|
دکتر رحمت سخني: اورژانس چندان شلوغ نبود، ولي با تمام اين وجود، به کادر، که بين شان بازار اس ام اس وموبايل داغ بود، گفتم که در امور بيماران اورژانسي بايد سريع مثل جت اقدام کنند تا کار بيمار زمين نماند. آنقدر از اين حرفها گفتم که تمامي موبايل ها و اس ام اس بازي ها تعطيل شد. در اين اثنا يک بيمار که دستش به شدت متورم بود به اورژانس آمد و خانم پرستار ترياژ و منشي اورژانس بيمار را به عنوان عقرب زدگي پذيرش کردند. خواستم قدرت مانور و عمل خود را نشان دهم، رو به پرستاران کردم گفتم، بچه ها الان وقتشه که خودتان را نشان بدهيد و دستور زدن آمپول دگزامتازون، واکسن ضد عقرب، آمپول ضد درد ترامادول وآمپول ضد حساسيت کلرفنيرامين و آمپول ضد کزاز را يک جا صادر کردم.
بچه هاي پرستار يک دفعه غيرتي شدند، هر کدام يکي از آمپولهايي که گفته بودم جدا جدا به سرنگها کشيدند و بالاي سر بيماررفتند، من نيز به آنها پيوستم تا اين عقرب زده را از نزديک ببينم. بله ديدم که دست بيمار ورم کرده وبيمار از درد دستش ناله مي کند، ولي با تمامي اين حال، ديدم که رنگ بيمار مثل گچ سفيد شده است. بچه ها به بيمار گفتند آقا زود بخواب روي تخت تا آمپول هايت را بزنيم. بيمار با ترس ولرز گفت آمپول، آمپول کدام آمپول؟ بابا من که چيزيم نشده فقط...بچه ها نگذاشتند ادامه بدهد وگفتند آقا دراز بکشيد که ما وقت نداريم. دکتر گفته تا اين آمپولها را به شما بزنيم تا خدايي نکرده دچار عوارض نشويد.
نه ما از شما دفترچه اي خواستيم و نه گفتيم برو قبض و دارو بگير، اين کارها را گفتيم، که بعد ميتواني انجام بدهي، پس مي بيني که به نفع شما کار مي کنيم.
بيمار که اشکهايش در آمده بود، گفت بابا من آمدم فقط عکس دستم را بگيرم. من که چيزيم نيست، مگه قبل عکس گرفتن اين همه آمپول مي زنند! يکي از پرستارها گفت راستشو بگو از آمپول ميترسي نه؟ متأسفانه چون تورا عقرب زده ما مجبوريم به خاطر سلامتي شما اين آمپولها را تزريق کنيم.
حالا ديگه پسر خوبي باش و دراز بکش تا آمپولهايت را بزنيم. مريض که ديگر اشک ريختنش به گريه بلند تبديل شده بود، گفت بابا منو عقرب نزده من از درخت افتادم و دستم دچار ضربه شده و تورم آن نيز بخاطر افتادن از درخت است و ترسيدم که بشکند، براي اطمينان آمدم که از دستم گرافي بگيرم !
حالا که مي بينم قبل گرافي کردن اين همه آمپول بايد بزنم! از خيرش گذشتم، خداحافظ! بيمار که بلند شد برود، من تازه به اشتباه خود و ديگر پرستاران بخصوص اشتباه پرستار ترياژاورژانس پي بردم و بعد از پوزش از بيمار بخاطر اشتباهمان، او را از نزديک معاينه و به گرافي ساعد دست فرستادم و به اين نتيجه رسيدم که در اورژانس سرعت عمل مهم است ولي دقت و معاينه از نزديک و اطمينان نکردن به گفته اطرافيان مهمتر است.
ژشت . حشزپدظطبص . 2729 ثسبخبظ |