تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
رو در رو
زندگی سالم
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-08-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 18مرداد ماه 1389


درباره «عروس بيد» آخرين اثر يوسف عليخاني ؛ از خيال تا .... واقعيت



* خديجه زمانيان
يوسف عليخاني را خيلي از کتابخوانها مي شناسند. اگر کتابي از او نخوانده باشيد حتماً به واسطه نوع نگاهي که در داستانهايش





دارد، نام کتابهايش به گوشتان خورده و حالا او مدتي است که سومين مجموعه داستانش را با عنوان «عروس بيد» روانه بازار کتاب کرده است. عليخاني تا به حال سه مجموعه داستان (قدم بخير مادربزرگ من بود، اژدهاکشان و عروس بيد) نوشته است که اکثر منتقدان از آن به عنوان سه گانه عليخاني ياد کرده اند. داستانهاي «عروس بيد» هم مثل دو اثر قبلي در روستاي «الموت» اتفاق مي افتد. زادگاه عليخاني که حالا انگار او مي خواهد با نوشتن از اين منطقه دورافتاده، دينش را به خاکي که در آن متولد شده است ادا کند.

اتفاقي در ادبيات روستايي

به نظر من، به چند دليل «عروس بيد» يک اتفاق در حوزه ادبيات داستاني، مخصوصاً ادبيات داستاني روستايي است. ادبياتي که با هجوم داستانهاي شهري، مغفول واقع شده و در حال فراموشي است، اما نويسنده با استفاده از نوع زبان، لهجه و مضاميني که برگرفته از باورهاي مردم منطقه اي خاص است فضاها و موقعيتهاي داستاني بکر و زيبايي را خلق کرده است و بدين ترتيب مي توان به ادامه حرکت ادبيات روستايي اميدوار بود.
ساختار داستان و ظرفيتهاي زباني که در اين مجموعه داستان ديده مي شود اصلاً قابل مقايسه با دو اثر قبلي نويسنده نيست. رواني داستانها نشان مي دهد زبان اين داستانها آنقدر توسط نويسنده ورز داده شده که ديگر توي ذوق نمي زند و مخاطب به راحتي مي تواند با نويسنده همراه شود و داستانش را بخواند.

آفرينش زباني

در داستانهاي اين مجموعه آنچه بيش از هر چيز توجه مخاطب را به خودش جلب مي کند استفاده هاي نويسنده از زبان و لهجه مردم منطقه اي است که تا قبل از ورود به داستانهاي عليخاني گم بود و حتي از ياد مردمش هم رفته بود. اين نگاه خاص به زبان، شاعرانگي را در ساختار زباني کتاب، موجب شده است که شايد براي مخاطبي که براي اولين بار مي خواهد داستاني از يوسف عليخاني را بخواند، کمي با فراز و فرود همراه باشد، اما وقتي با مضاميني آميخته با خيال، واقعيت و وهم، همراه شده خوش نشسته و داستانهاي کتاب را دلنشين تر از هميشه کرده است.

وهم، هول و هراس

«عروس بيد» شامل 10 داستان کوتاه است. مضمون داستانها همه برگرفته از باورهايي است که مردم «ميلک» با آن زندگي مي کنند باورهايي که گاهي براي ما شهري ها، به خرافات نزديک مي شود. اين فضاي داستاني در کنار طبيعت مه آلودي که مخصوص روستاي ميلک است براي مخاطب، مضامين داستاني تازه اي را به وجود آورده است، داستانهايي که او را از تکنولوژي روز و روزمره گيهايي که مخاطب امروز با آن روبرو است دور مي کند و او را به فضايي مي برد که قرار است دنيايي تازه برايش خلق شود .
دنيايي گاه چند لايه، که قهرمانانش با مسايلي دست و پنجه نرم مي کنند که خارج از فضاي داستان، براي مخاطب شهري امروز، ملموس نيست. نويسنده، جهاني مي سازد که تعريف آن با تعريف واقعيت ما متفاوت است. جهاني وهم آلود و هولناک که تعليقش خواننده را به درون آن پرتاب مي کند و گاه و بي گاه مي ترساندش!
فضاهاي شاعرانه داستان زيباي «پناه بر خدا» و گاه ترسناک داستان «هراسانه» که به نظر من عنوان زيباي اين داستان و ساختار آوايي کلمه اش هول و ترسي به ياد ماندني را به ما منتقل مي کند وادارمان مي کند برخي قسمتهاي داستان را چند بار بخوانيم.
«به خدا دوست دارم خودم بروم وسط جاليز و هراسانه را دربياورم و دستهايم را دراز بکنم و دانه بريزم کف دستهايم. کلاغها بيايند و هي نوک بزنند و نوک بزنند و پوستهاي بد را ببرند از کف دستهايم.»

