تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
گزارش
سوسه
دوربين
آی تی
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2010-08-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 4شهریور ماه 1389


شش راه براي چاپ شدن عکس شما روي جلد يک مجله!



ارژنگ حاتمي

آيا يکي از آرزوهاي شما اين است که عکستان بر روي جلد يک نشريه(البته از نوع زردش) چاپ شود؟! اگر اين گونه است با ما همراه باشيد؛






اصولاً به تعداد نشريات زرد راه است براي چاپ تصويرتان بر روي صفحه اول؛ اما همين ابتدا بگوييم هيچ کدام از اين راهها از درس و تحصيلات نمي گذرد، اصولا فوق ليسانس و دکترا که هيچ، اگر انيشتين هم شويد، هيچ نشريه اي تصويرتان را نمي چاپد!
راه اول- بازيگر شويد؛ در اين مورد بايد آقايان هر چه بيشتر سعي کنند شبيه خانمها شوند، بلند کردن ناخن و مو، برداشتن ابرو و ... کلا هر کاري که به ذهنتان مي رسد را انجام دهيد!
خانمهاي محترم نيز به خاطر داشته باشند که عمل کردن بيني در اين مورد شرطي لازم است اما کافي نيست و بايد در زمينه هاي ديگر نيز با عمل، بدون عمل و يا هر طور ديگري که خودشان صلاح مي دانند، توانايي هايشان را بالا ببرند!
راه دوم- فوتباليست شويد؛ براي بالا بردن شانستان بايد تا مي توانيد حرف بزنيد، حرف هايتان بايد ضد و نقيض باشد، مدام خودتان حرفهاي خودتان را تکذيب کنيد، يکبار بگوييد از نيمکت نشيني خسته شده ايد و يکبار ديگر بگوييد حرف حرف مربي است و مطيع او هستيد !
هر چه خاص تر باشيد، بيشتر جلب توجه مي کنيد، به خودتان برق وصل کنيد تا موهايتان سيخ سيخ شود، خودتان زير آب خودتان را بزنيد، شايعه کنيد دوپينگي هستيد تا منشوري تان کنند؛ تا بدين ترتيب بيشتر مورد توجه نشريات باشيد!
راه سوم- خوشگل و با نمک بودن؛ ما نمي دانيم شما چند سالتان است، اما اگر زير دو سه سال سن داريد لازم است خوشگل و با نمک باشيد، برخي نشريات هستند که عکس کودکان را روي جلدشان مي زنند ... آهان تا يادمان نرفته است بگوييم که خوشگل و با نمک بودن در اين مورد شرط لازم است و شرط کافي قوم و خويش بودن با سردبير و يا آبدارچي نشريه مذکور است!
راه چهارم- خواننده شويد؛ با توجه به اينکه هر کسي از مادرش قهر کند مي رود و خواننده مي شود و باز هم با توجه اينکه در حال حاضر اختلافها بين مادرها و فرزندان به دليل شکاف بين نسل ها افزايش پيدا کرده است تعداد خواننده ها به صورت تصاعدي افزايش يافته است(! ) در نتيجه شما براي چاپ تصويرتان بر روي جلد نشريه بايد يک خواننده متفاوت باشيد، ديگر دوران خواندن داخل لوله بخاري گذشته است، سعي کنيد به جاي شعر از معر استفاده کنيد و هرگز چيزهايي که مي خوانيد قافيه مافيه نداشته باشند، تيپتان هم هرچقدر شلخته تر باشد، شانستان براي روي جلد رفتن بيشتر است!
راه پنجم- شرکت در مسابقات زيبايي اندام؛ مي دانيم حال و حوصله ورزش کردن نداريد، بهتر است هفت هشت ده تايي از اين آمپول هاي هورموني استفاده کنيد، زياد هم فرق نمي کند هورمون اسب باشد يا گوريل و خرس و ...، اينهم که مي گويند اين آمپول ها عوارض دارد، همه اش حرف مفت است، فقط و فقط کبد و کليه هايتان از کار مي افتد!
راه ششم- جرم و جنايتهاي خفن؛ درست است که بعدش به دست قانون مي افتيد و حالتان داخل قوطي مي شود اما شما به هدفتان که همانا چاپ شدن عکستان بر روي مجله است خواهيد رسيد؛ از آموزش نحوه جرم و جنايتهاي خفن هم به دليل بدآموزي داشتن(! ) بشدت معذوريم!!
البته راههاي ديگري نيز براي چاپيدن عکستان بر روي جلد نشريات زرد هست که به دليل کمبود جا به همين شش مورد قناعت مي کنيم. فقط يادتان باشد وقتي عکستان را بر روي صفحه اول مجلات چاپ کردند و مشهور شديد به ياد بياوريد که چه کسي عامل موفقيت شما بوده است و حداقل يک امضا هم به ما که شما را راهنمايي کرديم بدهيد تا با آن امضا جلوي دوستانمان پز بدهيم!

