تبليغات X
 

صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ضیافت آسمانی
معارف
ورزشي
هنر
عشقستان
حوادث
زندگی سالم
دانش و فناوری
شهرستانها
قدس خراسان
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2011-08-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 17مرداد ماه 1390


گزارشي از طرح ضيافت اکرام رضوي ؛ سفره اي به وسعت شهر امام رضا(ع)



احمد عبدا... زاده مهنه:از خادمي که چوب پر زرد به دست دارد، مي پرسد: «آقا! صحن هدايت کجاست؟» کارتي هم در دست دارد





که رويش با خط خوش از «ولايتمدار گرانقدر» دعوت شده است تا در ضيافت افطاري امام مهربان شرکت کند. زائر، اهل مشهد خودمان است، ولي حرم امام رضا(ع)-هزار ماشاءا... آن قدر بزرگ شده است که حتي مشهدي ها هم صحن هاي جديدش را پيدا نمي کنند. نزديک غروب حرم، همراه با خيل زائران دعوت نامه به دست، به سوي صحن هدايت مي روم و با استقبال خادماني مهربان روبه رو مي شوم که چوب پر قرمز به دست دارند. دعوت نامه ها کنترل مي شود و چند قدم آن طرف تر، دستگاه بارکد خوان با چشمکي اطلاعات کارت را وارد لپ تاپ ها مي کند. در گوشه اي وسايل وضو مهياست و خادمان، ميهمانان افطاري حضرت را به سمت صف هاي نماز جماعت راهنمايي مي کنند.

پيش افطار

بر خلاف روزهاي قبل که از دو ساعت مانده به اذان مغرب، گرسنگي و تشنگي و بي حالي به آدم هجوم مي آورند، اينجا فضايي معنوي برقرار است و هر کسي تلاش مي کند با کمک از امام رضا(ع) خود را به طريقي به خدا نزديک کند. ويژه برنامه هاي پيش از افطار هم ميهمانان را در اين مسير ياري مي کنند. ترتيل قرآن، مداحي و سخنراني هر روز پيش از افطار برقرار است. امام جماعت هم- خدا خيرش بدهد- نماز را مختصر و مفيد برگزار مي کند، طوري که هنوز اذان حرم تمام نشده، نماز مغرب ما به پايان رسيده است.
نشاني را خدا داده است

پيرمرد کنار دستم را به حرف مي گيرم و از او درباره اين ميهماني کريمانه مي پرسم. «ابوالحسن مخلص» مي گويد: دعوت نامه را نماز ظهر امروز در مسجد محله دريافت کرده است. مخلص با لهجه شيرين و غليظ مشهدي با افتخار تأکيد مي کند که سالهاي پيش هم به ضيافت افطاري حضرت آمده است. و احساسش را درباره اين ضيافت چنين بازگو مي کند: «خدا خودش بنده اش را هر جا که بخواهد، روانه مي کند. دست کس ديگري نيست. حالا امام رضا(ع) ما را طلبيده است که اول بياييم سلامي بدهيم و بعد سر سفره ايشان بنشينيم. حاجت دم افطار پيرمرد باصفا هم اين است که خدا زيارت آقا را قسمت همه آرزومندان بکند: «خدايا سلامتي بده که تا آخر عمر بتوانيم به پابوس آقا بياييم و براي همه مسلمانان دعا کنيم.»