  


نگاه به عکسي از ريچارد ميسراک؛ تخته پرش



* کيارنگ علايي
هفته گذشته از «ميسراک» سخن گفتيم و بر تاثيرگذاري بي چون و چراي او بر عکاسي طبيعت- و در حقيقت گشودن پنجره اي





جديد بر روي اين دسته بندي محبوب و فراگير عکاسي- با دلالت بر آثارش حرف زديم.
در زبان تصوير اين هفته بنا داريم به يکي ديگر از معروف ترين عکس هاي ميسراک با عنوان «تخته پرش» بپردازيم.
عکس، نمايي بسيار باز را نمايش مي دهد اما در فاصله ي کوتاهي چشم را در مرکز عکس، جايي که يک تخته پرش قرار دارد، متوقف مي سازد. در نگاه اول ممکن است عکس هيچ جذبه بصري را در خود نداشته باشد و کمترين شوقي را در مخاطب براي توقف روي اين اثر ايجاد نکند اما خالي بودن قاب از عنصري متمايز باعث مي شود کنجکاوي و کاوش بيننده در جهت کشف دليل اين ثبت برانگيخته شود.
اين هنر ميسراک است که چگونه در ترکيبي ملهم از خطوط و سطوح بسيار، به يک تخته پرش تشخص مي دهد.صحنه از حضور انساني خالي است، مثل اغلب آثار عکاس نشانه هايي خفيف از زندگي انساني در قاب ديده مي شود. استخر خالي که ديواره هاي جلبک بسته آن، خبر از غيبتي طولاني مي دهند و در فراسوي اين محيط کوچک، گستره آرام و بي هياهوي درياچه در پس زمينه که بي هيچ حرکت و جنبنده اي روايتي ديگر از مرگ و غيبت را به تصوير مي کشد.
صحنه به طرز زيبايي توسط نور آراسته شده است اما براي که؟
اين همان سوالي است که ميسراک در بسياري از عکس هايش براي مخاطب ايجاد مي کند. صندلي ها و ميزهاي باشکوه خالي در OutdoorDining نمونه بارزي از طرح اين پرسش ديوانه کننده است!
چه کسي قرار است به اين ضيافت زيباي طبيعت دعوت شود وقتي همه چيز از مرگ سخن مي گويد؟

رنگ

باز هم رنگ و اين بار تابلويي از طبيعت که به جاي قلم مو و رنگ هاي انتخابي نقاش، از اکسپوز شيميايي تناليته هاي طبيعي نور خورشيد بر طبيعت بهره برده است. تنوع و در هم آميزي رنگ ها در اين عکس، مدت طولاني چشم را بر سطح عکس نگه مي دارد. در حقيقت مي توان گفت اين رنگ است که در چنين عکسي، جاذبه بصري موثري در تأمل بيننده بر اجزاي عکس ايجاد مي کند. به هم نشيني صورتي آبي و سبز دقت کنيد.
و درجه پايين اشباع رنگ ها در اين اثر که مربوط به زمان عکسبرداري و تکنيک خوب اکسپوز ريچارد ميسراک است.

