تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
گزارش
سوسه
آی تی
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-07-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 7مرداد ماه 1389


« ويکي ليکس » و رسوايي جديد کاخ سفيد



* غلامرضا قلندريان

افشا گري وبگاهي موسوم به «ويکي ليکس» که بيش از 90 هزار اسناد نظامي آمريکا در مورد مسائل محرمانه جنگ در افغانستان را در اختيار روزنامه هاي نيويورک تايمز، گاردين و مجله آلماني اشپيگل قرار داده است، بزرگترين درز اسرار در تاريخ ارتش آمريکا به شمار مي رود. انتشار اين اسناد که به کشته شدن هزاران غيرنظامي افغان از سوي سربازان تحت فرماندهي ناتو در افغانستان و کمک سازمان اطلاعات پاکستان به جنگجويان طالبان اشاره دارد، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي جهان داشته است.
اين اطلاعات نظامي مربوط به سالهاي 2004 تا 2009 ميلادي است که وضعيت تأسف بار نيروهاي آمريکايي در جنگ افغانستان را به متحدان غربي اش آشکار مي سازد.
درز اين اخبار مهم و طبقه بندي شده که افشاي آن مقامهاي کاخ سفيد را در مقابل سؤالها و ابهامهاي عديده از سوي مردم آمريکا قرار داده است، ناتواني دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي ايالات متحده را در جلوگيري از وقوع اين رخداد مهم نمايان مي سازد.
انعکاس اخبار مطرح شده، بيانگر فريب جامعه جهاني توسط دولتمردان آمريکاست که با تمسک دروغين به برخي مفاد منشور ملل متحد مانند دفاع مشروع، حمله به افغانستان را براي مبارزه با تروريسم طالبان، القاعده و خشکاندن ريشه خشونتها در افغانستان و جهان عنوان نمودند.
انتشار اسناد محرمانه ياد شده، موجي از نفرت را در ميان افکار عمومي مردم افغانستان و کشورهاي منطقه و اذهان عمومي جهانيان نسبت به واشنگتن و همپيمانانش در عرصه مناسبات بين المللي ايجاد نمود و باراک اوباما، رئيس جمهور آمريکا را بر سر جنگ مأيوس کننده در افغانستان در معرض فشارهاي بيشتري قرار داد. اين موضوع مي تواند موارد مشابهي نيز در عراق داشته باشد که گذشت زمان مي تواند در مورد آن قضاوت نمايد، همان گونه که پيشتر سوژه زندان ابوغريب پرده از جنايتهاي ضد انساني واشنگتن در عراق برداشت.
انتشار اسنادي مبني بر کشتار غيرنظاميان افغان در عملياتهايي که وقوع آن ثبت نشده، حمايت پاکستان از ناآراميهاي افغانستان و همچنين بمباران مناطقي در پاکستان و افغانستان با استفاده از بمبهاي حجيم، باعث شده تا دور جديدي از تنشها ميان آمريکا با پاکستان و افغانستان آغاز شود.
از سوي ديگر، اذعان به اين نکته حايز اهميت است که گناه به وجود آمدن چنين افتضاحي در افغانستان بر دوش آن بخش از جامعه بين المللي است که به رهبري آمريکا منابع انساني، سياسي و نظامي خود را در اين کشور هزينه کردند. بيش از چهل کشور دنيا با مبنا قرار دادن علايق خود مي خواستند صلح و پيشرفت را به افغانستان بياورند.
واکنش مقامهاي آمريکايي به اين رخداد خواندني است. رئيس جمهور اين کشور با کم اهميت جلوه دادن اين اخبار، تلاش مي کند تا سرپوشي بر اين رسوايي بگذارد و از فشار رواني ناشي از اين افشاگريها بکاهد. برخي اين موضوع را بي ارتباط به انتخابات آتي اين کشور نمي دانند و به گونه اي پيوندي بين اين حادثه با رقابت انتخاباتي مطرح مي کنند که موضعگيري برخي جمهوريخواهان همسو با رئيس جمهور حداقل در کوتاه مدت اين نکته را منتفي مي نمايد، به گونه اي که برخي جمهوريخواهان همچون آقاي مک کين با اظهاراتي مدعي شدند که برخي با اين جنجالها مي خواهند از پيروزي آمريکا و متحدانش در افغانستان جلوگيري کنند.
