تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
معارف
جهان اسلام
ورزشي
هنر
حوادث
زندگی سالم
دانش و فناوری
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2011-07-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 29تیر ماه 1390


بي اطلاعي جواد شمقدري از دستگيري بازيگران؛
مکان برگزاري جشنواره فيلم کودکان هنوز مشخص نيست



جواد شمقدري گفت: جشنواره فيلم کودک برگزار خواهد شد، اما اينکه آيا اين جشنواره در همدان برگزار شود معلوم نيست.






به گزارش ايسنا، معاون سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در حاشيه اختتاميه نخستين دوره جشنواره آموزشگاه هاي آزاد سينمايي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالي پيرامون آخرين وضعيت برگزاري جشنواره بين المللي فيلم کودک تصريح کرد: هنوز درباره محل برگزاري جشنواره فيلم کودک تصميمي نگرفته ايم و آقاي ميرعلايي براي تعيين محل برگزاري جشنواره کودک در حال مذاکره و پيگيري از گزينه هاي پيش رو هستند.
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينکه «با توجه به تاسيس سازمان سينمايي در ماه هاي آينده، تکليف حکم جديد براي تاسيس موسسه امور جشنواره ها و روابط بين الملل سينما چه مي شود؟» اظهار کرد: ما نبايد کارهاي جاري مان را در معاونت سينمايي متوقف کنيم. در آينده ممکن است بخش جشنواره ها و روابط بين الملل در چارت سازمان سينمايي، يک دفتر مستقل و يا يک معاونت مستقل باشد.
شمقدري ادامه داد: موسسه امور جشنواره ها و روابط بين الملل سينما پس از تشکيل سازمان سينمايي زير مجموعه اين سازمان قرار خواهد گرفت.
معاون سينمايي وزير ارشاد در پاسخ به سوال ديگري درباره وضعيت تشکيل مناطق هشت گانه سينمايي کشور گفت: شکل اجرايي اين کار عوض مي شود. گويا استان ها نتوانسته اند جمع شوند و با يکديگر در مورد تشکيل مناطق هشت گانه سينمايي تصميم بگيرند. به همين دليل هم قرار بر آن شد که ما با تک تک استان ها صحبت کنيم.
شمقدري افزود: البته طبق آنچه گفته شده بود، دو فيلم با حمايت استانداري ها توليد شد که ناقص بودند. يکي از اين فيلم ها «آسمان هشتم» و ديگري کاري براي جشنواره فيلم کودک بود که مرحوم آشتياني کارگرداني آن را برعهده داشت.
وي همچنين درباره کميته مشترک معاونت سينمايي با خانه سينما گفت: نمايندگان ما براي گفتگو آماده هستند اما از آن طرف تمايلي ندارند.
معاون سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به سوال يکي ديگر از خبرنگاران پيرامون شايعه احضار يا دستگيري يکي دو تن از هنرمندان بيان کرد: من در اين مورد خبري ندارم و بايد صحت اين مطلب را بررسي کنم.
شمقدري در پايان در پاسخ به اين مطلب که «آيا ارشاد براي رفع اين مشکل هنرمندان پيگيري خواهد کرد؟» بار ديگر تاکيد کرد:من اصلا در اين مورد اطلاعي ندارم.

  


تئاتر ملي را از سايه در بياوريم



بازيگر پيشکسوت تئاتر و تلويزيون گفت: وقتي نمايشنامه فرنگي در کشور نمايشنامه غالب است و نمايش و نمايشنامه ايراني در





تلويزيون ايران جايي ندارد، نبايد انتظار داشته باشيم که وضعي از اين بهتر داشته باشيم.بهزاد فراهاني بازيگر پيشکسوت تئاتر و سينما در گفتگو با مهر با اشاره به برگزاري پانزدهمين جشنواره نمايش هاي آييني و سنتي اظهار کرد: به نظر من برگزاري اين جشنواره نه تنها کار بد و بيهوده اي نيست بلکه قابل ستايش نيز هست. چون در رفتارش، نگاهي به هنر ملي دارد. از طرفي تشريح کننده درام نويسي داخلي است و آن را در نحله هاي فکري مختلف به چالش مي گيرد.
وي با اشاره به نمايش هاي ضعيفي که در اين جشنواره به اجرا درآمده گفت: اگر مي بينيم پس از چند دوره برگزاري اين جشنواره، شاهد افول کيفيت نمايش ها هستيم، به خاطر سياست بدي است که در تئاتر وجود داشته است. وقتي نمايشنامه فرنگي در کشور نمايشنامه غالب است و نمايش و نمايشنامه ايراني در تلويزيون ايران جايي ندارد، نبايد انتظار داشته باشيم که وضعي از اين بهتر داشته باشيم.اين بازيگر پيشکسوت ادامه داد: براي آنکه از چنين وضعي خارج شويم بايد تئاتر ملي را از سايه در بياوريم. بايد برگزاري جشنواره تئاتر سنتي و چنين برنامه هايي درشت تر و برجسته شوند تا بهتر ديده شوند. بايد بودجه بهتر و برنامه ريزي کلان تري به اين نوع برنامه ها اختصاص يابد تا نه تنها در تهران بلکه در همه جاي ايران شاهد اجراي آثاري از اين دست باشيم. اين کار درون اهالي تئاتر انگيزه ايجاد خواهد کرد.

