|
قسمت دوم و پاياني
*کورش شرفشاهي
*به نظر شما دولت بايد به چه جانبازاني کمک کند؟
**آن دسته از جانبازاني که شغل مناسب ندارند يا بعضي از آنها که در اثر موج انفجاراتي که برايشان پيش آمده، در مشکلات روحي

رواني بسر مي برند و بسياري موارد اين چنيني بايد کمک دريافت کنند. واقعاً دولت نه بر اساس درصد جانبازي، بلکه بر اساس شرايط زندگي بايد به جانبازان نگاه ويژه داشته باشد. مثلا بنده جانباز 70 درصد هستم، اما با توکل به پروردگار، نيازي به بنياد و کمکهاي آنچناني ندارم و مي توانم روي پاي خودم بايستم. ولي کشاورزي که پايش روي مين رفته يا دستش قطع شده و درصدش هم پايين است اين واقعاً نيازمند نيست ؟ سوال من اين است که اگر پاي يک پزشک قطع شود اشکالي در کارش به وجود نمي آيد زيرا تا ديروز روي صندلي ويزيت ميکرد و امروز روي صندلي چرخدار مي نشيند، اما کشاورزي که دست يا پايش را از دست داده ديگر هيچ کاري نمي تواند بکند. بنا بر اين نمي گويم همه جانبازان را حقوق بگير دولت کنيم، اما باز تأکيد دارم اگر عده اي دچار مشکلات روحي و رواني شده يا شغل آنها شغلي است که نبودن يک دست برايشان مساله ساز مي شود، با وجود درصد کم جانبازي، دولت بايد کمک مناسبي به آنها داشته باشد.
*به نظر شما بنياد شهيد بايد براي خدمات رساني به خانواده ايثارگران گسترش يابد و به وزارتخانه تبديل شود ؟
**اينکه بياييم بنياد شهيد و ايثارگران را تا حد يک وزارتخانه گسترش بدهيم، اشتباهي بزرگ است. اکنون تشکيلات بنياد شهيد و امور ايثارگران براي کشور کافي است، اما همان گونه که گفتم، واقعيتها را نبايد از ذهن دور کرد. ما در جامعه يک سري معلول داريم، افراد پيري داريم که امروز ناتوان شده اند و خانواده ايثارگر هستند. اين حق نيست که اينها را سمت کميته امداد هدايت کنيم و 30 تا 40 هزار تومان ماهيانه به آنان بدهيم، بلکه اينها هم بايد يک زندگي آبرومندانه داشته باشند. اما به جوان نبايد پول داد و نبايد سهام عدالت داد، بلکه بايد شغل داد و اين در مورد خانواده شهدا و جانبازان نيز صادق است.
*در مجموع چه کمکهايي را به چه افرادي مي پسنديد ؟
**نمي خواهم بگويم همه را وابسته به دولت کنيم، اما يک عده که در جنگ دچار صدمات روحي شده اند و عده اي که افزون بر مسايل روحي- رواني از بيماريهاي خاص تر همچون قطع نخاع رنج مي برند بايد شامل کمک دولت شوند، اما همان جانبازاني که 10 تا 15 درصد سالم بودند و مي توانستند کار کنند، در حال حاضر سنشان بالا رفته و ناتوان شده اند، بنا بر اين حق دارند که از پشتيباني دولت بهره مند شوند .