سازمان دهي تصوير

قاب افقي انتخاب صحيح و کارآمدي براي نمايش خطوط معماري و خط افق در اين عکس است. لايه هاي متعددي که در اين عکس توسط رنگ هاي متمايز از هم جدا شده اند از پرسپکتيو جذاب و پوياي عکس سخن مي گويند.
خطوط مايل به مرکز استخر، نگاه را به موضوع اصلي (تخته پرش) هدايت مي کند و عکاس با قرار دادن موضوع اصلي در مرکز چنين قابي بر بي اهميت بودن و زوال زندگي صحه مي گذارد. (نقش نقطه کور در ترکيب بندي)
استفاده از فضاي منفي بسيار در گرداگرد تخته پرش به ما اجازه مي دهد در اين فضاي کاملا باز، بتوانيم تمرکز لازم را براي ديدن موضوع اصلي پيدا کنيم.

هدف و مؤخره

خلوت و سکون، همواره يکي از موضوعات جذاب دنياي عکاسي بوده است چرا که اين نوع عکس ها همواره بر بخشي از زندگي صحه گذاشته که معمولاً با خلوت و شهود آدمي سر و کار دارد و از اين رو دريچه هاي تفکر و تعقل را براي مخاطب مي گشايد.
عکس حاضر و بسياري ديگر از عکسهاي ريچارد ميسراک به دليل برخورداري از چنين ويژگي اي در دسته بزرگي از عکس ها قرار مي گيرند که نام «عکاسي شاعرانه» را با خود يدک مي کشند.
تشخص به اشيا، کم و گزيده گفتن و تأکيد بر وجه انتزاعي زندگي از ويژگي هاي مشترک عکس هاي شاعرانه است.

  


جشنواره شعر فجر در ايستگاه پنجم



* سيد مصطفي حسيني راد
با معرفي اعضاي شوراي سياستگذاري، پنجمين جشنواره بين المللي شعر فجر کليد خورد.
اين جشنواره در حالي به پنجمين دوره برگزاري اش نزديک مي شود که قائم مقام وزير در حوزه شعر و رييس حوزه وزارتي هم منصوب شده و امسال در اين رويداد حضور و تاثير خواهد داشت.
جشنواره شعر فجر در يکي دو دوره اول برگزاري اش با اقامه اين دليل منطقي که هنوز تجربيات اوليه را از سر مي گذراند خود را مصون از هر گونه انتقاد مي ديد اما حالا و با گذشت پنج سال از آن روزها ديگر نمي توان گفت که اين جشنواره همچنان در مرحله تجربه و آزمون و خطاست.
بخصوص که با حضور قائم مقام وزير در حوزه شعر انتظار مي رود حرکت اين جشنواره و به طورکلي جريان شعر در کشور، حرکتي سريعتر و عميقتر باشد چرا که ديگر بهانه نداشتن تشکيلات شعري در وزارت ارشاد هم وجود ندارد. البته نگاهي به ترکيب شوراي سياستگذاري جشنواره پنجم نشان مي دهد که همان يکدستي هميشگي همچنان بر گروه سياستگذاران و برگزارکنندگان جشنواره حاکم است.
البته اين يکدستي به خودي خود، خيلي چيز بدي نيست اما اگر نتيجه آن ناديده گرفتن همه جريانهاي شعري روز کشور باشد، جشنواره را دچار آفتهاي متعددي مي کند که بزرگترين آن بي اعتباري اين جشنواره و جوايزش در نظر شاعران و اهالي ادبيات کشور خواهد بود.
ضمن آرزوي توفيق براي دوستان، همچنان و مثل سالهاي قبل پيشنهاد مي کنيم برگزارکنندگان اين جشنواره بيش از آنکه خودشان و جشنواره را گرفتار عناوين پرطمطراق بين المللي و بخشهاي حاشيه اي کنند، به متن مشکلات شعر امروز ايران بينديشند .