  


خوانش ؛ «واو»ها و «داد»ها







خوانش شعري از داوود ملک زاده
* حميدرضا شکارسري

«و اين من ام
- داوود-
«واو»هاي ام را
که بلند مي کنند،
«داد»م بلندتر مي شود»
خردباوري (راسيوناليسم) و انسان گرايي (اومانيسم) مشخصات بارز و مؤلفههاي آشکار مدرنيته اند. پروژه اي که با رنسانس کليد خورد خردباوري به علم گرايي انجاميد و اومانيسم به فردگرايي منجر گرديد و اين همه به سکولاريسم پيدايش هنر مدرن خواه ناخواه از اين مؤلفه ها متأثر بوده است. در اين راستا مشخصاتي چون عيني گرايي، جزء نگري، معناگريزي و حتي معناستيزي، قالب شکني، دين و اخلاق ستيزي و شخصي نويسي قابل تبيين و تحليل مي گردد.
توجه به «من» فردي و تشخص شاعر از ويژگي هاي مدرني است که در شعر سنتي کمتر محلي براي بروز مي يابد. در آن شعر «من» نوعي انساني در متن حاضر مي شود، پس حقايق کلي احضار مي گردد. در شعر مدرن اما حضور «من» شخصي، وقايع جزئي و عيني جهان را فرا مي خواند.
در شعر «داوود ملک زاده» يک بازي زباني با نام شاعر منشأ آفرينش اثر گرديده است از اين منظر نام شاعر و حروف آن، آن قدر مهم و پراهميت هستند که جايگزين حقايق و معاني کلان و جهان شمول شعر سنتي شوند.
در عين حال اين شعر با لحني طنزآلود، اما معترض زمينه را براي خوانش و تأويل هاي بعدي از متن فراهم مي کند. خوانش و تأويل هايي در حوزه هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي. شاعري که حتي از حروف نامش نمي گذرد، چگونه مي تواند از ضايع شدن حقوق سياسي و اجتماعي و اقتصادي اش به عنوان مطالبات به حق يک شهروند در وضعيت مدرن اين روزگار بگذرد؟ وضعيتي که طبعاً بايد دمکراتيک باشد.
* تهران براي شعر شدن شهر کوچکي ست- داوود ملک زاده- فرهنگ ايليا- 1385 - صفحه 80

  


دبير اکسپوي 90 مجسمه سازي:مجسمه هاي چيني در تهران چه مي کنند؟!



«بهداد لاهوتي»، دبير اکسپوي 90 مجسمه سازي در گفتگو با ايلنا گفت: «هنرمندان مجسمه ساز ايراني هم توان تکنيکي را دارند و هم ايده هاي لازم را، پس چرا بايد مسوولان از چين مجسمه به ايران بياورند و در پايتخت نصب کنند.»
وي با بيان اين که مسوولان دولتي وعده هاي حمايتي بسياري دادند اما بيشترين فروش ازسوي مجموعه هاي خصوصي و مردم بود گفت: شهرداري از اکسپو خريد نداشت. حدود 100 ميليون تومان فروش داشتيم که از طرف بخش خصوصي بود البته از طرف مرکز هنرهاي تجسمي يک روز مانده به پايان اکسپو آمدند و 10 تا کار انتخاب کردند که مجموع اين کارها 50 ميليون تومان برآورد شد. اما از طرف موسسه گفتند که 40 ميليون تومان بودجه براي اين کار کنار گذاشته اند و قرار شد درمورد تخفيف کارها صحبت شود.
در اکسپوي مجسمه سازي سال 89 نيز مرکز هنرهاي تجسمي تعدادي از آثار را خريداري کرد که بعداز مدتي آن را پس فرستاد. اميدوارم امسال اين اتفاق تکرار نشود.
وي ورود مجسمه از چين را فاجعه توصيف کرد و گفت: اگر بحث توان تکنيکي است که مجسمه سازهاي ايران اين توان را دارند. اگر بحث توان ايده پردازي است؛ مجسمه سازهاي خودمان هم اين توانايي را دارند. که اگر غير از اين بود پس چطور در دبي، ابوظبي و استانبول؛ هنرمندان ايراني اين قدر فراوانند؟ اما در ايران چرا بايد از چين مجسمه وارد شود؟
به نظر من؛ اگر از چين مدير بياوريم خيلي بهتر است. مديري که توانسته کاري کند تا مجسمه صادر کند؛ بيايد بشود چه مي دانم رييس فلان مرکز و موسسه... شايد آنها توانستند کاري کنند که مجسمه ايراني هم صادر شود !
در چند ماه اخير حداقل 7 - 8 جا از اين مجسمه ها نصب شده است. مستقيم از چين مجسمه مي خرند، مي آورند اينجا نصب مي کنند. يک شيلنگ آب هم به آن نصب مي کنند که بگويند آبنماست. کساني که اين کار را مي کنند؛ دارند لطمه مي زنند. کاري ندارم که در چين خيلي از چيزها خيلي ارزان است اما آيا از خريد تا مرحله نصب؛ هزينه اي که صرف مي شود آنقدر ارزان تمام مي شودتا وارد کردن مجسمه را توجيه کند؟! !

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com