تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
گزارش
سوسه
آی تی
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-07-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 7مرداد ماه 1389


مدير مرکز مطالعات مهدويت : روزي دنيا به آسمان نگاه مي کند



* جواد صبوحي
اشاره:
جامعه مهدوي جامعه اي است که تمامي شؤون آن بر مبناي قرآن و در خط اهداف قرآني باشد، جامعه اي که سياست، حاکميت،





اقتصاد و معيشت مردم آن، سلامت بازارها و معاملات آن، بر عدم تبعيض و تفاوتهاي ناروا در زندگي مردمان آن، قضاوت و تواضع و ادب قاضيان، زهد عالمان و سلامت زندگي واعظان، عدالت و تعهد و پارسايي امامان جمعه و جماعت آن و خلاصه بر مبناي حفظ کرامت و ارزش انساني بنا شده است. شاخصه هاي چنين جامعه اي را محور گفتگوي خود با حجة الاسلام کلباسي مدير مرکز مطالعات مهدويت قرار داده ايم که از نظر مي گذرانيد:
* جامعه مهدوي چه شاخصه هايي دارد. به چگونه جامعه اي مي توانيم عنوان جامعه مهدوي اطلاق کنيم؟
** اين جامعه در حقيقت همان جامعه قرآني و نبوي و علوي است اما به آن دليل جامعه مهدوي و شاخص است که اهداف مورد نظر در آن جامعه تحقق و عينيت يافته است. تفاوتي که مي توان بين جامعه مهدوي و جامعه اسلامي، علوي و مهدوي گذاشت اين است که در جامعه مهدوي اهداف تمامي انبياء و اولياي الهي محقق شده و آنچه در ادوار و اعصار گذشته به نتيجه نرسيده است بايد تحقق يابد. مشخصه چنين جامعه اي عدالت همه جانبه نه تنها در بخش اقتصاد، بلکه در مقولاتي همچون عدالت فکري، سياسي، اجتماعي و...است.





