموزش كشور درباره كاهش ظرفيت دوره كارشناسي در دانشگاههاي كلانشهرها گفت: دانشگاههاي تهران و





كلانشهرها كه شامل  10  دانشگاه برتر كشور مي شود براي پذيرش در سال تحصيلي جديد به اين روش عمل مي كنند. محمدحسين سرورالدين در گفتگو با مهر افزود: ظرفيتهاي كنكور سراسري تاكنون به طور دقيق مشخص نشده است اما به طور قطع مي توان گفت كه ظرفيت كارشناسي در كشور به هيچ وجه كم نخواهد شد بلكه در كل افزايش نيز مي يابد. وي اظهار داشت: تنها تفاوت در ظرفيتها توزيع آنها بين دانشگاهها است. رئيس سازمان سنجش آموزش كشور گفت: از دانشگاههاي مادر كه خواسته شده كه ظرفيت كارشناسي را كاهش دهند. وي اظهار داشت: دانشگاههاي تهران و كلانشهرها كه شامل 10 دانشگاه برتر كشور ميشود براي پذيرش در سال تحصيلي جديد به اين روش عمل مي كنند.

  


خبرنگاران به سفرهاي استاني مي روند

معاون مطبوعاتي وزير ارشاد گفت: يكي از برنامه هاي ما در معاونت مطبوعاتي سفرهاي استاني براي خبرنگاران، سردبيران و مديران





مسؤول مطبوعات و خبرگزاريهاست تا دوستان رسانه اي ما اندكي فارغ  از مسايل روزمره اي كه در تهران دارند، با موقعيتهاي پديد آمده در نظام جمهوري اسلامي در سراسر كشور آشنا شده و با شناخت دقيق اجتماعي به تجزيه و تحليل مسايل كشور بپردازند.
به گزارش ايسنا، محمدعلي رامين ادامه داد: در اين مورد دوستاني ثبت نام كرده و ما اين برنامه ريزي را دنبال مي كنيم و به محض اينكه هوا معتدل تر شد اين سفرها را اجرايي خواهيم كرد. وي اظهار كرد: ما سفرهاي خارجي را هم تدارك ديديم. او گفت: نخستين سفر، سفر سوريه و لبنان است و عزيزان علاقه مند مي توانند اعلام آمادگي كنند كه اين ويژه مديران مسؤول، سردبيران و دبيران سرويس است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com