آرزوي برآورده

«ع-ق» هم جواني است که با دعوت نامه مادرش راهي ميهماني شده است. او که پارسال هم توفيق شرکت در ضيافت را داشته، مي گويد: «رسيدن به خدمت آقا و خوردن غذاي حضرت لذتي دارد که وصف ناشدني است.» او در تمجيد از طرح اکرام ضيافت رضوي مي گويد: «طرح خوبي است، چون بسياري از مردم مشهد سالها حسرت خوردن غذاي حضرت را در دل داشتند و الان مي توانند از اين توفيق بهره مند شوند.» دعاي افطارانه جوان، فرج امام زمان(عج)، شفاي بيماران و سلامتي و طول عمر مادر است.
اين غذا برکت است

از سر سفره افطار برخاسته اند و پدر خانواده دارد تلفني با همسرش قرار مي گذارد. «عباس اسماعيلي» همراه دو پسرش در ضيافت افطار شرکت کرده و ساير اعضاي خانواده هم در قسمت خواهران هستند. احمدرضا، پسر 10 ساله خانواده که کلاس چهارم است و درس هايش هم خوب، مي گويد که هر روز نماز ظهر و مغرب به مسجد مي رود. امير، پسر اول دبيرستاني آقاي اسماعيلي، امسال به سن تکليف رسيده و روزه هايش را مي گيرد و مي گويد سختش نيست.امير مي گويد: «حضور در اين ميهماني احساس عالي و خوشايندي است که کسي نمي تواند آن را تصور کند.» پدر خانواده هم مي گويد دعوت نامه را در مسجد امام علي(ع) در خيابان نهم گاراژدارها دريافت کرده است. اسماعيلي مي گويد ماه رمضان پارسال دو بار قسمت شده است که ميهمان امام رضا(ع) شود: يک بار از مسجد محل و يک بار از مسجد نزديک مغازه اش. مي گويد: «از امام رضا(ع) ممنونيم که دعوتمان کرده است. اين غذا برکت است.» مي پرسم اگر امام رضا(ع) ال؛ن بر سر سفره حضور داشته باشند، به ايشان چه مي گوييد؟ جواب مي دهد: «نمي توانم چيزي بگويم. فقط از اينکه ما را لايق دانسته و دعوتمان کرده اند، تشکر مي کنم.»

سفره اي براي 12 هزار روزه دار

آقاي «توکلي»، مسؤول طرح ضيافت اکرام رضوي، آن قدر سرش شلوغ است که نمي توانم در لحظات افطار با او گفتگو کنم. توکلي روز بعد در گفتگويي تلفني از چگونگي اجراي اين طرح مي گويد: «ما در اين طرح روزانه از 12 هزار نفر پذيرايي مي کنيم. ترتيب کار هم به اين صورت است که مشهد را به 10 منطقه تقسيم کرده ايم و هر روز 5 منطقه را در نظر مي گيريم و بين مساجد آن منطقه قرعه کشي مي کنيم.
پس از آن 50 گروه سه نفره شامل دو موزع و يک ناظر را هنگام نماز ظهر به مساجد انتخاب شده مي فرستيم. بر روي پاکت اصلي دعوت نامه ها فقط آدرس کلي نوشته شده است و گروه حق ندارد تا رسيدن به آن منطقه پاکت را باز کند. پس از رسيدن به منطقه پاکت باز مي شود و آدرس دقيق مسجد مشخص مي گردد. هميشه به تعداد بيشتر از نمازگزاران، دعوت نامه در اختيار گروه قرار مي دهيم، ولي اگر حتي يک دعوت نامه هم کم بيايد گروه آنها را توزيع نمي کند و آن مسجد در نوبت هاي بعدي قرار مي گيرد تا حقي از کسي ضايع نشود.» توکلي تأکيد مي کند: «ترتيبي داده ايم که همه مساجد سطح شهر تحت پوشش اين طرح قرار بگيرند و اتفاق افتاده که دعوت نامه در مسجدي دو بار توزيع شده باشد، اما هيچ مسجدي از قلم نيفتاده است.» فهرست مساجد را از سازمان تبليغات اسلامي گرفته ايم و حتي نمازخانه ادارات را هم تحت پوشش قرار مي دهيم.» وي در ادامه مي گويد: «هر کارت مخصوص يک نفر است و همراه پذيرفته نمي شود. هر نفر هم فقط از يک کارت مي تواند استفاده کند و نمي تواند با کارت چند نفر، چند غذا بگيرد.» توکلي درباره نيروهاي خدمتگزار در طرح ضيافت هم خاطرنشان مي کند: « 500 نفر نيروهاي راهنمايي، تکريم و انتظامات هستند و بيش از 500 نفر در بخش پخت و پذيرايي مشغول به خدمت هستند. در مجموع حدود 1200 نفر به طور مستقيم در خدمت ميهمانان امام رضا(ع) در ماه مبارک رمضان هستند.»

