تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
معارف
جهان اسلام
ورزشي
هنر
حوادث
زندگی سالم
دانش و فناوری
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2011-07-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 29تیر ماه 1390


بحران در مالزي؛ دخالت غرب يا انقلاب مردمي؟



گروه سياسي: مالزي در هفته گذشته ناآرام شد. اين کشور، در يکي از متفاوت ترين روزهاي تاريخ خود، شاهد تعقيب و گريز





خياباني ميان مخالفان و نيروهاي امنيتي بود که در نتيجه آن، بيش از 1600 نفر بازداشت شدند. در اين تظاهرات 20 هزار نفر شرکت داشتند.
مالزي که از نظر اقتصادي توانسته است به يکي از پيشرفته ترين کشورهاي جهان تبديل شود، اين روزها با برخي نارضايتي هاي مردمي از رويکرد دولت در قبال برخي اصلاحات در قانون اساسي همراه شده است. پليس مالزي نيز در واکنش به اين تحرکات صدها نفر را در خيابان هاي کوالا لامپور بازداشت کرده است.
مردم مالزي در اعتراض به سياست هاي «نجيب رزاق» نخست وزير مالزي و با درخواست اصلاح قوانين انتخاباتي به منظور اطمينان از کسب نتيجه بي طرفانه و شفاف در انتخابات سراسري آتي، در خيابانهاي کوالالامپور تجمع کردند. اين تظاهرات از سوي گروه خواهان اصلاحات در قانون انتخابات موسوم به «برسيه» برنامه ريزي شده است. ائتلاف برسيه که از 62 سازمان غير دولتي تشکيل شده است، خواستار برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه است. آخرين تجمع برسيه در نوامبر 2007 بود، که در آن 50 هزار نفر به خيابانهاي کوالالامپور ريختند. انتخابات سراسري بعدي در مالزي قرار است سال 2013 برگزار شود، اما نخست وزير مالزي هرگز انتخابات زودهنگام در اين کشور را رد نکرده است.

ديدگاه هاي متفاوت در باره تحولات مالزي

در اين ميان ائتلاف «پاک» مالزي که برپايي راهپيمايي اعتراض آميز را برنامه ريزي کرد، بر ادامه اين اعتراض ها تا تحقق خواسته هاي خود تأکيد کرده است. مخالفان، جبهه ملي نجيب را متهم به تقلب و فريبکاري در حفظ قدرت 54 ساله خود مي کنند که در سال هاي گذشته با سرزنش هاي بسياري درباره تبعيض نژادي و فساد مالي روبه رو بوده است.
درباره تحولات کنوني مالزي، ديدگاه هاي متفاوتي مطرح شده است. برخي با اشاره به مواضع مخالفان دولت، اين ناآرامي ها را مردمي دانسته اند که براي مقابله با اقدامات احتمالي دولت در انتخابات 2013 صورت گرفته است. پيروان اين نظريه بر اين عقيده اند که چون مطالبات اقتصادي در مالزي به دليل شرايط مناسب اقتصادي چندان جايگاهي ندارد، اين اعتراض ها تا تحقق خواسته هاي سياسي ادامه مي يابد.
برخي ناظران سياسي تحولات کنوني مالزي را اقدامي خارجي براي بي ثبات کردن اين کشور مي دانند. پيروان اين ديدگاه بر اين عقيده اند که کشورهاي غربي که با بحران اقتصادي مواجه هستند، از ادامه توسعه اقتصادي کشورهاي شرقي در هراس هستند، از اين رو با بحران سازي به دنبال ايجاد فضاي منفي اقتصادي در کشورهايي مانند مالزي و چين مي باشند.