*اکنون امتيازهاي ويژه اي براي جانبازان قايل شده اند، مانند معافيت از خدمت که آخرين بحث اين بود که داماد خانواده هاي شهيد و ايثارگر هم از خدمت معاف شوند. به نظر شما تا چند نسل اين امتياز ها بايد به يک خانواده جانباز ويا شهيد داده شود ؟
**اينکه بگوييم چند نسل، اشتباه است چون هنوز بسياري از بچه هاي شهدا بيکار هستند و تا اينکه بخواهد امتيازها به نسل بعدي برسد خيلي مانده است. هر چند ايجاد شغل نه براي فرزند شهيد، بلکه براي تمام جامعه تکليف دولت و مسؤولان کشور است. اما اين درخواست زيادي نيست که بخواهيم براي يک فرزند شهيد ايجاد شغل کنيم، بلکه مشکل آنجاست که براي بقيه جوانها نتوانستيم شغل ايجاد کنيم .اما اينکه براي داماد ايثارگر بخواهند معافيت بگيرند هنوز نديده ام. اما پدر، مادر، همسر و فرزند شهيد و ايثارگر در اولويت دريافت برخي مزايا هستند وهنوز نسلي نيامده که بگويم اين امتيازها ادامه پيدا کند يا نکند .
*اين تبعيض است؟
**وقتي فرزند شهيد کار و شغل درست و حسابي ندارد طبيعي است که دولت نمي تواند براي نسل بعدي امکانات بدهد. البته يک

بار که به جمهوري آذربايجان رفته بودم نه براي جانبازان، بلکه براي مزاياي معلولان بحث شد و پرسيدم چرا اين جوري مزايا مي دهيد که مسوولان آذربايجاني گفتند اينجا هر کسي معلوليت داشته باشد امتياز دارد و اين قانون است که براي هيچ چيزي در نوبت نمي ايستند و جالب تر اينجاست هنگامي که آنها به ايران آمده بودند وقتي مي ديدند براي معلولان رعايت نوبت داريم تعجب کرده و مي گفتند چرا شما امتيازي براي اين محرومان قايل نيستيد. بنا بر اين نمي گويم به کساني که جانشان را براي امنيت و آرامش جامعه هزينه کرده و معلول شدند امتياز نامناسب بدهيم، زيرا اين کارها وظيفه دولت است که کمبودها را تأمين کند، اما از سوي ديگر نمي خواهيم نسلهايي که کاري نکردند بيايند و به امتياز گرفتن فکر کنند، زيرا اين نيز به نفع کشور نيست .
*برخي اين قبيل تفاوت قايل شدنها را بر نمي تابند و مشاهده مي شود گاهي فرد با اعلام اينکه خانواده شهيد يا خانواده جانبازم با موضعگيري منفي رو به رو مي شود، در اين مورد تحليل شما چيست ؟
**البته شايد از اين موردهاي خاص هم وجود داشته باشد، اما در مجموع من ملت ايران را به اين شکل نمي بينم که اگر کسي جانش را براي جامعه داده اين قبيل منفي نگري ها عليه او وجود داشته باشد .
*به نظر شما چرا اين اتفاق در سطح جامعه رخ داده هر چند تعدادش اندک باشد؟
**البته اين يک کار فرهنگي است و به فرهنگ سازي نياز دارد. اگر به خاطر داشته باشيد در 31 سال پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قانوني وضع شد که زنان حجاب بگذارند و آن کار به سرعت انجام شد، در حالي که تا قبل از آن بي حجابي امري عادي بود، اما امروزه مشاهده مي کنيم حجاب گريزي باب شده و مي خواهند براي جلوگيري از بد حجابي، اين امر را به نيروي انتظامي بسپارند و بازهم ملاحظه مي کنيد کارشناسان تاکيد دارند زور جواب نمي دهد و بايد کار فرهنگي کرد. درد امروز ما هم همين است .
*البته مخالفت در خصوص امتيازاتي که به خانواده شهدا و جانبازان تعلق مي گيرد زياد نيست، اما اين نگراني وجود دارد که مانند همان مساله بدحجابي در آينده به يک روند در يک قشر خاص جامعه تبديل شود .