پشت پنجره فولاد

مي خواهم با خادمان ضيافت امام رضا(ع) هم صحبت کنم که جوان عينکي، درخواستم را نمي پذيرد و متواضعانه مي گويد: «ما کسي نيستيم». سراغ جوان سفيدپوش ديگري مي روم که خادم ميهمانسراي حضرت است. او مي گويد که تدارک افطاري از ساعت 7 صبح تا نزديک 11 شب طول مي کشد. از او مي خواهم خاطره اي از دوران خدمت خود در حرم بگويد: «من هميشه سعي مي کنم غذاي خودم را به زائران آقا بدهم و براي اين کار پشت پنجره فولاد مي روم و دوست دارم غذا قسمت کسي بشود که واقعاً آرزومند است و حاجتي دارد.يک روز ظهر عجله داشتم و به امام رضا(ع) گفتم: آقا! خودت کسي را پيدا کن که امروز وقت ندارم. ناگهان چشمم به پسربچه اي افتاد که طنابي در دست داشت و به مادرش مي گفت: مامان! اين را به دستم ببند. مادرش را صدا زدم و غذاي حضرت را به او دادم.» چشمان خادم پر از اشک مي شود و با صدايي بغض آلود ادامه مي دهد: «مادر گفت: بچه ام را براي شفا آورده ام و از صبح هر چه تلاش مي کنم، نمي گذارد طناب را به دستش ببندم. نمي دانم الان چطور راضي شده است! »

پايان خوش يک گزارش

در محفل افطاري حضرت از خيلي ها، چه از زائران و چه از مسؤولان، مي شنوم که دعوت به دست خود آقاست. سر سفره افطاري صحن هدايت، پاکت سبزي را که رويش نوشته «صلوات» باز مي کنم تا روزه ام را با خرما و نان و پنير و سبزي آقا به پايان ببرم. بساط چاي و سوپ و شله زرد هم مهياست و همچنين غذايي که آن را براي تبرک به خانه مي برم. تازه يادم مي آيد که اين گزارش بهانه اي شده که من بي مقدار هم بر سر سفره امام رضا(ع) بنشينم و باورم مي شود که دعوت به دست خود آقاست.

  