خواست غرب براي ايجاد بحران در شرق آسيا

با توجه به پيش زمينه هاي اعتراض هاي مردمي، بهره گيري از شرايط کنوني مالزي مي تواند تا حدودي خواست غرب براي ايجاد بحران در کشورهاي شرق آسيا را محقق سازد. با توجه به شرايط نزديک جوامع شرقي، اين نقشه وجود دارد که غرب از تحولات مالزي براي ايجاد ناامني در سراسر شرق آسيا بويژه در ميان اعضاي «آسه آن» به نام دموکراسي خواهي استفاده کند. دامنه اين اعتراض ها مي تواند تا چين نيز گسترش يابد.
در کنار اين دو نظريه، برخي نيز دوري دولت از آرمان هاي برجاي مانده دوران ماهاتير محمد نخست وزير پيشين مالزي مي دانند که اين کشور را به اوج وحدت و شکوفايي رساند.
ماهاتير محمد که از دهه 1980 تا 2003 در سمت نخست وزيري مالزي قرار داشت، توانست مالزي را از کشوري فقير به يکي از قطب هاي اقتصادي منطقه و جهان مبدل سازد.
دور شدن دولت کنوني از ميراث برجاي مانده از دوران ماهاتير محمد در ايجاد فضاي باز سياسي و اقتصادي نگراني هاي مردم را به همراه داشته است، بويژه اينکه مالزي در يکي دو سال اخير نتوانسته رشد اقتصادي مناسبي را از خود برجاي گذارد.
اعتراض هاي مردمي در مالزي با هر کدام از اين سناريوها که صورت گرفته باشد، مي تواند تأثيرات منفي بر اقتصاد اين کشور داشته باشد؛ بويژه اينکه فضاي ناامني از سرمايه گذاري خارجي به عنوان يکي از مولفه هاي اقتصادي مالزي خواهد کاست. با توجه به اينکه غرب به دنبال ضربه زدن به اقتصاد کشورهايي مانند مالزي براي جبران ناکامي هاي اقتصادي خويش است، مداخله اين کشور در امور مالزي امري دور از ذهن نيست.

  


سودان و ريشه هاي تجزيه



گروه سياسي- قاسم غفوري: اين روزها جهان اسلام با چالش بزرگ تجزيه يکي ديگر از بندهاي پيکره خويش، مواجه شده است.





سودان به عنوان پنجمين کشور جهان از نظر وسعت، در شمال غربي آفريقا واقع شده است. اين کشور با 70 درصد جمعيت مسلمان در سال 1965 از انگليس استقلال يافت. سودان از جمله کشورهاي بزرگ آفريقا است که داراي منابع زير زميني بويژه در حوزه انرژي مي باشد. موقعيت حساس جغرافيايي آن در شمال غربي آفريقا و نزديکي آن به درياي سرخ، بر اهميت آن افزوده است.
حسن عمر البشير از سال 1989 تاکنون در مقام رئيس جمهور بر اين کشور حکومت مي کند. نکته اساسي درباره اين کشور اجراي پروژه جدايي مناطق جنوبي آن است که در قالب همه پرسي استقلال مناطق جنوبي برگزار شد. هر چند اين موضوع بر اساس توافق سال 2005 ميان دولت مرکزي و گروههاي جدايي طلب با هدف حفظ وحدت و جلوگيري از جنگ داخلي با نام توافق «ژوبا» صورت گرفت، اما اجراي نهايي آن در سال 9 ژانويه 2011 برگرفته از پروژه اي بزرگ خارج از مرزهاي سودان و آفريقا بود که اين کشور را با چالشهايي مواجه ساخت. در اين همه پرسي 98 درصد به جدايي جنوب از شمال راي دادند. سرانجام در 18 تير 1390 جنوب با رياست جمهوري «سالواکر» از شمال جدا شد. البته جدايي جنوب پايان راه سودان نبود، بلکه بسياري از ناظران سياسي، ابعاد گسترده تري از تجزيه را براي اين کشور در نظر گرفته اند که در آينده احتمال اجراي آن وجود دارد.