**شما هر چقدر هم کار فرهنگي انجام بدهيد تا وقتي که طرف شغل پيدا نکند و در مقابل فرزند شهيد وجانباز با داشتن اين امتياز کار داشته باشد و در اولويت قرار بگيرد، به اين فرد بيکار و تمام اعضاي خانواده اش فشار وارد مي شود وممکن است مقداري بد بيني ايجاد کند. در اين شرايط تصور کنيد از صبح تا شب کار فرهنگي کنيم ولي نياز هاي مردم تامين نشود و نه تنها نيازهاي اصلي، بلکه نيازهاي اوليه مردم نيز تأمين نشود مطمئن باشيد اين بد بيني ها به وجود مي آيد. امروزه با کمال تاسف در ارتباط با نياز هاي شغلي نتوانسته ايم جوابگوي خيل عظيم بيکاران باشيم و نيازهاي بازار کار را تأمين نکرده ايم. البته فقط شغل نبوده بلکه خيلي از مسايل بوده که نيازهاي اوليه مردم را تأمين نکرده ايم و از سوي ديگر در سخنراني هاي مسؤولان براي طرف انتظارات بالايي ايجاد کرده ايم. شما ببينيد فرق ما با چيني ها در چيست؟ آنها هميشه در حال توسعه هستند، بدون آنکه مسؤولانشان انتظارهاي بي مورد را افزايش داده باشند. ولي در ايران، يا به سوي توسعه نرفته ايم يا اگر هم رفته ايم انتظاراتمان چندين برابر بالا رفته است.
*در حال حاضر شما جانبازاني را مي شناسيد که در زندگي معضلاتي داشته و به مجلس و نمايندگان مراجعه کنند؟
**در مورد جانبازان بايد بگويم يک عده از بچه هاي باهوش اين جامعه بودند و شکر خدا از نظر علمي خودشان را بالا کشيدند، من جانبازان زيادي را مي شناسم که در رشته پزشکي فوق تخصص دارند و در حال کمک به جامعه هستند وکمترين باري هم بر دوش دولت نمي گذارند، بلکه باري از دوش جامعه و دولت نيز برداشته اند که عده کثيرشان به اين صورت است ولي يک عده هم که از نظر علمي نتوانستند خودشان را بالا بکشند واقعا در مانده اند و مشاهده مي شود درصدهاي بالايي از جانبازي را هم ندارند و دولت موظف است به آنها کمک کند، زيرا ما موظفيم به معلولان جامعه کمک کنيم .
*در مورد جانبازان شيميايي که رزمنده نبودند و مانند ساکنان سردشت در اثر بمباران شيميايي مصدوم شدند چه نظري داريد؟ آنها هم با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم مي کنند.
**ببينيد دولت محدوديتهاي زيادي از نظر مالي دارد و از سوي ديگر آنها هم انسان هستند و مظلوم واقع شده اند و اين مصدوميت شيميايي شان در مورد دفاع مقدس بوده که چنين دچار مشکل شده اند. در اين دو سال هم که بنده در مجلس شوراي اسلامي در فراکسيون ايثارگران بوده ام سعي شده به مشکلات آنها رسيدگي شود.
* و اما کلام آخر از زبان يک جانباز قطع نخاع که روي صندلي چرخدار پزشک شد و به نمايندگي مجلس رسيد؟
** به جانبازان عزيز اين را مي گويم که درگذشته براي دفاع از يار و ديار و کمک به کشورشان به جبهه آمدند، آنها براي گرفتن چيزي نيامده بودند، بلکه براي کمک به جامعه خودشان را آماده کرده بودند که شکر خدا اين گونه هم شد. واما وظيفه دولت، درست کردن زندگي آبرومندانه براي کساني است که براي اين کشور تلاش کردند و از جانشان مايه گذاشتند. اگر به تاريخ 200 سال گذشته کشور بنگريم در هر جنگ، قسمتي از ايران به تاراج رفته است، ولي رشادت وعقلانيت رزمندگان بود که اين مصيبت در نظام اسلامي پيش نيامد. من مطمئن هستم مردم از امتيازهايي که براي فداکاري اين بچه ها به علت جانبازي، به علت شهادت، به علت از دست دادن سلامتي و به علتهاي ديگر داده شده نه تنها ناراحت نيستند، قدردان ايثارگران هم هستند. |