تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنر
گزارش
رو در رو
حوادث
زندگی سالم
كفشدوزك
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2011-04-13
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 24فروردین ماه 1390


گزارشي از اولين مزرعه پرورش تمساح ايران در جزيره هنگام؛
تقديم به دندانهايت با عشق و نفرت!



*کميل سهيلي
تمساح؟ کروکوديل؟ اين باز چه برنامه اي است؟






توضيح دادم که رشته تحصيلي ام جانورشناسي است و آرزوي هميشگي ام اين بوده که بتوانم براي اولين بار پرورش اين حيوان سخت پوست را در کشورم به راه بيندازم! نگاهي انداخت و گفت: بله، اين خيلي خوب است.
اين را با لحني کليشه اي گفت و بعد دوباره به همان شکل قبل و به شکلي که گويا هيچ کدام از صحبتهاي مرا نشنيده است دوباره شروع کرد: اما آخر که چه؟ چه فايده اي دارد؟ اينهمه خودتان را به دردسر مي اندازيد که چه بشود؟
توضيح دادم که پرورش تمساح يک صنعت پذيرفته شده جهاني است. پوست تمساح استفاده تجاري دارد و حتي گوشت آن را نيز مي توان به کشورهاي ديگر فروخت. ديگر اينکه تماشاي تمساح يک جاذبه توريستي پرطرفدار است .
اين جملات را از بس پيش هر کسي تکرار کرده بودم ديگر وارد ناخودآگاهم شده بود و بدون اينکه مغزم فرمان دهد، جملات پشت سرهم مي آمدند، اما تأثيري شايد در سنگ داشت، اما در آنها نه! و باز مرا نصيحت مي کردند که به جاي اين کار بهتر است سرمايه ام را در مجتمع تجاري يا مسکوني بگذارم که سود بيشتر و مطمئن تري دارد !





فردا داستان همين بود و روزهاي ديگر نيز همان! از اين ساختمان بدان ساختمان، به اميد اين وعده و آن قول قطعي... و باز فردايش گويا کار را تازه شروع کرده ايم! روزها، ماه ها و سالها گذشت تا اينکه دست آخر گره کارمان با دندان باز شد! همراه با همسرم به غرب جزيره هنگام آمديم، زميني که سرانجام پس از تغيير نظرهاي متناوب و متفاوت در اختيار ما قرار گرفت تا تازه شروع کنيم به فراهم کردن شرايطي براي انتقال حيوانات تيزدندانمان به اينجا. با زميني باير و داغ مواجه بوديم که خاک سرخ و سياهش چون نقره اي برق مي زد... و ما تازه کارمان آغاز شده بود.





صحبت با مژگان روستايي، کسي که پس از طي فراز و نشيبهاي فراوان موفق شده به همراه همسرش اولين مجوز پرورش کروکوديل در ايران را دريافت کند مرا شگفت زده کرد. جسارت و سماجت اين دو براستي مثال زدني است.
اين دو جانورشناس که تحصيلات تکميلي خود را نيز در مالزي گذرانده اند با حوصله و علاقه اطلاعات زيادي را در اختيار مخاطبانشان قرار مي دهند؛ اينکه حداقل فضا براي پرورش هر قطعه تمساح، يک مترمربع است. هر تمساح اغلب سالي يک بار و گاه دو بار و هر بار 20 تا 60 تخم مي گذارد و داراي سرعت رشد بالايي است، به طوري که به ازاي مصرف هر يک کيلوگرم ماده غذايي، 1/1 کيلوگرم افزايش وزن دارد. بهترين دما براي پرورش تمساح، بين 28 تا 34 درجه سانتيگراد است و بهترين رطوبت براي پرورش اين حيوان بين 75 تا 90 درصد است، يعني جانور تقريباً به طور مرتب بايد در آب باشد.