ريشه هاي تجزيه

الف: جدايي طلبان: نظام قبيله اي حاکم بر سودان از جمله مسائل مطرح در ناآرامي هاي اين کشور است. هر چند از نظر ديني و نژادي، وحدت در سودان وجود دارد، اما از نظر سياسي ديدگاه هاي انحصاري، اين کشور را به چالش کشاند چنانکه از دهه 60 تاکنون اين کشور همواره با درگيري داخلي چالشهاي امنيتي مواجه بوده است.
هر چند عمر البشير رئيس جمهور سودان در ديدارهاي دو جانبه در نشست قطر براي وحدت تلاش کرد، اما همچنان گروههاي جدايي طلب، براي رسيدن به خواسته هاي خود فعال بودند. در مناطق جنوبي نيز «جنبش آزادي بخش خلق» به رياست سالواکر، بيشترين نقش را ايفا کرد که سرانجام نيز به تجزيه اين مناطق انجاميد.
ب: کشورهاي فرا منطقه اي: منابع زير زميني و موقعيت جغرافيايي سودان، چشم طمع بسياري از کشورها به آن را در پي داشته است. هر چند برخي کشورها مانند چين از طريق اقتصادي به اين کشور وارد شده اند، اما برخي کشورها مانند آمريکا، انگليس، فرانسه برآنند از طريق نظامي و تجزيه بر اين کشور نفوذ پيدا کنند. دخالت اين کشورها با عناوين مختلف و استفاده از نام سازمان ملل، بيشترين تاثير را در تجزيه اين کشور داشته است. اسناد نشان مي دهد که اين کشورها با استفاده از برخي کشورهاي منطقه مانند چاد، و با حمايتهاي نظامي و اقتصادي آشکار از مناطق جنوبي و حتي دارفور، سناريوهاي متعددي را براي متلاشي ساختن اين کشور به کار برده اند.
ج: رژيم صهيونيستي: بسياري از ناظران سياسي با توجه به اهداف صهيونيستها و تأکيد آنها بر حضور در آفريقا بخش عمده اي از طرح تجزيه را بر گرفته از سياستهاي صهيونيستي مي دانند. اين طرح از زمان تأسيس اين رژيم آغاز شد و همچنان ادامه دارد؛ به گونه اي که تنها بخشي از آن در سودان اجرا شده است. بسياري از کشورهاي آفريقايي با اين پروژه دست به گريبان هستند. گروه هاي جنوبي سودان، بارها به دريافت کمکهاي نظامي و اقتصادي از تل آويو تاکيد کرده اند؛ چنانکه سلواکر رئيس خود خوانده مناطق جنوبي از برقراري روابط با اين رژيم در صورت جدايي مناطق جنوبي خبر داد. البته طرح صهيونيستها تنها شامل جنوب نشد، بلکه آنها فعاليت زيادي را در دارفور و نيز مناطق منتهي به درياي سرخ انجام مي دهند تا در نهايت تجزيه اين مناطق نيز اجرايي شود. در مراسم جدايي جنوب از شمال نيز پرچم اين رژيم برافراشته شد.