* چگونه مي توان اين مسأله را که چنين جامعه اي مي تواند نيازهاي جامعه مدرن امروز را برآورده کند تبيين نمود؟
** تحقق نيازهاي بشر به مدرن و يا سنتي بودن جامعه ارتباطي ندارد. بشر يک حقيقت است و نيازهاي او بر اساس تغيير در شکل زندگي او تغيير مي کند. اساس جامعه مهدوي بر اين مساله است آرمانهايي که به اساس انسانيت و رابطه انسان با هستي مرتبط است برآورده شود. اين مساله خواه در جامعه امروز و يا فردا که ابزارهاي متنوع تر و پيچيده تري را مي طلبد قابل تحقق است و اين گونه نيست که موجوديت انسان با تغيير ابزارها، محيط زندگي و يا رشد صنعت به موجودي ديگر تغيير يابد. نيازهاي انسان و فطرت او همان نيازها و فطرتهاست .جامعه مهدوي مي تواند به اين نيازها و کمالي که مورد نظر اوست پاسخ دهد .
* دامنه اصلاح و تغيير در چنين جامعه اي تدريجي است و يا آني صورت مي گيرد؟
** تدريج در ذات عالم ناسوت و طبيعت نهاده شده است و جريان امور جرياني تدريجي است و طبعاً انسان بايد به رشد مناسبي نايل شود تا بتواند آن جامعه را تحمل کرده و آن را شکل دهد. بنابر اين همان گونه که در خصوص اصحاب امام زمان ( عج ) مسأله تمهيد ظهور مطرح مي شود اين مسأله نيز مربوط به اسباب و بسترهايي است که لازم است به لحاظ فکري و اجتماعي و مديريتي تحقق يابد و تا زماني که اين بسترها مهيا نشود اين مهم نيز شکل نخواهد گرفت.
کافي است تحولات يک قرن گذشته را با امروز مقايسه کنيد، در آن زمان صحبتي از جهاني سازي، جهاني شدن، اقتصاد و سياست جهاني در ميان نبود و مي توان گفت اين مقولات مفاهيمي تصوري بود، ولي امروزه مفاهيمي تصويري محسوب مي شود. مفاهيمي که رخ داده و هم اکنون نيز وجود دارد رو به کمال است؛ همان گونه که انسان و گرايشهاي متفاوت وي نيز هر روز رو به کمال است.انسان پس از هر عصري و فراغت از جاذبه هايي که براي مدتي چشمان او را خيره مي کند به خود مي آيد، خود را بيش از گذشته مي شناسد و دوباره در پي نيازهاي اساسي خود است و تحقق اين مقدمات زمينه ظهور را فراهم خواهد ساخت.
* مفهوم فساد و دربرگيري آن در هر جامعه مقوله اي نسبي و ممکن است در هر جامعه نيز متفاوت باشد. ملاک براي ظهور امام عصر ( عج ) گسترش فساد در چگونه جامعه اي است؟
** جامعه اي که بايد آماده و پذيراي ظهور باشد جامعه جهاني و نه مربوط به يک منطقه جغرافيايي است.البته ممکن است مردم منطقه اي نقش مهم و خاصي را در ظهور ايشان به دليل شرايط ويژه خود ايفا کنند، اما آنچه زمينه ظهور ايشان را فراهم خواهد کرد شرايط جامعه جهاني براي تحقق آن است. در حال حاضر تا حدودي جامعه مسيحي منتظر منجي است و مساله انتظار و بازگشت مجدد مسيح از آسمان از جمله مفاهيمي است که روي آن تبليغ مي شود، اما هنوز تا زماني که در سطح جهاني به آسمان نگاه شود فاصله زيادي داريم. برخي تصور مي کنند بايد فساد را گسترش داد تا زمينه ظهور امام عصر ( عج ) محقق شود، حال آنکه فساد نيازي به توسعه دادن ندارد و خود توسعه يافته است.
* در چنين جامعه اي نظام مديريتي از مباحث مهم است. اين نظام چگونه اداره مي شود و چه ويژگي هايي دارد؟
** سخن از مديريت به مفهوم علمي آن و اينکه اين مديريت متمرکز و يا غير متمرکز است و اينکه مراتب آن چيست و... در حد حدس و گمان است و اهميت چنداني ندارد؛ اما آنچه اهميت دارد اين است که اين نظام ولايت محور است يعني در اينکه زمام امور در دست خليفه و جانشين خدا در روي زمين و در اختيار فردي معصوم است و گروهي نيز حلقه اوليه اداره جهان را بر عهده دارند ترديدي نيست.اين حلقه نخست که 313 نفر مي باشند تحت نظر بقية ا... الاعظم ( عج ) اداره جهان را عهده دارند. البته وراي اين حلقه مجموعه هاي بزرگتري با جمعيت هاي بيشتري وجود دارند که در سطح جهان مديريت جهاني را عهده دار خواهند بود.مهم آن است که اين مديريت بر پايه ايمان، اعتقاد و تقوا و دوري از هرگونه انحراف است .
البته ضرورت وجود مقولاتي چون سرعت ارتباطات نيز دور از ذهن نيست، مديريتي که بايد چنين جهاني را اداره کند بايد ارتباطاتي سريع داشته باشند. چنانکه در روايات آمده است اصحاب آن زمان وقتي مي خواهند با يکديگر صحبت کنند به کف دستان خود نگاه مي کنند و با يکديگر سخن مي گويند. امروزه نمونه اين پيشرفت را مي توان در فناوريهاي تلفنهاي همراه مشاهده کرد و بي گمان با توسعه فناوري ها مي توان تحقق چنين مفاهيمي را نيز شاهد بود.
* يکي از آسيبهايي که جامعه امروز ما را تهديد مي کند ابتلاي بخشي از جامعه به خرافه گرايي است.مرز بين واقعيت و خرافه در جامعه کجاست وچگونه مي توان مرز ظريف اين دو را در اين خصوص از يکديگر متمايز کرد؟
** در مسايل ديني اگر علم، دانايي و اصول و مباني آن به کناري گذاشته شود و جامعه به سراغ افرادي که فاقد تخصص لازم در اين امور هستند برود طبيعي است که ما را به «سراب» خواهند برد. مهدويت و بسياري از مضامين ديني ما ريشه در قرآن و روايات دارد.با وجود سيره معصومين ( ع ) و علماي دين پناه بردن به غير متخصصان راه به بيراهه رفتن است. طبعاً جامعه اي که در پي علم و مباني علمي مفاهيم نباشد اسير خرافات، توهمات و دکان داري شيادان مي شود.
چندي پيش در پاسخ به خبرنگاري که پرسيده بود آيا کسي مي تواند ادعا کند من به امور غيبي تصميم مي گيرم، گفتم شما نمي توانيد حتي يک عالم و مجتهد را در طول تاريخ پيدا کنيد که چنين ادعايي را مطرح کرده باشد. علماي بزرگ ما بر مباني مشخص علمي قابل دفاع تصميمات خود را اتخاذ مي کرده اند. مفهوم «درس خارج» نيز آن است که مجتهد مباني خود را مطرح مي کند و به نقد مي گذارد، نه آنکه ادعا کند موضوعي به وي الهام شده است.
*براي پيوند سازنده روحانيون و عالمان دين با نسل جوان در خصوص مساله مهدويت چه بايد کرد و آيا حوزه هاي ديني ما توانسته اند زمينه هاي لازم براي چنين ارتباطي را فراهم کنند؟
** اگر نگاهي کلي به جريان حوزه داشته باشيم بايد بگوييم از زمان شيخ طوسي و شيخ مفيد تا زمان حاضر بزرگان بسياري ميراث فکري و علمي و فرهنگي مهدويت را شناختند و شناساندند و آثار گرانباري را از خود به يادگار گذاشتند؛ علمايي چون مرحوم شيخ طوسي در کتاب «الغيبه»، مرحوم صدوق در «کمال الدين» و....در اين زمينه تلاشهاي بسياري داشته اند. حوزه هاي ديني ما در حد ظرفيت خود تلاشهايي داشته و اين ميراث را با آثار مکتوب حفظ کرده اند .اما اينکه آيا اين وظيفه در خصوص مهدويت به نحو کامل انجام شده است بايد گفت اين گونه نيست. لازم است تا زعماي حوزه براي رفع خلا هاي موجود چاره اي بينديشند زيرا مهدويت موضوعي است که ده ها موضوع مهم علمي را در خود جاي داده است و طبعا حوزه ها بايد پاسخگوي فکري جوانان و جهان معاصر در خصوص آن باشند.
در شرايطي که تنها حدود ده هزار فيلم کوتاه و بلند در غرب در خصوص آخرالزمان ساخته شده است حوزه هاي ديني بايد تلاش بيشتري را براي تبيين صحيح و علمي اين موضوع انجام دهند.