«روستايي» به نوعي تمساح موسوم به پوزه کوتاه نيز اشاره کرد که جانور ويژه هندوستان است و به تعداد محدودي در حوزه رودخانه فصلي باهوکلات و تالاب هاي اطراف آن، در منتهي اليه جنوب شرقي استان سيستان و بلوچستان زندگي مي کند. آنها براي پرورش اين نوع تمساح که بومي کشورمان است نيز تلاشهاي زيادي داشته اند، اما در نهايت نتوانسته اند موافقت آنها را کسب کنند. او مي گويد: «آنها در حالي به ما که متخصص اين امر هستيم اجازه نگهداري از تمساحهاي ايراني را نداده اند که وضعيت اين حيوان در کشورمان چندان مطلوب نيست .مژگان روستايي مي گويد که تا به امروز حدود 400 ميليون تومان هزينه کرده اند که 70 درصد آن هزينه شخصي بوده و 30 درصد نيز از اعتبارات بانکي استفاده شده است.او در مورد شکل بازگشت سرمايه شان مي گويد: «طبق برنامه ريزي اي که داريم اميدواريم اصل سرمايه صورت گرفته بعد از هفت سال باز گردد؛ چراکه حدود سه تا چهار سال طول مي کشد که هر بچه کروکوديل به سن کشتار برسد، ضمن اينکه بعد از کشتار نيز بايد بازاريابي مناسبي در اين زمينه صورت گيرد، البته براي اولين بار قبل از ساخت مزرعه بازاريابي و شناسايي بازارهاي مناسب و ارتباط برقرار کردن با آن ها انجام شده است و براي فروش




پوست و گوشت کروکوديل با برخي شرکت هاي داخلي و خارجي وارد مذاکره شده ايم. در اين طرح باب فروش پوست و گوشت کروکوديل را در کشور باز کرده و ضمن ايجاد اشتغال زايي، براي کشور درآمدزايي نيز به دنبال دارد، همچنين با اين طرح مسير تحقيق روي خواص دارويي خون و گوشت کروکوديل فراهم شده و البته در بحث گردشگري نيز در کشور داراي مزاياي مطلوبي است».مزرعه کروکوديل ايران هنوز بسيار جوان است. تعداد تمساح هاي آن به انگشتهاي دست نمي رسد و هنوز تا رسيدن به سطح مطلوب فاصله زيادي دارد، اما عشق و علاقه اي که در کار اين زوج وجود دارد، ارزشي که براي تک تک مخاطبانشان که براي ديدن نتيجه تلاش آنها به نقطه پاياني ايران سفر کرده اند قائل هستند، تجربه اي منحصر و فراموش نشدني را رقم مي زند.




  