  


اخبار کوتاه



دوبله «راه آبي ابريشم» با مديريت «بهرام زند»






دوبله فيلم سينمايي «راه آبي ابريشم» به کارگرداني محمد بزرگ نيا با مديريت «بهرام زند» آغاز شد.
«حسن بشکوفه» تهيه کننده اين پروژه سينمايي گفت: دوبله فيلم با مديريت «بهرام زند» از هفته پيش در استوديو رها شروع شده و خوشحالم که ايشان با تجربيات ارزنده شان، اين مسؤوليت را بر عهده گرفته اند. براساس گزارش فارس، فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» در جزيره قشم، تهران و تايلند انجام و اواخر سال گذشته در چين به پايان رسيد.
اين فيلم داستان سفر دو کشتي سليمان و ادريس به دريا را در قرن چهارم هجري و در اوج تاريخ دريانوردي ايرانيان روايت مي کند.
بهرام رادان، داريوش ارجمند، رضا کيانيان، پگاه آهنگراني، پيام دهکردي، مهدي ميامي، محسن حسيني، فرشيد صمدي پور، هوشنگ قوانلو، محمدعلي قويدل، حميدرضا ميلاد، جمعي از بازيگران چين و تايلند و عزت ا... انتظامي بازيگران اين پروژه تاريخي هستند.

اپراي عروسکي «حافظ» به مهر ماه نمي رسد
بهروز غريب پور که در نظر داشت، اپراي عروسکي «حافظ» را همزمان با بزرگداشت اين شاعر ( 20 مهرماه) اجرا کند، از اجرا نشدن اين تصميم اظهار تأسف کرد.
اين کارگردان تئاتر به ايسنا، گفت: به دليل اينکه مسوولان فرهنگي شيراز همکاري لازم را انجام ندادند، برخلاف وعده اي که به مردم داده بوديم، اجراي اپراي عروسکي «حافظ» همزمان با بزرگداشت اين شاعر بزرگ آماده اجرا نمي شود.
غريب پور که پيش از اين اپراي عروسکي «مولوي» را به صحنه برده، يادآور شد: اميدوار بودم بعد از اجراي اين اثر و به دنبال استقبالي که مردم از اجراي آن داشتند، اپراهاي ديگري در وصف شعراي بزرگ مان بسازيم تا کشورهاي ديگر اين گنجينه هاي ملي را از آن خود نکنند، اما متأسفانه مسوولان همراهي لازم را با ما ندارند.

جشنواره بين المللي مجسمه هاي شني به پايان رسيد
گروه هنر- دکتر حسيني در آيين پاياني ششمين جشنواره بين المللي مجسمه هاي شني در بابلسر گفت: امروز هنرمندان ايراني مي توانند با بهره گيري از ايده و پيام همراه با معنويت و فطرت انساني به مقابله با آثار غربي ها بپردازند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مجتمع فرهنگي هنري بابلسر، با اشاره به اينکه ايران اسلامي با دارابودن پيشينه تاريخي و فرهنگي درخشان خود کارهاي ارزنده و فاخر مي طلبد، گفت: ظرفيت و توانايي بسيار بالايي در همه زمينه ها در کشور وجود دارد که شرايط را براي حضور هنرمندان نه فقط در عرصه داخلي، بلکه در عرصه هاي خارجي نيز فراهم مي کند.در آيين پاياني ششمين جشنواره بين المللي مجسمه هاي شني، از ميان 700 اثر ارسالي از سوي 160 هنرمند، هشت اثر با موضوع دفاع مقدس، شش اثر با موضوع حجاب، عفاف و انتظار و 17 اثر با موضوع آزاد برگزيده شد و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تنديس و هدايايي به برگزيدگان اهدا کرد.

  


روزي حکايتي ؛ سه گناه روا داشتي...



دانشمندي به ديدار عابدي رفت و درباره يکي از آشنايان عابد بد گفت. وي در پاسخ گفت: «دير به ديدار من آمدي و اکنون نيز سه گناه روا داشتي؛ مرا بر برادرم خشمگين کردي، دل آسوده ام را مشغول داشتي و خويشتن را به سخن چيني متهم ساختي.»
* کشکول شيخ بهايي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com