  


پشت پرده سياست آمريکا!



آتبين محمدي

شايد براي شما هم اين سوال به وجود آمده باشد که چرا با وجود جدول زمانبندي خروج نظاميان غاصب آمريکايي از عراق، آنها همچنان قصد دارند به حضور گسترده و پر رنگ خود در اين کشور ادامه دهند. البته براي نويسندگان سوسه، آمريکا و اربابان آمريکايي اش سوسکي بيش نيستند و دستشان براي ما روي روست و تا پرزيدنت اوباما مي گويد «فه» ما مي رويم فلوريدا! و چيزي را که ديگران در نمايشگر ال اي دي سه بعدي نمي بينند، ما در خشت خام مي بينيم! و کاخ سفيد اگر براي ديگران سفيد است، براي ما هزاران هزار نوشته و نقش و نگار دارد !
و اما اهم دلايل عدم خروج آمريکا:
1 ) درگيري آمريکا در عراق و افغانستان باعث انحراف افکار عمومي آمريکا از بي کفايتي و بي تدبيري دولت اين کشور مي شود. بديهي است با فارغ شدن آمريکا از جنگ در خاورميانه، دولت پرزيدنت اوباما بايد پاسخگوي بيکاري فزاينده، تعطيلي کارخانه ها، عملکرد ضعيف تيم ملي فوتبال (آمريکايي! )، بالا رفتن سن ازدواج، مفاسد اقتصادي، رشد اعتياد، بحران ازدواج، وعده هاي تحقق نيافته، بي توجهي به مصوبات سنا، بحران اقتصادي و... باشد و با اين شرايط دست هاي پشت پرده که هيچ، دست هاي جلوي پرده هم در راستاي هر چه طولاني تر شدن مدت اشغال عراق از هيچ فداکاري فروگذار نخواهند کرد!
2 ) عراق سالهاي سال است که اشغال شده و ديگر جزو لاينفک خاک ايالات متحده به شمار مي آيد. بديهي است يک دولت عقلگرا نسبت به ضرب الاجلي که براي ترک خاک پاک مام ميهن خود تعيين شده وقعي ننهد!
3 ) با بازگشت صدها هزار سرباز آمريکايي حاضر در عراق، ميليونها نفر به خيل عظيم بيکاران ايالات متحده اضافه خواهد شد و دولت عوام فريب اوباما بدين ترتيب آمار مربوط به تعداد بيکاران را به صورت تصنعي پايين نگه مي دارد! شايد برخي بپرسند چرا ميليون ها نفر؟! مگر همان صدها هزار نفر که بازگشته اند و بيکار شده اند نيستند؟! در پاسخ بايد ديدي جامع الاطراف نسبت به موضوع داشت.
اولاً سربازاني که در عراق حاضرند، باعث رونق کارخانه هاي عظيم اسلحه سازي آمريکا هستند که بايد سلاح و خودرو و لباس و کلاه و پوتين و... سربازان را تهيه کنند و هزاران کارگر از قِبَل اين مسأله مشغول به کارند. ثانياً هزاران آشپز، مترجم، خبرنگار، تحليل گر مسائل سياسي، کارشناس خاورميانه، مشاوران خاورميانه کاخ سفيد، بمب دست ساز ساز(! )، بمب گذار انتحاري و... چون مگسان گرد شيريني در اطراف سفره عراق جمع اند و در سايه لطف پروردگار روزي مي خورند! لذا شمار افرادي که به صورت مستقيم و غير مستقيم با تداوم اشغال عراق سر کارند، سر به فلک مي کشد !
4 ) آمريکايي که اشغالگر نباشد و به افکار عمومي احترام بگذارد و به وعده هاي خود عمل کند و... که ديگر نه آمريکاست و نه شيطان بزرگ و نه حتي شيطان کوچک! کشور ي بدين صفات اگر يابي / گر نام وي فرشته نهي شايد!

