|
*آي سان نوروزي
با آنکه گرايش و استقبال از ورزشهاي سنتي ايراني امروزه به نسبت سالهاي گذشته در شهرهاي بزرگ کمتر شده است، اما باز هم مي توان ليگ کشتي، ورزشهاي باستاني و مسابقات کشوري و مسابقات سنتي ديگر را در ادامه حيات ورزشهاي ايراني مورد اشاره قرار داد. به گونه اي که همچنان کشتي جزو سه ورزش محبوب و پرطرفدار ايران است که علاقه مندان بسيار زيادي دارد و مسابقات آن در سطح ملي و بين المللي با شور و حال زيادي دنبال مي شوند.اما هيچ کس نمي تواند منکر اين باشد که ليگ کشتي و شکل و فرم برگزاري آن امروزه تفاوت بسيار زيادي با کشتي سالهاي دور ايران داشته است. تزريق پول و حرفه اي شدن، رقابت باشگاهي و چندين و چند دليل مهم ديگر وجود دارد که جنبه هاي پهلواني و فرهنگي ورزش کشتي را تحت تأثير مستقيم قرار داده اند و احتمالاً برخي ورزشکاران را نيز به خروج از جنبه هاي اخلاقي و فرهنگي اين ورزش ملي تشويق کرده اند.با وجود اين ورزش کشتي همچنان يکي از سنتي ترين و پرطرفدارترين ورزشهايي است که ارتباط هاي ريشه دار و سنتي اش با گذشته ايران را حفظ کرده و مي تواند در کنار ورزشهاي باستاني و زورخانه اي به عنوان ورزش ملي مورد توجه قرار بگيرد.افزون بر مسابقات ليگ کشتي که با معيارهاي جهاني انطباق پيدا کرده و شکل و حالت اصيل خود را در ميان شيوه و قواعد و قوانين جديد دچار تغيير ديده، در بخشي از مناطق ايران انواع ديگري از مسابقات کشتي برگزار مي شوند که بسيار نزديکتر به ريشه ها هستند. مسابقات کشتي چوخه افزون بر برگزاري به صورت رسمي و ملي در برخي استانها مثل خراسان و کردستان به صورت محلي و در کنار انواع ورزشهاي سنتي برگزار مي شوند و در مناطق مختلف کشور محبوبيت زيادي هم دارند.در واقع رشد صنعتي و پيشرفتهاي روز باعث شده که ورزشهايي از اين دست بيشتر در مناطق و شهرهاي کوچک به صورتي بسيار محدودتر نسبت به سالهاي دور برگزار شوند.البته ورزشهاي خاص ديگري هم هستند که به صورت محدودتر در خراسان شمالي، آذربايجان، کردستان، مازندران و برخي ديگر از مناطق کشور به صورت غيررسمي و در ميان اقوام مختلف ايراني رواج دارند و هنوز اصالت و ارزشهايشان را حفظ کرده اند.
اگرچه تعداد آنها در مقايسه با علاقه مندان ساير ورزشها زياد نيست، اما هنوز هم خيلي از جوانان جذب ورزشهاي ايراني مي شوند.اما مسأله مهم تر اين است که چه ميزان حمايت و پشتيباني براي حضور و مهم تر از آن حفظ حضور جوانان در ورزشهاي ايراني انجام مي گيرد. شايد ايجاد انگيزه و نشاط و تأکيد بر اهميت فرهنگ ورزشي براي حضور ماندگار جوانان حتي بسيار مهم تر از تعداد آنها در فعاليتهاي ورزشي و فرهنگي باشد.دکتر محسن نصيرايي سالهاي سال در ورزشهاي پهلواني و زورخانه اي حضور داشته و در رشته هنرهاي فردي صاحب 3 مدال قهرماني کشور و چندين مدال استاني و منطقه اي است. وي بي مهري مسؤولان ورزشي در مورد ورزش هاي سنتي را مهم ترين دليل بي انگيزه شدن ورزشکاران و قهرمانان اين رشته مي داند و معتقد است عدم حمايتهاي مسؤولان و وجود اختلافهاي زياد بين کميته فراملي شدن ورزش باستاني و فدراسيون ورزشهاي پهلواني و زورخانه اي مهم ترين دليلي است که باعث بي انگيزگي خودش و بسياري از ورزشکاران اين رشته شده است. نصيرايي که چند سالي است ورزش باستاني را ترک کرده و به صورت فردي ورزش مي کند در اين باره مي گويد: زماني که کارم را در رشته ورزش باستاني شروع کردم انگيزه هاي بسيار زيادي در اين رشته داشتم، اما پس از چندين بار قهرماني و عضويت در باشگاه، آن قدر بي مهري و بدقولي ديدم و آن قدر شاهد اختلاف نظرها و مناسبات غيرفرهنگي بودم که تصميم گرفتم، وجهه حرفه اي و مادي قضيه را به طور کامل رها کنم و به صورت فردي با جسم و روح خودم با اين ورزش درگير باشم.وي مي گويد: پيش از قهرماني ها در کشور تمام مسؤولان استان قولهاي کوچک و بزرگ مي دادند و با وعده و وعيد بدرقه ام کردند، اما پس از قهرماني حتي کوچکترين ارزشي براي من و ورزشم قائل نشدند و اين مسأله خيلي دل آزرده ام کرد. واقعيت ديگر اين است که ورزشکاران رشته هاي سنتي و باستاني در شرايط اجتماعي امروز به سختي مي توانند همه کارهايشان را روي ورزش و رشته ورزشي شان متمرکز کنند و متأسفانه همه اينها در حالي است که ورزشهايي مثل فوتبال با همه حاشيه ها و مشکلات فرهنگي و اخلاقي که در جامعه ايجاد کرده اند به راحتي زندگي نسلهاي بعدي ورزشکارانشان را هم تأمين مي کنند.وي از مسؤولان ورزشي کشور به خاطر بها ندادن به ورزشهاي باستاني گلايه مي کند و مي افزايد: شايد اگر مسؤولان ورزشي طي اين سالها حتي يک دهم فوتبال و واليبال و... به ورزشهاي باستاني اهميت مي دادند و رشته و زندگي ورزشکاران باستاني تنها اندکي برايشان اهميت داشت امروز علاقه مندي و محبوبيت اين ورزش زنده و فرهنگي تا اين اندازه به فراموشي نزديک نمي شد. |