روند تجزيه

بررسي تحولات سالهاي گذشته سودان نشان مي دهد که جدايي مناطق جنوبي پروژه اي يک باره نبوده است؛ بلکه بانيان آن از سالهاي پيش، اين طرح را در دستور کار داشته و تنها به دليل فضاي داخلي سودان، بويژه تحرکات البشير براي حفظ وحدت و نيز چالشهاي منطقه اي و جهاني، اجراي آن را تاکنون به تاخير انداختند. بانيان اين طرح پروژه هاي متعددي را براي توجيه تجزيه انجام داده اند که از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره کرد.
1 ) کمکهاي بشر دوستانه: از جمله سياستهاي صهيونيستي براي نفوذ در کشورها، استفاده از ابزار ادعاهاي بشردوستانه است. آنها ابتدا بحرانهاي داخلي و جنگ را آغاز مي کنند و سپس با نام کمک به آسيب ديدگان، از طريق گروه هاي به اصطلاح بشر دوست، وارد آن کشور مي شوند. بهره گيري از نيروهاي سازمان ملل به عنوان حافظ امنيت بخش ديگري از اين پروژه است. اين طرح را بصراحت در قبال سودان مي توان مشاهده کرد که غربي ها و صهيونيستها به نام کمک به مردم جنگ زده سودان در دارفور و مناطق جنوبي نفوذ کرده و سپس نيروهاي سازمان ملل را نيز وارد صحنه کردند؛ به گونه اي که پيش از 20 هزار نيروي سازمان ملل در بسياري از مناطق سودان مستقر شدند.
2 ) تقابل ديني: هر چند 70 درصد از جمعيت سودان را مسلمانان تشکيل مي دهند، اما غرب در تبليغات خود از نسل کشي ديني در اين کشور سخن به ميان آورد و تلاش کرد تا با ادعاي قتل عام 300 هزار نفر در مناطق مختلف سودان بويژه در دارفور به دست دولت مرکزي، فضاي تبليغاتي منفي ديني را در اين کشور ايجاد کند. همين تبليغات، بخش قابل توجه اين طرح را در تقابل اسلام و مسيحيت تشکيل مي دهد؛ به گونه اي که به ادعاي غربي ها و صهيونيستها تجزيه جنوب سودان براي حمايت از جمعيت 25 درصدي مسيحيان سودان بوده است.
3 ) درگيري منطقه اي: از ديگر ترفندهاي خارجي براي دخالت در امور سودان و دور ساختن آن از امور داخلي، مشغول داشتن آن به تحولات منطقه اي بويژه درگيري با چاد است. آنها با سوق دادن کشورها به تقابلهاي سياسي و نظامي آنها را از امور داخلي به چالشهاي منطقه اي سوق داده در حالي که با ادعاي حفظ امنيت منطقه دخالتهاي بيشتري را صورت داده اند.
4 ) محاکم جهاني: استفاده از شوراي امنيت و دادگاه لاهه با پرونده سازي عليه البشير رئيس جمهور و نيز صدور قطعنامه با نام حمايت از مردم سودان بخش ديگري از اعمال فشارها بر سودان براي پذيرش تجزيه بوده است. هر چند که احکامي مانند حکم دادگاه لاهه براي بازداشت البشير از سوي سودان و اتحاديه آفريقا اجرا نشد، اما ابزار فشاري براي دخالت در امور سودان بوده است.
5 ) جلوگيري از آشتي ملي: هر چند سوداني ها با ديدارهاي متعدد و برگزاري نشست هاي قطر براي وحدت تلاش کرده اند، اما تحريک خارجي بويژه تحريکات متعدد در دور ساختن جنبش آزادي بخش خلق سودان از وحدت اين طرح را با شکست مواجه ساخته است.
6 ) ابزار تبليغات: متأسفانه ابزاري رسانه اي براي آرام سازي فضاي جهاني جهت پذيرش مداخله و تجزيه سودان از ابزارهاي مهم در تجزيه سودان بود که نمود آن را مي توان در کشورهاي اسلامي مشاهده کرد که سکوت آنها در برابر تجزيه بخشي از جهان اسلام را به همراه داشت.

