|
*امير روح پرور
کروکوديل ايراني جاذبه بکر طبيعت ايران است،جاذبه اي که به تنهايي مي تواند شکارچي «دلار» براي صنعت توريسم ايران باشد.
تعجب نکنيد! اين گفته نه يک کارشناس گردشگري است و نه يک کارشناس اقتصادي، بلکه اظهارات گردشگري اسپانيايي است که از آن سوي مرزها با دوچرخه به ايران سفر کرده و مسحور طبيعت بکر کشورمان شده است.
او مي گويد: گردشگران اروپايي بويژه اسپانيايي ها از ايران فقط نفت آن را مي شناسند، در صورتي که مطمئن هستم اگر طبيعت، اکوتوريسم، کوير و حيات وحش ايران به گردشگران معرفي شود، هزاران نفر راهي اين کشور خواهند شد.
بارها اين را گفته و شنيده ايم که ايران سرزميني با اقليمهاي متفاوت و طبيعتي چشم نواز است يا اينکه کشور ما به لحاظ دارا بودن جاذبه هاي تاريخي و آثار باستاني در بين 10 کشور برتر جهان و از نظر جاذبه هاي طبيعي و اکوتوريستي جزو پنج کشور اول دنيا قرار دارد. اما آيا به راستي صنعت توريسم کشورمان نيز در چنين رتبه اي قرار دارد؟
واقعيت اين است که گردشگري علاوه بر آنکه پس از صنعت نفت و خودروسازي، پول سازترين صنعت دنيا به شمار مي رود، به دليل تأثير فراواني که در توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشورها دارد، به «موتور محرکه اقتصاد» لقب گرفته است.
صنعت گردشگري در جهان از نظر درآمد و گستردگي حرف اول را مي زند و بسياري از گره هاي کور اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي را مي تواند حل کند، از جمله بيکاري کاهش مي يابد، گردش سرمايه افزايش مي يابد، صنايع دستي و صنعت کالا هاي فرهنگي رونق پيدا مي کند، تبادل فرهنگي را افزايش مي دهد، جرم و جنايت کاهش مي يابد، فرهنگ عمومي بالا مي برد و ....
از اين رو بسياري از کشورها حتي آنهايي که روي دريايي از نفت خوابيده اند تلاش مي کنند تا درآمدهاي سرشار از صنعت گردشگري را جايگزين ساير منابع ناپايدار درآمدي خود بويژه دلارهاي نفتي نمايند .
بررسي آمار جهاني نشان مي دهد سفر و توريسم سالانه به ميزان 3/9 درصد در توليد ناخالص ملي جهان سهم داشته و موفق به توليد بيش از 210 ميليون شغل يا 5 درصد از کل بازار اشتغال جهاني شده است.
همچنين گزارشهاي بين المللي نشان مي دهد، صنعت گردشگري در سطح گسترده اي به بزرگ ترين صنعت جهان مبدل مي شود و انتظار مي رود درآمد نزديک به 800 ميليون دلاري فعلي اين صنعت، در 10 سال آينده به 15 برابر افزايش يابد.با اين حال صنعت گردشگري در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته است و گردشگران داخلي و خارجي نيز شناخت مناسبي از جاذبه هاي فرهنگي، توريستي، مذهبي، تفريحي و باستاني ايران ندارند .
ايران کشوري است که جاذبه هاي گردشگري آن به اعتقاد بسياري از صاحبنظران، هر گردشگري را به وجد مي آورد. در کنار دارا بودن جاذبه هاي تاريخي بي نظير، ميراث غني و جلوه هاي بي نظير از اکوتوريسم عواملي هستند که هر يک به تنهايي مي توانند توريسم اين کشور را با تحولي بزرگ روبه رو کنند.طبق آخرين آمارهاي رسمي تنها چهار کشور اسلامي مالزي، ترکيه، عربستان و مصر در ميان 25 کشور برتر در صنعت توريسم حضور دارند و اين درحالي است که ايران با وجود داشتن بيش از يک ميليون و 200 هزار اثر و جاذبه تاريخي و دارا بودن شرايط بسيار خوب براي جذب توريست نسبت به اين کشورها، متأسفانه تاکنون نتوانسته سهم قابل قبولي از صنعت گردشگري را در خاورميانه از آن خود کند.
شايد باور نکنيد اما اظهارات گردشگران خارجي نشان مي دهد، بسياري از توريستها حاضرند براي چند دقيقه ديدن زندگي پر جاذبه عشاير قشقايي، ياچند لحظه استراحت زير باد گيرهاي خانه هاي قديمي يزد، يک استکان چاي در باغ هاي تاريخي ايراني، مشاهده مزرعه بنفش زعفران در خراسان، تفريح درکوير دلرباي ايران، گرفتن عکس يادگاري در تالاب زيباي انزلي، شنا درچشمه هاي معدني و هزاران جاذبه بکر ديگر با تحمل رنج سفر، دلارهاي ريز و درشت را خرج کرده، به ضيافت صنعت توريست ايران بشتابند.
کافي است آنها بدانند «زاغ بور» يا همان پرنده يک ميليون دلاري فقط در ايران زيست مي کند ،آهوي ايراني ياهمان «جبير» در دشتهاي سمنان تاخت و تاز مي کند ويا کروکوديل پوزه کوتاه سيستان خاص کشورمان است، آن وقت خواهيد ديد که چگونه هزاران طبيعت دوست از کشورهاي دور ونزديک چمدانهاي سفر را به مقصد ايران مي بندند.
البته براي رفع اين نقيصه مسؤولان کشورمان هم بيکار ننشسته اند، آنها اين رزوها آستين ها را بالا زده ومي کوشند تابا برنامه ريزي و اتخاذ تمهيدات لازم سهم مناسبي از درآمد سرشار صنعت توريسم را نصيب اقتصاد ملي نمايند و شايد بي دليل نباشد که براساس چشم انداز بيست ساله، ايران بايد تا سال 1404 ، حداقل 5/1 درصد تعداد گردشگران بين المللي، يعني تا 20 ميليون نفر را به خود جذب کند.
به هرحال نبايد فراموش کنيم همانطورکه بارها کارشناسان تاکيد کرده اند، سرمايه گذاري و توجه بيشتر به اين صنعت با توجه به وجود ظرفيتهاي فراوان در بخشهاي گوناگون حوزه گردشگري، مي تواند براي هميشه تير خلاصي بر اقتصاد تک محصولي کشورمان باشد.
به نظر مي رسد، تحقق اين هدف با محور قرار گرفتن صنعت گردشگري در برنامه هاي توسعه اي، چندان دور از دسترس نيست . |