بر اساس نظر کارشناسان سياسي و نظامي آمريکايي، سير حوادث و اقدامهاي 9 ساله اردوگاه نظامي غرب تاکنون بيانگر شکست و سرمايه بي نتيجه واشنگتن و همپيمانانش در افغانستان بوده است، به نحوي که طالبان گروه هدف نه تنها با تلاشهاي 9 ساله نيروهاي خارجي از بين نرفتند، بلکه بر گستره قابل توجهي از افغانستان نيز مسلط شده اند که برخي اخبار رقم 55 درصد را تأييد مي کند.
ظاهراً اين اسناد نشان دهنده ارتکاب جرايم جنگي است؛ حملات گسترده به غيرنظاميان و شکنجه افراد بيگناه در زندانهاي مخوف بگرام که با رسانه اي شدن، اذهان را به شکنجه هاي گوانتانامو معطوف نمود. اگر چه تصميم در اين زمينه بر عهده دادگاه است، ولي در مقايسه با حوادث مشابه در تاريخ جنگها، اشکال تجاوزگري نيروهاي تحت فرماندهي ناتو در اين کشور را مي توان جرايم جنگي اطلاق نمود.
اين گزارش يک ضربه براي استراتژي جديد آمريکا در افغانستان بود. تلاش باراک اوباما براي افزايش نيرو و متقاعد نمودن همراهان غربي خويش با ناکامي از سوي آنها مواجه گرديد و اين افزايش کمي نيرو نيز نتوانست مطالبات سياسي دولتمردان آمريکايي را در اين کشور عملي نمايد به نحوي که مهمترين دليل اظهارات ژنرال مک کريستال در حوزه مأموريت با واکنشهاي تند مقامهاي کاخ سفيد مواجه و به جايگزيني ديويد پترائوس منجر گرديد و وي نيز در اولين اظهاراتش تابستان خونيني را در افغانستان پيش بيني نمود.
در پي فاش شدن اين مطلب، هم اکنون دو موضوع بسيار مهم شکل گرفته است. نخست، تلاش پنتاگون براي مقابله با اين نشت اطلاعات، به گونه اي که تمامي تلاشها را معطوف به اين موضوع نموده اند که نخست از تبعات منفي آن جلوگيري کنند. دوم، همکاري ويژه ميان روزنامه نيويورک تايمز آمريکا، گاردين انگليس و مجله اشپيگل آلمان براي غربال کردن اين گنجينه اطلاعات و انتشار جهاني اين اسناد محرمانه که حکايت از اقدامهاي قدرتهاي بزرگ در جنگ دارد.
بعيد به نظر مي رسد، افکار عمومي که اکنون با مدارکي روبه رو شده است که نشان مي دهد جنگ در افغانستان در حال شکست است بين دو دولت کنوني و پيشين آمريکا تمايز قايل شود. به عبارت ديگر، مي توان ادعا کرد مشکلات بوش در حمله به افغانستان اکنون تعهدها و پاسخگويي اوباما را افزايش داده و نارضايتي روبه تزايدي را در افکار عمومي داخلي آمريکا سبب گرديده است.
واکنش ضعيف، سرد و بي روح سازمان ملل نيز جاي تأمل دارد که صرفاً به افزايش شکايت مردم افغانستان اکتفا مي نمايد، در حالي که مي تواند با اتخاذ ساز و کارهاي حقوقي، موضوع را فعال تر و با صراحت بيشتر پيگيري نمايد.
بنابراين، انتشار اين اسناد، بر صحت ادعاهايي که توسط برخي رسانه ها در مورد جنايتهاي نيروهاي آمريکايي در افغانستان منتشر مي شد مهر تأييد زد و افزون بر آن ابعاد گسترده اي از جنايتهاي ضد بشري و رفتارهاي غيرانساني سردمداران جامعه متمدن(؟! ) و جهان اول را در معرض قضاوت افکار عمومي قرار داد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com