تا ربنا ؛ روح نيايش



جواد محدثي
دعاي روز هفتم ماه رمضان
بسم ا... الرحمن الرحيم
اللهم اعني فيه علي صيامه و قيامه و جنبني فيه من هفواته و اثامه وارزقني فيه ذکرک بدوامه بتوفيقک يا هادي المخضلين: خدايا! ياري ام کن در اين ماه بر روزه و شب زنده داريش و دورم بدار در آن از لغزشها و گناهانش و روزيم کن در آن ذکر خود را به طور دوام و يکسره به توفيق خود، اي راهنماي گمراهان!
***
خداوند به عيساي مسيح وحي کرد: «اي عيسي! همواره در تنهايي ها به ياد من باش، بدان که از ناله ها و نجواها خوشحال مي شوم، در نيايش،«زنده» باش، نه«مرده»!
دعا، بايد از عمق جان برآيد و خواسته دل باشد. جملات دعا، بايد شعله هايي از روح دردمند و نيازمند و جستجوگر و طالب و عاشق انسان باشد. دعا، بايد «حيات» داشته باشد. نيايش، بايد«روح» داشته باشد، زنده باشد، نه مرده. بايد از صميم جان خواست، همچون دردمندي گرفتار و بي درمان، همچون غريقي که در چنگ امواج، گرفتار است و فريادرسي ندارد. در نياش بايد«قلب» را پيش خدا برد. اين ظرف را بايد پر از خدا کرد، بايد خدا را فرياد کرد، تا ناله به جايي برسد، تا«لبيک» اجابتي از سوي پروردگار آيد، تا رخصت بار يافتني به آن درگاه، داده شود.
عبادت، با کمکهاي الهي: درست است که خداوند از ما عبادت خواسته و به نماز و روزه فرمان داده است، ليکن در موفق شدن به اينها نيز، خدا بايد خود، ياري کند. شبهاي پربرکت، سحرهاي پر معنويت، روزهايي که سفره ضيافت الهي گسترده است. زمينه عمل آماده است، اما بايد خداوند توفيق دهد بر«صيام» و «قيام»، تا از «لغزش»ها و «گناهان»، دوري کنيم.
در طريق عمل، با موانعي رو به رو هستيم، نفس، سنگ اندازي مي کند، دل، تمايل به هوس و شهوات دارد، غرور و رياست طلبي و خودخواهي گاهي زبانه مي کشد، ابليس براي بازداشتن ما از پرداختن به حق، وسوسه مي کند، بالاخره دشمناني دروني و بيروني داريم که بايد از چنگشان رها شويم تا به خدا برسيم. امدادهاي الهي، بايد«همراه» ما باشد.
طي اين مرحله بي همرهي خضر مکن
ظلمات است، بترس از خطر گمراهي
آيا نمازي که مي خوانيم، همان نماز خدا خواسته است؟ !
هميشه به ياد خدا بودن، همواره متوجه مسؤوليت و تعهد بودن، در همه جا خدا را حاضر و ناظر دانستن، با همه چيز خدا را ديدن، نسبت به تمام اعمالمان خدا را«بصير» دانستن، نسبت به همه حرفهايمان، او را«شنوا» دانستن، خود را در همه حال، در محضر«پروردگار» ديدن... .
اين است معناي واقعي ذکر خدا، که سازنده است، بازدارنده از گناه است، دعوت کننده به طاعت است، عامل خوف و خشيت است، سبب ساز حضور قلب است.
آنچه که در اين فراز، در دعاي امروز از خداوند خواسته ايم، «دوام ذکر» است، نه فقط«ذکر»، نه اينکه يک بار، يا دوبار، به ياد خدا بيفتيم، نه... بلکه هميشه به ياد خدا بودن و خدا را در ياد داشتن و عظمت و آگاهي و علم و بصيرت و شنوايي او را در نظر داشتن. نماز خواندن مهم نيست، بايد اهل نماز بود. ذکر مرحله اي مفيد نيست، ذکر مدام، سازنده است. خواجه عبدا... انصاري در کتاب«صد ميدان» گفته است:
«فرق ميان تفکر و تذکر آن است که تفکر، «جستن»است و تذکر«يافتن» است و تذکر سه چيز است: به گوش ترس، نداي وعيد شنيدن - و به چشم رجا، با منادي به وعده دوست نگريستن - و به زبان نيازمندي، منت را اجابت کردن است».
مرحوم ملااحمد نراقي گفته است: «... ياد خدا کردن، نفع آن در صورتي است که دوامي داشته باشد؛ يعني دائم يا بيشتر اوقات در ياد خدا باشد و با زبان او را ياد کند، با حضور قلب و فراغت دل و توجه تام به خداوند علام، تا اينکه فکر او در دل قرار گيرد و انوار عظمت او بر دل بتابد و از اشراقات خورشيد جمال او، سينه گشاده گردد...».
در قرآن کريم، نماز، به عنوان«ياد خدا» مطرح شده است. ذکر خدا به عنوان مايه اطمينان و آرامش قلب بيان شده است. فراموشي خدا، به خودفراموشي منتهي مي شود.ذکر، مايه آرامش خاطر و اطمينان قلب است، رسيدن به خودآگاهي و «خدا آگاهي» است، مايه قدرت نفس و اتصال به کانون قدرتهاست، از بين برنده وسوسه ها و دغدغه هاي دروني است، عامل ارتباط با خدا و وسيله تغذيه روح و امداد جان است و رسيدن به حقايقي برتر و والاتر از جلوه هاي مادي هستي است.
از خدا بخواهم، توفيق ياد مداوم و مستمر الهي را، که او رهنماست و هدايت کننده همه است و نشان دهنده راه، به گمراهان است.