  


نيش ترمز ؛ تنظيم بازار



سيد باقر موسوي
درآستانه ماه رمضان مسؤولان اعلام کردند با برگزاري نمايشگاه، بازار را تنظيم مي کنند. حالا اخبار رسيده دال بر آن است که پس از افزايش قيمتها عده اي از اقشار آسيب پذير گلايه دارند؛ که بايد خطاب به اين عده گفت:خوب که چي حالا؟ آخه مرد حسابي! مگه انتظار داشتي ارزان تر باشه؟ کي تا حالا ديدي ماه مبارک جنس ها گران نشن؟ اصولاً ارزاني يا بهتر بگويم عدم گراني در بازار ما، يک چيز غير طبيعي است و بازار ما برگراني اجناس تنظيم شده است؛ آن برادر مسؤول هم احتمالاً منظورشون اين بوده که به دليل اينکه خداي نکرده تنظيم بازار به هم نخورد، ما باعرضه اجناس باهمان قيمت و بالاتر نمي گذاريم تنظيم بازار به هم بخورد.
البته احتمال ديگري نيز وجود دارد وآن اين است که در انعکاس حرف ايشان غلط املايي صورت گرفته است ومنظور مسؤولان،«طنزيم بازار» بوده است و مسؤولان محترم خواستند با عرضه اجناس با قيمت بالاتر از بازار، يه مقدار مردم رو بخندونن که شما دوست عزيز جنبه نداشتي.

  


انباري شعر ؛ عبرت



دوش در کوچه ما معرکه اي برپا بود
تا سحر زلزله و غائله و بلوا بود
اهل يک خانه بهم ريخته بودند شبي
خانه شان صحنه جنگ و جدل و يغما بود
ناسزا بود که از هر دهني در مي رفت
صحبت چوب و چماق و قمه و اينها بود
دو سه همسايه به عنوان ميانجي رفتيم
تا ببينيم چه سر منشأ اين غوغا بود
بد نبيند رفقا چشم شما هيچ زمان
آنچه ديديم ز بي مهري اين دنيا بود
مادر و دختر و داماد و عروس و دو پسر
دشمني از وجنات همه شان پيدا بود
آنچه بر روي زمين بود که تيپا مي خورد
جسد سرد و بدون کفن بابا بود
چون ته و توي قضيه بدر آورد يکي
سر ميراث پدر بود اگر دعوا بود
عبرت آموز که بعد از تو نگويند (ذبيح)
ثروت اندوزي مرحوم، بسي بيجا بود
ذبيح ا... صفربان فيض آبادي

  


پارازيت هاي رسيده



خواب که مي آيد، بيداري را فراموش مي کنيم.
کتري را به خاطر قلقله اش دوست دارم.
دوربين نگاه ديگري است به جهان.
راه سالم، هميشه مستقيم است.
رنج برابر است با انسان و زندگي.
رها شدن اولين و آخرين راه دست يافتن است
او زماني مي آيد که ما بايد برويم.
عشق گاهي ضعف عقلاني است.
براي با تو بودن آمدم اما هر چه گشتم تو را نديدم.
اميرخاکراه

  


