|
جواد محدثي
دعاي روز هفتم ماه رمضان
بسم ا... الرحمن الرحيم
اللهم اعني فيه علي صيامه و قيامه و جنبني فيه من هفواته و اثامه وارزقني فيه ذکرک بدوامه بتوفيقک يا هادي المخضلين: خدايا! ياري ام کن در اين ماه بر روزه و شب زنده داريش و دورم بدار در آن از لغزشها و گناهانش و روزيم کن در آن ذکر خود را به طور دوام و يکسره به توفيق خود، اي راهنماي گمراهان!
***
خداوند به عيساي مسيح وحي کرد: «اي عيسي! همواره در تنهايي ها به ياد من باش، بدان که از ناله ها و نجواها خوشحال مي شوم، در نيايش،«زنده» باش، نه«مرده»!
دعا، بايد از عمق جان برآيد و خواسته دل باشد. جملات دعا، بايد شعله هايي از روح دردمند و نيازمند و جستجوگر و طالب و عاشق انسان باشد. دعا، بايد «حيات» داشته باشد. نيايش، بايد«روح» داشته باشد، زنده باشد، نه مرده. بايد از صميم جان خواست، همچون دردمندي گرفتار و بي درمان، همچون غريقي که در چنگ امواج، گرفتار است و فريادرسي ندارد. در نياش بايد«قلب» را پيش خدا برد. اين ظرف را بايد پر از خدا کرد، بايد خدا را فرياد کرد، تا ناله به جايي برسد، تا«لبيک» اجابتي از سوي پروردگار آيد، تا رخصت بار يافتني به آن درگاه، داده شود.
عبادت، با کمکهاي الهي: درست است که خداوند از ما عبادت خواسته و به نماز و روزه فرمان داده است، ليکن در موفق شدن به اينها نيز، خدا بايد خود، ياري کند. شبهاي پربرکت، سحرهاي پر معنويت، روزهايي که سفره ضيافت الهي گسترده است. زمينه عمل آماده است، اما بايد خداوند توفيق دهد بر«صيام» و «قيام»، تا از «لغزش»ها و «گناهان»، دوري کنيم.
در طريق عمل، با موانعي رو به رو هستيم، نفس، سنگ اندازي مي کند، دل، تمايل به هوس و شهوات دارد، غرور و رياست طلبي و خودخواهي گاهي زبانه مي کشد، ابليس براي بازداشتن ما از پرداختن به حق، وسوسه مي کند، بالاخره دشمناني دروني و بيروني داريم که بايد از چنگشان رها شويم تا به خدا برسيم. امدادهاي الهي، بايد«همراه» ما باشد.
طي اين مرحله بي همرهي خضر مکن
ظلمات است، بترس از خطر گمراهي
آيا نمازي که مي خوانيم، همان نماز خدا خواسته است؟ !
هميشه به ياد خدا بودن، همواره متوجه مسؤوليت و تعهد بودن، در همه جا خدا را حاضر و ناظر دانستن، با همه چيز خدا را ديدن، نسبت به تمام اعمالمان خدا را«بصير» دانستن، نسبت به همه حرفهايمان، او را«شنوا» دانستن، خود را در همه حال، در محضر«پروردگار» ديدن... .
اين است معناي واقعي ذکر خدا، که سازنده است، بازدارنده از گناه است، دعوت کننده به طاعت است، عامل خوف و خشيت است، سبب ساز حضور قلب است.
آنچه که در اين فراز، در دعاي امروز از خداوند خواسته ايم، «دوام ذکر» است، نه فقط«ذکر»، نه اينکه يک بار، يا دوبار، به ياد خدا بيفتيم، نه... بلکه هميشه به ياد خدا بودن و خدا را در ياد داشتن و عظمت و آگاهي و علم و بصيرت و شنوايي او را در نظر داشتن. نماز خواندن مهم نيست، بايد اهل نماز بود. ذکر مرحله اي مفيد نيست، ذکر مدام، سازنده است. خواجه عبدا... انصاري در کتاب«صد ميدان» گفته است:
«فرق ميان تفکر و تذکر آن است که تفکر، «جستن»است و تذکر«يافتن» است و تذکر سه چيز است: به گوش ترس، نداي وعيد شنيدن - و به چشم رجا، با منادي به وعده دوست نگريستن - و به زبان نيازمندي، منت را اجابت کردن است».
مرحوم ملااحمد نراقي گفته است: «... ياد خدا کردن، نفع آن در صورتي است که دوامي داشته باشد؛ يعني دائم يا بيشتر اوقات در ياد خدا باشد و با زبان او را ياد کند، با حضور قلب و فراغت دل و توجه تام به خداوند علام، تا اينکه فکر او در دل قرار گيرد و انوار عظمت او بر دل بتابد و از اشراقات خورشيد جمال او، سينه گشاده گردد...».
در قرآن کريم، نماز، به عنوان«ياد خدا» مطرح شده است. ذکر خدا به عنوان مايه اطمينان و آرامش قلب بيان شده است. فراموشي خدا، به خودفراموشي منتهي مي شود.ذکر، مايه آرامش خاطر و اطمينان قلب است، رسيدن به خودآگاهي و «خدا آگاهي» است، مايه قدرت نفس و اتصال به کانون قدرتهاست، از بين برنده وسوسه ها و دغدغه هاي دروني است، عامل ارتباط با خدا و وسيله تغذيه روح و امداد جان است و رسيدن به حقايقي برتر و والاتر از جلوه هاي مادي هستي است.
از خدا بخواهم، توفيق ياد مداوم و مستمر الهي را، که او رهنماست و هدايت کننده همه است و نشان دهنده راه، به گمراهان است. |