  


سبد غذايي ماه رمضان ؛ اين غذاها را بخوريد



قسمت دوم

گروه معارف- اکبري: همان طور که در شماره قبل گفتيم، ايراني ها از غذاهاي متنوعي براي رنگين کردن سفره افطاري خود استفاده





مي کنند که بعضي از اين غذاها بسيار مفيد بوده و هستند و برخي ديگر بسيار مضر و ما در اين مقاله قصد داريم مضرات و فايده هاي اين غذاها را به شما خواننده گرامي معرفي کنيم.
1 - خرما:خوشبختانه يکي از ميوه هاي خوبي که در ماه مبارک رمضان به وفور بين ايراني ها استفاده مي گردد خرماست، خرما داراي انواع و اقسام ويتامينهاست و باعث مي شود در طول زمان روزه داريمان از احساس سيري مناسبي برخوردار باشيم و همچنين ويتامينهاي مورد نياز بدنمان را از آن تأمين بکنيم و توصيه مي شود، در فاصله بين افطار تا سحر سعي کنيد 4 تا 6 خرما ميل کنيد و ميزان کالري 5 عدد خرما حدود 10 کالري است که براي هضم آن بايدحدود نيم ساعت پياده روي کنيد.
2 - آش و سوپ: يکي ديگر از غذاهايي که در ماه مبارک رمضان توصيه مي شود استفاده کنيد، آش و سوپ است.
البته بيشتر تأکيد ما روي سوپ مي باشد؛ زيرا که هم جلوي کسري آب روزانه شما را مي گيرد و هم ميزان کالري کمتري نسبت به آش دارد. شايان ذکر است، يک ليوان آش رشته حدود 250 کالري دارد ولي يک ليوان سوپ حدود 90 کالري دارد که براي هضم يک ليوان آش حدودا يک ساعت بايد پياده روي کنيد و براي هضم يک ليوان سوپ حدود 25 دقيقه بايد پياده روي نماييد.
3 - حليم: با توجه به مواد موجود در حليم «گوشت، گندم و...» مي توانيم از حليم به عنوان يک غذاي پرخاصيت، اما پرکالري و پرخطر نام ببريم! چرا؟ چون متأسفانه معلوم نيست در حليم هاي بيرون از چه نوع گوشتي استفاده مي شود و همچنين معلوم نيست اين علاقه مردم ايران زمين از کجا آمده که حليم پرکالري را با شکر پرکالري ميل مي کنند. بنابراين خوردن حليم با اين شرايط توصيه نمي شود و اگر مي خواهيد بدانيد يک ليوان حليم بدون روغن و شکر چقدر کالري دارد بايد بگويم حدود 180 کالري دارد که اگر قرار باشد مقدار کالري شکر و روغن را هم به آن اضافه کنيم، اين ميزان کالري به 300 هم مي رسد و براي هضم آن شما بايد حدوداً يک ساعت و 10 دقيقه پياده روي کنيد.
4 - شله زرد: اگر بخواهيم در مورد ارزش غذايي شله زرد بگوييم، مي توانيم رأي و گزينه متوسط و تقريباً مناسب را برايش انتخاب کنيم؛ چون هم فوايد دارد و هم مضرات، فايده شله زرد اين است که در آن زعفران و برنج و بادام کاربرد دارد.
«البته با توجه به مصرف بالاي برنج در ايران، داشتن و بودن برنج در شله زرد حسن به شمار نمي آيد» و اگر بخواهيم در مورد مضراتش صحبت بکنيم ميزان شکر بالاي شله زرد باعث چاقي مي شود و خوب است که بدانيد 100 گرم از شله زردي که ميل مي کنيد حدوداً 140 کالري دارد که براي هضم آن حدوداً 40 دقيقه بايد پياده روي کنيد.