اهداف تجزيه

الف) منابع انرژي: بسياري از ناظران سياسي و اقتصادي، وجود 85 درصد از منابع انرژي و نفت در مناطق جنوبي سودان را از دلايل اصلي تجزيه اين کشور مي دانند. سياست استعمار منابع نفتي و زير زميني در بسياري از کشورهاي آفريقايي اجرا مي شود و جنوب سودان نيز به اين دليل از ساير بخشهاي اين کشور جدا شده است.
ب) تجزيه جهان اسلام: تفرقه افکني و تجزيه کشورهاي اسلامي، از اهداف هميشگي استعمار است. آن ها پروژه بالکانيزه کردن يا همان خورد کردن کشورهاي اسلامي را اجرا مي کنند تا مانع از وحدت کشورهاي اسلامي شوند. ناظران سياسي، هدف بعدي غرب را تجزيه کشورهاي اسلامي مانند سومالي، الجزيره و مصر مي دانند. تبليغات رسانه اي براي سرپوش نهادن بر ماهيت اسلامي سودان، براي کم اهميت جلوه دادن تجزيه آن، متاسفانه سکوت کشورهاي اسلامي در برابر اين تجزيه را به همراه داشت.
ج)تجزيه آفريقا: سلطه بر آفريقا و جلوگيري از بازيگري فعال آن در معادلات جهاني نيز از اهداف استعمار بوده است. اکنون نيز اين پروژه با ايجاد جنگهاي داخلي و منطقه اي و نيز تجزيه کشورها اجرا مي شود. سودان نمونه بارزي از اين طرح است. که در تمام ابعاد درگير شده و در نهايت جنوب آن تجزيه گرديد.
ه) پروژه صهيونيستها: آفريقا در چند دهه گذشته همواره مورد تهاجم صهيونيستها قرار گرفته است که با ادعاهاي مختلف صورت مي گيرد. صهيونيستها در کنار دستيابي به منابع و انرژي کشورها برآنند تا عدم مشروعيت بين المللي خود را با چپاول اين کشورها پنهان سازند. تجزيه کشورهاي اسلامي ايجاد سرزمينهاي جديد اشغالي از اهداف ديگر آنها است. نکته اساسي طرح صهيونيستها براي سلطه بر درياي سرخ و منابع آبي آفريقا و خاورميانه و مديترانه است . اسناد نشان مي دهد که صهيونيستها طرح تجزيه و سلطه بر تمام کشورهاي حاضر در شاهراه درياي سرخ ، تنگه باب المندب، خليج عدن، اقيانوس هند، درياي عرب، درياي عمان، تا خليج فارس را در دستور کار دارند. آنها برآنند تا محور ترانزيت دريايي شده و ساير کشورها را به روابط اجباري با تل آويو وادار سازند.
و) جنگ طلبي آمريکا: هر چند اوباما با ادعاي صلح سرکارآمد، اما روند تحولات از استمرار سياستهاي دوران بوش در دوران وي حکايت دارد. تحرکات گسترده آمريکا براي حضور در آفريقا شدت بيشتري يافته و آمريکا طرح تأسيس 12 پايگاه نظامي در آفريقا و سلطه بر منابع اين مناطق را اجرا مي کند. بر اساس طرح پنتاگون، ورود به آفريقا از ضروريات طرح آمريکا است. آنها دو اصل مبارزه با تروريسم و اجراي کمکهاي بشر دوستانه را محور مداخلات خود در اين قاره قرار داده اند که نمود آن را در سودان و سومالي مي توان مشاهده کرد، در حالي که هدف نهايي آن سلطه و تجزيه کشورها مي باشد.

  


ريهام البربري تحليل گر مصري در گفتگو با قدس؛
ميدان التحرير سنگري است که نبايد خالي شود