جاذبه هاي کروکوديلي براي صنعت گردشگري ايران



*امير روح پرور
کروکوديل ايراني جاذبه بکر طبيعت ايران است،جاذبه اي که به تنهايي مي تواند شکارچي «دلار» براي صنعت توريسم ايران باشد.
تعجب نکنيد! اين گفته نه يک کارشناس گردشگري است و نه يک کارشناس اقتصادي، بلکه اظهارات گردشگري اسپانيايي است که از آن سوي مرزها با دوچرخه به ايران سفر کرده و مسحور طبيعت بکر کشورمان شده است.
او مي گويد: گردشگران اروپايي بويژه اسپانيايي ها از ايران فقط نفت آن را مي شناسند، در صورتي که مطمئن هستم اگر طبيعت، اکوتوريسم، کوير و حيات وحش ايران به گردشگران معرفي شود، هزاران نفر راهي اين کشور خواهند شد.
بارها اين را گفته و شنيده ايم که ايران سرزميني با اقليمهاي متفاوت و طبيعتي چشم نواز است يا اينکه کشور ما به لحاظ دارا بودن جاذبه هاي تاريخي و آثار باستاني در بين 10 کشور برتر جهان و از نظر جاذبه هاي طبيعي و اکوتوريستي جزو پنج کشور اول دنيا قرار دارد. اما آيا به راستي صنعت توريسم کشورمان نيز در چنين رتبه اي قرار دارد؟
واقعيت اين است که گردشگري علاوه بر آنکه پس از صنعت نفت و خودروسازي، پول سازترين صنعت دنيا به شمار مي رود، به دليل تأثير فراواني که در توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشورها دارد، به «موتور محرکه اقتصاد» لقب گرفته است.
صنعت گردشگري در جهان از نظر درآمد و گستردگي حرف اول را مي زند و بسياري از گره هاي کور اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي را مي تواند حل کند، از جمله بيکاري کاهش مي يابد، گردش سرمايه افزايش مي يابد، صنايع دستي و صنعت کالا هاي فرهنگي رونق پيدا مي کند، تبادل فرهنگي را افزايش مي دهد، جرم و جنايت کاهش مي يابد، فرهنگ عمومي بالا مي برد و ....
از اين رو بسياري از کشورها حتي آنهايي که روي دريايي از نفت خوابيده اند تلاش مي کنند تا درآمدهاي سرشار از صنعت گردشگري را جايگزين ساير منابع ناپايدار درآمدي خود بويژه دلارهاي نفتي نمايند .
بررسي آمار جهاني نشان مي دهد سفر و توريسم سالانه به ميزان 3/9 درصد در توليد ناخالص ملي جهان سهم داشته و موفق به توليد بيش از 210 ميليون شغل يا 5 درصد از کل بازار اشتغال جهاني شده است.
همچنين گزارشهاي بين المللي نشان مي دهد، صنعت گردشگري در سطح گسترده اي به بزرگ ترين صنعت جهان مبدل مي شود و انتظار مي رود درآمد نزديک به 800 ميليون دلاري فعلي اين صنعت، در 10 سال آينده به 15 برابر افزايش يابد.با اين حال صنعت گردشگري در ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته است و گردشگران داخلي و خارجي نيز شناخت مناسبي از جاذبه هاي فرهنگي، توريستي، مذهبي، تفريحي و باستاني ايران ندارند .
ايران کشوري است که جاذبه هاي گردشگري آن به اعتقاد بسياري از صاحبنظران، هر گردشگري را به وجد مي آورد. در کنار دارا بودن جاذبه هاي تاريخي بي نظير، ميراث غني و جلوه هاي بي نظير از اکوتوريسم عواملي هستند که هر يک به تنهايي مي توانند توريسم اين کشور را با تحولي بزرگ روبه رو کنند.طبق آخرين آمارهاي رسمي تنها چهار کشور اسلامي مالزي، ترکيه، عربستان و مصر در ميان 25 کشور برتر در صنعت توريسم حضور دارند و اين درحالي است که ايران با وجود داشتن بيش از يک ميليون و 200 هزار اثر و جاذبه تاريخي و دارا بودن شرايط بسيار خوب براي جذب توريست نسبت به اين کشورها، متأسفانه تاکنون نتوانسته سهم قابل قبولي از صنعت گردشگري را در خاورميانه از آن خود کند.
شايد باور نکنيد اما اظهارات گردشگران خارجي نشان مي دهد، بسياري از توريستها حاضرند براي چند دقيقه ديدن زندگي پر جاذبه عشاير قشقايي، ياچند لحظه استراحت زير باد گيرهاي خانه هاي قديمي يزد، يک استکان چاي در باغ هاي تاريخي ايراني، مشاهده مزرعه بنفش زعفران در خراسان، تفريح درکوير دلرباي ايران، گرفتن عکس يادگاري در تالاب زيباي انزلي، شنا درچشمه هاي معدني و هزاران جاذبه بکر ديگر با تحمل رنج سفر، دلارهاي ريز و درشت را خرج کرده، به ضيافت صنعت توريست ايران بشتابند.
کافي است آنها بدانند «زاغ بور» يا همان پرنده يک ميليون دلاري فقط در ايران زيست مي کند ،آهوي ايراني ياهمان «جبير» در دشتهاي سمنان تاخت و تاز مي کند ويا کروکوديل پوزه کوتاه سيستان خاص کشورمان است، آن وقت خواهيد ديد که چگونه هزاران طبيعت دوست از کشورهاي دور ونزديک چمدانهاي سفر را به مقصد ايران مي بندند.
البته براي رفع اين نقيصه مسؤولان کشورمان هم بيکار ننشسته اند، آنها اين رزوها آستين ها را بالا زده ومي کوشند تابا برنامه ريزي و اتخاذ تمهيدات لازم سهم مناسبي از درآمد سرشار صنعت توريسم را نصيب اقتصاد ملي نمايند و شايد بي دليل نباشد که براساس چشم انداز بيست ساله، ايران بايد تا سال 1404 ، حداقل 5/1 درصد تعداد گردشگران بين المللي، يعني تا 20 ميليون نفر را به خود جذب کند.
به هرحال نبايد فراموش کنيم همانطورکه بارها کارشناسان تاکيد کرده اند، سرمايه گذاري و توجه بيشتر به اين صنعت با توجه به وجود ظرفيتهاي فراوان در بخشهاي گوناگون حوزه گردشگري، مي تواند براي هميشه تير خلاصي بر اقتصاد تک محصولي کشورمان باشد.
به نظر مي رسد، تحقق اين هدف با محور قرار گرفتن صنعت گردشگري در برنامه هاي توسعه اي، چندان دور از دسترس نيست .

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com