  


ماه اصلاح روشها



روزه امري بسيار مؤثر در تربيت روح و جان آدمي است و از اين رو، ماه مبارک رمضان را مي توان ماه اصلاح روشها و تربيت و سازندگي دانست. ماه شکستن عادتها. همين عادت شکني خودش مهمترين اصل تربيتي و خود سازي است. امام علي (ع) در تأکيد و توجه به مسأله تربيت و توجه به اهميت عادت پذيري مي فرمايند: به خود و خانواده خود خوبي بياموزيد و آنان را تربيت کنيد. (ميزان الحکمه/ ح 400 )
انسان بايد سعي کند که به چيزي عادت نکند؛ به لباس يا وسيله نقليه يا... و خودش را گرفتار و دربند چيزهاي بي خود و بي ارزش نکند. اگر عادتي در اعمال و رفتارش ايجاد مي شود، نيکو و پسنديده باشد.
بعضي وقتها آدمها عادتهاي عجيب و غريبي به خود مي گيرند، عادتهايي که برايشان مشکل درست مي کند و معضل مي تراشد؛ مثل سخن چيني يا غيبت که به راحتي براي انسان تبديل به عادت مي شود. عادتي که مي تواند انسان را به قعر دوزخ بکشاند و البته مقابله با آنها امري بسيار سخت و دشوار به نظر مي آيد يا همين سيگار کشيدن يا پرخوري و بي توجهي به رژيم غذايي مناسب که متأسفانه گريبانگير خيلي از افراد مي باشد و به اين راحتي ها دست از دامن آدمي بر نمي دارد.اما روزه ماه مبارک رمضان به همه ما نشان مي دهد که به چه آساني مي شود پا روي اينها و همه عادات شيطاني و رفتارهاي غلط جسماني گذاشت و به مصافشان رفت و آنها را شکست و در مراقبتهاي رمضاني و گرسنگي و تشنگي روزهاي رمضان هضم کرد و دست مضرات آنها را از دامن جسم و جان خود کوتاه کرد.
نگويند از سر بازيچه حرفي
کز آن پندي نگيرد صاحب هوش
و گر صد باب حکمت پيش نادان
بخوانند آيدش بازيچه در گوش
(گلستان باب دوم حکايت 21 )
تربيت پذيري در ايام ماه مبارک رمضان نياز به آماده سازي دارد و توجه به اين مطلب که انسان به فطرت خدادادي برگردد و خودش را در مسير نفحات الهي که در ماه رمضان سرشار و پربارتر است، قرار دهد و ظرف دلش را از ناپاکي ها منزه کند تا آماده پرشدن ازمراحم الهي گردد والا آدم عاقل با ظرف کثيف نبايد انتظار اکرام و اطعام داشته باشد.

  