* مهدي دستگردي
اشاره: 34 جنبش، ائتلاف و حزب سياسي مصر «سند التحرير» را تدوين کردند. تشکيل دولت انقلابي با اختيارات تام مهمترين خواسته مردم مصر در اين سند عنوان شده است.در حالي که نخست وزير دولت انتقالي مصر تمامي تلاش هاي خود را براي آرام کردن انقلابيون اين کشور بکار گرفته بود، مصري ها جمعه گذشته تظاهراتي را به نام «جمعه آخرين هشدار» در بسياري از شهرهاي مصر برگزار کردند.
پاکسازي کامل وزارت کشور، بازنگري اساسي در ساختار آن و پايان دادن به محاکمه غيرنظاميان در دادگاه هاي نظامي و لغو قانون ممنوعيت برگزاري تظاهرات و اعتصاب به عنوان يکي از حقوق اساسي شهروندي و جلوگيري از ادامه فعاليت اعضاي رژيم و حزب ملي حاکم در دولت و هرگونه فعاليت سياسي از مواردي است که در اين سند عنوان شده است .
از سويي ديگر شيخ «مظهر شاهين» خطيب نماز جمعه ميدان تحرير نيز با انتقاد شديد از دولت عصام شرف تاکيد کرد: وي در تحقق اهداف انقلاب تأخير بسيار کرده است. از سويي ديگر تظاهرات مشابهي در شهرهاي ديگر مصر از جمله در اسکندريه، سوئز، العريش و شرم الشيخ نيز برگزار شد. اين در حالي است که تظاهرات کنندگان مصري در شهر شرم الشيخ با تجمع در مقابل بيمارستان اين شهر که مبارک در آن بستري است، خواستار بيرون راندن وي از اين شهر تحويل وي به مقامهاي قضايي شدند.
«ريهام البربري» تحليل گر مسايل سياسي و روزنامه نگار مصري با اشاره به اينکه هنوز اهداف انقلاب مصر تحقق نيافته است، گفت: ما اکنون در آغاز راهي هستيم که براي رسيدن به افقهاي برتر آن بايد مراحل زيادي را پشت سرگذاشت. وي با اشاره به اينکه هنوز خواسته هاي ملت مصر محقق نشده است گفت: به باور من اين انقلاب بايد ادامه يابد و مردم همچنان در ميدان التحرير حضور داشته باشند چرا که برخي از سياستمداران سابق تلاش مي کنند تا کنترل اوضاع را در دست بگيرند.
وي افزود: بسياري از مردم مصر هنوز باور ندارند که تغيير اساسي در سياستهاي داخلي و خارجي مصر انجام گرفته است تنها چيزي که رخ داد کنار رفتن حسني مبارک از حکومت بود هرچند اين موضوع نيز دستاورد مهمي است اما نبايد فراموش کنيم که هنوز نيروهاي امنيتي مبارک و پليس مصر اقدام به سرکوب تظاهرات مردم و شکنجه آنها مي کنند.
وي با اشاره به ضرورت تغيير در ساختار وزارت کشور مصر و نيز سياستهاي خارجي اين کشور گفت: همه مي دانند که عصام شرف حتي نمي تواند يک کارمند دولت را تغيير دهد . ما به اين باور رسيده ايم که بايد يک تغيير اساسي انجام گيرد و نخست وزير نيز بايد برکنار شود.
وي از همه احزاب سياسي مصر خواست تا از محافظه کاري دست بردارند و به طور جدي وارد عرصه سياسي شوند تا برخي نتوانند اين انقلاب را از آن خود کنند.
.... با اشاره به کناره گيري محمد العرابي وزيرخارجه مصر و برخي تغييرات ديگر در کابينه مصر گفت: اين تغييرات هيچ سودي ندارد و در اساس موضوع هيچ تغييري ايجاد نمي کند، نبايد با اين مانورهاي سياسي، سطح خواسته هاي مردم مصر را کاهش داد و آنان را مجبور به عقب نشيني از آرمان هاي اساسي خودکرد . البته من به يقين رسيده ام که امروز مردم مصر در برابر اين مانورهاي سياسي آگاهي بيشتري پيدا کرده اند.
وي با اشاره به ادعاي مديريت انقلاب هاي منطقه از سوي آمريکايي ها گفت: شايد امروز آمريکايي ها تلاش مي کنند تا اين رخدادها را به سود خود و رژيم صهيونيستي مديريت کنند اما واقعيت اين است که هرگز انتظار ايجاد بيداري اسلامي در منطقه و به ويژه مصر را نداشتند.
آمريکايي ها حاضر نيستند به آساني مصر را از دست بدهند و از اينرو از تمام توان خود براي گمراه کردن انقلاب مصر از مسير درست آن استفاده خواهند کرد. در اين ميان رژيم صهيونيستي که زيان کننده اصلي رخدادهاي بيداري اسلامي در منطقه و مصر است سعي خواهد کرد تا مانع رسيدن مردم انقلابي مصر به خواسته هاي خود شود چراکه مهمترين مانع برسر راه تحقق جاه طلبي صهيونيست ها بيداري اسلامي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com