  


سيماي زندگي در آخرالزمان



جز ذات ابدي و ازلي حي سرمدي، هر آغاز ديگري را پاياني است. يعني شروع و خلقتي دارد و هدف و غايتي را در خود مي پروراند و سرانجام در مدت و اجلي مشخص به افول مي گرايد. زمان هم از اين قاعده کلي مستثنا نيست، بلکه خلقتي و غايتي و مدت و





مهلتي دارد.آخرين محدوده از زمان و مهلت انسان در کره خاکي را آخرالزمان مي نامند که خود شامل دو دوره مي باشد. دوره اول آن در واقع واپسين روزهاي پيش از ظهور را شامل مي شود روزگاري که تيرگي ظلم و فساد بر سراسر زمين مي نشيند و همه جهان را در بر مي گيرد. دوره دوم آخرالزمان، با قيام مصلح جهاني آغاز و در واقع همه ظلمها و تعدي ها در اين برهه از زمان ريشه کن مي شود. اصطلاح عاميانه آخرالزمان در واقع دوره نخست آخرالزمان را شامل مي شود که احاديث و روايات متعددي از معصومين (ع) در ترسيم و شناخت اين دوره عنوان شده است.
با توجه به آنها مي توان مهم ترين مشخصه آخرالزمان را، از سکه افتادن دين عنوان کرد. يا به عبارتي بي اثر و بي ثمر شدن دين و حتي دينداران آخرالزماني. دين در زندگي انسانها آنچنان به بي رنگي مي گرايد که ديگر محو خوانده مي شود و فقط نام و نشاني از آن برجاي مي ماند و دينداران افرادي سست عنصر و بي ايمان مي شوند که آثاري از دين در رفتار و گفتارشان ديده نمي شود. در واقع حفظ دين در آخرالزمان به نگه داشتن آتش در کف دست مي ماند. در حديثي پيامبر (ص) در توصيف زندگي اين دوره مي فرمايند: روزگاري براي مردم فرا مي رسد که دين و آيين آنها درهمهايشان و همت آنها شکمهايشان و قبله آنها زنانشان است. رکوع و سجودشان براي مال دنياست. در حيرت و مستي خواهند بود و نه مسلمان اند و نه نصراني. بديهي است وقتي دين و تعهد آدمي نسبت به آن در جامعه و زندگي شخصي انسان از بين مي رود، دنيا پرستي، جهل و غرور و خودخواهي، ريا و تظاهر به جاي آن مي نشيند. مشخصه ديگر آخرالزمان ظهور فتنه هاي بزرگ است که براي شناخت عناصر سست ايمان از مومنان حقيقي رخ مي دهد و جز مومنان حقيقي، از آنها جان سالم به در نمي برند.
اما ببينيم که در اين آشفته بازار آخرالزماني، نجات يافتگان از گرداب معاصي کدام گروهند. بر اساس فرمايش امير مومنان (ع): از فتنه ها نجات نمي يابد مگر مومناني که بي نام و نشان اند. اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگر غايب شوند کسي سراغ آنها را نمي گيرد. آنها چراغهاي هدايت و نشانه هاي روشن اند. نه مفسده جوهستند و نه فتنه انگيز و نه در پي اشاعه فحشا هستند و نه مردمي سفيه و لغوگو! اينان اند که خداوند، درهاي رحمتش را به سوي شان باز مي کند وسختيها و مشکلات را از آنان بر طرف مي سازد.
صد بار اگر از دست غمت خون رود از دل
از در چو درآيي همه بيرون رود ازدل