روزه اولي ها ؛ جلسه قرآن



سارا گفت: بلد نيستم. بابا با خنده گفت: کاري ندارد،تو ديگر 9 ساله شدي و روزه مي گيري. بايد بتواني بخواني. سارا گفت: شايد غلط بخوانم. بابا خنديد و گفت: اگر اشتباه کردي کمکت مي کنم. سارا نفس عميقي کشيد و شروع کرد به خواندن: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.... او يک آيه خواند، دو آيه و سه آيه. اولش يک کمي سخت بود و بعضي کلمه ها را غلط مي خواند، اما هر جا اشتباه مي کرد، بابا کمکش مي کرد. چند آيه که خواند، با خوش حالي گفت: جانمي! خيلي سخت نيست. بلدم قرآن بخوانم. سارا با خوش حالي دويد پيش مامان تا همه چيز را تعريف کند. از آن روز به بعد سارا روزي يک ساعت کنار بابا مي نشست و قرآن مي خواند . تا اينکه يک هفته گذشت و روخواني سارا خيلي خوب شد. يک روز مامان گفت: حالا که اين قدر خوب مي خواني مي تواني از امروز با من بيايي دوره قرآن. سارا با خوش حالي گفت: واي! يعني عيبي ندارد. مامان خنديد و گفت: نه، تو ديگر خانم شدي، چه عيبي دارد! سارا با عجله رفت تا لباس بپوشد و با مامان برود دوره قرآن.
هر سال رمضان، اقدس خانم، همسايه رو به رويي جلسه هاي دوره قرآن مي گرفت و همه همسايه ها دور هم جمع مي شدند و قرآن مي خواندند. سارا از اينکه مي توانست مثل بزرگترها برود دوره قرآن و قرآن بخواند، خيلي خوش حال بود. او قرآن کوچکي را که بابا برايش خريده بود، برداشت و همراه مامان راه افتاد. خانه اقدس خانم حسابي شلوغ بود. سارا به همه يک نگاهي انداخت و توي دلش گفت: واي، چه قدر شلوغ! خدا کند نوبت من هم بشود قرآن بخوانم بعد هم قرآنش را باز کرد تا مثل بقيه خط ببرد. بالاخره بعد از مدتي نوبت سارا و مادرش شد. مامان با مهرباني گفت: سارا جان! اول تو بخوان. سارا زيرچشمي به همه نگاهي کرد و بعد شروع کرد به خواندن: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم... او با دقت و خوب همه کلمه ها را تلفظ مي کرد.
واقعا خيلي خوب مي خواند؛ خوب و بدون غلط. يک صفحه که تمام شد،اقدس خانم با تعجب گفت: خيلي خوب خواندي سارا آفرين. سارا خيلي خوش حال شد و تشکر کرد. جلسه تمام شده بود، سارا و مادرش مي خواستند بروند که اقدس خانم صدايشان زد: مادر سارا، مادر سارا. مامان و سارا برگشتند.
اقدس خانم با يک لوح کوچک قرآن جلو آمد و گفت: اين هديه دخترت است. خيلي خوب قرآن خواند. سارا خيلي خوش حال شد و لوح را محکم توي بغلش گرفت و تشکر کرد. وقتي به خانه مي رفتند، سارا با خوش حالي مي گفت: جلسه قرآن خيلي خوب بود. مامان جان هر روز مي آيم.

  


سفره افطار ؛ کوکوي گوشت



گوشت چرخ کرده: 250 گرم / تخم مرغ: 4 عدد اگر ريز بود 5 عدد






پياز يک عدد متوسط
زرشک يک استکان
گردو خرد شده يک استکان
پودر نان 2 قاشق
روغن به ميزان لازم
ادويه: نمک و فلفل و دارچين
زعفران آب کرده يک قاشق مرباخوري
طرز تهيه:
1 - ابتدا گوشت را نمک و فلفل بزنيد و پياز را روي گوشت رنده کنيده+ 2 قاشق پودر نان
2 - زرشک و گردوي خرد شده و زعفران را به مواد بالا اضافه کنيد
3 - تخم مرغ ها را يکي يکي به مواد اضافه کنيد و با چنگال هم بزنيد
4 - روغن را در تابه اي مناسب گرم کنيد
5 - مواد را در ماهي تابه ريخته روي مواد را صاف يکدست کنيد و روي آن دارچين بپاشيد
6 - در ماهي تابه را نيمه باز بگذاريد و بگذاريد يک طرف آن که طلايي شد، برگردانيد
7 - در مرحله آخر در ماهي تابه را بگذاريد تا با حرارت ملايم پخته شود
8 - همراه با سبزيجات تزئين و ميل نماييد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com