اخبار بي ربط ؛ افاضات نرخ محترم بيکاري



احمد نوري
نرخ 14/6 درصدي بيکاري با ابراز شور و شعف فراوان از اينکه مورد پذيرش وزير محترم کار قرار گرفته است ابراز اميدواري کرد بزودي مورد مقبوليت ايشان نيز قرار بگيرد. گفتني است وزير کار چندي پيش فرموده بودند: اين رقم را مي پذيريم، اما قبول نداريم.
نرخ بيکاري در ادامه افاضات خود گفت: رابطه نرخ بيکاري و وزير کار رابطه اي عاشقانه است که با طالب شدن نرخ بيکاري آغاز مي شود، با پذيرش و مقبوليت وزير محترم ادامه مي يابد و به فناي نرخ بيکاري در نظر وزير محترم ختم مي شود.
وي افزود: خوشحالم که نيمي از اين راه خطير را طي کرده ام و اين را مرهون زحمات بي شائبه بي کاران محترم مي دانم.
وزير کار گفته بود: اگر از ما بپرسند همين آمار را مي دهيم، ولي ته دلمان آن را اشتباه مي دانيم. نرخ محترم بيکاري در پاسخ به اين فرموده وزير محترم کار فرمودند: شنيدن چنين سخني بشدت دلم را شکست. ولي رجاي واثق دارم که روزي اين تکذيب به تأييد و وصال ختم شود.
همچنين نرخ مذکور در پاسخ به گفته ابوالقاسم سرحدي زاده که گفته بود: نرخ بيکاري اعلام شده خنده دار است، گفت: اين گفته ها باعث رنجش من نمي شود. اگر من خنده دارم باعث خوشحالي است، زيرا ادخال سرور در دل هم وطنان مايه افتخار من است.
* *
يک کالاي چيني با انتقاد شديد نسبت به انتقادهاي شديدي که بر کالاهاي چيني مي شود گفت: اگر اجناس چيني بنجل و بي کيفيت هستند، پس چرا چنين با استقبال بي نظير مردم ايران روبه رو شده اند؟ چرا واردات کالاي چيني صنايع گوناگون را در ايران فلج کرده است؟ اگر کالاي چيني نباشد مردم با اين سطح از گراني و با حقوق ناچيز مايحتاج خود را از کجا تأمين کنند؟
اين کالا با ابراز تأسف ازحضور تعداد اندکي کالاي چيني نماي بي کيفيت خواستار جمع آوري اين کالاها و توسعه روابط تجاري ايران و چين شد.
گفتني است که متأسفانه اين کالاي چيني در حالي که کاملاً نو بود به دلايل نامعلومي خراب شد و از ادامه گفتگو باز ماند.

  


پارازيت



آدم بي ريشه هيچ وقت ريشه کن نمي شود.
قفس، پرنده را از مصايب آزادي حفظ مي کند.
کوردلها، خطوط برجسته حقيقت را لمس نمي کنند.
با مرگ ترس از ملک الموت پايان مي يابد.
ديشب، به خاطر درگذشت ديروز سياه پوشيد.
ازمني که پيراهن چارخانه مي پوشم، ماليات بر مسکن گرفتند.
به خاطر گراني مرگ موش، بي خيال خودکشي شده ام.
وقتي وارد جهنم شد، به 125 زنگ زد.
خوبي بي حساب کتاب بودن اين است که آخرش دو خط موازي به هم مي رسند.
درکشور ما صنعت آجيل و تخمه با صنعت سينما رابطه نزديکي دارند.
شاعري که خيلي دنبال قافيه باشد، ممکن است به جاي ماه به چاه برسد.
از اينکه نمي فهمند ناراحت نبود، ناراحت بود که چرا نمي خواهند بفهمند.
ورزشکاري وزير نيرو شد، دوپينگ مي کرد.
عاشق ناکام فقط زمان عطسه سرش را بالا مي گيرد.
تفاضل تعداد دفعاتي که در زمان مشکلات با خدا حرف مي زنيم، با تعداد دفعاتي که در ايام آسودگي با خدا حرف مي زنيم، نشان دهنده اندازه ايمان ماست.
فاصله ما با خدا چيز عجيبي است: او بي نهايت به ما نزديک است، ما بي نهايت از او دوريم.
مهدي محمدي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com