|
*دكترمصطفي اقليما
در چند روز گذشته شاهد برپايي چندين برنامه تفريحي به وسيله مردم در شهرها بوديم كه با تقبيح و واكنش نيز روبه رو شد. يكي از اين مراسم كه جنجالهايي را نيز به همراه داشت، جشنواره آب در بوستان آب و آتش بود. گرچه ما قصد نداريم چنين رفتارهايي را تقبيح يا تأييد كنيم اما بايد به دنبال علتهاي برگزاري چنين مراسمي باشيم. از مهمترين دلايل اين مقوله، نبود فضاي تفريحي و نشاط اجتماعي است. همه انسانها در تمامي سنين نياز دارند، اوقاتي را براي رهايي از خستگي جسمي و فشار روحي به تفريح و سرگرمي بپردازند. در دنيا به عناوين گوناگون چنين فضاهايي فراهم مي شود. براي نمونه، در انگلستان پاركي است كه مردم در آنجا براي تخليه هيجانات فرياد مي كشند يا برخي كشور ها مراسم جشن خنده دارند. برخي كشور ها در قوانين خود موظفند، نيم ساعت از روز را به ورزش كاركنان اختصاص دهند. بنابراين اگر نگران برگزاري چنين مراسمي هستيم بايد جايگزيني داشته باشيم. اگر ما جامعه را از برگزاري روز عشاق يا هر برنامه ديگر منع كرده ايم چه برنامه اي را داشته ايم كه مردم تفريح كنند و سرگرم باشند. در حالي كه رفتار معقولانه حكم مي كند هروقت از مردم چيزي مي گيريم بايد مورد ديگري براي جايگزيني داشته باشيم، در حالي كه تاكنون چنين نبوده است. مي توان با ايجاد برنامه هاي مفرح، به خانواده ها اين فرصت را داد تا در كنار هم يك روز را با شادماني سپري كنند. در زمان برگزاري اين برنامه ها نيز به حضور نيروهاي پليس ضرورتي نيست. مگر مردم جامعه ما غيرقابل كنترل هستند كه به نظارت پيوسته نياز داشته باشند يا اينكه مگر در اين مراسم قرار است چه رفتار ضد شرعي رخ دهد؟ به نظرم، مسؤولان اگر هزينه هايي را كه سالهاست براي كاهش آسيبهاي اجتماعي مانند اعتياد صرف مي كنند، براي تأمين رفاه و نشاط خانواده ها هزينه مي كردند، امروز دغدغه هجوم آسيبهاي اجتماعي را نداشتند. |