  


«انتظار» مکتب عالي تربيت است



يک مرجع تقليد تشيع با اشاره به اينکه فضيلتهاي زيادي براي انتظار در احاديث بيان شده است، گفت: انتظار مکتب عالي تربيت است.






به گزارش پايگاه اطلاع رساني آستان قدس رضوي، آيةا... مکارم شيرازي در جمع زائران و مجاوران بارگاه ملکوتي ثامن الحجج(ع) افزود: ما شيعيان اهل بيت(ع)، اگر معني انتظار را به درستي درک کنيم سرآمد تمام مردم دنيا خواهيم شد. وي اظهار داشت: اين پيوند عاطفي همه ما را تربيت مي کند.
مرجع عاليقدر جهان تشيع با بيان اين مطلب که امام زمان(عج) مظهر پاکي و قداست است، ادامه داد: اگر جامعه منتظر حقيقي باشد جامعه ما يک جامعه نوراني، پاک، باتقوا و پر از پرهيزگاري خواهد بود.

  


فرهنگ واژه ؛ مونوگرافي



مونوگرافي واژه اي لاتين مرکب از دو واژه « mono » به معني يک و يکي و گرافي « graphy » به معناي ثبت کردن و نوشتن است، اين دو واژه وقتي باهم ترکيب شوند معناي جديدي مي يابند بدين ترتيب که گزارش کتبي و مفصلي درباره يک چيز يا تشريح مفصل از يک موضوع مي باشد. همچنين لفظ مونوگرافي به معناي کليت نگاري است و چنانچه توصيفي جامع و نکته بين که با روش علمي درباره واحد اجتماعي صورت گيرد اطلاق مي شود. مونوگرافي در جامعه شناسي اصطلاحاً تفسيري از چيزي است که تنهاست و در حقيقت نکاتي از موضوع مورد نظر را نگهداري مي کند.
مونوگرافي نخستين بار در جامعه شناسي توسط لوپلر به کار برده شده است. هدف از مونوگرافي توصيفي دقيق و روشن از يک واحد اجتماعي است. مونوگرافي به سطح نمي نگرد، ژرف بين است و واقعيت را از يک روزنه نظاره نمي کند بلکه جنبه ها و جلوه هاي گوناگون پژوهش را در نظر مي آورد و زماني که به توصيف روستا، شهر يا منطقه مي پردازد به عواملي چون جغرافيا، نحوه سکونت، اقتصاد، جمعيت، نظام اجتماعي، ترکيب طبقات و گروه ها، مناسبات و روابط مردم، قوانين و مقررات و عقايد و آداب و رسوم مي پردازد.مونوگرافي در واقع بر مشاهده مستقيم واقعيت اجتماعي مبتني است و بيشتر به درک عين واقعيتها کوشاست و يک واحد اجتماعي را از تمامي جنبه ها مورد بررسي قرار مي دهد.
مونوگرافي يکي از شيوه هايي است که در روش ژرفايي براي مطالعه جوامع محدود مورد استفاده قرار مي گيرد. در تک نگاري جوامع کوچک و محدود بطور همه جانبه مورد بررسي قرار مي گيرند.
بعنوان ديگر تک نگاري توصيفي است ژرف و همه جانبه از يک روستا يا يک خانواده يا يک طايفه؛ به عنوان مثال در تک نگاري يک روستا، اوضاع اجتماعي، اقتصادي، جمعيتي و فرهنگي، نهادها، هنجارها و به طور کلي تمامي جزئيات زندگي مردم روستا مورد بررسي قرار مي گيرد. تک نگاري روستايي را غالباً در مناطقي به کار مي برند که اطلاعات کافي در زمينه ساخت اجتماعي اقتصادي آن مناطق وجود نداشته باشد و در چنين مواردي انتخاب يک روستا نمونه که ويژگيهايش در حد امکان معرف جامعه کلي باشد مي تواند طرحي کلي از ساخت اجتماعي اقتصادي منطقه را نشان دهد.
مونوگرافي به معناي مطالعه «واحد موضوعي» نيز آمده است: مونوگرافي که به معني تحقيق و نگارش يک واحد است، در واقع «واحد موضوعي» را شامل مي شود نه واحد جغرافيايي را. با اين محدود کردن واحد، محقق مي تواند در زمينه اي که تبحر دارد به تحقيق و مطالعه بپردازد.

  


وزارت علوم به سمنان منتقل مي شود؟



معاون دانشجويي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري گفت که از طرف وزير علوم مأموريت يافته تا طرح انتقال اين وزارتخانه از تهران به سمنان را بررسي کند.
محمود ملاباشي افزود: استان سمنان يکي از گزينه هاي مورد نظر براي استقرار وزارت علوم است و من از طرف وزير علوم مأمور شدم تا براي امکان سنجي انجام اين طرح به سمنان بروم. به گفته وي احتمالاً گزينه هاي ديگري هم براي استقرار وزارتخانه علوم در نظرگرفته شده است. ملاباشي تأکيد کرد: با توجه به مصوبه دولت، هر يک از وزارتخانه ها بايد استاني را متناسب با شرايط خود انتخاب کند. به گزارش ايرنا، قرار است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي نيز به استان قم منتقل شود.

  


ايران در بازسازي بم يک الگوي جهاني است



در دومين روز از سي و چهارمين اجلاس کميته ميراث جهاني يونسکو در برزيليا پرونده بم به عنوان يکي از محوطه هاي ميراث جهاني در معرض خطر مورد بررسي قرار گرفت.
به گزارش ميراث آريا، در اين جلسه از ايران به دليل عملکرد مثبت و انجام دادن کليه مصوبات کميته در اين زمينه توسط نماينده ايکوموس قدرداني شد. نماينده ايکوموس در پايان گزارش اعلام کرد: نحوه اقدامات ايران در زمينه بازسازي اين محوطه بسيار رضايت بخش بوده و بزودي پس از اعزام کارشناس جهت تأييد نهايي اين اقدامات محوطه تاريخي بم از فهرست ميراث در معرض خطر خارج خواهد شد. محوطه باستاني بم پس از زلزله 2004 به فهرست ميراث در خطر اضافه شد.

  


ايران، کانون مواجهه فرهنگي اسلام با غرب



رئيس کميسيون حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: سخنان امام(ره) ميزاني براي سنجش وضعيت امروز ماست؛ لذا امروز نياز به حضور انديشه هاي ايشان در جامعه بيشتر حس مي شود. حجة الاسلام دکتر حميد پارسانيا که سخنران پنجمين اردوي «طريق جاويد» بود، ادامه داد: از تحليل امام(ره) نسبت به جهان اسلام اين گونه بر مي آيد که جوامع اسلامي گرفتار نوعي خودباختگي و گرفتار بحران هويت است.
وي افزود: امام ضمن تقبيح فرهنگ استعماري غربي، درخصوص فرهنگ حق و اينکه چه بايد باشيم هم فرمايشاتي دارند. وي گفت: هر چند مواجهه فرهنگي اسلام با غرب مرز نمي شناسد اما مي توان گفت ايران کانون فعال اين رويارويي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com